PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده می باشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمی کنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : چی سر عقاید اکثر آقایون اومده لطفا همه آقا پسرا و دختر خانوما نظرشونو بگن



adeleh 2
06-08-2011, 12:06 PM
من واقعا سر در نمیارم چی سر عقاید آفا پسرا و بابا ها اومده .تو کوچه و خیابون که میری ،دانشگاه که میری یا ...این دخترای جورو واجور رو که میبینی (البته نه همهی دخترا اکثر دخترا رو منظورمه) فکر میکنی چرا آقایونه این خانوما یا پدراشون هیچ توجهی به طرز لباس پوشیدن یا آرایش و... دختراشون یا همسرشون ندارن .آدم شک میکنه نکنه خدای نکرده خدای نکرده آقایون غیرتشونو به باد دادن یا این که نسبت به عزیزشون بی توجه شدن شاید هم دوست دارن با اونها به بقیه پز بدن که ما میتونیم میدونین که منظورم چیه؟ من فکر نمیکنم ناموس تقسیم شدنی باشه که این آقایون ناموسشونو در اختیار چشمای نامحرما میگذارن تازه ذوق هم میکنن. یکی به من بگه چرا تواین عروسی ها با این لباس هایی که خانوما میپوشن و آقیون براشون دیگه فرقی نمیکنه که زنشون یا نامزدشون یا دخترشون با آقای دیگه برقصه یا رژه بره آقا یکی جواب منو بده:169:

pinkrainbow
06-19-2011, 08:24 PM
به نظر من علتش برنامه ها و فیلمهای بی محتوای ماهواره هست که کم کم داره روی باورهای دینی اثر میذاره و یه جورایی همه رو بی حیا کرده :97:

Borna66
06-19-2011, 09:31 PM
با سلام
ربطی به برنامه های ماهواره یا جاها و موارد دیگر نداره.بی خود بی عقلی و بی هویتی خودمون رو گردن کسی ندازیم.
خدا به همه عقل و شعور داده و حالا هرکسی ازشون استفاده می کنه یا بیخال میشه خودشو می زنه به نفهمی با گردن کسی می انداره!!

روزگار خوش

philosopher
06-20-2011, 02:13 AM
من واقعا سر در نمیارم چی سر عقاید آفا پسرا و بابا ها اومده .تو کوچه و خیابون که میری ،دانشگاه که میری یا ...این دخترای جورو واجور رو که میبینی (البته نه همهی دخترا اکثر دخترا رو منظورمه) فکر میکنی چرا آقایونه این خانوما یا پدراشون هیچ توجهی به طرز لباس پوشیدن یا آرایش و... دختراشون یا همسرشون ندارن .آدم شک میکنه نکنه خدای نکرده خدای نکرده آقایون غیرتشونو به باد دادن یا این که نسبت به عزیزشون بی توجه شدن شاید هم دوست دارن با اونها به بقیه پز بدن که ما میتونیم میدونین که منظورم چیه؟ من فکر نمیکنم ناموس تقسیم شدنی باشه که این آقایون ناموسشونو در اختیار چشمای نامحرما میگذارن تازه ذوق هم میکنن. یکی به من بگه چرا تواین عروسی ها با این لباس هایی که خانوما میپوشن و آقیون براشون دیگه فرقی نمیکنه که زنشون یا نامزدشون یا دخترشون با آقای دیگه برقصه یا رژه بره آقا یکی جواب منو بده:169:


زن و دختر هم عقل دارن شعور دارن همه انسان ها اختیار دارن خودشون نوع پوشش رو انتخاب کنن زن هم انسان خوب نیست ادم به جا بقیه تصمیم بگیره
مگه بردمون هستن به شون دستور بدیم و تنها فرق انسان و حیوان اینه که انسان اختیار داره خوب نیست انسان این گوهر زیبا رو از کسی سلب کنه
خودت رو بذار به جای یه دختر ببین دوست داری کسی به جات فکر کنه ومجبورت کنه؟
اگه غیرت معنیش اینه مزاحمت برا عزیزت درست کنی کن من بی غیرتم
غیرت و مردونگی به اینه از مشکلات کسی که دوست داری کم کنی ازش حمایت کنی نه اینکه خوت بانی مشگل برا عزیزت باشی
میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است

philosopher
06-20-2011, 02:28 AM
دوتا فیلم هست نگاه کردنش خالی از لطف نیست
افساید
گیس بریده
تا حالا به این فکر کردی چرا امار دخترایی که فرار میکنن از خونه بالاست؟

philosopher
06-20-2011, 07:39 AM
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
حافظ این دوتا بیت رو خیلی خوب اومده
شما وکیل وصی مردمی مگه پوشش هر کس به خودش ربط داره :97: تو زندگی مردم سرک نکش

sunyboy
06-20-2011, 11:07 AM
من واقعا سر در نمیارم چی سر عقاید آفا پسرا و بابا ها اومده .تو کوچه و خیابون که میری ،دانشگاه که میری یا ...این دخترای جورو واجور رو که میبینی (البته نه همهی دخترا اکثر دخترا رو منظورمه) فکر میکنی چرا آقایونه این خانوما یا پدراشون هیچ توجهی به طرز لباس پوشیدن یا آرایش و... دختراشون یا همسرشون ندارن .آدم شک میکنه نکنه خدای نکرده خدای نکرده آقایون غیرتشونو به باد دادن یا این که نسبت به عزیزشون بی توجه شدن شاید هم دوست دارن با اونها به بقیه پز بدن که ما میتونیم میدونین که منظورم چیه؟ من فکر نمیکنم ناموس تقسیم شدنی باشه که این آقایون ناموسشونو در اختیار چشمای نامحرما میگذارن تازه ذوق هم میکنن. یکی به من بگه چرا تواین عروسی ها با این لباس هایی که خانوما میپوشن و آقیون براشون دیگه فرقی نمیکنه که زنشون یا نامزدشون یا دخترشون با آقای دیگه برقصه یا رژه بره آقا یکی جواب منو بده:169:

خب عزیز!! در این دوره زمونه نمیشه مثلا کسی به خواهرش گیر بده وقتی میگه چرا اینطوری لباس پوشیدی برمیگرده بهش میگه به تو ربطی نداره من پدر دارم یا اینکه میگه تو چرا خودت تیپ میزنی اگه بده خودت هم درست لباس بپوش. و پدره هم نمیتونه به دخترش گیر بده چون این دوره زمونه شده دوره فرزند سالاری!! یا شوهره نمیتونه به زنش گیر بده اولا زنه میگه من دختر دهاتی نگرفتی که بخوای اینطوری باشم یا اینکه تویی که بهم اعتماد نداشتی چرا با من ازدواج کردی!! یا زیاد گیر بده زنه میره مهریه اش رو به اجرا میزاره که میدونید که در ایران مرد و زن ازواج میکنن همه چیز به نفع زن تمام میشه مهریه- شیر بها- و وقتی خدای نکرده زن طلاق میگیره مهریه ای رو میگیره- جهیزیه ای که اورده رو میبره- تازه نفقه و غیره هم باید مرد بده!!! با این اوصاف مردا میترسن اولا زندگی رو زن بکامشون تلخ کنه دوما ازشون طلاق بگیره که باعث بشه این همه پول و غیره ازشون بگیره. با این همه اوصاف الان زمونه فرق کرده- همه زنای این دوره زمونه تقریبا یک نوع لباس و مدلی شدن برای همین عین قدیم نیست که همه نگاشون کنن مردا هم طرز فکشون نسبت به قدیم فرق کرده. با این همه اوصاف من خودم بشخصه با طرز لباس پوشیدن بعضی از خانوما که واقعا دیگه شورش رو در اوردن اصلا موافق نیستم. این خانما اکثرا مجرد هستن! یا از شوهرشون طلاق گرفتن یا اینکه شوهرشون یا زن ذلیل هست یا جرات مخالفت با زنش رو نداره!! در کل هر کسی به نسبت شخصیت و طر ز فکرش برخورد میکنه و یک تیپ میزنه!! ولی هیچوقت با ظاهر و لباس پوشیدن ادما قضاوت نکنید!!! من بشخصه دیدم و شنیدم خانومایی که کاملا با حجاب بودن ولی بعدا معلوم شده چه کارا کردن و حتی مامورین انتظامی توی یک خونه با چند مرد گرفتنشون!! برای همین هرگز بنظر بنده نباید با ظاهر کسی در مورد باطن و شخصیت و درستی و غلطی اون قضاوتی کرد!!

