زرتشت پيامبر وارسته و يا فيلسوفي بزرگ
اين سوال شايد درميان رهروان دين زرتشت و انديشمندان علاقمند و ديگر دوستداران اين آئين كهن بارها و بارها موجب بر پائي گفتگوها و بحث هاي فراواني گرديده است كه به همين دليل در اين چند سطر سعي گرديده تا با ارائه دلايل كافي و مستند به اين سوال پاسخي شايسته داده شود .
براي رسيدن به پاسخ مناسب ابتدا بايد كه بر چه پايه و اساسي چنين نظريه هايي بيان ميگردد .
از مفاهيم گاتها چنين بر ميايد كه اشوزرتشت انديشمند زمان خود بوده و حتي بر علم پزشكي اشراف داشته و همينطور بر مسائل اجتماعي و علوم مختلف زمانه خود مسلط بوده است . همانند يك فيلسوف و يا دانشمند ، ولي واقعيت اين است كه زرتشت تنها يك فيلسوف و يا حتي يك شاعر نبوده است .
براي فهم اين موضوع لازم است كه با دقت و حوصله تفاوت ميان انديشمند و فيلسوف را با پيامبر و همچنين حقيقت ، واقعيت و توهم ، يعني سه چيزي كه ما را احاطه نموده اند و جهان بيني هر انساني بر محور اين سه پديده استواراست را بدانيم . همين طور تفاوت ميان دين و مذهب ، كه اكثر مردم همواره اين دو را در هم ميآميزند و تفاوت دقيق اين دو مقوله كاملا مستقل را نميدانند .
با بيان اين تفاوت ها و پرداختن به اين مباحث ميتوانيم دريابيم كه پيامهاي گاتها كه جهان بيني زرتشت را ميرساند ، اهورائي است و يا پند هاي حكيمانه يك فيلسوف ؟
ابتدا نگاهي داشته باشيم به تفاو ت ميان دانشمند ، فيلسوف و پيامبر :
الف : دانشمند
دانشمند كسي است كه بر تمام يا بخشي از دانش زمان خود احاطه داشته و عمر و زندگي خود را صرف تحقق و بررسي و استدلال مينمايد .
ب : فيلسوف
فيلسوف ، دانشمندي است كه بر اساس دانشي كه از جهان و هر چه دراوست دارد ، سعي ميكند ارتباط انسان را با آن دانسته ها و يا با طبيعت پيدا نمايد و راهي بيابد كه به طريقه درست و منطقي بتواند انسان را به مدينه فاضله برساند .
پ : پيامبر
در باب پيامبر ميتوان گفت كه به انساني گفته ميشود كه از اوضاع اجتماعي و اقتصادي و ظلم و بي عدالتي زمانه خود به ستوه آمده و براي انديشيدن به راه حل اين مشكلات براي مدتي طولاني به خلوت كامل پناه برده و پس از مدتها بررسي و كشف شهود ، عاشق و شيفته معبود خود يعني پروردگار يكتا گرديده و با خداي خود به نوعي ارتباط برقرار نموده و با كتابي مدون و دستوراتي اهورائي ، به ميان مردم خود باز گشته و به تبليغ دين خود همت گماشته و با جمع آوري ياراني هم فكر و هم انديش ، نيرو آراسته و با تدبير و دور انديشي ، در راه گسترش دين خود كوشش نموده و در نهايت جان خود را در راه هدف والاي خويش فدا مينمايد .
حال با داشتن دانسته هاي فوق و مقايسه آنها ميتوانيم اين ادعا را داشته باشيم كه اشوزرتشت نه يك پيامبر و يا فيلسوف بلكه پيامبري وارسته بوره است و از جنبه معنوي همان طور كه در زمان سدره پوش شدن و خواندن پيمان دين ، سه مرتبه دست در دست موبد ميخوانيم : " دين ، دين اورمزد داد زرتشت " دانسته و بيگمان ، به راسته و درسته ، دين پاك يزدان " بدون شك به پيامبري اشوزرتشت ايمان داريم .
اين موضوع را ميتوانيم از منظر علمي ، فلسفي و كارشناسي هم بررسي نمائيم . با كمك پيام گاتها كه نه زمان و مكان را نمي شناسد ، بلكه حتي بسيار فراتر از زمان حاضر ، بر مبناي علوم مختلف خداشناسي ، روانشناسي ، جهان شناسي و غيره استوار ميبا شد . گاتها گنجي گرانبهاست كه هر بندش و حتي هر لغتش با مفاهيم بسيار عميق توام است كه را ه خوشبختي را به بشر نشان ميدهد.
