اقاقی جون شرمنده عزیزم من هفتادی هستم اونم آخرشفکر میکردم فقط مدرسه ما از این شیرینی کیشمیشی ها میدادن بهمون
![]()
خوبه!
بدک نیس!
مزخرفه !
اقاقی جون شرمنده عزیزم من هفتادی هستم اونم آخرشفکر میکردم فقط مدرسه ما از این شیرینی کیشمیشی ها میدادن بهمون
![]()
و چقــــــدر دیر می فهمیم که زندگــــــی همین روزهاییست که منتظــــر گذشتنش هســتیم.
اون مداد قرمزا رو یادتون هست ؟؟؟
که خیس میشدن رنگشون پخش میشد ؟؟؟
اب میزدیم بعد میکشیدیمشون رو لبامون و ناخونامون
یا مداد مشکی هایی بود به عنوان شمعی که میتراشیدیم مثل گل میشد یادتونه
شما دخترا ،مدرسه کویت تون بوده...
ما که از مدرسه،فلک شدن، فرار،شیشه شکستن،دعوا،یادگاری نوشتن رو میز و صندلی،کپسول انداختن تو بخاری،نشونه گیری لامپ کلاس،شکلک دراوردن پشت معلم بیچاره،تعطیل کردن مدرسه از یک اسفند.... یادمونه!!!
اصله کاریو نگفتم:شلنگ گاز=کف دست...![]()
♥در ﺑﮯ کراﻧﮧ زندﮔﮯ،جاﮰ ﮐﮧمن هستم ، ﮬﻤﮧ چیز کامل، ﺑﮯ نقص و عاﻟﮯ است و با این ﮬﻤﮧ، زند ﮔﮯ همواره در تغییر است ♥
یا مداد مشکی هایی بود به عنوان شمعی که میتراشیدیم مثل گل میشد یادتونه
[/quote]
آره من یادمه خیلی هم کمرنگ مینوشت ما میکشیدیم به بخاری ذوب میشد!!!!
دوستان فکر کنم این سیستم اشکال داره واسه من عکس رو سیو نمی کنه دوس داشتم عکسای کارتونا رو بزارم
پینیکیو ....پت و مت
ایکیو سان
عجبا خاطراتی داشتیما ........ حیف
![]()
♥در ﺑﮯ کراﻧﮧ زندﮔﮯ،جاﮰ ﮐﮧمن هستم ، ﮬﻤﮧ چیز کامل، ﺑﮯ نقص و عاﻟﮯ است و با این ﮬﻤﮧ، زند ﮔﮯ همواره در تغییر است ♥
یادش به خیر,نیمکت هایی چوبی سه نفره,هیچ وقت کیفم جا نمیشد توی جامیزی
اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتنهاست.(شریعتی)
http://up.pnu-club.com/images/70ud7bp0svld9vwyherq.jpg