بالا
 تعرفه تبلیغات




 دانلود نمونه سوالات نیمسال دوم 93-94 پیام نور

 دانلود نمونه سوالات آزمونهای مختلف فراگیر پیام نور

صفحه 9 از 10 اولیناولین ... 78910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 از مجموع 99

موضوع: مطالبی پیرامون امام زمان (عج)

  1. #81
    • 329

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    راه های ارتباطی

    پیش فرض

    4ـ همان اشکال به وجهي ديگر. چه فائده در وجود غائب، وجود شخص غائبي که هيچ انتفاعات وجودي بر وي بار نباشد مساوي با عدم اوست؛ يعني چه باشد و چه نباشد يکسانست. پس اعتقاد به چنين امام غائبي چه اثري دارد؟

    5ـ اشکال ديگر متولد از همين اشکال، چرا در همان وقتي که بناي ظهور و قيام است متولد نشود. بودن بي فائده با اين همه طول زمان چه اثري دارد؟

    6ـ چرا غيبت اين همه طولاني بايد باشد، اگر قيام و ظهوري در کار است پس تا کي اين انتظار است؟

    7ـ چگونه با اين همه طول مدت زنده است؟

    8ـ هر چيزي مدتي دارد، مدت غيبت او چقدر خواهد بود، ظهور او چه وقت است؟

    9ـ علاماتي که ميگفتند ظاهر شد پس چرا ظاهر نشد؟

    10ـ در آخر او در کجا است؟ چه ميکند و چگونه به سر ميبرد؟

    اين جمله دو اشکال و اشکال دوم منحل به سه اشکال پس اين دوازده اشکال و شبهه است. اخيرا در اين ايام اشکال ديگر نيز بر عوام القاء ميکنند و آن اينست که جنگهاي امروز با اسلحه جديد است و اسلحه او اسلحه قديم. چگونه با آن اسلحه ميتوانند با اين دولتها بجنگد آن هم همه را مغلوب کند.

    اين اشکالات اگر صرفا از مردي که خود را خارج از اسلام ميدانند ميش چندان جاي شگفت نبود ولي عجب اينست که مخالفين مذهب ما که خود را مسلمان ميگمارند هم اين اشکالات را ميکنند، بلکه در حقيقت از ماست که بر ماست. ايشان ابتداء اين اشکالات را نموده و راه پا براي ديگران باز کرده اند. آري آنان با ما در اول کار يعني در امام اول اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) و همچنين در ائمه بعد چه حسن موافقت به خرج داده اند و چه رفتارهاي نيکي با انها کرده اند که در آخر کار و امام آخر از ايشان انتظار داشته باشيم. خير خير، جز نقض کردن مانند نقض بيعت غدير و جز جعل حديث کردن و جز معاوضه و تأويل و تحريف چيز ديگر از آنان انتظار نداريم.

    به هر حال اشکالاتيست شده چه از ايشان و چه از غير ايشان و چه انتظار داشته باشيم و چه نداشته باشيم، بايد جواب از آنها داد و امتناع از جواب هم نداريم تا اسباب شبهه در قلوب مؤمنين نگردد. اما مقصود اينست که کيفيت جواب فرق ميکند. مخالفين اسلام را به نحوي بايد جواب داد و آنانکه خود را مسلمان ميداندد به نحو ديگر.

    اما جواب غير مسلمان يک کلمه بيش نيست و آن اينست که اين اشکالات شما بحث فرعيست و بحث فرعي با کسيکه اصلش را منکر است لغو و بي مورد است. هر اهل دين و مذهبي معتقداتي دارند. بعضي از آنها اصل است و بعضي فرع. با هر کسي اول بايد در اصولش بحث کرد، اگر اصولش ثابت و مسلّم شد جاي بحث در فروع نيست و فروع قهرا ثابت و مسلم خواهد شد. پس غير مسلمان بايد با ما بحث در اصل اسلام کند تا مرتبه به مرتبه سلسله مراتب را طي کند تا برسد به اينکه چرا امام بايد غائب باشد. زيرا که اين اعتقاد بستگي به نص و اخبار دارد پس جنبه فرعيت دارد. (1)

    تا اصلش مسلّم نشود چگونه ميتوان فرعش را مسلّم نمود. مثلا اگر ما به او بگوئيم پيغمبر(صلي الله عليه و آله وسلم) يا امام جعفر صادق(عليه السلام) اين چنين فرموده او که هنوز (صلي الله عليه و آله وسلم) يا امام جعفر صادق(عليه السلام) را نشناخته و قبول ندارد، اين جواب چه تاثيري در وي خواهد کرد.

