نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در روستاها
فناوری اطلاعات و ارتباطات ، تکنولوژی هزاره جدید میباشد که باعث کم کردن زمان انجام محاسبات، دقیقتر شدن پردازش دادهها، تبادل اطلاعات آسان و کم کردن هزینه داد و ستد شده است.
دستاوردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات زمانی حداکثر تأثیرگذاری را در زندگی بشرخواهد داشت که بتواند در تمام زمینهها و در میان تمام اقشار جامعه رسوخ کند. متأسفانه دنیایی که در آن زندگی میکنیم دچار مشکلی بنام شکاف دیجیتالی میباشد. این شکاف، بخصوص در سطح جامعه روستائی چشمگیرتر است. در حال حاضر 5/2 میلیارد نفر از جمعیت 6 میلیاردی جهان در روستاها و نقاط دور افتاده کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند (حدود 40% جمعیت جهان) که درصد کمی از آنها به امکانات ارتباطاتی و اطلاعاتی مناسب دسترسی دارند.
این در حالی است که تحلیل گران جهانی عقیده دارند در بحث جهانی سازی، توسعه ICT روستایی نقش اساسی در پیشرفت کشورهای در حال توسعه خواهد داشت.
کشورهای هند، مغولستان ، چین، سنگاپور و شیلی توسعه ICT روستایی را طی برنامههای دولتی توسط ارگانهای خاص و بخش خصوصی دنبال کردهاند و در این کشورها، امروزه دسترسی روستاها به اینترنت کاملاً جا افتاده است و در حال حاضر نیز استفاده از آن، همراه با توسعه ICT ادامه دارد.
شاید این تصور وجود داشته باشد که ICT برای روستاهای ایران زود است و باید توسعه تلفن و بالا بردن کیفیت دسترسی آنرا در اولویت قرار داد. اما واقعیت آن است که برای بهبود وضع روستاهای ایران با توجه به پراکندگی جغرافیایی و دوری بعضی از روستاها از شهرها و محرومیتهای مختلفی که در آنها وجود دارد توسعه ICT در اولویت میباشد.
با توجه به اینکه بخشی از روستاهای کم جمعیت ایران هنوز دسترسی درستی به تلفن ثابت ندارند. توسعه ICT روستایی در ایران باید با شتاب مضاعفی صورت گیرد تا استفاده مناسب از ظرفیتهای ICT در بخش روستا انجام پذیرد و روستاها بتوانند تبادل اطلاعاتی لازم با سایر مراکز را داشته باشند و بستر توسعه در آنها فراهم شود.
رویکردهای متفاوت به توسعه ICT روستایی
- کمک رسانی به مسئولان محلی برای تصمیم گیریهای مناسب
- توسعه و بهینه سازی خدمات رسانی به روستائیان
- اطلاع رسانی به روستائیان و شرکت دادن آنها در تصمیم گیریها ، رویکردها میتواند خدمات رسانی، حاکمیت دولت و بهینه سازی خدمت دولتی، نشر عدالت در توزیع اطلاعات و بالا بردن سطح فرهنگی روستائیان از طریق ارتباط و تعامل بیشتر روستائیان با سایر نقاط کشور و جهان باشد.
نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در روستاها
توسعه ICT در روستاها با برنامه چهارم توسعه کشور آعاز میشود، نیاز است در این برنامه و برنامهریزیهای مناسب دیگری که در این زمینه صورت خواهد گرفت، بتوان در یک فرصت زمانی مشخص، فاصله عمیق دیجیتالی بین شهر و روستا از یک سوی و بین روستا و جهان اطلاعات از سویی دیگر را کاهش داد.
درصورتیکه تاخیر بیشتری در این زمینه صورت گیرد و به توسعه ICT در روستاها توجه جدی نشود مشکلاتی برای روستاها بوجود خواهد آمد که شاید جبران آن آسان نباشد. عوارض عدم گسترش ICT در روستاهای بسیار زیاد میباشند که در ذیل به چند مورد پرداخته شده است.
- افزایش مهاجرت روستائیان: مبارزه با مهاجرت روستائیان به شهرها، ادامه دارد و راهکارهای گذشته سودمند نبوده است. در صورتیکه اقدامی اساسی صورت نگیرد، این روند ادامه پیدا خواهد کرد و صنعت کشاورزی و دامداری دچار مشکل اساسی خواهد شد. در بسیاری از نمونههای بررسی شده در جهان دیده میشود که آشنایی جوانان مستعد روستایی با ICT توانسته است نیروهای خبرهای تحویل جامعه و ارگانهای مختلف بدهد و همچنین فرصتهای شغلی متفاوتی در شبکههای مختلف مطرح گردد که روستائیان بهرهمند شوند. اصولاً ICT به عنوان یک ابزار مهم تمرکز زدائی در جوامع در حال توسعه توسط UNDP مطرح شده است.
