-
در اینجا بیمناسبت نیست که پاره ای از جهات و مناسباتی هم که باعث دلبستگی و اظهار علاقه شاه عباس به کاشان و مردم آن بوده اشارهای بشود.
قبل از هر انگیزه و علتی سوابق تاریخی و جنبه های مذهبی آن شهر را که از قدیم الایام بزرگترین کانون تشیع ایران بوده باید در نظر گرفت، چنانکه علامه دهخدا در شرح حال شاه اسماعیل می نویسد:
«کاشان که همیشه حص حصین شیعیان بوده شاه اسماعیل را با وجوه و سرور بی پایان پذیرائی کرد …» و از این راه طبعاً یک سلسله روابط حساس و معنوی میان مردم لطیف طبع و صنعتگر آن دیار با شهریار دادگستر صفوی که از شدت تعصب در شیعه گری خود را «کلب آستان علی» می خواند به وجود آمده بود. بطوریکه بعد از اصفهان که پایتختش بود به هیچ شهر و دیاری مانند کاشان اظهار دلبستگی نمی نمود و این علاقه را به وسیله مسافرتهای پی در پی و توقف های طولانی خود در آن شهر و در میان مردم و همچنین ساختمانها و آبادانیهای فراوانی که در آنجا کرده بود آشکار میساخت.
مخصوصاً جشنهای مفصل و شاهانه ای که در میدانهای عمومی و نزهتگاه های خارج شهر برپا می گردید آنچنان پرشور و هیجان انگیز بود که نمایندگان دولت های بیگانه را به شگفت آورده هر یک از آنها درباره احساسات پر جوش و خروش شاه و مردم در سفر نامههای خود شرح و بسط های زیاد دادهاند.
شاه عباس در مدت اقامت خود در این شهر با طبقات مختلف مردم در نهایت بی ریائی و آزاد منشی نشست و برخاست می نمود. چنانکه یکبار مدت سه شبانه روز در خانه حکیم رکنای مسیح مهمان شاعر بوده همچنانکه مردم نیز با آزادی و بی پروایی با او مواجه گشته و گفت و گو می نمودند از جمله پس از کشتن صفی میرزا فرزندش، با آنکه سپرده بود کسی نام او را نزد پدر به زبان نیاورد وقتی که به کاشان رفت روزی او با علی کاشی شاعر که مردی راستگو و بی پروا بود روبرو شد. شاعر اسب شاه را نگاهداشت و با کمال گستاخی گفت: چرا پادشاهزاده ما را کشتی؟ به از خود از حسد نمیتوانستی دید و این بیت که
مصرع دومش تاریخ کشته شدن صفی میرزاست بر بدیهه گفت:
هر که فرزند جگر گوشه خود را بکشد
(ثانی حارث) بی (رحم) بود تاریخش
خلاصه آنکه شرح و تفصیل برخی از محافل عمومی و خصوصی شاه عباس در کاشان و نوازش های شاهانه او از گویندگان و هنرمندان و دادرسیها، تخفیف های مالیاتی و دستگیری های او از بینوایان آن دیار علاوه بر آنچه در سفرنامههای بیگانگان ذکر شده در پاره ای از آثار و نسخ خطی مانند: روزنامه ملا جلال منجم و تاریخ نقاوه الاثار و گلستان هنر و تذکره های شعرا و غیره و روی سنگ نبشته های مساجد قدیمی کاشان بقدری زیاد و مفصل می باشد که اگر در یکجا جمع آوری شود، کتاب پر حجمی را فراهم می سازد. بنابر دلائلی که به اختصار ذکر شد اکنون بطور قطع و با یقین کامل می توان گفت که مدفن حقیقی شاه عباس کبیر معلوم و معین بوده و همان قبر معروفی است که در مزار حبیب بن موسی واقع در پشت مشهد کاشان با سنگ سیاه بزرگ و گرانبهائی مشخص میباشد ولاغیر (1).
در پایان این گفتار نظر به اینکه ممکن است در حال حاضر بودجه و اعتبار مکفی برای احداث بنای یادبود مجلل و باشکوهی در آرامگاه شاه عباس کبیر موجود و در دسترس نباشد علیهذا پیشنهاد می شود که به وسیله گشودن حساب صندوق خاصی به نام هزینه و مصارف آرامگاه شاه عباس کبیر با اعانه و کمک های عمومی تحت نظر یک یا چند تن از اعضاء انجمن آثار ملی نخستین قدم این کار نیک برداشته شود تا با پشتیبانی احساسات ملی و کمک مردم حق شناس ایران سرانجام پذیرد.
پی نوشت:
1 ـ پاره ای از مأخذ مهم این مقاله: تاریخ ایران تألیف سرجان ملکم ـ تاریخ ادبیات ایران تألیف پروفسور ادوارد براون ـ تاریخ عالم آرای عباسی ـ ذیل عالم آرای عباسی ـ تاریخ ایران تألیف سرپرسی کاکس ـ تاریخ شاه اسماعیل صفوی ـ تذکره آتشکده آذر ـ سال دوم مجله یادگار ـ لغت نامه دهخدا جلد اسماعیل ـ سفرنامه تاورنیه ـ سیاحتنامه شاردن ـ سفرنامه برادران شرلی ـ زندگانی شاه عباس اول پنج جلد ـ دانشمندان آذربایجان ـ نشریههای فرانسه آثار ایران ـ مجله هلال پاکستان ـ تاریخ اکبر نامه.
نسخ خطی : قصص خاقانی، خلد برین، تاریخ عباس یا روزنامه جلال الدین محمد منجم شاه عباس. تاریخ نقاوه الاثار. تاریخ منظوم صفویه.
حسن نراقی
مجله هنر و مردم، مهرماه 1343
نویسنده:پاشا
از سایت گفتگوی امرداد
برچسب برای این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
- شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
- شما strong>نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
- شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
-
قوانین انجمن