بالا
 تعرفه تبلیغات




 دانلود نمونه سوالات نیمسال دوم 93-94 پیام نور

 دانلود نمونه سوالات آزمونهای مختلف فراگیر پیام نور

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 از مجموع 9

موضوع: ایین نگارش و ویرایش

Hybrid View

  1. #1
    • 2,338

    عنوان کاربری
    مدير بازنشسته تالار زبان و ادبیات فارسی
    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    شغل , تخصص
    دانشجو
    رشته تحصیلی
    فناوری اطلاعات
    راه های ارتباطی

    پیش فرض

    آغاز راه (4) ب: ويژگي‌هاي نوشته‌ي خوب از حيث آيين

    1. درست‌نويسي

    همان‌طور که ما آدميان بايد هم در جسم و هم در روح، سالم و زيبا باشيم، نوشته‌ها نيز چنين‌اند. تنها حضور محتوا و روح مستحکم نوشته کافي نيست، ظاهر سخن نيز بايد عاري از غلط‌‌هاي رايج بوده، بر پايه‌ي قواعد و هنجارهاي شناخته‌شده‌ي ادبي استوار باشد.
    درستي سخن در دانش‌هاي دستور زبان، لغت، بافت‌شناسي و ساخت‌شناسي ارزيابي مي‌شود. از اين‌رو، نوشته‌ي درست آن است با معيارهاي اين چهار دانش برابر کند.

    2. شيوا نويسي

    ظاهر نوشته جدا از درستي، بايد دلکش و شيوا نيز باشد. براي شيوانويسي (فصيح و بليغ‌نويسي) راهکارهايي يافت مي‌شوند که در دانش‌هاي معاني، بيان، بديع و سبک‌شناسي مطالعه مي‌شوند.

    در اين‌جا فعلا به گفتاري درباره‌‌ي دستور زبان خواهم پرداخت و توضيح درباره‌ي باقي موارد را به بعد موکول خواهم کرد.

    دستور زبان

    بايد تأکيد کنم:‌ درست‌نويسي مقدم بر شيوانويسي است و جز با درست‌نويسي، شيوانگاري ممکن نيست.
    برخي بر اين عقيده‌اند که کسي با آموختن قواعد درست‌نويسي، به‌ويژه دستور زبان، نويسنده نمي‌شود. ما هم با اين گروه هم‌نواييم،‌ اما نبايد از اين مقدمه‌ي درست به نتيجه‌اي نادرست رسيد. آموختن قواعد درست‌نويسي براي نويسنده شدن "کافي" نيست، اما مسلماً "لازم" است.
    مشکل ما بد آموختنش و توقف در باتلاقي از ضوابط خشک و غيرکاربردي است. دستور زبان يک علم آلي و ابزاري است و هدف نيست؛ پس بايد به اندازه توشه‌ي راه از آن برداشت و در مسير نويسندگي گام برداشت.

    دستور زبان مثل مصالح‌شناسي در ساختمان‌سازي مي‌ماند. به شما ابزارکار و اجزاء يک نوشته را مي‌آموزاند.
    من قصد ندارم از جزئيات و دانش دستور زبان چيزي بنويسم. تنها به ضرورت فراگيري‌اش سفارش کرده، چند کتاب معرفي مي‌کنم. براي شروع، به کتاب‌هاي پيچيده اعتقادي ندارم، مثل تأليفات دکتر خسرو فرشيدورد. کتاب‌هاي دبيرستان را با حل تمرين‌هايش، مي‌پسندم، نيز دستور زبان فارسي، دکتر حسن انوري و دکتر حسن احمدي گيوي، ويرايش دوم، انتشارات فاطمي.

  2. #2
    • 2,338

    عنوان کاربری
    مدير بازنشسته تالار زبان و ادبیات فارسی
    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    شغل , تخصص
    دانشجو
    رشته تحصیلی
    فناوری اطلاعات
    راه های ارتباطی

    پیش فرض

    آن‌چه گذشت با تمام علاقه‌اي که به اين تاپيک دارم، اما موانع و مشکلاتي موجب تأخيرم مي‌شود: يکي يافتن حسي که بنشينم و تمرکز کنم تا مطالب را تنظيم کنم، ديگري قائم به شخص بودن تنظيم مطالب است. به يقين اگر مطالب، پيش‌تر به صورت منسجم در کتابي نوشته شده بود، زحمتم امروز کمتر ‌بود و سرعت کارم نيز بيش‌تر. نمي‌گويم به کتابي مراجعه نکرده‌ام، اتفاقاً آن‌چه تقديم مي‌شود، نتيجه‌ي مطالعه‌ي کتاب‌هاي فراواني است، اما چارچوب اصلي و ترتيب منطقي آن، بر اساس تجربه‌ي شخصي و نتيجه‌ي سال‌ها تدريس دستور زبان و آيين نگارش و ويرايش است که به صورت برگه‌هايي (=فيش‌) تهيه شده است. مشکل من عدم انسجام اين مطالب به همين صورت است که الان مي‌بينيد.
    اگر مطالب اين تاپيک براي کساني سودمند افتاده است، بايد عرض کنم: مطالعه‌ي مطالب، همراه با حضور در "کارگاه ادبيات" و تمرين‌هاي آن، مؤثرتر خواهد بود. به تعبيري اين دو، خواهر و برادر هم‌اند!

    آن‌چه تا به الان گذشته را مي‌توان به اين صورت خلاصه کرد:
    سخنِ درست گفتن (محتوا)
    درست سخن گفتن (قالب)
    و زيبا سخن گفتن! (قالب)

    نيز در بحث‌هاي پيش، دانش‌هاي مرتبط با هرکدام از اين مؤلفه‌ها تقديم شد. نخستينش دستور زبان بود. من فرض را بر اين مي‌گذارم که دوستان همراه، يکي از کتاب‌هاي معرفي شده را تهيه کرده، به مطالعه مشغولند. با اين حال براي ادامه‌ي بحث، نيازي به اتمام بحث‌هاي دستور زبان نيست.
    مي‌رسيم به بحث لغت که از وابستگان به درست‌‌نويسي است.

  3. #3
    • 2,338

    عنوان کاربری
    مدير بازنشسته تالار زبان و ادبیات فارسی
    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    شغل , تخصص
    دانشجو
    رشته تحصیلی
    فناوری اطلاعات
    راه های ارتباطی

    پیش فرض

    لغت (1) به يقين، لغت يکي از ارکان مهم در سخن است. لغت، کالبدي بي‌روح و توخالي نيست، بلکه حامل معنايي است. به قول حضرت علي: کلمه، جسم و روح دارد، لفظ جسمش است و معني، روحش.

    و اما اهميت فراگيري لغت:
    مقايسه کنيد بين سخن‌گفتن کودکي که با لکنت و مکث‌ همراه است با سرايش يا سخنراني اديب يا شاعري که به بداهه شعر مي‌سرايد يا بي‌وقفه، به شيوايي سخن مي‌راند. اينان در انتقال معنا از ذهن به مخاطبان و براي يافتن "لغت" سرگردان نمي‌شوند. با پيش‌ رو آمدن معنايي در ذهنشان، لغات به سرعت در جلو چشم و ذهنشان مي‌آيد و باز با همان سرعت باورنکردني و نامحسوس، دست به انتخاب مي‌زنند. اين‌ها دليل بر سابقه‌ي تلاش بسيار و همراهي مداوم با لغات است.
    پس شما براي خلق نوشتاري عالمانه و اديبانه، نياز به سرمايه‌ي باارزشي به نام "لغت" هستيد. در بعضي از برگه‌هاي تحقيقاتي‌ام به نقل از "آيين سخنراني" ديل کارنگي، چنين نقل آورده‌ام: يك فرد معمولي براي صحبت‌هاي عادي و روزانه‌اش به دو يا سه هزار لغت نيازدارد؛ اما ميلتون شاعر انگليسي، حدود هشت‌هزار لغت به‌كارمي‌برده است و شكسپير در حدود 21000 لغت

  4. #4
    • 2,338

    عنوان کاربری
    مدير بازنشسته تالار زبان و ادبیات فارسی
    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    شغل , تخصص
    دانشجو
    رشته تحصیلی
    فناوری اطلاعات
    راه های ارتباطی

    پیش فرض

    لغت (2) نخستين گام براي فراگيري لغات و افزودن آن‌ها در ذهنتان تهيه يک فرهنگ لغت است. براي اين‌کار نياز نيست فرهنگ‌هاي چندجلدي خريداري کنيد، فرهنگ تک‌جلدي کافي است.

    از ميان فرهنگ‌هاي تک‌جلدي عميد، معين و... اين دو را بيش‌تر مي‌پسندم:
    فرهنگ سخن، دکتر حسن انوري، انتشارات سخن
    فرهنگ الفبايي – قياسي زبان فارسي، دکتر مهشيد مشيري، سروش

    خود من از فرهنگ الفبايي – قياسي استفاده مي‌کنم. با داشتن آن مي‌توانيد با لغات مترادف، متضاد و هم‌آواي هر کلمه نيز آشنا بشويد

  5. #5
    • 2,338

    عنوان کاربری
    مدير بازنشسته تالار زبان و ادبیات فارسی
    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    شغل , تخصص
    دانشجو
    رشته تحصیلی
    فناوری اطلاعات
    راه های ارتباطی

    پیش فرض

    لغت (3) پس از تهيه فرهنگ لغت، نوبت به فراگيري لغات مي‌رسد؛ اما نه به اين صورت که فرهنگ را بازد کرده، لغاتش را به همراه معاني‌اش حفظ کنيد!

    بر اساس نظريه‌ي "بازي‌هاي زباني" ويتنگشتاين: معناي شيء بسته به متنش دارد. شايد شما هم اين تجربه را داشته‌‌ باشيد که هرلغت در متن خودش معناي واقعي‌اش را نشان مي‌دهد، نه به تنهايي و جدا از متن. بنابراين حفظ معناي يک لغت در فرهنگ، درک درستي از روح و معناي آن به شما نمي‌دهد.

    پس گام بعد چنين رقم مي‌خورد:
    تهيه يک کتاب ادبي. کتابي که سبک نوشتاري و محتوايش متناسب با سليقه و روحيه شما باشد. شما با مطالعه‌ي آن، به لغات تازه‌اي بر مي‌خوريد که پيش‌تر در ذهن شما نبوده است.
    • آن را علامت‌گذاري کنيد.
    • در فرهنگ لغت، بهترين و نزديک‌ترين ترجمه‌ي معنايي را به دست بياوريد.
    • در گوشه همان صفحه‌ي کتابتان نتيجه را يادداشت کنيد.


    اين کار درک بهتر و دقيق‌تري از لغات به شما مي‌دهد. و با نوشتنش در گوشه‌ي کتاب حافظه‌ي کوتاه‌مدت شما پايدارتر عمل مي‌کند و چه بسا بعداً ترجمه را فراموش کرده، نياز به بازبيني داشته باشيد...

برچسب برای این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •