-
درحصار برج ها تاثیرات ساخت و سازهای مدرن بر معماری ایرانی

نقل قول:
در پارکینگ اتومبیلش را روشن می کند و به خیابان می رود. سراز کوچه باغ های باقی مانده شمالی شهر در می آورد؛ کوچه ها برخی هنوز خانه های بزرگ و پردارو درخت دارند. اما در بعضی کوچه ها آپارتمان های بلند طبقه بر بناهای کوتاه اطراف سایه زده اند.
تاریخ در حافظه ماندگار خود، شناسنامه ملت ها و کشورها را نیز محفوظ نگاهداشته است. از این بابت هم تاریخ بزرگترین مدرس جوامع است. نگاهی به تاریخ چند هزار ساله میهن خودمان بیندازیم که چه حوادث هولناک و تهاجمات ضدانسانی را بخود دیده است، لیکن در متن و پی همه رویدادها اصالت فرهنگ در حافظه تاریخی مردمان این کشور از هزاران سال پیش و تاکنون ثبت و جاری است.
تغییرات و الگوهای وارداتی و حتی تحولات مدرنیته جهانی گذرا است. مثل همین موج معماری مدرن که هیچ حرف و نقشی در ذات فرهنگی و ملی مان نخواهد داشت و نخواهد گذاشت.
● علائم بیماری شهرها
مهندس غلامرضا میثاقیان مدیرکل دفتر معماری و طراحی شهری وزارت مسکن و شهرسازی از جمله علل مهاجرت به شهرهای بزرگ و به ویژه تهران را مسایل اجتماعی و فرهنگی در شهرها و بخش ها می داند و می گوید: «فردی که در یک شهر سنتی یا کوچک یک سری آداب و رفتار را مراعات می کند اما بعد همین شخص در صحنه تلویزیون تصاویری از کلان شهرها و امکانات و... مشاهده می کند که در شهر کوچک آن طور نمی بیند چون اصلا وجود ندارد. لذا در دوره هایی که مردم شناختشان از محیط زندگی خود ارزش بود اکنون آن شناخت تبدیل به ضدارزش شده است! وقتی انسان خودنمایی می کند، تابع مد می شود. بنابراین ساختمان ها هم به مد فرهنگی ساخته می شوند و به همین نحو ساختار اجتماعی، فرهنگی به هم می ریزد. این ها علائم بیماری شهری است.»
● تکیه به حافظه تاریخی
این مقام وزارت مسکن و شهرسازی، به رغم انتقاد از فضای حاکم بر ساخت و سازها دریچه های امید و امنیت بخش پایدار را به اعتبار ریشه های مستحکم و غنای فرهنگ کهن سرزمینمان به رویمان می گشاید و می گوید: «به هرحال در یک کشور کهن زندگی می کنیم که هزاران سال تمدن اصیل دارد. این واقعیت را تشبیه کنیم به یک درخت که هر چه از عمر این درخت بگذرد، تنومندتر می شود. به راحتی تکان نمی خورد. اگر نیرویی هم آن را تکان دهد فقط شاخ و برگ درخت تکان می خورد. الان تهاجم فرهنگی شروع شده، معماری هم برگرفته از فرهنگ است. سالها است که معماری ما را می کوبند اما ما همان فرهنگ خودمان را داریم. تمدن ایرانی با بقیه تمدنهای دیگر کاملا متفاوت است چرا که این تمدن بارها- در طول تاریخ خود- مورد تهاجم واقع بوده و از نظر نظامی- گاه- شکست خورده بود اما از نظر فرهنگی، ما همه جا پیروز شده ایم و حتی مهاجمان را تربیت فرهنگی کرده ایم. حافظه تاریخی نمی گذارد هر کاری انجام گیرد.»
● خانه های قدیمی؛ مأمن آرامش
از مدیرکل دفتر معماری و طراحی شهرسازی وزارت مسکن و شهرسازی درباره مزیت های سکونت در خانه با بافت سنتی، سؤال می کنم. پاسخ می دهد: «خانه های قدیمی ما محل آرامش ما بوده است اما خانه های امروزی حتی محل آسایش مان هم نیستند. اگر آرامش باشد، حتما آسایش هم مهیا است. آرامش برای روح است و آسایش برای جسم است.»
● مشکلات معماری مدرن از جنس دیگر
«آلمال» کارشناس بهداشت عمومی درباره فضاهای خانه ها (آپارتمانهای) مدرن و ساختارهای معماری و تأثیرات زیستی توضیح می دهد: «واحدهای مسکونی آپارتمانی مدرن در نهایت -بعضاً- به زیبایی طراحی شده اند اما از نظر حفظ حریم درونی این گونه است که فرد بیگانه با نواختن زنگ و بازشدن در ورودی ساختمان در یک نگاه تمام فضای خانه را می بیند حال اگر توالت در کنار آشپزخانه باشد فاجعه اختلال روابط خانوادگی شکل دیگری می گیرد. افراد چنین خانه ای به علت نبود فضاهای متفاوت، دائما در معرض مزاحمت هستند و از جمله با صدای تلویزیون، موسیقی و یا هر فعالیتی می توانند مزاحم همدیگر شوند به قدری که بعضا از هم ناراحت می شوند. ساکنان این نوع خانه ها احساس آرامش و آسایش ندارند. لذا برای کسب آرامش و مطالعه ناچار باید به پارک بروند، با افراد بیگانه آشنا شوند و از خود ببرند. در چنین وضع روز به روز افراد خانواده نسبت به هم فاصله می گیرند.» وی همچنین درباره موقعیت ساختاری واحدهای مسکونی مدرن، به محدودیت فضا برای تخلیه انرژی بچه ها و کم تحرکی آنان در محیط خانه اشاره می کند و می گوید: «در معماری سنتی، بچه ها ساعتها در حیاط خانه سرگرم بازی می شدند و از امر و نهی مکرر -فعلی- بزرگترها در محیط خانه های مدرن در امان بوده اند. همین امر تأمین کننده نیازهای روانی آنها بوده است. اما اکنون برجهای بلند نه تنها خود تأمین کننده این گونه نیازهای افراد نیستند بلکه با حضور زورمدارانه خود در محل، خانه های کوچک اطراف را که احتمالا هنوز حیاطی و حوض آبی دارند غیرقابل استفاده کرده اند و همینطور تراس (بالکان)هایی که حداقل امکان تمدد اعصاب را فراهم می کرد، غیرقابل استفاده شده است. به نظر می رسد محروم کردن انسان از حیاط خانه، به محرومیت او از از حیات زندگی نزدیک تر شده است.
این خانم کارشناس بهداشت عمومی، با اشاره به خواص واکنش های پرتو ستارگان در بدن انسان که در نهایت منجر به نگاهداری تعادل بدن و طول عمر سلولها می شود از تأثیر کاهگل در درمان پدیده غش و نیز نقش کاهگل در تبادل گرما و سرما، می گوید و از دیگر سو اشاره ای دارد به اینکه در معماری های مدرن، پوشاندن کف ساختمانها با سنگ و سرامیک مانع از تخلیه الکتریسیته بدن انسان شده و تجمع الکتریسیته روی سیستم عصبی فشار ایجاد می کند و باعث افسردگی یا پرخاشگری انسان می شود.»
● ردپای معماری مدرن در روستاها
یک پژوهشگر علوم ارتباطات، با بیان این که بهر حال مسکن محلی برای تامین امنیت آسایش، استراحت و ساماندهی مجموعه زندگی هر فرد و خانواده است، از آن به عنوان تجلیگاه فرهنگ، تمدن و هویت مذهبی- اعتقادی و ملی- تاریخی و حتی اقتصادی و سیاسی یک جامعه یاد می کند و می گوید که چنانچه این ساختار و نمودارهای مزبور دچار جابه جایی و تداخل سلایق بنیادی شوند، نشانه های فرهنگی جامعه به خطر می افتند.
«امامی» مدرس دانشگاه با این نگاه، بر ضرورت شناخت بیشتر ابعاد اجتماعی الگوهای سنتی و مدرن- بعضا- مناطق روستایی تاکید دارد وی بر این باور است که از رهگذر شرایط اقتصادی، مساکنی در برخی روستاها از نظر تامین مصالح، نیروی انسانی و حتی در طراحی و ساختاری وابسته به معماری و ساخت و سازهای شهری شده است. به زعم او این پدیده در مواردی رویکردی به خارج از جغرافیای کشوری دارد که در مجموع هیچ تجانس و مطابقتی با مصالح ساختمانی محیط طبیعی خود ندارد. یعنی نه شکل روستا و نه ترکیب معماری سنتی خودمان نیستند.
وی با اشاره به نامنظم بودن ارتفاع در ساخت و سازهای سال های اخیر به ویژه برج ها و آپارتمانهای طبقاتی با ساختمانهای کم ارتفاع می گوید: «سالها پیش در سفری به یکی از شهرهای اروپایی دو نوع ساختمان سازی مشاهده کردم و در حومه شهر، ساختار معماری قدیمی آن کاملا باقی مانده است که خود جاذبه توریستی دارد. هر کس به این شهر می رود به تماشای ساختار نظام مند بناهای قدیمی روی می برد. در گشت و بررسی موقعیت معماری این شهر اروپایی دریافتم که شهرداری یا به اصطلاح مدیریت شهری ساختمان سازی را به لحاظ بلندمرتبه و کم ارتفاع، در دو منطقه شهر منفک کرده اند یک منطقه شهر مخصوص ویلاسازی و منطقه ای دیگر برای برج سازی اختصاص داده شده است. آن طور نیست که کنار یک ویلا، برج ساخته شده باشد و طبعا مزاحمت برای ساکنان ویلا داشته باشد. در برخی کشورهای دیگر هم به همین نحو ساختمانها دارای قواعد و ضابطه هستند.
● آسایش زیر سایه خاکستری برجها!؟...
«بهمن امامی» از ناهمگونی و تناقض ساختمانهای بلندمرتبه و کوتاه مرتبه در پراکندگی فراوانی جای جای شهر تهران و دیگر شهرهای مشابه، انتقاد دارد. او می گوید: یک برج که کنار خانه ای سنتی و یا آپارتمانی دو سه طبقه، ساخته می شود. مزاحمت ها و مشکلاتی برای ساکنان حواشی خود به بار می آورد. محرومیت از نور طبیعی، مسدود شدن دید، افسردگی، خشونت و عصبانیت و از نظر اجتماعی به خطر افتادن امنیت از جمله این مشکلات هستند. از طرف دیگر به دلیل وجود ده ها برج و صدها خانه که عموما ارتباطات متعارف بین ساکنان چندان برقرار نیست، از نظر جرم شناسی ممکن است در یکی از این ساختمانها اتفاقی ناگوار بیفتد. در آن وضعیت هیچ کس متوجه نمی شود باید مدتی بگذرد تا مورد شناسایی شود. لذا نظارت و شناسایی افراد ساکت- به لحاظ همسایگی-و... در چنین موقعیت، امری لازم است. همه چیز کنترل می شود. ساختار معماری به سبک و سیاق غیرایرانی، پازل روابط، آسایش و ایمنی ساکنان و جامعه را بی نظم می کند.
وی پیشنهاد می دهد که در طراحی شهری- ساختاری با هدف افزایش هرچه بیشتر ضریب امنیت اجتماعی، دستگاه های ذیربط و مدیریت کلان شهری مثل تهران الزاما باید به تناسب شرایط، تمهیدات امنیتی را از هر جهت بیشتر به طراحان معماری و دست اندرکاران ذیربط یادآوری کنند. همچنین مشکلات محیطی هر منطقه توسط رسانه ها کالبد شکافی و اطلاع رسانی شود.
● نسخه های سلامت در معماری سنتی
«نرگس آلمال» با اشاره به سیر دغدغه خاطر بشر در سراسر تاریخ برای دستیابی به مکان مسکونی مناسب- که به زعم وی مهمتر از غذا بوده است- می پرسد آیا پدیده انقلاب صنعتی قادر به تامین تمام نیازهای انسان خواهد بود؛ وی می گوید که در معماری به شیوه سنتی، طبیب و مهندس در طراحی ساختمانی با هم حضور و مشارکت داشته اند و پازل سلامت خانواده های ساکن خانه را چینش و تامین می کردند.
وی ادامه صحبت خود را معطوف به چگونگی مهندسی سلامت ساخت حمامهای سنتی می کند: -«آن حمامها قبل از جهش معماریهای سنتی، نخست به صورت محل رختکن بوده، بعد گرمخانه داشته اند. این سلسله مراتب بدان جهت بوده که شخص پله پله حرارت بدنش بالا می رفته است. موقع بازگشت از همین مراحل، کم کم حرارت بدنش کم می شده تا از حمام خارج شود. می دانیم تغییر ناگهانی حرارت بدن انسان، پایه گذار بیماریهای مزمن مثل سینوزیت، درد مفاصل و... است. آن حمامها براساس توجه ابن سینا، رازی و ... و بر پایه علم طب احداث شده بود. اما حالا شخص در حمامهای مدرن زیر دوش خود را می شوید تا حرارت بدن به طرف گرما حرکت می کند. شستشو که تمام می شود از حمام بیرون می آید وارد سالن خانه می شود که بلافاصله بدن سرد می شود. این کردار و حالت زمینه مناسبی برای ورود بیماریها فراهم می کند که به طور مکرر مشکل سینوزیت اتفاق می افتد: یک سیکل معیوب ادامه می یابد. بر طبق نظر طب سنتی و اسلامی، یکی از عوامل شکننده سیستم ایمنی بدن، گرم و سرد شدن به طور ناگهانی است.»
برچسب برای این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
- شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
- شما strong>نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
- شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
-
قوانین انجمن