افراد مبتلا به اختلال شخصيت ضداجتماعي غالباً فاقد همدلي بوده و نسبت به احساسها، حقوق و رنجهاي ديگران بي عاطفه و بدگمان هستند و برخورد تحقيرآميز دارند. آنها ممكن است خود ارزيابي كاذب و مغرورانه­اي داشته باشند (براي مثال، احساس كنند كه كار معمولي در شأن آنها نيست و يا توجه واقع بينانه­اي نسبت به مسايل جاري يا آيندة خود نداشته باشند) و امكان دارد به شدت خود رأي، متكي به خود و يا از خودراضي، باشند. آنها ممكن است جاذبة دروغين و سطحي داشته و كاملاً حّراف و داراي قدرت كلامي خوبي باشند (براي مثال، با استفاده از اصطلاحات فني يا اصطلاحات تازه، فردي را كه با آن مطالب آشنايي ندارد تحت تأثير قرار مي دهند).

فقدان همدلي، خودارزيابي كاذب و جاذبة سطحي و ظاهري، ويژگيهايي هستند كه به طور رايج در تعاريف سنتي جامعه ستيزي گنجانيده شده و ممكن است به ويژه در تشخيص اختلال شخصيت ضداجتماعي در زندان و يا موقعيتهاي پزشكي قانوني كه در آنها اعمال جنايي، بزهكارانه يا پرخاشگري احتمالاً غيراختصاصي هستند، به كار روند. اين افراد ممكن است همچنين در روابط جنسي خود غير مسئولانه و استثمارگر باشند. آنها ممكن است سابقة روابط جنسي با افراد بسياري را داشته باشند و امكان دارد هرگز يك رابطة تك همسريرا ادامه ندهند. اين افراد ممكن است به عنوان والدين، غيرمسئول باشند كه اين امر با سوء تغذية كودك، يك بيماري در كودك كه از فقدان حداقل امكانات بهداشتي ناشي مي شود؛ وابستگي كودك به همسايه ها يا اقوام دور براي غذا يا حمايت؛ كوتاهي در پيدا كردن پرستار براي كودك هنگامي كه فرد، بيرون از منزل است يا هدر دادن پول مورد نياز براي ضروريات منزل، مشخص مي شود. اين افراد ممكن است با بي آبرويي از خدمت نظام اخراج شوند، ممكن است نتوانند خود را اداره كنند، امكان دارد فقير و يا حتي بي خانمان شوند و يا سالهاي زيادي را در مؤسسات كيفري سپري نمايند. افراد مبتلا به اختلال شخصيت ضداجتماعي بيشتر از جمعيت كلي احتمال دارد كه به راههاي خشونت بار (براي مثال خودكشي، سوانح، ديگركشي) پيش از موقع بميرند.


افراد مبتلا به اين اختلال ممكن است همچنين دچار ملال شوند كه شامل شكايتهاي مربوط به تنش، ناتواني در تحمل يكنواختي، و خلق افسرده است. آنها ممكن است به اختلالهاي اضطرابي، اختلالهاي افسردگي، اختلالهاي مرتبط با مواد، اختلال جسماني كردن، قماربازي بيمارگون و ساير اختلالهاي كنترل تكانه نيز دچار باشند. همچنين افراد مبتلا به اختلال شخصيت ضداجتماعي اغلب داراي آن دسته از ويژگيهاي شخصيتي هستند كه با ملاكهاي ساير اختلالهاي شخصيت به ويژه اختلال شخصيت مرزي، نمايشي و خودشيفته مطابقت مي كنند. احتمال پديدار شدن اختلال شخصيت ضداجتماعي در زندگي بزرگسالي هنگامي بيشتر مي شود كه فرد شروع زودرس اختلال سلوك (قبل از سن 10 سالگي) و اختلال كاستي توجه- بيش فعالي را به طور توأم داشته باشد. بدرفتاري با كودك و يا غفلت از كودك، فرزند پروري بي ثبات يا متغير يا انظباط والديني متناقض، ممكن است احتمال تبديل شدن اختلال سلوك به اختلال شخصيت ضداجتماعي را افزايش دهد.



ويژگيهاي خاص وابسته به فرهنگ، سن و جنسيت

ظاهراً اختلال شخصيت ضداجتماعي با وضعيتهاي اجتماعي- اقتصادي پائين و موقعيتهاي شهري ارتباط دارد. در مورد اين تشخيص، نگرانيهايي به وجود آمده مبني بر اينكه اين تشخيص ممكن است به اشتباه در مورد افراد و موقعيتهايي به كار رود كه در آنها رفتار ضداجتماعي ظاهراً ممكن است بخشي از يك راهبرد محافظتي براي ادامة زندگي باشد. در ارزيابي صفات ضداجتماعي، در نظر گرفتن زمينة اجتماعي و اقتصادي كه رفتارها در آن رخ مي دهند، براي متخصص باليني سودمند است.



طبق تعريف، تشخيص شخصيت ضداجتماعي را نمي توان تا قبل از سن 18 سالگي عنوان كرد. اختلال شخصيت ضداجتماعي در مردان شايعتر از زنان است. اين احتمال وجود دارد كه تشخيص اختلال شخصيت ضداجتماعي در زنان كمتر مطرح شود كه علت آن بويژه تأكيد بر جنبه هاي پرخاشگرانه در تعريف اختلال سلوك است.