    (1) يعني اگر چه بحث امامت از اصول عقائدست امام از اين جهت جنبه فرعيت دارد و منافاة ندارد که بعضي از اصول فرع بعضي ديگر باشد.

    منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص26-29.

  2. #82
    • 329

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    راه های ارتباطی

    پیش فرض

    «واما جواب از مخالفين با ما در مذهب»




    دو جواب است؛ يکي اجمالي و يکي تفصيلي.جواب اجمالي از سه وجه:

    وجه اول: مانند جوابي که به غير مسلمان ميدهيم و آن اين است که مسئله غيبت و خصوصيات او اگر از فروعات مذهب است پس اگر شما را با ما بحثي است بايد در اصل مذهب بحث کنيد وگرنه اين اشکالات بيجا و بي مورد است.

    وجه دوم: اينکه اصلا اين مسئله از فروعات اسلام است نه تنها از فروعات مذهب شيعه. پس اگر اصل او در اسلام ثابت شد. اولا: جاي چون و چرا نيست. زيرا که اشکالات گذشته بعضي به معارضه با مشيت خدا و حکمت خدا برگشت ميکند و بعضي با قدرت خدا و از شخص مسلمان اين معارضه بعيد و غير مناسب با عقائد اسلامي است.ثانيا: مسئله مشترک خواهد بود. پس اشکالات شما اگر بجا باشد مشترک الورود خواهد بود. پس شما هم ملزم به جواب خواهيد بود.


    ميزان اينکه مسئله اسلاميست پس مشترک ما بين همه مذاهب است يا اختصاص بيک مذهب تنها دارد اينست. اگر آن قضيه و حکم را همه نقل کرده اند، مشترک ما بين همه است و اگر تنها يک مذهب يا دو مذهب يا بيشتر نقل کرده اند، مختص به ناقل وي است. اما اينکه قضيه غيبت و ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مشترک اسلاميست و اصلش در اسلام ثابت است، اثباتش را محول به کتب خود شما مي نمائيم و شما را به کتب خود حواله ميدهيم. مراجعه کنيد و ببينيد چه اخبار زيادي از پيغمبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و از صحابه مانند جابر و حذيفه و عبدالله بن مسعود و عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر و عبدالله بن عمروبن العاص و ابوسعيد خدري و ابوامامه باهلي و انس بن مالک و ابوهريره و غيرهم نقل کرده اند درباره خصوصيات حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از شمائل او و نسب او و کيفيت ظهور او و نماز خواندن عيسي بن مريم پشت سر او و همواره پيغمبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و همچنين صحابه مردم را مژده ميدادند به ظهور او. و شما را حواله ميدهيم به منصفين شما مانند کمالالدين محمد بن طلحه در کتاب مطالب السئول در مناقب آل رسول و سبط، ابن الجوزي در کتاب تذکرة الأئمة، و شيخ سليمان حنفي نقشبندي در کتاب ينابيع الموّدة و غيرهم که چگونه به تمام خصوصيات حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مانند شيعه اعتراف نموده اند حتي جواب از اشکالات را هم تا حدي داده اند و چگونه اخبار بسيار نقل کرده اند، بلکه بعضي بخصوص در اين باره کتاب نوشته اند مانند محمد بن يوسف گنجي که کتابي نوشته بنام کتاب البيان في اخبار صاحب الزمان و حافظ ابونعيم چهل حديث نقل کرده و در ينابيع المودة اعتراف بسياري از بزرگان علماي اهل سنت را ذکر کرده و شعرهائيکه در اين باره گفته اند درج ساخته و کتابهاي بعضي را که نوشته اند يا مقداري از کتاب را که در خصوص آن حضرت است عين آنرا نقل کرده و سيد بن طاووس سه کتاب از ايشان را عين آنرا در کتاب ملاحم و فتن خود نقل کرده. يکي کتاب الفتن تأليف نعيم بن حماد خزاعي. دوم کتاب الفتن تاليف ابي صالح سليلي. سوم کتاب الفتن تاليف ابي يحيي زکريا بن يحيي. آيا با اين وصف جاي تعجب نيست که اين همه بنويسند و نقل کنند باز چنان اشکالاتي کنند که شأن مسلمان نيست بلکه وظيفه او تسليم است در مقابل گفته خدا و رسول(صلي الله عليه و آله و سلم).

    ادامه در پست بعد

  3. #83
    • 329

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    راه های ارتباطی

    پیش فرض

    أما لَيسَ هَذَا أوَّلُ قَارُورَة کُسِرَت فِي الإسلامِ



    اين اولين شيشه نيست که در اسلام شکسته شده. همان غرض و مرضي را که نسبت به اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) و يک يک از ائمه طاهرين(عليهم السلام) اعمال کردند نسبت به آخرين ايشان نيز داردند و اعمال ميکنند. شما را بخدا اين عمل را به چه مي توان حمل کرد جز بر غرض و مرض و عناد و لجاج.





    منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص29-31.

  4. #84
    • 329

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    راه های ارتباطی

    پیش فرض

    «پس اهل سنت در مقابل اين اخبار چه ميکنند و عقيده ايشان چيست؟»



    اهل سنت منکر اين اخبار نيستند. زيرا که هم در کتب معتبره ايشان ضبط شده و هم از کثرت، به حدي است که قابل انکار نيست و هيچکس منکر ظهور حضرت مهدي(عليه السلام) و قيام او در آخرالزمان و غلبه او بر اديان و تسلط او بر روي زمين نيست الا اينکه ايشان سه دسته شده اند. يکدسته از ايشان که منصفند چنانچه ذکر شد موافق با شيعه اند در جميع خصوصيات. دسته ديگر که معظم ايشانند چون امر ولادت آنحضرت بر ايشان مخفي شده معتقدند که او از نسل حضرت علي(عليه السلام) و حضرت فاطمه(عليهاالسلام) و از ذريه امام حسين(عليه السلام) است اما هنوز متولد نشده و در همان اوان نزديک به قيام متولد خواهد شد و در باقي امور مطابق دسته اول تا آنجا که اخبار خودشان حاکي است از خصوصيات و کيفيات ظهور و علائم قائلند. دسته سوم بعضي قليل قائلند که مراد از حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) همان عيسي بن مريم(عليهماالسلام) است که نازل خواهد شد و خصوصيات را بر وي منطبق ميکنند و قول اين طائفه نزد همه مردود است و شايد قائل به آن الآن وجود نداشته باشد و اين قول مخالف نص پيغمبر(صلي الله عليه و آله وسلم) است به اتفاقات روايات شيعه و سني که فرمود: عيسي بن مريم(عليهمالسلام)پشت سر حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نماز مي گزارد.



    اشکالاتي که از غيبت شده از اين دو دسته اخير است که قائلند یا اينکه حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) همان عيسي(عليه السلام) است و يا اينکه هنوز متولد نشده و بعدا متولد خواهد شد و فرزند امام حسن عسکري(عليه السلام) را يا راساً منکرند که براي آنحضرت فرزندي بوده. چون خود نديده اند و از کسي مانند خود نشنيده اند و يا مي گويند اگر بوده تا کنون مرده و هلاک شده نظر به ان اشکالات موهوم و موهوني که در نظرشان قوي آمده.

    «چگونه آن منصفين قائل به امامت حضرت مهدي(عج)شده اند،نه باقي ائمه»

    ادامه در پست بعد

  5. #85
    • 329

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    راه های ارتباطی

    پیش فرض

    اما اعتراف به امامت او نظر به اخباريست که از پيغمبر(صلي الله عليه و اله وسلم) نقل کرده اند که حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) امام شما است، حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) امير شما است؛ حضرت عيسي(عليه السلام) به او اقتداء ميکند، مخالفت او را نکنيد. من اول اين امتم و عيسي(عليه السلام) آخر اوست و حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در وسط. و هلاک نمي شود امتي که من اول او باشم و حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در وسط و حضرت عيسي(عليه السلام) در آخر.

    و اما اعتراف نکردن به امامت ائمه سابق، نظر به همان شبهات و تشکيکاتي است که همه ميدانيم و نظر به همان حديث هاي جعلي است که اولياءشان براي ايشان جعل و وضع کرده اند و الا منکر فضائل و مناقب هيچ يک از ائمه نيستند و هيچ کس طعن و مذمتي از ايشان نکرده بلکه جز مدح و ثنا از ايشان ندارند. شايد کسي بگويد بالاخره اين اشخاص که معترف با امامت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف)و ظهور او و تسلط او شده اند بايد به طريقه شيعه درآيند ولو از جهت خوف بر جان. زيرا که ايشان مخالفينند.

