واژه دخمه
واژه دخمه در فرهنگستانهاي مختلف معاني متعددي همچون گورخانه گبران، سردابهي مردگان ، خانه زير زمين براي مردگان، گور و گورستان زرتشتيان را دارد. دخمه سردابه اي که جسد مردگان را در آنجا نهند. سردابه مردگان . (برهان ). سرداب براي مرده . خانه يا سردابه که اموات در آن نهند. مقبره . اطاق زيرزميني که براي دفن ميت بکار رود. ناووس . (حاشيه برهان قاطع). آن ته خانه که کفار عجم مردگان را در آن نگاه ميداشتند. (غياث ). کلمه دخمه در اوستا دَخْم َ و در پهلوي دَخْمَک بمعني داغگاه است يعني محلي که مردگان را مي سوزانندچه ريشه اين کلمه (د گ)سوزانيدن
است و کلمه «داغ »از همين ماده است،دخمه محلي است که زرتشتيان از دير باز تا حدود چهل سال پيش، اموات خود را طبق اصول، فرهنگ و آداب و سنن مذهبي خود و طي انجام مراسم ويژه در آن مينهادند تا طعمه کرکسهاي کوههاي اطراف شوند.
وسط فضاي ميان تهي دخمه چاهي وجود دارد که به "استودان" معروف است و استخوانهاي به جاي مانده از اجساد را داخل آن ميريختند
و روی آن آهک و گوگرد می ریزند تا بسوزد و خاکستر شود و سپس به وسیلۀ
باران به چهار چاهی که اطراف چاه اصلی است برود . پس از مدتي و طي مراسمي خاص، محوطه داخل دخمه جارو و ضد عفوني ميشد و بار ديگر دخمه مذکور مورد استفاده قرار ميگرفت. در حقيقت محوطه داخلي دخمهها مانند گورستاني بود که چندين بار از آن استفاده ميشد.