با احترام مدیریت باشگاه

adeleh 2
06-20-2011, 11:07 AM
ممنونم که توجه کردی و خواستی این سوال منو جواب بدی.من وکیل وصی کسی نیستم دوستم ندارم تو زندگی کسی دخالت کنم نمیدونم چرا این سوال منم شما رو ناراحت کردو از کوره در رفتین اما اینو بدون که هر کسی که تو اجتماع زندگی میکنه تابع یک سری قوانینه که باید رعایت کنه اگر نمیتونه باید بره سر یه کوه و پا تو اجتماع نگذاره.میدونی منظورم چیه وقتی یه دختر خانومی با این وضعی که توصیف کردم بیرون میاد و خانواده اش هیچ عکس العملی نشون نمیدن خوبه بقیه دکانی بی حیایی که اینها باز کردن و ببندن.مطئن باش اینها با این روش زندگی روی زندگی بقیه تاثیر میگذارن نمیدونم دختر یا پسر اما مطمئنم ازدواج نکردی هر وقت متاهل شدی خوب حرف امروز منو درک میکنی این دخترا یا پسرا با بی حیایی حریم امن خانواده رو خراب میکنن و یه عده آدم ضعیف النفس و از زندگی عادیشون منحرف میکنن بین زن و مرد بی اعتمادی و زیاد میکنن.من مطمئنم ون پسری یا پدری که با این دخترا برخورد نمیکنن و به اصطلاح نمیخوان تو زندگی کسی دخالت کنن میخوان که خودشونم آزاد باشن و متعهد به کسی یا چیزی نباشن .این دخالن نیست آقا یا خانوم فیلسوف:265::97: اگه متقاعد نشدی بگو بیشتر موضوعو باز کنم

adeleh 2
06-20-2011, 11:30 AM
سلام آقای مدیر ممنونم که شما هم تو بحث شرکت کردید. اما دلخور میشم وقتی میبینم چرا بعضی وقا خودمون خودمونو گول میزنیم. من متوجه ام منظور شما رو اما وقتی که شما مشکلات پسرا رو میگید و این که خانوما با مخالفت پسرا چه بلایی سرشون میارن موافقم اما فکر نمیکنین چرا این طوری شده فکر نمیکنین شاید خود ما ها مقصر باشیم؟ منم یه دخترم ازدواجم نکردم خوبم اخلاق دخترا رو میدونم زن ذاتا دوست داره خود نمایی کنه دوست داره جلب توجه کنه اگه کسی نباشه پاسج به این جلب توجه این خانوما بده مطوئن باشین اینها یه کم خودشونو جمع و جور میکنن تازه اون پسری که همچین دختری و برای یه عمر زندگی انتخاب کرده باید این طوری ازبه اجرا گذاشتن مهریه و.... بترسه من منظورم اینه که چرا باید یه عده آدم بی حیا تو زندگی یه عده آدمی که میخوان راحت و با فکر باز زندگی کنن تاثیر منفی بذارن و بقیه هم که مخالف این طور برخوردا هستن چیزی نگن و بگن چرا باید طرز زندگی و لباس پوشیدن بقیه دخالت کنیم مگه هر کی هرکیه مگه ما تو یه اجتماع زندگی نمیکنیم من مطمئنم همون آدمایی که بی حیایی و نرویج میدن هم یه روز تو زندگیشون همون بلایی که سر زندگی بقیه آوردن سرشون میاد اما ما ها که اعتقاد به یه چیزایی داریم نباید بگذاریم بقیه هر کاری دوست دارن بکنن من میدونم از ضاهر کسی نباید قضاوت کردم میدونم منظورتون اما اینم میدونم که میدونین این دخترا با این پوشششون چه بلایی سر پسرا میارن و چه طور حالشونو خراب میکنن لااقل اینم میدونم که یه پدر فقط و فقط به خاطر ترسیدن از این که یه دختر فرار نکنه یا...... از ترس این نیست که به دختر یا خانومش تذکی نمیده مطمئن باشین اون تو تربیت بچه اش کم کاری کرده و اونجایی که باید از خودش مایه میگذاشته و جلوی خودشو میگرفته و پا روی نفسش میگذاشته نگذاشته لااقل انشاالاه اگه شما ازدواج کردید کسی و انتخاب کنیدکه اگه تذکری دادید نترسید که مهریه اجرا بگذاره:170: اصلا آدم مجرد بمونه بهتره از این که با همچین دختر زیر یه سقف زندگی کنه یا وقتی بابا شدید شما و خانومتون بتونین هر برنامه ای هر رسانه ای یا واضح بگم ماهواره خریدن و....و بتونین پا رو دلتون بگذارید که فردا بچتون نکه به شما چه ربطی داره و.... هر چیزی و به هر جا رسیدن مایه میخواد زحمت داره که اگه خرج کنید خدا بی اجر نمیگذاره محاله تلاش کنید و عقایدتون این نباشه خدا یه دختر اون جوری نسیبتون کنه و با بچه های این طوری.:36:

philosopher
06-20-2011, 12:54 PM
هر کسی که تو اجتماع زندگی میکنه تابع یک سری قوانینه که باید رعایت کنه اگر نمیتونه باید بره سر یه کوه و پا تو اجتماع نگذاره.
فکر کنم منظورت از کوه دبی باشه تو حراج..........
حتما شما اجتماع هستی بقیه هم یک نفر فرض کردی
فرض کنیم اکثریت اجتماع با شما موافق این دلیل میشه زور بگی به اون یه نفر حقوق انسانیش رو زیر پا بذاری

philosopher
06-20-2011, 01:02 PM
اما ما ها که اعتقاد به یه چیزایی داریم نباید بگذاریم بقیه هر کاری دوست دارن بکنن

شما اعتقادتو برا خودت نگه دار هر کس اعتقادش برا خودش محترمه درست نیست اعتقادتو به بقیه تحمیل کنی
هر کسی فکر میکنه اعتقاد خودش درسته تا حالا کسی رو دیدی بگه اعتقاد من اشتباهه؟
شما اگه تو یه خانواده دیگه بزرگ شده بودی الان اعتقادت فرق داشت منم همینطور جامون عوض میشد
اگه قرار باشه هر کی اعتقادشو به اون یکی تحمیل کنه سنگ رو سنگ بند نمیشه
خودت خوشت میاد یکی اعتقادشو بت تحمیل کنه؟

philosopher
06-20-2011, 01:12 PM
میدونم که میدونین این دخترا با این پوشششون چه بلایی سر پسرا میارن و چه طور حالشونو خراب میکنن

پسری که انقدر زود خودشو خراب می کنه مریضه باید ببرنش پیش پزشک خوب بشه شاید هم از عقده ای بار اومدن باشه
اون که مریض باید بستری بشه نه اون که قربانی

یه مثال میزنم سریالا خارجی که تلوزیون ایران میده رو نگاه کن مگه حجاب دارن فرض کن یه خانوم داره از تو خیابون رد میشه تا حالا دیدی بش متلک بندازن حتی نگاه هم بش نمی کنن

ولی نگاه کن تو همین جامعه ما که حجاب رعایت میشه تو یه محیط علمی مثل دانشگاه چقدر پسرا به دخترا متلک میندازن
وای به حال کوچه خیابون چه مزاحمتهایی ایجاد میکنن
وقتی همه چی با هم قاطی بشه و یه شکل بشن به اجبار
پسری که مزاحم مزاحم همه میشه

philosopher
06-20-2011, 01:26 PM
چرا باید یه عده آدم بی حیا تو زندگی یه عده آدمی که میخوان راحت و با فکر باز زندگی کنن تاثیر منفی بذارن و بقیه هم که مخالف این طور برخوردا هستن چیزی نگن و بگن چرا باید طرز زندگی و لباس پوشیدن بقیه دخالت کنیم
میشه بیشتر این قسمت رو توضیح بدی؟
به نظرت بی حیا بودن این نیست تو زندگی بقیه دخالت کنی
فکر کنم گزاره هارو جابه جا کردی
درستش اینه

