ماده یا روح؟ گیتی یا اهورا یا زُروان؟

منشاء پیدایش هستی در پایهایترین پرسش هستیشناسانه که همهی فیلسوفان مادی و الهی درگیرِ یافتن پاسخی برای آن بودهاند، جنبهای با اهمیت داشته است. پرسش این است: اگر ماده از پیش بوده، چه کسی آن را آفریده است؟ و اگر آفرینندهای جهان مادی را به هست آورده، جایگاه خود او در کجای زمان و مکان بوده و در واقع، خودش از چی و چرا بوجود آمده است؟ آیا آنچنان که زُروانیان میگویند، «زمانِ» ازلی و ابدی سرچشمهی جهان مینوی و مادی بوده است؟ آیا آنچنان که زرتشت میگوید دومینوی همزاد (سپندمینو و انگره مینو) جهان را بوجود آوردهاند؟ در چنین صورتی، زمان زروانی یا اهورا و اهریمن زرتشتی را چه کسی بوجود آورده است؟ آیا چنان که دانشمندان امروز میگویند، سرمنشاء هستی، نقطهی متمرکز و فشردهای با نام «بینگ بنگ» بوده که درفرایند انفجارش، جهان مادی بوجود آمده، و آنگاه بخشی از ماده در روند رشد و تکاملش به موجودی دارندهی خرد، دانش و زبان (انسان) تبدیل شده است؟ آیا هرآنچه را که میاندیشیم، و حتا موجوداتی مانند خدا و شیطان هم آفریدهی ذهن و خِرد فلسفیِ همین مادهی متکامل (انسان) بوده است؟

جهانبینی زرتشتی پایفشاری ویژهای برجهان مادی، به زمین و به واقعیت داشته است. با وجود آن که زرتشتیگری در بخشبندی فلسفه، در بخش فلسفههای الهی و متافیزیکی جای دارد، اما خردگرائی و واقعیتپذیری در این نگاه فلسفی آنچنان بالا بوده که به نسبت زمان پیدایشاش میتوان آن را بینشی نسبتا واقعگرا، و - برپایهی دانسته های آن زمان- جهانگرا ارزیابی کرد. آر.سی. زنر درکتاب «طلوع و غروب زرتشتیگری» مینویسد: «دین ایران باستان به طوری سفت و سخت ریشه در خاک داشته است، زیرا دین مردمی کشاورز بوده است که تماما به گله و رمه وابسته بودهاند. ازاینرو، پیامبر کاملا نمیتواند میان نبرد کیهانی به رهبری اشه و دروغ، و نبرد در جهان مادی میان چوپانان و صحراگردان غارتگر تفاوتی بگذارد.» ص. ۱۰۳

همنشینی تنگاتنگ با طبیعت و با زمین، دیدگاه ایرانیان در چهارهزارسال پیشتر را، دیدگاهی نسبتا طبیعتگرا، خردمندانه و واقعبینانه کرده بود. اهمیت فوقالعادهای را که آن ایرانیان برای عناصر چهارگانهی آب، آتش، خاک و هوا قائل بودند، و تلاشی که برای پاکیزه نگهداشتن آنها میکردند، خود نشانهای از گرایش خردورزانه به اینجهان بوده است. آنان برای پاکیزه نگهداشتن و بهرهوری خردمندانه از خاک و آب و آتش و جانوران، به آنها جنبهی تقدس میبخشیدند و برای آنها خدایانی درخور ستایش میآفریدند و حتا گاه در پیشگاه آنها به یزش (نیایش) میپرداختند و یا در پیشگاه آنها قربانی میکردند. زنر مینویسد «از این رو، کل جهان مادی مقدس محسوب میشود – کوهها، دریاچهها، غلات، زمین، آسمان، باد، آبراهها و جادهها همه و همه مقدس محسوب میشوند- زیرا آنها به بهتر زیستن انسان کمک میکنند و از این طریق، به هدف و مقصد خداوند در آفرینش خدمت میکنند و این وحدت هردو جهان مادی و مینوی در محضر خداوند و اشهی او صورت میگیردهمان. ص. ۱۰۴
در جهانبینی زرتشتی، این جهان و این زندگی نه آزمونگاهی الهی برای رفتن به بهشت یا جنت بوده، بل که زیستگاهی بوده است درخور بهسازی و برای بهزیستی. زرتشتیان، پیش از آن که بفکر «سعادت در دنیای عقبی» باشند، بفکر پاک نگهداشتن طبیعت، زدودن دروغ و ناراستی در این جهان، بفکر همبستگی و همدلی و همیاری میان ایرانیان بودهاند.