    جواب اينست که آنچه مانع ايشان ميشود از قبول طريقه شيعه دو چيز است؛ يکي: غرور به صحت عقائد خود و اعمال خود چنانکه منصور دوانيقي روزي حديث کرد که ناچار است از اينکه به نام مردي از آل ابوطالب از آسمان ندا شود سپس گفت هرگاه چنين چيزي واقع شود ما اول کسي هستيم که اجابت او کنيم. او از بني اعمام ماست. آنان نيز خود را مخالف با او نمي بينند بلکه عقيده صحيح همان را مي دانند که خود دارند و او را هم بر عقيده خود مي دانند. دوم: خبر مجعوليست که در هر باب بالاخره بي جعل نيستند و آن اينست که حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) چون ظهور کند و مردم او را ببينند همه به او ايمان آورند و بدون جنگ، دنيا براي او آماده شود و هيچ خوني نخواهد ريخت و همه را عفو کند؛ با آن همه اخبار که از پيغمبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و از اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) و صحابه نقل کرده اند به اين خبر جعلي در مقابل اتکاء ميکنند، پس ترسي بر خود ندارند.

    «وجه سوم ازجواب اجمالي»

    اين ايرادها حاکيست از انکار و نفي ايراد کننده. زيرا که خصم نافي و منکر در هر قضيه اي گاهي بالصراحة نفي و انکار ميکند و گاهي انکار و نفي خود را بصورت ايراد و اشکال در مي آورد براي عاجز کردن طرف خود. بنابراين ميگوئيم نفي هر قضيه هاي يا نفي امکانيست يا نفي ثبوتي. يعني هر کس هر چيز را نفي ميکند يا بايد نفي امکاني کند يعني بگويد اين امر ممتنع است، محال است، ممکن نيست. يا نفي ثبوتي کند؛ به اين نحو که بگويد ممکن است امام ثابت نشده. ما از حضرات ايراد کنندگان که ايرادشان حاکيست از نفيشان، سوال ميکنيم شما ميخواهيد بگوئيد که غيبت امام با خصوصياتي که شيعه معتقد است، امريست محال و غير ممکن يا ميگوئيد امر ممکنيست اما ثابت نشده. اگر در ثبوتش سخن داريد يا شما شخص با اطلاع هستيد و يا بي اطلاع. اگر بي اطلاع هستيد پس مراجعه کنيد به آنچه گفته شد تا براي شما ثابت شود؛ و اگر با اطلاع هستيد پس اين تشکيکات در مقابل نص، وجهي ندارد و انکارش مستلزم تکذيب پيغمبر اکرم(صلي الله عليه و آله وسلم) و صحابه و مصنفين و رواة احاديث و تکذيب امر متفق عليه بين شيعه و سني و امر متواتر قطعي است. و اگر ميگوئيد محال است، پس با اين نصوص و اتفاق چه ميکنيد. پيغمبر(صلي الله عليه و اله وسلم) امر محال نمي گويد و همچنين صحابه و رواة و مصنفين، امر محال را تصديق نمي کنند و نمي نويسند و روايت نميکنند. در اينجا ملجأ ميشويد به دو چيز: يکي آنکه ثابت کنيد که چگونه محال است. دوم اينکه گفته پيغمبر(صلي الله عليه و آله وسلم) را توجيه صحيح کنيد که چگونه امر محال گفته؛ وگرنه رسما تکذيب پيغمبر(صلي الله عليه و آله وسلم) خواهد بود.

    ادامه در پست بعد

  6. #86
    • 329

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    راه های ارتباطی

    پیش فرض

    از ظاهر اشکالات پيداست که شما ادعاي محاليت ميکنيد. ميخواهيد بگوئيد که اين امر محال است. پس بايد اقامه دليل کنيد و دليل شما همان گفته ها است که بصورت اشکال بر معتقدين در آورده ايد و توجيه شما همان بود که گفته هاي پيغمبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و صحابه را حمل کنيد بر اينکه در وقت خود متولد خواهد شد.