چرا باید یه عده آدم بی حیا (فوضول مردم ازار)تو زندگی یه عده آدمی که میخوان راحت و با فکر باز(خودشون انتخاب کنن پوشش خودشون رو) زندگی کنن تاثیر منفی بذارن
(عقایدشو تحمیل کنه)

philosopher
06-20-2011, 01:58 PM
وقتی یه دختر خانومی با این وضعی که توصیف کردم بیرون میاد و خانواده اش هیچ عکس العملی نشون نمیدن خوبه بقیه دکانی بی حیایی که اینها باز کردن و ببندن.مطئن باش اینها با این روش زندگی روی زندگی بقیه تاثیر میگذارن
بقیه هم انسان هستن شعور دارن حق انتخاب دارن می تونن تاثیر بگیرند خواستن تاثیر نگیرن
مشگل اینجاست برا همه می خوای تعیین تکلیف کنی برگوار خودتو از بقیه بزرگتر میبینی همه باید یه جور زندگی کنن از نظر تو
اگه اینجور بود یه انسان بیشتر بوجود نمی اومد چه کاری بود 6 میلیارد انسان با عقاید مختلف بوجود بیاد
ذهنیت مردم مثله ویندوز میمونه وقتی 8 بیاد 7 کارایی شو از دست میده کاریش هم نمیشه کرد
تو تاریخ نگاه کنی مردم هیچ وقت فرهنگشون ثابت نبوده حتی زمانی که دهکده جهانی مطرح نبود
الان که این قضیه سرعت گرفته
فکر کنم شما یک مقدار حسودیتون با اون اشخاص شده که اونا این ازادی رو دارن شما ندارید
فلسفه شما اینه
دیگی که واسه من نجوشه میخوام سر سّگ توش بجوشه

adeleh 2
06-21-2011, 10:07 PM
نمیدونم واقعا چرا شما این طوری با قضیه برخورد میکنی و زود از کوره در میری.من که بهکسی توهین نکردم که شما دارید توهین آمیز صحبت میکنید ما تو این کلوب با کسی دعوا نداریم یا اگه بحث میکنیم که نمیخوایم با هم بجنگیم من فقط یه سوال پرسیدم که ببینم واقعا پسرا و دخترا نظرشون چیه؟ گفتن نظر دلیل بر تحمیل اعتقاداتمون به کسی نیست من کی خواستم نظرمو به کسی تحمیل کنم که شما این طوری آتیشی شدید؟:42:مطمئنا کسی دوست نداره کسی به اعتقاداتش توهین کنه اما یه آدم عاقل وقتی یه حرفی میشنوه یا تو بحثی شرکت میکنه خوب تمام جوانبشو میسنجه که واقعا منظور طرف مقابل چی بوده خوبه یه بار دیگه چیزایی که نوشتم و بخونی و با تعصب برخورد نکنی من فقط نظرمو گفتم الانم میگم این که هر کسی فقط و فقط هر طوری که دوست داره زندگی کنه اون وقت سن رو سنگ بند نمیشه اگر این طور بود پس چرا همه ی کشورها یه قوانینی برای همه امور زندگیشون دارن؟اصلا چرا خدا قران و پیامبرشو مامور کرد تا به ما یاد بده که همیشه کهه هر طوری دلمون خواست زندگی نکنیم وگرنه تباه میشیم؟؟؟؟؟؟؟

adeleh 2
06-21-2011, 10:21 PM
حالا معلوم شد واقعا جنسیت شما چیه . این درست نیست درباره پسرا این طور قضاوت کنی:265::265::265:هیچ وقت ما دخترا نمتونیم خودمونو جای پسری بگذاریم که الان اینها تو این شرایط هستن پسرا مریض نیستن که وقتی خانومی رو با این ریخت و قیافه ببینن و حالشون خراب نشه. ذاتا این طوری آفریده شدن اگه پسری این طوری نباشه مریضه و باید درمون بشه وقتی یه خانومی با موهای هفت طبقه و آرایش رنگ و وارنگ خودشو تو چشم مردا میبره اونها چه طوری نگاه نکنن مگر نه این که فقط و فقط آرایش میکنه و..... که پسرا و مردا ببینن و بگن وای...... اگر این طوری نیست یه بار امتحان کن به یه دختری که توصیفش کردم 2 بار نگاه کن بار سوم اون قدر چشمشو باز میکنه و بهت نگاه میکنه که چه خبره این قدر نگاه نگاه میکنی اما جوامع دیگه با جامعه ما فرق میکنه جامعه ما اسلامیه حداقل باید تابع این جامعه باشیم تازه اگه زن و طرز لباس پوشیدن و.....همیشه برای مرد جذاب نبوده حتی تو کشورهای خارج که میگی متلک نمیندازن چرا از زن استفاده طبلیقاتی برای فروش اجناسشون میبرن؟:42::42::42:

adeleh 2
06-21-2011, 10:26 PM
قبول داری وقتی یه دختر یا زن یا اصلا یه پسر پا از حدود خودش فراتر میگذاره چه طور زندگی بقیه رو خراب میکنه مثلا یه مرد متاهل اغفال میشه و زیر تموم تعهداتش به خانواده اش میزنه؟ یا باالعکس.نگو خوب تقصیر اون آقاست نه . اگه شما جای اون خانوم قربانی باشید که یه دختر خانوم با زندگی شما این کارو بکنه خوشحال میشید یا فقط شوهرتونو مقصر میدونین؟؟ این که بخوای از حق خودت دفاع کنی دخالت تو زندگی کسی نیست:265::265:

adeleh 2
06-21-2011, 10:34 PM
چرا فکر میکنی من آزادی ندارم مگه خانواده من منو زندانی کردن . اما من به خودم احترام قائلم و با بزک کردن و...نمیخوام توجه کسی و به خودم جلب کنم اینن نشانه کمبود کسیه که چون نتونه خودشو مطرح کنه با خودنمایی خودشو نشون بده . اگر جنبه بحث نداری شرکت نکن کسی اجبارت نکرده:265::265:

Borna66
06-21-2011, 11:24 PM
دوستان با ادب و رعایت احترام در این تاپیک به بحث و تبادل نظر بپردازند که در غیر این صورت پست های بی مربوط پاکسازی و با متخلف طبق قوانی باشگاه برخورد انظباطی می شود و نهایتا تاپیک قفل می شود

روزگار خوش

bigbang_theo
06-22-2011, 11:45 AM
قبول داری وقتی یه دختر یا زن یا اصلا یه پسر پا از حدود خودش فراتر میگذاره چه طور زندگی بقیه رو خراب میکنه مثلا یه مرد متاهل اغفال میشه و زیر تموم تعهداتش به خانواده اش میزنه؟ یا باالعکس.نگو خوب تقصیر اون آقاست نه . اگه شما جای اون خانوم قربانی باشید که یه دختر خانوم با زندگی شما این کارو بکنه خوشحال میشید یا فقط شوهرتونو مقصر میدونین؟؟ این که بخوای از حق خودت دفاع کنی دخالت تو زندگی کسی نیست:265::265:


دوست گرامی در غرب که پوشش دست خود ادم اینجوری نیست یه نفر با چند نفر ازدواج کنه اگه اینکار رو کنه زندانی میشه اونجا صیغه ممنوع
اونجا ازدواج یعنی یه مرد یه زن تشکیل خونواده بدن نه اینکه یه مرد با چهارتا زن ازدواج کنه
همه مردا هم اینجوری نیستن تا یه زن رو که روسری نزده رو ببینن حالشون خراب بشه ما که چشم و دلمون پر بوده بقیه رو نمیدونم
وقتی سریالاخارجی تلوزیون خودمون رو میده روسری که نزدن حتما پا تلوزیون مردا میشینن..............

bigbang_theo
06-22-2011, 12:16 PM
تو کشورهای خارج که میگی متلک نمیندازن چرا از زن استفاده طبلیقاتی برای فروش اجناسشون میبرن؟:42::42::42:


تو تبلیغات خارجی هم اقایون بازی می کنن هم خانوما یه شغل دیوید بکام دل پیرو و خیلی دیگه از اقایون..............
کلی ازمون های مختلف رو باید رد کننداز بین هزاران تفر تا بتونن بازیگر تبلغات شن به اختیار خودشون هم بازیگر تبلیغات میشن خیلی ها این ارزو رو دارند
ولی موقع ازدواج مهریه و شیر بها اینجور چیزا مطرح نیست به نظرت اینا قیمت گذاری رو انسان نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

adeleh 2
06-22-2011, 02:01 PM
من با نظر شما موافقم میدونم جامعه ما هم اون طور باید و شاید درست اسلام و حجاب و تعریف نکرده که یا یه عده معنای واقعی حجاب و ندونستن یا این که بدون این که خودشونم متوجه بشن و به خیال لجبازی با یه عده افراطی به خودشون ظلم کردن . من میدونم حتی الان هم حجاب و دینداری جنبه سیاسی پیدا کرده. که این خیلی اشتباه. من میگم زن ها و دخترا به چه قیمتی خودشونو فقط و فقط برای خودنمایی تباه میکنن برای هیچ.میدونم شاید منم درباره پسرا و این که با پوشش دختر خانوما چه حالی مشن زیاده روی کردم اما حتی تو کشور های خارجه زن هایی که بری تبلیغ یا بازیگری و امثال این شغل ها با پوشش هایی ظاهر میشن کهالان ما چند برابرش و در دخترامون میبینیم که نه هنر پیشه ان و نه تبلیغاتی. نمیگم هنر پیشه ها همه بدن و خدای نکرده ... اما جامعه ما اسلامیه اگر قبول کردیم تو این جامعه زندگی کنیم باید حداقل یه کم با روش های زندگی این جامعه پسش بریم من هیچ وقت نخواستم و نمیخوامتو زندگی کسی دخالت کنم یا این که نظرمو به کسی تحمیل کنم من من فقط خواستم نظرات دخترا و پسرای این باشگاه و بپرسم که چرا واقعا اکثریت جوونا این طوری فکر میکنن و بزرگتر هاشونم نسبت به اونها بی تفاوتن همین:36:

bigbang_theo
06-23-2011, 03:39 AM
تعریف شما از تباهی چیه ؟ چرا کسایی که مدل هستند بازیگر بی حجاب اینا دارن تباه می شن؟ مگه دزدن یا قاتلن؟
الان بازیگرا و خواننده ها هالیودی پولدارترین ادما دنیا هستند لامبورگینی سوار میشن تو قصر زندگی مکنن با این پولایی که در میارن به اقشار فقیر هم کمک میکنند
هم خودشون خوب زندگی مکنن هم بقیه رو از مرگ و کرسنگی نجات میدن هم مردم رو سرگرم میکنن
به چندتا نمونه اشاره میکنم
آمار جالب توجه سازمان ملل
چه کسانی چقدر به هاییتی کمک کردند؟ (http://www.asriran.com/fa/news/97942)
نکته قابل توجه دیگر اینجاست که افرادی مانند آنجلیناجولی و برادپیت هر کدام با یک میلیون دلار کمک نقدی ، بیش از کشورهای نفت خیز خاورمیانه و روسیه به مصیبت زدگان هائیتی کمک کرده اند...ایران نیز تا کنون 30 تن کمک های جنسی و 106 هزار دلار کمک مالی به هاییتی ارایه کرده است...عربستان هیچ کمکی نکرد.

منبع

چه کسانی چقدر به هاییتی کمک کردند؟ (http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=97942)


مردی آنست که دست افتاده گیری، هیچ ارزشی بالاتر از کرامت انسانی و احترام گذاشتن به اون نیست.

bigbang_theo
06-23-2011, 03:59 AM
مدونا شکیرا ماریا کری وغیره........ تا حالا جون خیلی از افریقایی هارو نجات دادن که داشتن از گرسنگی می مردن
خیر ترین ادما دنیا همین ستاره ها هالیود هستند هر کودم چند میلیون دلار صرف خیریه میکنه و طرفدار هاشون هم تشویق به این کار می کنن
5 سال پیش کل خواننده ها جهان در حمایت از گرسنگان افریقا یه کنسرت گذاشتن تو کل جهان میلیونها نفر تو کل جهان به این کنسرت رفتن در کشورها مختلف
پول خیلی زیادی تونستن کمک کنن به کودکان افریقا
صحرا افریقا جاییه بچه از گرسنگی پا مادرش رو گاز می زنه و کلی ها از گرسنگی میمیرن
همین شکیرا تو mtv یه روز دیدم یه بچه ایدزی افریقایی رو بغل کرده بود داشت گریه می کرد

adeleh 2
06-23-2011, 01:48 PM
من خوب منظورتونو متوجه ام اما شاید اشتبا از منه که خوب منظورمو بیان نمیکنم.منظور من از تباهی فقط زندگی 80 ساله این دنیا نیست حالا تازه اگرم 80 سا ل عمر کنیم معلوم نیست که تا کی زنده هستیم منظورم اینه که اگه به دنیا اومدیم نه این که اون قدر سر گرم دنیا بشیم که یادمون بره چرا دنیا اومدیم.منظورم اینه که طوری زندگی نکنیم که اون دنیا خجل باشیم و حسرت بخوریم که چرا خودمون خودمونو گول زدیم و کار هایی که خدا گفته نکنید و کردیم و کارایی که گفته بکنید و انجام ندادیم و کوتاهی کردیم. همه ی ما میدونیم خدا دوست نداره زن ها طوری رفتار کنن یا طوری لباس بپوشش کهباعث جلب توجه مردا بشه . یا زن میتونه شیک باشه تمیز باشه مرتب باشه حتی گرون ترین لباس ها رو بپوشه اما پوشیده باشه. من حق میدم یه عده آدم افراطی فکر میکنن با کثیف بودن و ...مثلا مون ترین آدم هستن . نه من میگم چه دختر چه پسر باید به خودش برسه مرتب باشه خوب لباس بپوشه اما نه این که شال سر کنه انگار چیزی سرش ننداخته یا این که انگار صورتشو کردهتو قوطی رنگ:36: زن متونهخوب وارد جامعه بشه با مردا در کنارشون کار کنه .تبادل نظر کنه و......به طوریرفتار کنه که بقیه در کنارش فکرشون آزاد باشه نه این که یه زن کارمند با یه جور لباس پوشیدن یا یهه جور صحبت کردن معقوله کار زن و مرد در کنار هم و به جاهای دیگه سوق بده.

در باره هنر پیشه ها و .که گفتید باید بگم این درسته که آنجولیا جولی کمکها ی زیادی به فقیرا میکنه .بقیه چیزایی که خودتون شمردین اما به چه قیمتی؟ حالا من یه مثال برای شما میزنم شما بگو کدوم بهتره؟ یه دکتر و فرض کنید که زحمت کشیده درس خونه و پول خیلی زیادی در میاره یا هر آدم دیگه ای که شما میشناسید. این دکتر با کار و تلاشش به فقیرا کمک میکنه. حالا آنجلیا جولی رو تصور کنید یا برادپیت با بازی کردن چه فیلمایی پول در میارن وبه بقیه کمک میکنن هر دو پول یکیه؟؟؟:42:من که فکر نمیکنم . مثلامن نیتم خیره و دوست دارم به بقیه کمک کنم اما میرم دزدی یا این که هزار خلاف میکنم یا از راه حلال پول در نمیارم اما میارم میدم به فقیر این درسته
؟؟؟ اونها تو آخرت چی جواب خدا رو میدن؟ کار عربستانی ها هم درست نیست من طرفدارشون نیستمم یا نمیگم هر کسی که به ظاهر مومنه نمره اش بیسته نه خیلی ز آدما هستن که از دین فقط و فقط نماز خوندن و روزه گرفتن و ...... فهمیدن این بدتر هم هست. ما که حداقل از زمانی که د نیا اومدیم اسم مسلمونی رومون گذاشتن و لااقل یه چیزای دسته پاشکسته بیشتر از اونایی که از اسلام چیزی نمیدونن که نباید بگیم زندگی این هالییودی ها خیلی خوبه .باید تعریف زندگی خوب ما یه چیز دیگه باشه.باید اگه شب سرمونورو بالش گذاشتیم فقط به این فکر کنیم که اگه یه دقیقه دیگه مردیم پشیمون نیستیم که چرا این طوری زندگی کردیم. من اصلا نمیخوام نظرمو به دوستان تحمیل کنم من فقط میخواستم بپرسم چرا این قدر ما جوونا خودمون دست کم گرفتیم و اون قدر خودمون سرگرم ظواهر کردیم که توانایامون وگم کردیم و با خود آرایی میخوایم خودمون مطرح کنیم. خدا همیشه بنده هاشو همه چیز تموم میخواد . اهل تفکر باشن مرتب باشن به خودشو برسن. به دینشون برسن و بنده های دیگه خدارو تو چشم نگه دارن:36:

bigbang_theo
06-23-2011, 11:47 PM
خوب اخه اونا مسلمون نیستن هر کس دینش یه چیزتو جهان 2 میلیارد مسیحی هست که یک میلیارد و چهارصد مسلمون که دویست میلیون نفرشون شیعه هستند بعضی ها دین ندارن مثلا بودایی ها به خدا اعتقاد ندارن 700 میلیون هم هستند مسیحی ها اعتقاد به حجاب ندارن ادیسون انیشتن پاستور نیوتن داروین ذکریا رازی مندلیوف گاندی زیگموند فروید و غیره اینا مسلمون نبودن میرن جهنم به نظرت؟اینا یه سری ادمایی هستند که همه براشون احترام قائلن
دین یه چیزی نیست بین همه انسان ها مشترک باشه ولی یه سری مسایل هست که سرشت انسانی همه انسان ها توش شریکن مثل عشق مادر به فرزندش کمک به همنوع

من خودم به شخصه اگه کار خوبی میکنم یا کاری بدی نمیکنم برا پاداش بهشت و مجازات جهنم نیست
همین که پیش وجدان خودم خیالم راحت باشه ارامش دارم

همیشه می گفتن بعد از کار تو معدن بازیگری سخت ترین شغله. بتونی نقش ها مختلف رو تجربه کنی و باهاشون زندگی کنی.بازیگری به نظر اسون میاد خیلی سخته
مثل این که بگیم یه اهنگساز که داره گیتار میزنه کارش راحته ولی خودمون بخوایم اینکار رو انجام بدیم نمیتونیم
نمی دونم چه ارتباطی بین بازیگری و دزدی هست؟ که اینو گفتین

