-

مدير بازنشسته
4. عملگرایی
آنهایی که اهل موفقیتهای بلندمدت و همیشگی محسوب میشوند عملا همان کسانی هستند که همواره، حتی در كماهميتترين و جزئیترین امور نیز، به نحوی عملگرایانه برخورد میکنند و به قول معروف، کاری انجام میدهند. اشخاص زیادی را دیدهایم که باید ساعتها معطل باشند و مدتهای مدیدی وقتشان را تلف کنند تا بتوانند به نتیجهای مشخص در مورد سوالات خود دست یابند. آنها هیچ کاری نمیکنند تا ابتدا به پاسخ صحیح برسند. اما چه بسا مجبور شوید تا آخر عمرتان صبر کنید!
اینجا دیگر مساله بر سر توانایی تحلیل و تفکر نیست، چون دیگر نه با یک تحلیل مناسب و دقیق، بلکه با «اختلال فکری و تحلیلی» طرف هستیم. شما باید پیش از همه اهل تجربه، عمل و آزمونگری باشید. البته یادمان نمیرود که افراد موفق با چشمان بسته نیز به پیش نمیروند، بلکه میدانند که باید به سرعت تصمیم خود را بگیرند، جزئیات انتقادی و عملی را مشخص کنند، اهداف را مقرر و مسیر را تعیین سازند و در نهایت طبق برنامههایشان دست به عمل بزنند.
5. مصممبودن
گاه اینطور به گوشمان میرسد که حین جنگ واقعی، وقتی اولین گلوله به یکی از دو طرف شلیک میشود، دیگر نقشههای عملیاتی به درد نمیخورند و همهشان را باید دور ریخت. نمیگویم که شما نیز باید به این گفته عمل کنید، بلک منظورم این است که نکته در آن مستتر است. قطعا متغیرهای زیادی وجود دارند که اجازه نمیدهند تا همه چیز را از ابتدا تا انتهای مسیر به صورت کاملا مشخص و صددرصد قطعي ترسیم کنید. این نکته به سادگی در مورد تک تک لحظات زندگی هر یک از ما نیز صادق است. هرگز نمیتواند مسیر حرکت خود را به صورت تام و تمام تعيين كنيد. شما هرگز نمیتوانید به طور کامل تشخیص دهید که مثلا پس از برداشتن نخستین گام چه اتفاقی چشمانتظار شماست یا با چه چیزی مواجه میشوید.
اما مهمترین نکته نیز دیگربار همین جا نهفته است: گرچه شما نمیدانید که چه چیز در انتهای مسیر در انتظار شماست و گرچه نمیدانید که به کجا خواهید رسید، اما در هر صورت باید مصمم باشید تا بتوانید مسیر تازهای را که قبلا به نحو دیگری متصور شده بودید اینبار به نحو روشنتری ببینید. همواره قدری خطا وجود دارد که با تجربه حل میشود. کافی است در مسیرتان مصمم باشید و به نقشههای خود باور داشته باشید.
6. جذبهداشتن
اشخاص بسیاری از قانون جذبه استفاده میکنند تا به موفقیت برسند. اما جذبه اینجا به معنای جذب اشخاص مختلف به سمت خود نیست، بلکه حاکی از بینشی روشن نسبت به خواست و توانایی شما است. اندیشههای شما میتوانند موفقیت را تقدیم شما کنند. این است همان جذبه واقعی هر کارآفرین یا مدیر شایسته. اینجا به زبانی جادویی حرف نمیزنم که گمان کنید این ادعاها در عرصه عمل برخطا است.
صرفا دارم پیشنهاد میدهم که ما همان چیزی را به شما توصیه میکنیم که خود شما بیش از همه به آن فکر میکنید. بینش شما مهمترین عنصر سازنده جذبه شماست، یعنی آنچه باعث موفقیت و پیشبرد شما نیز میشود واندیشهها و اعمالتان را شکل میدهد. درست وقتی متوجه جذبه خود میشوید که ببینید بسیاری دارند از شما پیروی میکنند، چراکه بسیاری به این نتیجه رسیدهاند که بینش شما در قبال کسب و کار بیش از سایرین میتواند آنها را به جلو هل بدهد، زیرا بینشی پیشرو یا بصیرتی جذاب است.
نتیجهگیری: بودا روزگاری گفته بود که «سرتاسر وجود ما محصولاندیشههای ماست. همه چیز همان ذهن است. ما به همان چیزی بدل خواهیم شد که به آن فکر میکنیم.» موفقیت بهطور ناگهانی دامن هیچ کسی را نمیگیرد. برای رسیدن به موفقیت باید کاری کرد، باید دست به کار شد، قدمهای مشخصی را پیمود تا به مسیرهای تازهای وارد شد.
برچسب برای این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
- شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
- شما strong>نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
- شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
-
قوانین انجمن