    ما ميگوئيم نه ادعاي محاليت صحيح است و نه توجيه آن.اما توجيه؛ پس اولا بر خلاف تصريحات پيغمبر(صلي الله عليه و آله وسلم) است. يکي تصريح به اينکه او را غيبت خواهد بود، ديگر تصريح به اينکه او فرزند امام حسن عسکري(عليه السلام) است و امام حسن عسکري(عليه السلام) هم فوت کرده و جز همان که شيعه به غيبت او معتقدند فرزند ديگري نداشته پس چه وقت از او متولد خواهد شد. اخباريکه پيغمبر(صلي الله عليه و آله وسلم) اسم تک تک از ائمه معصومين(صلوات الله عليهم اجمعين) را ذکر کرده در کتب ايشان به روايت خودشان بسيار است و لذا معترف بفضلشان هستند نهايت به امامتشان اعتراف ندارند و ثانيا نصي از پيغمبر(صلي الله عليه و آله و سلم) نداريد بر اينکه او در آن وقت متولد خواهد شد. فقط صرف حمل و تأويل است و داعي شما بر اين حمل نيست مگر همان شبهات که در دل شما خاجان کرده و بر معتقدين اشکال ميکنيد. پس عمده سخن شما همان دعوي محاليت است که ناشي از آن شبهات شده و شما را بر آن توجيه داعي گشته نه انکار نص و نه نفي احاديث و اخبار.


    اگر شما منصف باشيد و بي غرضانه قضاوت کنيد خواهيد دانست که نه اين اشکالات شما اشکال است و نه مستلزم محال. بلکه همه مبني بر حدس و ظن و تخمين است نه بر علم و يقين به صرف اينکه او را نديده ايد يا تولد او را از کسي مثل خود نشنيده ايد يا جاي او را نمي دانيد و وضع زندگي او را نفهميده ايد منکر وجود او ميشويد. آيا اين انکار انکار عقلائيست يا متکي بر علم و يقين است يا بصرف اينکه مدت غيبت يا وقت ظهور او را ندانستيد و يا فوائد و انتفاعات او را با اينکه غائب است احساس نکرديد، منکر اصل غيبت و فوائد او ميگرديد. آيا اين انکار عقلائيست يا بصرف اينکه مدت طول کشيده و ظاهر نشده و وجه عدم ظهورش را نفهميديد يا اينکه عمر به اين درازي بر خلاف عادت است انکار عقلائي ميشود و امر محالي خواهد شد يا به صرف اينکه علت غيبت او را نفهميديد يا حکمت آن را از نظر مشيت حق نفهميديد، غيبت بي علت و بي حکمت و بي فائده و لغو خواهد شد يا لازمه او اهمال و يا امکان مبدل به محال خواهد گشت. حاشا و کلا اين اشکالات شما که بصورت اشکال و در معني دليل شما است بر ادعاي محال نه در حد خود امور يقيني است و مستند به يقين و نه چنان عقليست که غير قابل خلاف باشد تا اثبات محاليت و عدم امکان کند. پس چگونه بضرس قاطع حکم ميکنيد که غيبت محال است و اراده خداوند به محال تعلق نميگيرد. پس اين دلائل شما محصلي ندارد بجز صرف استبعاد، و البته صرف استبعاد يا ندانستن وجه و حکمت و فائده موجب نميشود انکار نص يا تأويل نص را.


    اين حديث شريف قبل از غيبت و قبل از حدوث اين اشکالات، جواب اجمالي نيز از آنها داده و پيش بيني فرموده: عبدالله بن فضل هاشمي گفت از حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) شنيدم که ميفرمود: براي صاحب اين امر غيبتي است که ناچار است از آن، و در زمان غيبت او در شک و ريب خواهد افتاد هر کس اهل باطل باشد. گفتم فداي تو شوم! چرا بايد چنين غيبتي کند؟ فرمود: از جهت امري که به ما رخصت داده نشده کشف او براي شما. گفتم: پس وجه حکمت در غيبت او چيست؟ فرمود: وجه حکمت در غيبت او، وجه حکمت در غيبت کساني است که پيش از او بوده اند از حجج خداي تعالي. وجه حکمت در غيبت او کشف نمي شود مگر بعد از ظهور او؛ چنانچه کشف نشد براي موسي(عليه السلام) وجه حکمت در آنچه خضر(عليه السلام) انجام داد از سوراخ کردن کشتي و کشتن آن پسر و ساختن ديوار مگر هنگام مفارقت.