به نظرم سخت ترین کار تو زندکی انسان بودن
مثل یه نقاش که احتیاج به مهارت وتلاش داره ما انسانها هم باید در انسان بودنمون تلاش کنیم و مهارت کسب کنیم

bigbang_theo
06-24-2011, 12:14 AM
دوتا انسان یه بودایی یه مسلمون رو در نظر بگیریم کنار هم
وقتی یه مسلمون داره یه گوسفند رو قربانی میکنه احساس ثواب داره ولی یه بودایی اینکار رو نمی کنه و عذاب وجدان می گیره که به یه جاندار دیگه صدمه بزنه

bigbang_theo
06-24-2011, 12:21 AM
ما که حداقل از زمانی که د نیا اومدیم اسم مسلمونی رومون گذاشتن
به نظر من هرکس خودش باید تحقیق کنه راه خودش رو انتخاب کنه درست نیست از بچگی برامون تعیین کنند چی هستیم

adeleh 2
06-24-2011, 02:10 PM
من منظورم این نیست که بازیگری شغل راحتیه نه منظورم این نیست که بازیگرا آدمای خوبی نیستن اما تو هر کشوری یا هر دینی اینو قبول نمیکنه که مثلا هر نقشیو بازی کنن منظورمو متوجه میشید؟؟مثلا آنجلیا جولی هر نقشیو بازی میکنه که درست نیست. درسته که اونها مسلمون نیستن اما متعهد به همسر بودن براشون مهمه.درسته؟؟زنی که هر نقشی و بهش بدن بازی بکنه به نظرت به همسرش متعهده؟؟حالا ما اصلا با اونها کاری نداریم من منظورم دخترا و خانومای ایرانی بود که حتی معنای قربونی ردن و میدونیم که بودا نمیدونه یا این که خودمون دوست داریم همسرمون به ما وفادار باشه و ما تنها زن زندگیش باشیم همون طور که اونها تنها مرد زندگمون هستن. من واقعا متاسفم که اینو میگم.من دوره لیسانسم تو شهرستان درس خوندم که مجبور بودم خوابگاه بگیرم .دخترایی بودن که عقد کرده بودن اما با یه پسر دیگه تو اون شهر دوست بودن . من متوجه نمیشم همون اگه میفهمید شوهرش با کسی دوست بوده زمین و به آسمون میدوخت پس چرا خودش؟؟؟من میگم راهمونو گم کردیم. من میگم خودمون خودمون دست کم گرفتیم. من میگم ما که از وقتی دنیا اومدیم تو کشور اسلامی بزرگ شدیم یه کوچولو بیشتر از کسایی به دین اعتقاد داریم که اصلا چیزی از اسلام نمیدونن. من میگم آدامایی هم که مسیحی هستن هم باز به چیزایی اعتقاد دارن که الان دخترای ایرانی اعتقاد ندارن چرا باید این طوری باشه من مخخالف مسیحی و...تیستم نمیگم اونها جهنمین نه.ددوست دارم یکی خیلی صادق به من بگه واقعا چرا دخترا این طوری لباس میپوشن اگه بفهمن یکی بهتر تونسته دل همسرشون ببره خوشحال میشن یا بی تفاوت میذرن. دوست دارم یکی به من بگه واقعا یه مرد یا پدر اگه ببینه هزار تا مرد از دیدن سر و گردن لخت دخترش یا زنش یا بالذت بردن از آرایشش یا خیلی چیزای دیگه اونم لذت میبره ؟ناراحت نمیشه؟؟اگه نه چرا؟؟:164:

bigbang_theo
06-24-2011, 02:50 PM
مشگل از اونجایی شروع میشه که همه چی با هم قاطی میشه فرض کن یه دختر نخواد با کسی ازدواج کنه شرایط اجنماعی و فرهنگی قانونی جامعه یه جور که نمی تونه از پس زندگیش بر بیاد به تنهایی مجبور میشه ازدواج کنه مردی هم که باش ازدواج میکنه بد بخت میشه دختر وقتی ازدواج می کنه یه سری محدودیتایی که تو دو دوران دو شیزگی داشته
برداشته میشه منظورم رو فکر کنم گرفتین

تو خارچ کسایی که دوست ندارن به کسی تعهد بدند ازدواج هم نمی کنن مسیر زندگی شون رو جدا میکنن و........
من متوجه منظورتون هستم حرفتون هم حق ولی دلیلشو دارم میگم که اینجور خیانت پیش میاد

مشگل جامعه ما اینه الان همه چی با هم قاطی شده معلوم نیست کی چه کاره همه مجبورن یه جور زندگی کنن برا همین کوچکترین روزنه ای به دست بیارن خیانت می کنن
اجبار و زور نتیجه عکس داره برا همینه انقدر مشگل داریم تو جامعه و این مسایل پیش میاد

roya 90
06-24-2011, 04:08 PM
هر کس حق داره نظرش رو بگه همون طوری که یک خانم خارجی با دیدن یه خانم محجبه شاید همین حرفارو بزنه! همون طوری که گذاشتن چادر و روسری توی خیلی از کشورها ممنوع هست، کشور ما هم با بیحجابی مخالفه!
حالا درست یا غلطش بماند

roya 90
06-24-2011, 04:30 PM
ما هم دقیقا کار همون کشورها رو به شکل دیگه ای تکرار میکنیم، پس در جایگاهی نیستیم که بخواهیم اونها رو به خاطر اینکه نمیذارن یه خانم مسلمان باحجاب باشه مورد نقد قرار بدیم.

تا حالا دیدیدخانومای بزرگ و سرشناس دنیا وقتی وارد کشورمون میشن مجبورن پوشش اسلامی رو رعایت کنن. این درحالی هست که خانومای ما توی اون کشورها میتونن حجابشون رو حفظ کنن و این اجازه رو دارند.

ممکنه اون خانوما که شما میفرمایید بیحجابند اصلا مسلمان نباشند و دین دیگه ای داشته باشند ولی چون در کشور ما هستند مجبورند حجاب رو رعایت کنند.

همون طوری که زنان مسلمان مجبورند در بعضی کشورهای دیگه چادر و روسری رو از سرشون بردارند. پس حالا دیدیم که ما هم مثل هموناییم، حالا یه جور دیگش :36:

bigbang_theo
06-24-2011, 04:50 PM
یه مورد رو مثال بزن که یه نفر محجبه به خاطر حجابش تو خیابون دستگیر شده باشه فرانسه بعضی از دانشگاهاش حجاب ممنوع
فقط زدن روبنده جریمه داره و ممنوع
کلا تبلیغ ادیان تو دانشگاه ها غرب ممنوع تو ایتالیا چند وقت پیش یه قانون گذاشتن صلیب رو از تو مدارس جمع اوری کردن
چنین قانونی تو غرب نیست که اگه کسی حجاب داشت تو خیابون دستگیر بشه جریمه نقدی بشه اگه اونا هم روزی اینکارو بکنن کار اشتباهی کردن دلیل نمی شه ما نجام بدیم
همین عربستان که حکومتش اسلامی حتی در عربستان فقط در مکه و مدینه که غیر مسلمان هم اجازه ورود نداره حجاب اجباریه و در شهرهای دیگر مثل ریاض و جده اجباری نیست من نمی دونم کجای اسلام گفته حجاب برا غیر مسلمان هم واجب مگه همه ایرانی ها مسلمونن کسی از قلب کسی خبر نداره ممنون میشم کسی سند معتبر بیار در این ضمینه از قران یا سنت رسول الله که غیر مسلمون باید حجابشو رعایت کنه
چرا نباید برده ها حجاب داشته باشند؟
آيه 59 احزاب به شرح زير است:

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيما؛
اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلباب ها [روسرى‏هاى بلند] خود را بر خويش فروافكنند، اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آن ها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحيم است.