تفاوت ميان حقيقت ، واقعيت و توهم نيز ما را در شناختن موضوع ياري بيشتري ميرساند :
الف : حقيقت
به آن باورهائي گفته ميشود كه با مدرك مستدل و با علم و آگاهي كامل به آن رسيده ايم و ياپيامبران،
بزرگان ، پيشكسوتان و محققان و دانشمندان و كسانيكه مورد اعتماد ما هستند به آن علوم دست پيدا كردند و به ما نيز گفته و منتقل نموده اند و ما تمام آنها را قبول داشته و حتي به طور دقيق تر به آنها ايمان داريم . همانند اينكه ما انسان هستيم ، و يا زمين گرد است و يا جاذبه و جود دارد .
ب : واقعيت
بخشي از باورهائي است كه در اطراف خود حس ميكنيم و حقيقت ميپنداريم ولي ممكن است حقيقتي غير از آن داشته باشد كه ما ميبينيم و يا ميشنويم و حتي حس و يا درك ميكنيم ، همانند آسمان ، سكوت ، تاريكي و جهل ، كه واقعيت دارند ولي حقيقت ندارند . پس واقعيت نسبي است و ما بيشتر در زندگي با واقعيت ها در تماس هستيم .
پ : توهم
همه انسانها در جهان ، باورهائي دارند كه هيچگونه واقعيت خارجي و حقيقي ندارند و تنها در تخيلات فرد ساخته شره است و يا ديگرا ن برايش ساخته اند ، هر چند عميقا باور كه آن چيز ها حقيقت دارند ولي در واقع چنين نيست . تمام مسائل به اصطلاح خرافي جزو اين دسته هستند ، حتي روانشناسان عقيده دارند بسياري از مبناهاي فكري و برداشتهاي ما از جها ن از توهمات ما سر چشمه مي گيرند .
و در آخر با توضيح تفاوت ميان دين و مذهب ميتوانيم نتيجه گيري كامل تري داشته باشيم .
در مورد دين ميتوان گفت دين يعني هر آنچه كه در كتاب آسماني آمده است و انسان متدين جدا از اين كه چه مذهبي دارد ، بدون چون و چرا از ابتدا تا انتها كتاب خود را باور داشته و سعي ميكند در طول زندگاني خود به مفاهيم آن عمل نمايد . و در مقابل ، مذهب ، كه كليه سنن و آدابي را گويند كه پيروا نه هر ديني بسته به زمان و مكاني كه در آن زندگي ميكنند براي خود در نظر ميگيرند . يعني عملا هر دين در جامعه بصورت مذهب پياره ميشود و عمل مي گردد . در اين ميان بخش ديگري هم بنام سنت و جود دارد كه به تمام حركات و رفتاري كه هر انساني در زندگي روزمره خود انجام ميدهد و يا هر جامعه اي در زندگي اجتماعي خود به كار ميبندد ، گفته ميشود .
با توجه به مطالب گفته شده اين نتيجه حاصل ميگردد كه با توجه به رشد علم و پيشرفت تكنولوژي و به نوعي كهنه شدن عقايد فيلسوفان و دانشمندان گذشته ، هنوز هم پيامهاي گاتها كه كشفيا ت يا به عبارتي بهتر دريافتهاي اهورائي اشوزرتشت است ، و با زبان شعر و بصورتي بسيار واضح بيان شده ، كاملا نو ، بكر و سرشار از اشوئي ميبا شد .
بنا بر اين مفاهيمي كه بيا ن گرديد و پيامهائي كه داده شد ، نه فيلسوفانه بوره و نه دانشمندانه صرف ، اين پيامها حقيقت مطلق است كه از جانب پروردگار براي رستگاري ما آورده شده اند .
در انتها چهار بند از گاتها در مورد هاي گيتي و مينو ، خرد و وجدان ، تن و روان و تن انسان ذكرميگردد.
يسناي 31 بند 22
اي اهورامزدا شخص خردمند و هوشيارو كسي كه با منش خويش حقيقت را درك ميكند از قانون ايزدي آگاه است و با نيروي معنوي از راستي و پاكي پشتيباني كرده و گفتار و كردار خود را جز به راستي نخواهد آراست و در راه گسترش راستي گام بر خواهد داشت ، چنين شخصي نسبت بتو اي مزدا و فادار و شايسته ترين يار و مدد كار مردم بشمار خواهد رفت .