ندر احوالات اتفاقات عجيب و غريب در پرسپوليس ! 1- يواشکي به حوار ملامحمد پول مي دهند و در گوشش مي گويند: «اين پول را بگير و صدات در نياد چون به بقيه پول نداديم.» بعد شايعه مي کنند که حوار هم پول نگرفته در نتيجه تبعيضي وجود ندارد. در همان روز ميثم بائو بنز 80 ميليوني کريم باقري را مي خرد تا مشخص شود او بر خلاف ديگران پولش را سر وقت گرفته است. يکي از بازيکنان پرسپوليس زير لب غرولند مي کند که: «آنها که مدير برنامه هايشان لابي قويتري دارد زودتر به پولشان مي رسند.»
2 - افشين قطبي رفته سر تمرين پرسپوليس که ديداري تازه کند و به منتقدانش بفهماند که تيمهاي بزرگ را کاملاً زير نظر دارد- متوجه باشيد که عصر همان روز سري هم به تمرين استقلال زد- اما پرسپوليسي ها طور ديگري از اين ملاقات استفاده مي کنند. سرمربي تيم ملي را کنار مي کشند که «آقا تو با کريم رفيقي برو باهاش صحبت کن اين طوري تيم را به هم نريزد» و آقاي سرمربي تيم ملي هم کريم باقري را کناري مي کشد و 20 دقيقه اي با هم جلسه سرپايي برگزار مي کنند و معلوم نيست خروجي اين جلسه يک کريم باقري آرام است و يا قطبي هم نتوانسته از کاري که از دست مديريت خود پرسپوليس برنيامده، برآيد.
3 - بازيکنان ريختند جلو در باشگاه و داد و بيداد کردند اما کرانچار از آن خبري ندارد. انصاري فرد از اولتيماتوم جدي و قاطع به سرمربي تيم مي گويد اما کرانچار از آن اظهار بي اطلاعي مي کند. بازيکنان و روزنامه ها از باندبازي در ترکيب تيم مي گويند و اينکه بعضي ها به بعضي ديگر پاس نمي دهد اما اين هم به چشم کرانچار نيامده است. ترکيب اوليه خوب بازي نمي کند اما تعويضيها از روي نيمکت مي آيند و گل مي زنند اما کرانچار خودش را توجيه مي کند که تعويضهايش تيم را نجات داده است. کلاً کرانچار خبر دارد در چه تيمي سرمربيگري مي کند يا نه؟
4 - محجوب، يک آدم پولدار است که معلوم نيست چرا اين قدر اصرار دارد که اسپانسر پرسپوليس شود و سالي 6 ميليارد يا به قول خود انصاري فرد 13 ميليارد به اين تيم بدهد. آن هم در شرايطي که طي سالهاي گذشته ديده ايم که هيچ اسپانسري حاضر نيست بيش از يک يا دو ميليارد تومان به اين باشگاه پرداخت کند. در چنين شرايطي مسؤولان باشگاه پرسپوليس و سازمان تربيت بدني به اين نتيجه رسيده اند که حتماً ريگي به کفش محجوب است در نتيجه به عقد اين قرارداد تن نمي دهد و با گذشت سه هفته از مسابقات ليگ اين تيم هنوز اسپانسر ندارد و در انبوه مشکلات ريز و درشت دست و پا مي زند. گفته مي شود محجوب در صورتي که سازمان لب تر کند حاضر است تمام اين مشکلات را مرتفع کند. اما آقاي اسپانسر دست به نقد که اين بار خودش پا پيش گذاشته پشت در اتاق مديران مانده معطل.
5 - اشپيتيم آرفي تنها بازيکني است که در مراسم افطار شرکت مي کند(! ) اما او هم وقتي متوجه کودتاي همبازيهايش مي شود قصد ترک ميز را دارد که مدير عامل با من بميرم تو بميري او را نگه مي دارد. فرداي همان روز کاپيتان تيم توي چشم مدير عامل نگاه مي کند و مي گويد: از اين وعده ها از شما خيلي شنيده ايم و جمله او را ديگران با تکان دادن کله تأييد مي کنند. «لامصب! اتوريته مديريتي در پرسپوليس بيداد مي کند»