    اي پسر فضل! اين امريست از امر خدا و سري است از سرّ خدا و غيبي است از غيب خدا. و هرگاه ما دانستيم که خداوند عزوجل حکيم است، تصديق مي کنيم به اينکه افعال او همه از روي حکمت است اگر چه وجه او براي ما مکشوف نباشد.






    منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص31-35.

  7. #87
    • 329

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    راه های ارتباطی

    پیش فرض

    «راه توسّل چيست؟»


    سؤال: راه توسل چيست؟
    جواب: اصل امکان تشرّف به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به نص خاصي ثابت نشده جز به همان تواتر اجمالي که از ادعاي صالحين به دست آمده؛ چه رسد به اينکه راه معيني براي او باشد و آنچه در افواه گفته مي شود از چلّه ها و ختم ها و اذکار يا در کتبي ديده مي شود که اهليت تأليف ندارند، همه اش تخرص به غيب و ساختگي است، اصلي ندارد.
    بلي! آنچه مي توان گفت، در وسيله تشرف و همان هم عمده چيزي است که وسيله وصول اشخاصيست که اين فيض نصيب آنان شده. جدّ و جهد است از آن جهت که «مَن جَدَّ وَ جَهدَ» هر کس جديت کند مي يابد، اما جديت را در ضمن چه عملي بايد کرد يا چه عملي بهتر اسباب توفيق مي شود. ميزان معلومي ندارد و هر کس در اين باره چيزي بگويد به رأي خود گفته، مسئول خدا و رسولخدا(صلي الله عليه و آله وسلم) و امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خواهد بود.
    آري! اين خودسازي ها و اين خودگوئي ها و اين بي پروائي ها موجب چند توهم بيجا و عقيده بي اصل در عوام گشته و بسا هم لوازم ناپسندانه بدي ايجاد مي کند. لهذا ناگزيريم که يک يک اينها را بررسي کنيم.


    منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص54.

  8. #88
    • 329

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    راه های ارتباطی

    پیش فرض

    «عقيده هاي بي اصل عوامانه»


    اول: اينکه مي گويند: هر کس شيعه پاک خالص باشد و مرد خدا و اهل ورع و تقوي باشد، به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ميرسد و اگر نرسيد، پس در او چيزيست يا در ايمان و خلوص او شبهه ايست و در اين امر به قدري غلو دارند؛ حتي اينکه ميگويند: تو برو خود را صاف کن امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خودش به نزد تو مي آيد و حتي اينکه ميگويند مرد خدا و بنده صالح وجود ندارد والا بايد خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برسد.

    دوم: عده ديگر ميگويند آن کس نائب حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) يعني مرجع تقليد است بايد خدمت امام برسد و مسلم رابطه سرّي هم با آنحضرت دارد و اگر نباشد او مرجع حقيقي نيست.

    سوم: معتقدند که اعمالي هست از قبيل ختوم و چله ها و غيره که هر کس آنها را عمل کند به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برسد و از اين رو در صدد و جستجو بر مي آيند و به هر کس ميرسند، مي پرسند چه عملي بايد کرد يا چه عملي مجرب است يا مجرب تر است که اسباب توفيق تشرف مي شود و بعضي حسن ظن مخصوص به اشخاص سر بتو دارند. پس به هر سوراخي سر مي کنند تا به قول خودشان اشخاص وارسته درويش مسلک و صوفي مآب را پيدا مي کنند و با نهايت خشوع به ايشان مي گويندحضرت آقا يکي از آن ختم هاي مجرب يا عملي که در نظر مبارک بسيار قوي و آزموده است تمنا مي کنم به چاکر مرحمت فرماييد تا خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برسم. نوعاً آن شخص هم با مثل خودشان جاهل و از کسبه بازار است. ناچار به جهل خود يک چيزي مي گويد از آنهايي که شنيده يا در کتاب شخص بي تحقيقي ديده و يا اينکه مرد شياديست از جهل اين بيچاره سوء استفاده مي نمايد و مدتها او را در سنگلاخ رياضت و چله نشيني ميافکند و عاقبت هم آن بدبخت به جائي نمي رسد.