- تخریب منابع طبیعی: امروزه بهرهبرداری بیبرنامه از منابع طبیعی باعث شده است در بسیاری از مناطق کشور (مثل شمال ایران) با بحرانهای مختلفی مواجه شویم.
- کاهش درآمدهای گردشگری: جهانگردانی که از ایران دیدن میکنند اطلاع درست و سازمان یافتهای از آثار گرانقدری که در مناطق دور افتاده کشور موجود میباشد ندارند. ایران به عنوان یک کشور در حال توسعه که جمعیت روستایی آن رو به کاهش و جمعیت شهری آن رو به افزایش است، شدیدا به توسعه ICT در روستاها و مناطق دور دست نیاز دارد. اگرچه قدمهای ابتدایی توسط بعضی وزارتخانهها و سازمانهایی که نوعا با روستاها ارتباط دارند در دست اقدام است، اما هنوز عزم و اراده لازم برای توسعه سریع و منطقی ICT در روستاها دیده نمیشود. در این مسیر با توجه به تجربیات کشورهای همطراز ایران، گامهای اولیه هدایتی و سرمایهگذاری زیرساخت حتماً باید توسط دولت انجام شد. سپس با تقویت بخش خصوصی زمینه توسعه بیشتر فراهم گردد. بنابراین نقش ICT در توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در روستاها میتواند اهمیت بسیار زیادی در شکوفایی جامعه و ارتقاء موقعیت روستائیان داشته باشد. اجرای عدالت اجتماعی در عصر حاضر بدون استفاده از تکنولوژی امکان پذیر نمیباشد. خوشبختانه این تکنولوژی اگر بدرستی و با سیاست مناسبی دنبال و اجرا شود میتواند بسیار کم هزینهتر از روشهای سنتی معمول فعلی باشد. امید است دولت با همفکری صاحبنظران و استفاده از تجربیات جهانی و عظم و اراده ملی توسعه ICT را در جهت آبادانی و رفاه و آسایش مردم روستا در برنامه چهارم جزء اولویتها قرار دهد.
نویسنده: علی اکبر جلالی
نقش فناوری اطلاعات در توسعه کشاورزي
سالها پيش کشور ما با توجه و تاکيد بر شعار کشاورزي محور توسعه شاهد تلاش هاي گستردهاي براي خروج از بن بست هاي توليد و رسيدن به دروازه هاي خود کفايي بود.اما عدم توجه اصولي و جامع براي شناخت ظرفيتها و قابليتهاي موجود که مبتني بر آينده نگري هاي اقتصادي،سياسي و اجتماعي باشد باعث شد سياست هاي نادرست و ناهماهنگ در ساختارها و زير بخش هاي کشاورزي ايران تاثير مخرب حود را بگذارد. برنامه ريزي هاي مقطعي و موردي کشور ما را از قابليت يک کشور صادر کننده تا حد يک وارد کننده محصولات کشاورزي پايين آورد. .حذف و هضم ايران در بازارهاي کشاورزی جهان روندي بود که يک شبه رخ نداد بلکه با توليد محصولاتي که کشور ما در صادرات آنها حرف اول را مي زد توسط ساير کشور ها ايران به مرور در عرصه تجارت کشاورزي از بازارهاي بين المللي به کناري رانده شد. محصولاتي چون پسته، زعفران، برنج، فرش و.... روزگاري نه چندان دور با نام ايران شناخته مي شدند اما امروزه کشورهايي مثل پاکستان و هند گوي سبقت را از ما ربوده اند و با هماهنگ کردن خود بر اساس ساختار و نياز بازار سهم ما را به خود اختصاص داده اند.
باز خورد اين مسائل در کشاورزي ما نقش منفي و تاثير بدي داشت و فشار آن بر تمام اجزا توليدي و توزيعي بخش کشاورزي علي الخصوص کشاورزان و روستا نشينان وارد شد. و موجب فرو پاشيدن ارکان اقتصاد روستايي ايران گرديد. از سوي ديگر عدم برنامه ريزي يکپارچه و هماهنگ در توليد موجب شد تا کشور علي رغم شرايط مساعد و مناسب براي دستيابي به توليدات بالا(موقعيت مساعد ايران از نظر طول و عرض جغرافيايي) به شدت تحت نوسانات بازار داخلي و خارجي قرار بگيرد.گرايش دسته جمعي کشاورزان يک منطقه به توليد محصولي که در يک سال با کمبود آن از قيمت بالايي برخوردار شده باعث توليد بيش از حد آن محصول در سال بعد مي شود تا جايي که حتي برداشت آن از روي زمين از نظر اقتصادي به صرفه نيست اين نقيصه از آنجا ناشي مي شود که تنظيم سطح توليد براي بازار مصرف هيچگاه به طور جدي مورد توجه سياستگذاران قرار نگرفته است.پيش بيني عوامل موثر در توليد کشاورزي اگر چه امري است پيچيده؛ اما غير ممکن نيست. همانطور که مي دانيم يکي از مهمترين شاخصها و معيار هاي توسعه به مفهوم عام آن(توسعه پايدار) گسترش سطح دانش و اطلاعات در هر يک از ارکان و بخش هاي يک جامعه پيشرو و پويا ست.نقش و تاثير کشاورزي در توسعه پايدار و همه جانبه به عنوان يکي از ارکان استراتژيک کشور غير قابل انکار است. انجام برنامه ريهاي ملي و فرا ملي و استفاده هرچه بهتر از ظرفيتهاي ناشناخته کشاورزي و همچنين گسترش استفاده بهينه از قابليت هاي موجود اين بخش نيازمند ايجاد يک تحول اساسي و نگرش جامع به پديده اطلاع رساني است.پرداختن به اين موضوع امکان برنامه ريزي هاي دقيق و جامع و جزءنگر را در تمام سطوح و زير بخش هاي کشاورزي فراهم مي آورد.
