جهت افزايش انگيزه سرمايه هاي انساني از طرق ذيل مي توان استفاده نمود:


۱ - نیروها را درست انتخاب کنیم. کسانی که واجد یک شغل نیستند، انگیزه مناسب برای فعالیت نخواهند داشت و با اجبار کار می‌کنند.


۲-‌ روی آموزش‌شان سرمایه‌گذاری کنیم. از آموزش‌های موفقیت فردی شروع کنیم، به آنها یاد دهیم چگونه می‌توانند زندگی بهتری داشته باشند و از حس موفقیت خودشان لذت ببرند. سپس به آموزش‌های سازمانی توجه کنیم. اگر فقط از نیرو بخواهیم بیشتر كار كند، او سؤال می‌کند پس من چی؟


۳- حس مهم بودن را به آنها منتقل کنیم. ارزش آنها را برای سازمان روشن کنیم و بگوییم که مهم هستند. لازم است افراد قدر خودشان را بدانند و باور کنند که هر یک نماینده شایسته سازمان در نزد مشتری هستند. پس منش آنها و رفتارشان معرّف سازمان است.


۴- از آنها نظرخواهی کنیم، جلسات ثابت هفتگی بگذاریم و با اداره کردن درست جلسه (و نه سخنرانی یک طرفه مدیر) از نیروها بخواهیم تجربیاتشان را بازگو کنند و برای حل مسائل راهکار ارائه دهند.


۵- قدردانی کردن زمانی که کار شایسته‌ای انجام می‌دهند و تشویق بجا بسیار کارساز است. تشویق کلامی، کتبی و مالی را انجام دهیم و تصور نکنیم همه چیز از نظر نیرو پول است. آنها در درجه اول دوست دارند دیده شوند.


۶- دلبستگی و تعلق به کار آنها را با برگزاری مراسمی چون جشن تولد یا حداقل یک کادوی کوچک و کارت تبریک و … بالا ببریم. خدای نکرده اگر فردی از بستگانش فوت می‌کند، در مراسم ختم حضور سازمان جدی باشد. ما باید کارکنان را در نزد خانواده و فامیل‌شان سربلند کنیم.


۷- درک توأم با همدردی از مشکلات شخصی: به درد‌ دل کارکنان گوش دهیم. ممکن است ما نخواهیم تمام مسائل آنها خصوصاً سختی زندگی ناشی از تورم را حل کنیم اما می‌توانیم تا حد فراوانی با گوش کردن، راهنمایی کردن و کمک در حد توان در کنار‌شان باشیم.


۸- امنیت شغلی: برخي عقيده دارند نیروها خودشان باید امنیت شغلی‌شان را تضمین کنند. یعنی چنان کار کنند و بهره‌وری داشته باشند که مدیران هیچ‌گاه نخواهند آنها را از دست بدهند. اما مدیران هم بايد در بحرانها اندکی صبر و سعه صدر داشته باشند و بلافاصله نیروهای شایسته را به علت كم كاري تعدیل نکنند.


۹- جبران خدمت شایسته: نیروها انتظار دارند مطابق عرف صنعت، دریافتی داشته باشند. پرداخت کمتر سبب می‌شود سازمان ما آموزشگاه رقبا بشود. نیروهای بی‌تجربه جذب می‌شوند، یاد می گیرند و خواهان پیدا می‌کنند و می‌روند. طراحی سیستم جبران خدمت درست، شامل حقوق ثابت و ساير مزايا، یکی از مهمترین رموز موفقیت در كار است.


۱۰- کاری کنیم که کار كردن برای کارکنان جالب و جذاب باشد. به طراحی محیط، زیبایی ماشین‌ها، لباس کارکنان، تیپ ظاهری آنان و خلاصه به تمام مواردی که کار را جالب و جذاب می‌کند، توجه ‌کنیم.


۱۱ - ارتقای مقام و رشد: برای کارکنان جا بیندازیم که سابقه بیشتر به معنای حق ارتقا و پست گرفتن نیست، چون ممکن است فردی در كار تخصصي موفق باشد اما سرپرست و مدیر مناسبی نباشد. اما مدیران باید سعی کنند اگر سرپرست می‌خواهند، ابتدا در بین نیروهای خودشان جستجو کنند. اگر فردی شایسته بود، او را ارتقا دهند، سپس در خارج از سازمان جستجو کنند.


۱۲ - صداقت مدیران: قولی را به نیروها ندهید که نتوانید عملی سازید؛ اگر قولی دادید، حتماً اجرا کنید. نیروها باید بتوانند روی حرف مدیران‌شان حساب کنند.


۱۳ - ادب و نزاکت در تمام سطوح: همانطور که ما انتظار داریم نیروها با مافوق، همکاران و مشتریان مؤدب باشند، آنها هم انتظار دارند مقام‌های مافوقشان به ایشان احترام بگذارند.


۱۴- حضور فعال در كارهاي گروهي: حضور مدیران و سرپرستان در كارهاي گروهي و کنار نیروها به آنها قوت قلب می‌بخشد. آنها نباید تصور کنند ما فقط مدیران پشت میزی هستیم.


۱۵- مدیران مواظب انگیزه‌های خودشان باشند. مدیران باید فردی باانگیزه باشند تا دیگران را برانگیزانند. از درد و غم‌های شخصی و اینکه سازمان قدرتان را نمی‌داند در نزد کارکنان حرف نزنید. یک جمله شما فردا برای خودتان تمام می‌شود اما برای کارکنان می‌تواند ضربه‌ای هولناک باشد، آنها ممکن است از خودشان بپرسند من به چه کسی تکیه کرده‌ام؟ این که خودش را باخته است و در سازمان جایگاهی ندارد؟


۱۶- هدفهای سازمانی و فردی را برای کارکنان تشریح کنید و افرادی را که به هدفها نزدیک می‌شوند، بیشتر تشویق کنید. ایجاد انگیزه، نیازمند هدف است. به آنها یاد بدهید چگونه برای زندگی‌ شخصی‌شان هم هدف بگذارند مثل هدف معنوی، هدف سلامتی، هدف ورزشی، هدف تحصیلی، و …


۱۷- نیروها را چالش آفرین بار بیاورید، به آنها یاد بدهید که ورود یک رقیب جدید نه تنها نباید مایه نگرانی باشد بلکه، یک چالش جدید است و ما باید از چالش‌ها لذت ببریم. نیروهای شایسته از رقابت سالم لذت می‌برند.


۱۸ - فیوز انگیزشی کارکنان را پیدا کنید. هر کسی یک فیوز انگیزشی دارد. وظیفه مافوق، شناخت این فیوز و چگونگی به کار انداختن آن است. موتور محرکه هر فردی با یک چیز روشن می‌شود.


۱۹- رهبری، الهام بخش انگیزه است. سربازان دوست دارند در خدمت فرمانده لایق باشند. رهبری، توانایی نفوذ کردن در دلهاست. مدیران باید روی ویژگی و خصوصیات خودشان و مهارت‌هایشان به صورت مداوم کار کنند تا همواره الگویی شایسته برای کارکنان‌شان باشند.


۲۰- نگرش سیستمی: مدیران و سرپرستان نابغه، می‌دانند که هسته مرکزی موفقیت، یکپارچگی است. تمام موارد فوق مهم هستند و جزء نامهم نداریم. نمی‌توانیم از یک عامل چشم پوشی کنیم. نگرش سیستمی و فرایندی دیدن امور، ضرورت انکارناپذیر موفقیت است.


21- انگیزه های درونی (معنوی و دینی): در جامعه اسلامي مهمترين انگيزه مديران و سرمايه هاي انساني بهره گيري از انگيزه هاي ديني و دروني آنها است.