    ادامه در پست بعد

  9. #89
    • 329

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    راه های ارتباطی

    پیش فرض

    چهارم: معتقدند که بزرگترين فضل و رتبه همين است که انسان به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برسد و هر کس به خدمت رسيد از همه کس برتر و بالاتر است اگرچه جاهل باشد. پس اگر جاهل باشد که به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) رسيده باشد از هر عالمي بالاتر و محترم تر است. از اين جهت اشخاص را که در ايشان اين گمان ببرند فوق العاده احترام مي کنند و در حضور او تأدب شديد به خرج مي دهند و فرمان او را با جان و دل مي برند و با اخلاص به او خدمت مي کنند و رسيدگي هايي بي دريغ به او دارند. اي کاش اين عمل ها مخصوص کسي بود که راستي و به طور يقين تشرف حاصل کرده بود تا لااقل هدر نرود. لکن متاسفانه در اصل موضوع هم بر يقين نيستند بلکه چيزي از آن طرف نفهميده و تحقيقي نکرده به منظور گمان خود يا تقليد مانند خود اتکا مي کنند. بلکه نوعا دور و پر همان اشخاص تو دار سر بتو ميچرخند و از بسکه حسن ظن دارند ميگويند اين شخص نبايد خدمت امام نرسيده باشد و از اين رو شيادان بسيار شده اند و دکانشان داغ و زندگيشان بسيار مرفه و اگر طرف، جاهل بيچاره اي باشد و بي غرض و بي نظر هم باشد در اثر اين احترامات زياده بر حد، خود را مي بازد. اگر در اول نظري نداشت و از خود ادعايي نداشت بلکه مريدان درباره او خيال بيجا کرده بودند. بالاخره در آخر نظر پيدا ميکند و صاحب ادعا ميشود بلکه اگر در واقع هم چيزي بوده و تشرفي هم حاصل کرده باز اين بالا بردن هاي مردم ايجاب کبر و نخوت و خودبيني و عجب دوري ميکند، عاقبت خود را شخصي مي گمارد و با اهل علم و علماء مخالفت ميکند و دکاني در مقابل باز ميکند نظير ابليس که واقعا به کشف رسيد و چيزها هم ديد و بي نظر هم بود اما بالا بردن ملائکه او را سبب آن کبر و عجب شد که براي آدم سر فرود نياورد.

    اينها عقائدي عوامانه خود ساخته بي اصل و بي مدرک است، عوام بيچاره را متحير و سر گردان ميکند. راه پا براي شيادان باز ميکند و ساده لوح را بطمع خامي افکند. مدتي به جستجو وادار ميکند سپس مدتي اين اعمال را از چله و ختم ميکند بعد هم به مقصود نمي رسد در ايمانش سست ميگردد و در تشکيک مي افتد بلکه بسا ميشود که مرتد شده و منکر همه چيز ميشود و ميگويد حرفهاي ديگرشان هم مثل اين است. او کي ميفهمد که عملي کرده بي اصل و بي مدرک پس به نتيجه نرسيده.
    عزيز من بناي اصلي بر غيبت است نه رؤيت. امام ديدن ممکن است ولي بشرط اقتضاي مصلحت و آن امرش به دست حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است نه به خواسته من و تو. خود را خسته مکن. پي اين و آن مرو؛ درخواست ختم و چله مکن که هر چه بگويند بي اصل است از خود گفته اند. کساني که رسيده اند به اين ختم ها و چله ها نرسيده اند. بلي بعض از روي خلوص عملي کرده اند و مدتي ادامه داده اند و بسيار جديت کرده اند از روي رجا و اميد، بدون اينکه نظر ختمي داشته باشند يا چله حساب کنند و چون به سادگي خود جديت بسيار کرده اند عاقبت برق لطف جستن کرده و شامل حال ايشان شده. بعدا ديگران او را ختم کرده و چله قرار داده اند و بديهي است که اگر به اينصورت در آيد هرگز به مقصود نرسد. زيرا که بصورت بدعت درآمده. او اين عمل را مقيدا به اين نظر ميکن که اين مؤثر است در مقصود و چهل روز خصوصيتي دارد در مراد با اينکه نصي بر وي نرسيده، عمل را بدون گفته شرع، و خودسرانه کرده و اعتقاد بيجا و بي اصلي داشته. اين فرق دارد با آنکه همان عمل را به نحو رجا و اميد و بدون اعتقاد مدخليت عدد يا عليّت عمل کرده مانند اينکه يکنفري احياناً به مسجد سهله در شب هاي چهارشنبه براي انجان عمل مخصوصي که در شب چهارشنبه رسيده رفته به اميد اينکه شايد به ملاقات حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مشرف شود. چند گاهي اين رنج را به خود داده تا اينکه بالاخره نائل شده و چون او از اين راه به مقصود رسيده ديگران نيز به طمع افتاده اند، کم کم او را بصورت چله درآورده اند، کم کم شهرت يافته که هر کس چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله برود، حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را خواهد ديد. کم کم عمل مجرب خوانده شده، کم کم بعضي غير محقق، تحقيق عملي برايش کرده که عدد چهل خصوصيتي دارد. موسي چهل روز ميقاتش بود. خمير آدم چهل روز مخمر بود و و و . هر چه در دنيا چهل بوده جمع کرده. عوام بيچاره بخيالش واقعا تحقيق عملي کرده غافل از اينکه صدها و هزارها چهل تاها چه ربطي دارد به موضوع که اگر اين عمل چهل روز تکرار يابد خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خواهد رسيد، آخر که اين را گفته و از چه امامي رسيده؟