تحقق نگرش علمي و اقتصادي بر توسعه کشاورزي نيازمند بررسي و تجزيه و تحليل دقيق تمامي مسائل و عوامل موثر در بالاترين حد ممکن است . کشور ما به عنوان يکي از کشورهاي در حال توسعه، از نظر شاخص هاي کاربرد فناوري ارتباطات و اطلاعات در زمره کشورهاي در حال توسعه فناوري ارتباطات و اطلاعات قرار دارد. توجه اخير سياستگذاران در گسترش شاحصهاي ict از جمله افزايش سرانه خطوط تلفن همراه و ثابت، افزايش تعداد رايانه هاي شخصي، اتوماسيون امور اداري، افزايش تعداد کاربران اينترنت و .... زمينه هاي لازم را در جهت بالا بردن استانداردهاي توسعه ict فراهم کرده است. بهره گيري مناسب از امکانات و شاخص هاي ذکر شده مي تواند تاثير شگرفي در اقتصادي تر شدن کشاورزي ايران داشته باشد در اين مجال سعي مي شود با ذکر شاخص هاي موثر در توليد علمي و عملي کشاورزي که موجبات کاهش و يا ازبين رفتن احتما لات را فراهم مي کند تاثير فناوري ارتباطات و اطلاعات در کاربردي تر شدن اين شاخص ها مورد بررسي قرار گيرد.
شاخص هايي که يک کشاورزي مدرن و علمي مي تواند بر تکيه بر فناوري ارتباطات و اطلاعات از آنها متاثر شود و نهايتاٌ به هدف اصلي که همان افزايش کمي و کيفي توليد است شامل شود شامل:
1)هواشناسي علمي و پيشرفته
2)اطلاعات دقيق از نوسانات قيمت نهاده ها
3)امکان سنجي و نياز سنجي بازارهاي مصرف ملي و بين المللي
4)ترکيب روش هاي علمي و عملي
5) اطلاعات صادرات و واردات از طريق بخش خصوصي و دولتي
6)آموزش و ترويج مناسب و پيشرفته
7) اهداف و سياستهاي کلي کشور مي باشد.
امروزه هواشناسي کشاورزي يکي از مهمترين پايه هاي انتخاب نوع زراعت و اعمال روش هاي کاشت مي باشد بارها شنيده ايم که زراعت هاي ما در اثر خشکسالي و يا سيل از بين رفته اند و يا بذر هاي تازه کاشته شده و محصولات برداشت نشده در اثر سرمازدگي نابود شده اند .تلفيق هواشناسي کشاورزي مبتي بر تکنولوژي ارتباطات و اطلاعات اين امکان را مي دهد که مجامع و سازمان هاي ذيصلاح با کسب دقيق ترين اطلاعات هواشناسي از دقيق ترين دستگاه هاي اندازه گيري، ماهواره هاي هواشناسي- تحقيقاتي و ارتباطات مخابراتي در کوتا هترين زمان ممکن قوي ترين پيش بيني ها را در مورد اوضاع جوي و ميزان بارندگيها و تاثير آن در زراعت ها و پيشنهادات تخصصي در مورد کاشت، داشت و برداشت هر يک از محصولات فصل داشته باشند.پردازش اين اطلاعات جامع و انتقال آن به وسيله دستگاهها ی مخابراتي و الکترونيکی که در ict پيش بيني شده است مي تواند بخش اعظمي از شرايط را تحت کنترل و اختيار کشاورز قرار دهد. محصولات کشاورزي در اقتصاد رو به جهاني شدن به مانند نفت تابع شرايط مختلف اقتصادي و حتي سياسي دستخوش نوسانات قيمت مي شوند. بورس هاي عمده کشاورزي دنيا در تغييرات قيمت محصولات نقش موثري دارند.. مسائلي چون تغييرات دفعي آب و هوا ، تحريم هاي اقتصادي، تغييرات در تعرفه هاي گمرکي و ... از جمله عوامل موثر در نوسانات بازار هستند از سوي ديگر نهاده هاي کشاورزي خود داراي نوسانات و تغييرات قيمت هستند و اين موجب پيچيده تر شدن مسئله قيمت گذاري محصول خروجي مي شود در اين جا تلفيق ict و نظام جامع اقتصاد کشاورزي مي تواند موثر ترين کمک در راه رسيدن به يک کشاورزي شفاف و دور از تنش هاي بازار باشد اگر اطلاعات جامع و به روزي از قيمت نهاده ها در اختيار کشاورزان قرار گيرد و آنها بدانند که کشور در يک سال چه ميزان واردات و از چه نوع محصولي خواهد داشت و از ميزان نياز داخل به هر محصولي آگاه باشند بدون شک خواهيم توانست استراتژي هدايت توليد ملي را از سطح کوچک ترين مزارع پيش ببريم و اين هدف فقط با هدايت جامع توليدکنندگان و تلفيق کليه عوامل موثر در کشاورزي امکان پذير است .در اينجا از مسئله اي که در سالهاي اخير با صورت بغرنج و لاينحل درآمده به عنوان مثالي ياد مي شود؛ نوسان متقابل ما بين ميزان توليد پياز و قيمت آن با ميزان توليد سيب زميني و قيمت آن امري است که حتي سياستگذاران کشاورزي هم ديگر به آن عادت کرده اند، در يک سال آنقدر پياز توليد مي شود که باعث افت شديد قيمت آن مي شود و در مقابل چون توليد سيب زميني کاهش يافته قيمت آن بالاا مي رود و در سال ديگر دقيقاٌ بر عکس همين قضيه پيش مي آيد.اما شايد خيلي دور از دهن نباشد که همه اين موارد با يک نظام هماهنگ و يکپارچه برنامه ريزي شده بر اصول ict قابل رفع و هدايت است شناخت و تعيين ظرفيتهاي زراعي و کشاورزي هر منطقه از کشور و تلفيق دقيق اين ظرفيتها با ساير شرايط حاکم برآن منطقه از قبيل آب و هوا ، مکانيزاسيون و ... مي تواند هر ساله در ابتداي فصل زراعي کشاورز را براي انتخاب نوع محصولي که بالاترين بازده اقتصادي را براي کشور دارد ياري کند ضمن اينکه اکثر شرايط را تحت کنترل و اختيار کشاورز قرار مي دهد مهمترين چالش در کشاورزي نقش صادرات و واردات و عوامل موثر بر آن و همچنين سياستهاي کلي کشور در امر کشاورزي است سالهاست که اکثر کارشناسان مسائل اقتصاد کشاورزي داد سخن برآورده اند که ايران با تکيه بر توانايي ها و قابليت هاي خود مي تواند دراکثر موارد توليد کشاورزي به خود کفايي برسد به گونه اي که کشور را از واردات محصولات مهمی چون گندم، ذرت يا مرغ بي نياز کند و از فشار هاي اقتصادي و سياسي وارد شده از حانب کشورهايصادر کننده آن بکاهد. اخيراٌ با توجه دولت به پديده ict و به جريان افتادن طرح دولت الکترونيکي جاي اميدواري بسياري پيش آمده تا هر يک از وزارتخانه ها و سياستگذاران با توجه به کارکرد خود فناوري ارتباطات و اطلاعات را در ساختار برنامه ريزي هاي خود تزريق کنند و از نتايج آن بهره ببرند وزارت جهاد کشاورزي به عنوان سيا ستگذاري و راهبري بخش کشاورزي مي تواند با برنامه ريزي اصولي به جمع آوري، پردازش و رسانش اطلاعات نقش مهمي را باز مي کند ضمن اينکه با اتصال به ساير سازمان ها و ارگان هاي تاثير گذار در اين بخش از جمله وزارت بازرگاني و وزارت ارتباطات و فناوري کليه زير ساختهاي شکل گيري ict را در ساختار کشاورزي ايران فراهم کند .توجه به آموزش و ترويج با تکيه بر قابليتهاي ict از ديگر راهکارهاي رسيدن به توسعه همه جانبه در کشاورزي مي باشد راهبري کردن تحقيقات دانشگاهي و توجه به نوآوري هاي علمي از يک سو و انتقال به هنگام تکنيکهاي جديد توليدي با تکيه بر پايه هاي فناوري ارتباطات و اطلاعات مي تواند کشاورزي ايران را ظرف چند سال آينده متحول کند و زمينه هاي عملي شعار «کشاورزي محور توسعه» را فراهم نمايد.