تو این ایه نگفته همه زنان گفته مومن اگه ایه ای هست که گفته همه ممنون میشم بگین

ممنوعیت روبنده در فرانسه به علت امنیتی وضع شده که چهره ها مشخص باشه
شما یه ماسک رو صورت بزن برو تو خیابون ببین نمی گیرنت
یکی دیگه ازدلایلش هم اجبار خانواده ها به فرزنداشون بوده

bigbang_theo
06-24-2011, 05:13 PM
دوما من نمیدونم اینا چرا کشور خودشون رو ول میکنن میرن فرانسه؟ما ایرانی هستیم نه تبعه ی ایران

bigbang_theo
06-24-2011, 08:57 PM
خود فرانسوی ها که مسلمون نیستن و محجبه نیستن مهاجر هستند مسلمونا از کشورا عربی شما نگاه کنی یه افغانی تو ایران حقوقش با یه ایرانی برابر؟
ادم تو کشور خودش نباید بتونه طبق سلغه خودش لباس بشوشه این اجتماع جامعه کیه ما هم جزوی از اجتماع هستیم
چه جور پی به این قضیه بردین من اقلیتم؟ حلا گیریم من اقلیت حق ندارم پوشش خودم رو خودم انتخاب کنم؟
فرض کن یه عده اکثریت هستن این دلیل میشه حقوق انسانی اقلیت رو بگیرن ازشون؟
تو فرانسه روبنده ممنوع به خاطر حوادث 11 سپتامبر دلیلش کسی که صورتش رو بپوشونه اگه کاری کنه پلیس نمی تونه تشخیص بده برا همین ممنوع

شما کانال فرانسه رو نگاه کنی میبینی تو خیابون مسلمونها محجبه هستن ولی کسی که صورتش رو بپوشونه بش گیر میدن
کلا تو غرب دین یه چیز شخصی استفاده از نمادا دینی ممنوع اونجا تو مکان های علمی
ولی کسی بی حجاب می تونه تو خیابونا ایران راه بره؟
قبول دارم تو مدارس ممنوع ولی ایا تو خیابون هاشون هم ممنوع حجاب؟
من که کاره ای نیستم ولی سوال من اینه
فرانسه کار درستی میکنه به حجاب مسلمونا گیر میده ؟
سوال اساسی من اینه به نظر شما باید به انسان پوشش تحمیل بشه یا خودش با سلیقه خودش انتخاب کنه؟
من نظر خودمو گفتم

roya 90
06-25-2011, 12:29 AM
فرض کن یه عده اکثریت هستن این دلیل میشه حقوق انسانی اقلیت رو بگیرن ازشون؟

واقعیت تلخیه دوست من. اینکه به خاطر اکثریت حقوق انسانیه اقلیت نادیده گرفته میشه!

توی تاریخ چند نمونه از این واقعیت های تلخ میتونی مثال بزنی؟ منم مثل شما مخالف این قضیه هستم ولی نمیتونم انکارش کنم . حادثه ی هیروشیما و ناگازاکی یک نمونه ی تلخ وحشتناک از این واقعیته .

دیگه غیر انسانی تر از این هم هست؟

bigbang_theo
06-25-2011, 05:06 PM
رویا جان کجا رفتی تو جنگ جهانی بحث موضوع تایپیک این بود که چرا بعضی ها حجاب رو به طور کامل رعایت نمی کنن کسایی که بی حجابن انسان های تباهی هستند
منم گفتم اینطور نیست
چکیده حرفم این بود که پوشش اجباری زیر پا گذاشتن حقوق انسانی مردم و نوع پوشش هر کس به خودش مریوطه
الان مشگل ما این نیست قدیم جنگ جهانی شده کی پیروز شده کی شکست خورده مشگل ما اینه تو خیابون تو وطن خود ادم کسی که سوادش از خودت به مراتب پایین تره میاد به ظاهر و شخصیتت گیر میده :97: می خواد درس اخلاق بت بده در بهترین حالتش بر خوردای دیگه هم حتما تو خیابون خودتون دیدید
لازم نیست ادم تحصیلاتی در علوم اجتماعی داشته باشه تا این اهانتی که به شخصیتش میشه رو درک کنه

roya 90
06-25-2011, 06:25 PM
من برات مثالی زدم چون گفتی حقوق اقلیت به وسیله ی اکثریت نباید پای مال شه :45: حالا جوش نیار بابا ترسیدیم:39:

میزنم خوردو خاک شیرت میکنم پسراااااا :167:

bigbang_theo
06-26-2011, 01:32 AM
قانون باید عادلانه باشه
قوانین ظالمانه همیشه از بین میرن تاریخ اینو نشون داده چند هزار سال برده داری یه کار قانونی بود ولی الان برده داری جزو قانون نیست
اگه همه بردها به این فکر می کردن برده داری چون قانون پس باید قبول کنند هنوز برده فروشی قانونی بود
:36::36:

adeleh 2
06-26-2011, 10:59 AM
قانون باید عادلانه باشه
قوانین ظالمانه همیشه از بین میرن تاریخ اینو نشون داده چند هزار سال برده داری یه کار قانونی بود ولی الان برده داری جزو قانون نیست
اگه همه بردها به این فکر می کردن برده داری چون قانون پس باید قبول کنند هنوز برده فروشی قانونی بود
:36::36:

عزیزم بحث اینه که چرا دخترا یا پسرا خودشون این طوری بد حجاب شدن بحث این نیست که ما بریم با کسی که بد حجابه برخورد کنیم. منم با کسایی که این کارو میکنن مخالفم اما از اینم که میبینم نمیتونم کاری برای بد حجابی اینها بکنم که ضررش به منم میرسه ناراحتم . دوست دارم بحثو به جایی ببریم که چرا جوونا این طوری لباس میپوشن و...این که چرا فکر میکنن اگه بهتر و پوشیده تر لباس بپوشن و بهتر برخورد کنن ضرری به اونها میرسه و انگار بسته شد ن و این که برده میشن و باید از3دستورات بقیه اطاعت کنن. این که هر کسی هر لباسی بپوشه دست مگه اجبار کردن که مثلا همه مانتو بلند مشکی بپوشن؟؟نه اما خوبه تو انتخاباتمون عاقلانه انتخاب کنیم که حقوق خودمون حفظ بشه و به بقیه هم احترام بگذاریم:36::36:

bigbang_theo
06-26-2011, 01:07 PM
عادله جان شما که میگی رعایتش بهتر دلایلت رو بگو
شهرا جنوبی رو در نظر بگیر تو این گرما یه دختر پوشیده چقدر گرمش میشه و اذیت میشه فرض کن سر ظهر می خواد بره دانشگاه سوار مینی بوس بشه یه مسیر 1 ساعته رو بره یا تو خیابون راه بره
اهواز بند عباس ابادان یه پسر وقتی با یه تی شرت بیرون میره گرما کلافش می کنه مریض میشه حالا یه دختر رو فرض کن چند برابر تو این شرایط اذیت میشه

bigbang_theo
06-26-2011, 01:18 PM
بدن انسان ویتامین D را به کمک نور خورشید می سازد، به همین دلیل این ویتامین، Sunshine Vitamin نامیده می شود. در طول پاییز و زمستان نور خورشید کم می شود و به دنبال آن بسیاری افراد دچار کمبود این ویتامین می شوند. مطابق تحقیقات دانشگاه Calgary در کانادا ۹۷ درصد مردم دچار کمبود ویتامین D هستند. شاید یکی از علت های خستگی و بی حوصلگی در روزهای زمستانی کمبود همین ویتامین باشد.
ویتامین D ناکافی می تواند در رابطه با بیماری هایی دردناک مانند درد استخوان و مفصل، دردهای عضلانی، فیبرومیالژیا، اوستئوآرتریت و همچنین اختلالات خلقی مانند “اختلال خلقی فصلی” و “سندرم خستگی مزمن” که در فصل های سرد شایعند، باشد.



یه نفر که لباس پوشیده چطور میتونه نور خورشید رو جذب کنه کمبود ویتامین d باعث بیماری میشه
خیلی ها تو خونشون حیاط ندارن تو اپارتمان هستن
یا قدیما که یه زن تو چادر و خیمه بوده نور افتاب بش نمی خورده وقتی هم که بیرون می اومده تمام پوستش پوشیده بوده نور خورشید رو نمی تونسته جذب کنه مبتلا به راشیتیسم می شده

حجاب بخصوص از نوع سیاهش عامل بیماریهایی همچون کمبود کلسیم و ویتامین D بعلت عدم تابش مستقیم نور خورشید , کمبود رشد و کوتاهی قد و در فصول گرم عامل بیماری های پوستی همچون EPV , زگیل و قارچ میباشد علاوه بر آن حجاب باعث میشود تا خانم ها در هنگام عادت ماهانه در معرض خطر عفونت بیشتری قرار گیرند.

roohallah8
06-26-2011, 01:26 PM
عادله جان شما که میگی رعایتش بهتر دلایلت رو بگو
شهرا جنوبی رو در نظر بگیر تو این گرما یه دختر پوشیده چقدر گرمش میشه و اذیت میشه فرض کن سر ظهر می خواد بره دانشگاه سوار مینی بوس بشه یه مسیر 1 ساعته رو بره یا تو خیابون راه بره
اهواز بند عباس ابادان یه پسر وقتی با یه تی شرت بیرون میره گرما کلافش می کنه مریض میشه حالا یه دختر رو فرض کن چند برابر تو این شرایط اذیت میشه

سطح فکر پایینه عزیز....