    ادامه در پست بعد

  10. #90
    • 329

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    راه های ارتباطی

    پیش فرض

    آري؛ بوسيله عمل ها و جديت ها با صفاي باطن و نيت پاک ميشود به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) رسيد به شر اينکه به عمل مخصوصي اعتقاد خصوصيت نداشته باشد که اين عمل مجرب است. زيرا که تجربه در اين باب راه ندارد. هر کس اگر رسيده از راهي رسيده و عمل بخصوصي از شرع نرسيده و به شرط اينکه نظر عليت به وي نداشته باشد؛ يعني عمل خود را علت بداند که تخلف در وي نخواهد بود. زيرا که عملها و جديت ها مقتضي است، علت نيست تا بعدا مصلحت امام چه اقتضاء کند. بلکه بايد صرفا به قصد رجا باشد به شرط اينکه اعمالش مطابق دستور شرع باشد، صلاح و تقوايش پسند باشد نه مثل رفتن مسجد سهله که هر رجاله اي به را مي افتد. جمعيت انبوهي هر شب چهارشنبه ميروند از کسانيکه نماز يوميه خود را نمي دانند. اگر بنا بود که حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) براي هر کس ظاهر شود پس غيبت چه معني و مفهومي خواهد داشت و ديگر غيبت از که خواهد بود. مگر بگويي غيبت از کسانيست که به مسجد سهله نمي روند يا فلان چله و يا فلان ختم را نميگيرند و به شرط اينکه پا بند به چهل و عدد چهل يا هر عدد مخصوصي نباشد بلکه اينقدر از عمل دنبال کند تا به مقصود برسد به شرط اينکه اهل عجب نباشد و او را عجب فرا نگيرد و کبر بر ياران خود نفروشد.

    آري با چنين شرايط ممکن است توفيق شاملش شود اما ملازمه ندارد ممکن است هم به مقصود نرسد؛ هيچ ملازمه در کار نيست و همچنين صلاح و تقوي و ورع و مرد خدا بودن ملازمه ندارد که به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برسد يا مرجع تقليد بودن ملازمه ندارد. چه بسيار از علماي بزرگ اهل زهد و ورع به اين فيض نائل نشدند. اصحاب سيصد و سيزده تن که شبهه اي در خلوص و ايمان و عمل ايشان نميرود تا آن ساعت که در مکه جمع مي شوند، حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را نديده و به خدمتش نرسيده. پس چنين نيست که هر کس مرد خدا باشد بايد به خدمتش برسد. پس غيبت يعني چه. و همچنين ملازمه نيست که هر کس به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برسد افضل و برتر از همه باشد حتي از مجتهد مسلم. علما از مقام علميکه دارند نظر به توقيع شريف که از حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بر دست حسين بن روح صادر شده از جديت طلب و طلب خودداري ميکنند و به وظائف عمليه خود مي کوشند و امر را به نظر مبارک خود حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و مصلحت ديد او موکول ميکنند که اگر صلاح باشد از ديدارش دريغ نمي فرمايد و گرنه جديت کردن چه سود با اينکه از آن توقيع کراهت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را از طلب و جديت استظهار ميکنند.

    منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص54-58.

صفحه 9 از 10 اولیناولین ... 78910 آخرینآخرین

برچسب برای این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •