-
در جريان بحث درباره «شخصيت» خواهيم ديد که قرآن به برخي از ترفندهاي ناخودآگاه عقل مانند توجيه، فرافکني و ابزار واکنشي، اشاراتي دارد. اين موضوع روشن مي کند که قرآن، حتي چهارده قرن پيش از تحقيقات فرويد، بنيانگذار نظريه روانکاوي، جنبه هاي ناخودآگاه رفتار انسان را مطرح کرده است.
د: تعارض انگيزه ها
هرگاه در انسان برخي انگيزه ها با هم درگير شوند، مثلاً انگيزه اي، انسان را به يک سو و انگيزه اي ديگر به سوي مقابل بکشاند. در اين صورت به انسان حالتي دست مي دهد که احساس سرگرداني و ترديد مي کند و از تصميم گيري درباره تعيين سمت حرکت و شيوه عمل خود ناتوان مي شود. چنين حالتي را «درگيري رواني» مي نامند.
-
قرآن اين درگيري رواني را که برخي اشخاص در برابر ايمان، موضعي مشکوک و ترديد آميز دارند که در نتيجه از آن رنج مي برند، به خوبي به تصوير مي کشد. اين گونه افراد، کساني هستند که نه کاملاً به سوي ايمان مي آيند و نه به طور کامل به طرف کفر مي روند؛ بلکه در انتخاب ايمان و کفر مرددند و نمي توانند در اين باره تصميم نهايي را اتخاذ کنند. «انّما يستئذنُکَ الذّينَ لا يُؤمنونَ بِالله وَ الْيَومَالْ آخِرِ و اَرْتابَتْ قُلوُبُهمْ فهم في بيعهمْ يتردوّنَ.» تنها آنهايي که ايمان به خدا و روز قيامت نياورده و در دلهايشان شک و تردبد است از تو اجازه معافي از جهاد مي خواهند و آن منافقان پيوسته در تيرگي شک و ترديد خواهند ماند». (سوره توبه، آيه 45)
-
و: غلبه بر انگيزه ها
از مجموع مطالب گذشته، اين مسأله روشن مي شود که خواست خداوند متعال چنين است که در فطرت و سرشت انسان و حيوان يک سري انگيزه هاي فيزيولوژيک قرار دهد تا اهداف خداوندي، که همان حفظ وجود و بقاي نوع است، تحقق يابد. بنابراين، بديهي است که اشباع اين انگيزه ها امري طبيعي مي باشد که فطرت و سرشت وجودي انسان و حيوان، آن را مي طلبد و لازم دارد؛ چون به طور کلي ادامه زندگي و بقاي نوع، به اشباع آنها وابسته است.
-
به همين دليل احکام و فرامين قرآن در خصوص اين انگيزه ها با فطرت انسان هماهنگي دارد زيرا، قرآن اين انگيزه ها را مي پذيرد و به آنها اقرار مي کند و در حدودي که شرع مقدس اسلام اجازه مي دهد، خواهان اشباع آن است. در اينجا، لازم است فرق ميان دو واژه کنترل و سرکوبي را در ارتباط با انگيزه ها بيان کنيم.
کنترل، به معناي بازداشتن ارادي يک انگيزه يا تمايل و مقاومت در برابر اشباع آن در شرايط نامناسب است. اما به طور کلي به معناي قبول نداشتن و يا نپذيرفتن آن نمي باشد؛ زيرا ممکن است در مواقع مناسب ديگر، اجازه اشباع و يا فعال کردن آن وجود داشته باشد.
-
اما سرکوبي يک انگيزه، به معناي انکار و نپذيرفتن و کوچک شمردن و يا ترس از آن است و انسان مي کوشد به طور کلي آن را از حوزه آگاهي و شعور خود دور سازد. تا از احساس گناه و نگراني که از آن انگيزه ناشي مي شود رهايي يابد به نحوي که اين مسأله منجر به سرکوب آن در ضمير ناخودآگاه انسان مي شود.
قرآن نمي گويد که انگيزه هاي فطري را به معنايي که گفته شد سرکوب کنيم، بلکه از ما مي خواهد آنها را کنترل کنيم و بر آنها تسلط يابيم و طوري هدايتشان کنيم که هم منافع فرد و هم منافع جامعه به شايستگي، حفظ و رعايت شود.
-
نظر قرآن را، آنجا که به مشروعيت اشباع انگيزه هاي فيزيولوژيک اعتراف مي کند، به روشني مي توان دريافت. «يا ايّهاالذّينَ ءَامَنواُ لاتمرموا طيّب ما اَحَّلَ الله لکمْ و لا تعتدوُآ انّ اللهَ لا يُحبّ الْمُعتدينَ وَ کُلوُا مِمّا رَزَقَکُمِاللهُ حَللاً طَيّباً و اتّقوالله الذّي انتمْ به مؤمِنونْ.» اي اهل ايمان حرام مکنيد طعامهاي پاکيزه اي که خدا براي شما حلال کرده است و ستم مکنيد که خدا ستمکاران را دوست نمي دارد و از هر چيز حلال و پاکيزه اي که خدا روزي شما کرده است بخوريد و بپرهيزيد از آن خدايي که به او گرويده ايد.» (سوره مائده، آيه 87-88) و يا:
«نساؤُکُمْ حَرَثٌ فاتوا حَرْثکم انّي شِئْتُمْ....» آنان (زنان) کشتزار شمايند، پس براي کشت به آنان نزديک شويد هرگاه که مي خواهيد....» (سوره بقره ، آيه 223)
-
در اين آيه نيز به انگيزه جنسي بشر اشاره شده است و منظور از زنان، همسراني هستند که شرعاً و قانوناً در کنار هم زندگي مي کنند و يک زوج در حد شرعي و تا آن حد که مورد نياز هر دوي ايشان است مجاز به بر طرف کردن نياز جنسي يکديگر مي باشند.
آيات فوق، اين موضوع را روشن مي کند که قرآن نه تنها انسان را به نپذيرفتن و سرکوب کردن انگيزه هاي فطريش دعوت نمي کند، بلکه او را از درگيري رواني که نتيجه عدم انگيزه جنسي و سرکوب آن است ـ بر حذر مي دارد، درگيريي که مسبب بروز عوارض و حالتهاي اضطراب آميز است که در رفتار انسان ظاهر مي شوند.
-
ولي با اين حال، قرآن انسان را افسار گسيخته رها نمي سازد که انگيزه هاي فطريش را بدون حساب و به صورت افراط، اشباع کند بلکه او را به سازماندهي و در دست گرفتن زمام انگيزه ها دعوت مي کند. اصولاً هيچ اشکالي ندارد که انسان از طريق ارضاي انگيزه هاي خود از راه حلال و مشروع لذت ببرد. قرآن در مسائل مربوط به ارضاي انگيزه هاي فطري، انسان را به دو نوع سازماندهي دعوت مي کند:
اول ارضاي آنها از طريق حلال که شرع مقدس تشريع و تجويز کرده است و دوم تعديل (نه افراط و نه تفريط) در تأمين خواستهاي انگيزه ها. خداوند با آفريدن جنس نر و ماده برنامه ارضاي انگيزه جنسي را براي انسان منظم کرده است و براي ارضاي اين غريزه، زن و شوهر و زندگي خانوادگي و زناشويي را به منظور تأمين امنيت و آسايش و ايجاد محبت و عشق و فداکاري، قرار داد به طوريکه تضمين کننده زندگي خانوادگي انسان مي باشد «وَ مِنْ آيتَه اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ انفسکِمْ ازواجاً لِتسکنواُ اليها و جَعَلَ بينَکُمْ موّدَةًّ و رحمةً إنّ في ذلک لَآيت لقومٍ يتفکّروُنَ.» (سوره روم، آيه 21) و باز يکي از آيات الهي آن است که براي شما از جنس خودتان جفتي بيافريد که در کنار او آرامش يافته و با هم انس گيريد و ميان شما رأفت و مهرباني برقرار فرمود و در اين امر نيز براي مردم با فکرت، ادّله علم و حکمت حق آشکار است.»
-
«....هُنَّ لباسٌ لکُمْ وَ انتُمْ لِباسٌ لَّهُنَّ....» ...و آنها (زنان) جامه سِتر و عفاف شما و شما نيز لباس عفت آنها هستند....» (سوره بقره، آيه 187)
قرآن جوانان مسلمان را به زندگي در جامعه و محيطي تشويق مي کند که در غليه بر انگيزه جنسي به آنها کمک کند و آنها را در معرض چيزهايي قرار ندهد که سبب برانگيختن و تحريک غريزه جنسي شوند. از اين رو قرآن از مردان مسلمان مي خواهد که از نگاه نامشروع، خودداري کنند. چنان که از زنان نيز مي خواهد زينت و آرايش و زيباييهاي جسمي خويش را مانند مو و گردن و سينه که ممکن است سبب فريفتن مردان شود، بپوشانند.
-
پيامبر اکرم (ص) خلوت کردن زن و مرد (اجنبي) را نهي کرده است، زيرا تنها بودن آنها خود به خود فضاي مناسبي براي برانگيختن انگيزه جنسي ايجاد مي کند و امکان لغزش و خطا را افزايش مي دهد. همچنين قرآن به نکته اي اشاره مي کند، که بايد به خدمه منزل و کودکاني که به سن بلوغ نرسيده اند گوشزد کرد که در سه موقع از شبانه روز بدون اجازه وارد اتاقي که زن و شوهر در آن هستند، نشوند. اين سه وقت عبارتند از: پيش از نماز صبح، هنگام قيلوله در ظهر و پس از نماز عشا، وقتي که انسان براي استراحت و خواب آماده مي شود. «اي کسانيکه به خدا ايمان آورده ايد (بدانيد که) بايد بندگان ملکي شما و کودکاني که هنوز به وقت احتلام و زمان بلوغ نرسيده اند، شبانه روزي سه مرتبه از شما اجازه بخواهند، يک بار پيش از نماز صبح، ديگر هنگام ظهر که جامه ها را از تن برمي گيريد و سوم پس از نماز خفتن، که اين سه وقت هنگام عورت و خلوت شماست (اغلب برهنه يا در لباس کوتاهيد) و بعد از اين سه بار اجازه، ديگر باکي بر شما و آنها نيست که بي دستور با بندگان و اطفال خود گرد هم جمع شويد و هر ساعت در کارها به شما مراجعه کنند. خدا آياتش را بر شما چنين روشن بيان مي کند و او به کار خلق دانا (و به مصالح خلق کاملاً آگاه) و محکم کار است.» (سوره نور، آيه 58 ـ 59)
برچسب برای این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
- شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
- شما strong>نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
- شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
-
قوانین انجمن