مسایل جز رو فدای اصل میکنی...:72:

bigbang_theo
06-26-2011, 01:28 PM
یه ورزش کار کلی زحمت می کشه تا بتونه موفق بشه قهرمان بشه به خاطر اینکه نمی تونه لباسی که فدراسیون جهانی استاداردشو مشخص کرده بپوشه محروم میشه

ممانعت از بازی تیم فوتبال بانوان ایران به خاطر حجاب+گزارش تصويري
تیم فوتبال بانوان ايران قرار بود ساعت 19:00 روز جمعه به مصاف تیم ملی اردن برود که به دلیل اجازه ندادن مسئول برگزاری مسابقات از کشور بحرین به جهت استفاده بانوان ایرانی از پوشش اسلامی، این بازی برگزار نشد.

http://pnu-club.com/up/images/3yil8d95rg6oiri471.jpg (http://pnu-club.com/up/)

http://pnu-club.com/up/images/bc5pohah27o2pakso4eu.jpg (http://pnu-club.com/up/)

http://pnu-club.com/up/images/xqjgqtilv22wag0gdn7.jpg (http://pnu-club.com/up/)

بعد از این همه تمرین حذف به خاطر حجاب تمام رویا هاشون نقش بر اب شد

bigbang_theo
06-26-2011, 01:32 PM
سطح فکر پایینه عزیز....

مسایل جز رو فدای اصل میکنی...:72:
برا شما جزئ چون تو گرما مجبور نیستی روسری چائر بزنی باد بت می خوره سر حال میای
اصل رو میشه تعریف کنی؟

roohallah8
06-26-2011, 01:39 PM
برا شما جزئ چون تو گرما مجبور نیستی روسری چائر بزنی باد بت می خوره سر حال میای
اصل رو میشه تعریف کنی؟


اصل اینه که شاید تو این وضعیت که میگی حجاب یه کم سخت باشه ولی از خیلی گرماهای دیگه نجاتت میده.... اون وقت این گرمای تابستون رو با جون و دل میخری....:72:

bigbang_theo
06-26-2011, 01:46 PM
چه گرما هایی؟

bigbang_theo
06-26-2011, 01:53 PM
مرد با زن برابر
ولی یه مرد میتونه 4 تا زن بگیره یه زن نمی تونه
دیه زن نصفه
ارثش نصفه
مرد تو پوشش ازاده ولی زن نه
پسر حوصلش سر میره میره تو کوچه فوتبال دچرخه یه دختر نمی تونه
یه پسر وقتی دوست دختر پیدا میکنه پدرش احساس غرور میکنه
اگه دخترش این کارو کنه بی ابرو میشه
تو دادگاه شهادتش نصف مرد
اون دنیا هم مرد میره بهشت پیش حوری ها
زن رو نمی دونم
عقلش ناقصه ولی تو دانشگاه اکثرا دختر هستند
وغیره........
زن با مرد برابر ولی مردا خیلی برابر ترند

adeleh 2
06-26-2011, 02:16 PM
[QUOTE=bigbang_theo;175767]عادله جان شما که میگی رعایتش بهتر دلایلت رو بگو
شهرا جنوبی رو در نظر بگیر تو این گرما یه دختر پوشیده چقدر گرمش میشه و اذیت میشه فرض کن سر ظهر می خواد بره دانشگاه سوار مینی بوس بشه یه مسیر 1 ساعته رو بره یا تو خیابون راه بره
اهواز بند عباس ابادان یه پسر وقتی با یه تی شرت بیرون میره گرما کلافش می کنه مریض میشه حالا یه دختر رو فرض کن چند برابر تو این شرایط اذیت میشه[/QUOTE

من خوب متوجه ام چی میگی اما داشتن حجاب پوشیدن لباس مشکی که نیست فقط:57: دخترا میتونن لباس پوشیده روشن بپوشن که جیغ نباشه . اینو که نمیخوای بگی لباس جیغ آدمو خنک میکنه:39: یا این که داشتن یه عالمه آرایش رو صورت که بدتر آدمو گرم میکنه نمیگذاره پوست نفس بکشه تازه پوست و هم خراب میکنه:39: قبول داری؟ حالا این که میگی شهرای جنوبی کشورمون چه طور لباس پوشیده آدمو کلافه میکنه منم قبول دارم اما ما که از خدا بیشتر نمیدونیم هان؟؟خدا تو قران گفته زنان جلباب بپوشن تا سر و سینه ی اونها رو بگیره نه این که یه شال کوتاه مه از پشت گردن کامل بیرو ن از جلو کل گردن و بنا گوش بیرون و... الا مگه زمستون میشه زنا پوشیده مییشن؟ یه طور دیگه خودشونو بیرون میندازن.:36: اما خدا حساب گرما رو تو هر شهری کرده میدونه چه قد سخته تو گرما این طوری لباس پوشیدن اما اون قدر زنو زیبا آفریده اونقدر جذابش کرده که راضیه برای این که حرمتش حفظ بشه دچار وسوسه های بیمار دلان نشه میگه بین بد و بدتر بد و انتخاب کنینو متوجه ای عزیزم. زن با پوشاندن خودش درسته که به خودش سختی میده اما در عوض از خیلی مشکلاتی که ممکنه براش پیش بید در امان میمونه. خدا هم اجرشو چند برابر میده اونجایی که قراره و ما انتظار داریم معجزه بشه میشه تو گرفتاری ها کمکمون میکنه

adeleh 2
06-26-2011, 02:25 PM
مرد با زن برابر
ولی یه مرد میتونه 4 تا زن بگیره یه زن نمی تونه
دیه زن نصفه
ارثش نصفه
مرد تو پوشش ازاده ولی زن نه
پسر حوصلش سر میره میره تو کوچه فوتبال دچرخه یه دختر نمی تونه
یه پسر وقتی دوست دختر پیدا میکنه پدرش احساس غرور میکنه
اگه دخترش این کارو کنه بی ابرو میشه
تو دادگاه شهادتش نصف مرد
اون دنیا هم مرد میره بهشت پیش حوری ها
زن رو نمی دونم
عقلش ناقصه ولی تو دانشگاه اکثرا دختر هستند
وغیره........
زن با مرد برابر ولی مردا خیلی برابر ترند




مرد با زن برابر
اگه پوشش بیشتره به خاطر جذابیت و زیبایی بیشتر از مرده که باید حفظش کنه
اگه ارثیه اش بیشتره چون مرد باید درامد خانواده رو به گردن بگیره اما زن مجبور نیست
دختر هم میتونه حوصه اش سر رفت بره بیرون بگرده به شرطی که منظور از گشتن خودنمایی و جلب توجه مردا نباشه
هیچ کسی نمیگه عقل مردا بیشتر از زناست اینو از خودتون در آوردین:39:
اون ور دنیا زن بره بهشت قلمان بهش میدن یعنی مرد بهشتی:39:
تو دادگاه شهادتش نصفه چون خدا با احساسات آوریدتش چون ممکنه احساساتی برخورد کنه این قانون و گذاشتن

bigbang_theo
06-26-2011, 02:30 PM
مرد با زن برابر
اگه پوشش بیشتره به خاطر جذابیت و زیبایی بیشتر از مرده که باید حفظش کنه

پس چرا یوزارسف حجاب نداشت مگه زیبا و جذاب نبود دخترا دستشون رو با چاقو بریدن انقدر زیبا بود که زلیخا بیخیال شوهرش شد؟
چرا برده ها می تونن بی حجاب باشن مگه همه برده ها زشتن؟

bigbang_theo
06-26-2011, 02:36 PM
[QUOTE=bigbang_theo;175767] زن با پوشاندن خودش درسته که به خودش سختی میده اما در عوض از خیلی مشکلاتی که ممکنه براش پیش بید در امان میمونه. خدا هم اجرشو چند برابر میده اونجایی که قراره و ما انتظار داریم معجزه بشه میشه تو گرفتاری ها کمکمون میکنه

درکت می کنم عادله جان تو جامعه شناسی یه اصلی هست که مردم هر چی بیشتر تو فشار و زجر باشن نگاهشون به اسمون بیشتر میشه چون انسان به امید زنده
پیش خودش میگه اگه اینجا تو سختی هستم در عوض..........
دختر باور هاشون به ماورائ طبیعه خیلی از پسرا قوی تر
یه پسر هیچ وقت پیش فالگیر نمیره ولی اکثر خانوما میرن

bigbang_theo
06-26-2011, 02:39 PM
مرد با زن برابر

اگه ارثیه اش بیشتره چون مرد باید درامد خانواده رو به گردن بگیره اما زن مجبور نیست


من خیلی خانوم ها رو می شناسم مخارج زندگی رو دوششونه ممکن یه خانوم شاغل باشه به خاطر تحصیلاتش و لی شوهرش بیکار باشه

bigbang_theo
06-26-2011, 02:44 PM
مرد با زن برابر
هیچ کسی نمیگه عقل مردا بیشتر از زناست اینو از خودتون در آوردین:39:


یکم تحقیق کن درباره این عبارت (ناقص عقل) ببین حرف منه یا نه:164:

bigbang_theo
06-26-2011, 03:20 PM
مرد با زن برابر
اون ور دنیا زن بره بهشت قلمان بهش میدن یعنی مرد بهشتی:39:

آیه 17 و 18 سوره واقعه می فرماید: " یطوف علیهم ولدان مخلدن باکواب و اباریق و کاس من معین."
بر گِردشان پسرانی جاودان [ به خدمت] می گردند، با جامها و آبریزها و پیاله [ها] یی از باده ناب روان.

بهشتیان در این جا با ضمیر مذکر آورده شده ( علیهم )، پس منظور مردان بهشتی است

bigbang_theo
06-26-2011, 03:29 PM
تو دادگاه شهادتش نصفه چون خدا با احساسات آوریدتش چون ممکنه احساساتی برخورد کنه این قانون و گذاشتن
مردا همه همیشه راست میگن و بی احساسن واحساسی عمل نمی کنن و زنها همیشه احساسی هستند وشهادت دروغ میدن:59:
مشگل کشور سویس اینجاست که زن شهادتش با مرد برابر بر همینه دادگاهاش انقدر شلوغه و بی عدالتی صورت می گیره

bigbang_theo
06-26-2011, 03:35 PM
دختر هم میتونه حوصه اش سر رفت بره بیرون بگرده به شرطی که منظور از گشتن خودنمایی و جلب توجه مردا نباشه


لطف عالی مستدام هوراااااااا دختر هم میتونه از خونه بره بیرون
دخترا حواستون باشه خود نمایی نکنید میرید بیرون توجه مردا رو به خودتون جلب نکنید
اگه ما کاری نکردیم ولی توجه یه مرد ا جلب شد چه کار کنیم سریع برگردیم خونه؟؟؟؟؟؟؟

pnugirl
06-26-2011, 03:46 PM
یکم تحقیق کن درباره این عبارت (ناقص عقل) ببین حرف منه یا نه:164:
این قضیه ناقص العقل بودن زن ها از روایتی از امام علی (ع) گرفته شده و در بین مردم جا افتاده. اما بهتره که برید و به اون قضیه ای که امام این حرف رو فرمودند مراجعه کنید.


آیه 17 و 18 سوره واقعه می فرماید: " یطوف علیهم ولدان مخلدن باکواب و اباریق و کاس من معین."
بر گِردشان پسرانی جاودان [ به خدمت] می گردند، با جامها و آبریزها و پیاله [ها] یی از باده ناب روان.

بهشتیان در این جا با ضمیر مذکر آورده شده ( علیهم )، پس منظور مردان بهشتی است
به نظر میرسه یکمی عربیتون ضعیفه. در زبان عربی (و انگلیسی) وقتی مخاطب گروهی از مردم هستن (شامل زن و مرد) که صرفا از یک جنسیت نیستن برای ان ها صیغه مذکر به کار برده میشه. این قاعده برای زمانی که شما جنسیت طرف مقابل رو هم نمیدونی صدق می کنه

pnugirl
06-26-2011, 03:50 PM
لطف عالی مستدام هوراااااااا دختر هم میتونه از خونه بره بیرون
دخترا حواستون باشه خود نمایی نکنید میرید بیرون توجه مردا رو به خودتون جلب نکنید
اگه ما کاری نکردیم ولی توجه یه مرد ا جلب شد چه کار کنیم سریع برگردیم خونه؟؟؟؟؟؟؟ این مشکل ناشی از دین ما نیست. به علت فرهنگ غلط مردم ماست که نمی تونیم راحت توی اجتماع حاضر بشیم. ناشی از نگاه های ناپاکیه که توی جامعه منتظرن تا یه دختر رو درسته قورت بدن

bigbang_theo
06-26-2011, 04:45 PM
به نظر میرسه یکمی عربیتون ضعیفه. در زبان عربی (و انگلیسی) وقتی مخاطب گروهی از مردم هستن (شامل زن و مرد) که صرفا از یک جنسیت نیستن برای ان ها صیغه مذکر به کار برده میشه. این قاعده برای زمانی که شما جنسیت طرف مقابل رو هم نمیدونی صدق می کنه
فرمود پسر سعيد، غرض تو اين مكانست؟ آنگاه بدست خود اشاره كرده بلافاصله باغهاى سبز و خرم كه نهرهاى آب در ميان آنها روان و همه گونه عطرها و حوريه و غلمان كه گويا لؤلؤترند بنظر من آمد كه ديدگان مرا متحير ساخته و به تعجب من افزود پس از اين فرمود پسر سعيد، ما در هر كجا باشيم همين گونه باغ و بوستان مال ماست و ما اكنون در خان الصعاليك نميباشيم.
ارشاد شیخ مفید - ترجمه ساعدى خراسانى، ص: 649

شاید حق با شماست دوستمون گفت غلامان برا زنان بهشتی هستن گفتم ضمیر غلام برا مرداست
اگهنظر شما درست باشه هم اقایون میتونن از غلاما استفاده کنن هم خانوما
در کل هیج جای قران گفته نشده که غلامانی برای فقط زنان در نظر گرفته شده

bigbang_theo
06-26-2011, 04:50 PM
این قضیه ناقص العقل بودن زن ها از روایتی از امام علی (ع) گرفته شده و در بین مردم جا افتاده. اما بهتره که برید و به اون قضیه ای که امام این حرف رو فرمودند مراجعه کنید.

به جز امام علی ع حضرت محمد ص هم گفته
منقول است از ابو سعید الخدری:
پیامبر فرمود: مگر چنین نیست که شهادت یک زن برابر نیمی از شهادت یک مرد است؟ زن گفت: بلی. پیامبر فرمود: دلیل آن کمبود عقل در زنان است.
صحیح بخاری، جلد 3، کتاب 48، شماره 826


خطبه 80 نهج البلاغه، نظر امام علی در مورد زنان، پس از جنگ جمل.

متن عربی:

بعد فراغه من حرب الجمل، في ذم النساء مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الاِِْيمَانِ، نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ، نَوَاقِصُ الْعُقُولِ: فَأَمَّا نُقْصَانُ إِيمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاةِ وَالصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ، وَأَمَّا فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاةِ وَالصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ، وَأَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ مِنْهُنّ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ، وَأَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِيثُهُنَّ عَلَى الاََْنْصَافِ مِنْ مَوارِيثِ الرِّجَالِ؛ فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ، وَكُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ، وَلاَتُطِيعُوهُنَّ فِي المَعْرُوفِ حَتَّى لاَ يَطْمَعْنَ فِي المُنكَرِ


ترجمه دکتر آیتی:

سخنى از آن حضرت(ع)پس از فراغت از جنگ جمل،در نكوهش زنان،فرمود:

اى مردم،بدانيد كه زنان را ايمان ناقص است و بهره‏منديهايشان ناقص است‏و عقلهايشان ناقص است.اما ناقص بودن ايمانشان از آن روست كه در ايام حيض‏از خواندن نماز و گرفتن روزه معذورند و ناقص بودن عقلهايشان،بدان دليل‏است كه شهادت دو زن برابر شهادت يك مرد است و نقصان بهره‏منديشان در اين‏است كه ميراث زنان نصف ميراث مردان است.از زنان بد بپرهيزيد و از زنان خوب‏حذر كنيد و كار نيك را به خاطر اطاعت از آنان انجام مدهيد،تا به كارهاى زشت‏طمع نكنند.

bigbang_theo
06-26-2011, 05:01 PM
این مشکل ناشی از دین ما نیست. به علت فرهنگ غلط مردم ماست که نمی تونیم راحت توی اجتماع حاضر بشیم. ناشی از نگاه های ناپاکیه که توی جامعه منتظرن تا یه دختر رو درسته قورت بدن

«قال فاطمه(ع): خیر النساء ان لا یرین الرجال و لا یراهن الرجال. فقال رسو الهه صلی الله علی و آله: انها منی»
فاطمه زهرا(س) فرمود:
بهترین زنان کسانی هستند که نه آنها مردان را و نه مردان آنها را ببینند.

حضرت محمد فرمودند:
زنان را در غرفه و بالا خانه جا ندهيد و چيزي نوشتن به ايشان نياموزيد و سوره يوسف را به انها تعليم ندهيد و چرخ رشتن به انها بياموزيد وسوره نور را به انها تعليم دهيد.
(حليه المتقين.باب4.فصل6) (تاليف علامه محمد باقر مجلسي)


در این حدیث پیامبر (ص) با توجه به روحیه و فطرت مرد ،لزوم احترام و تواضع زن را نسبت به مرد بیان نموده است:

«اگر بنا بودامر می کردم کسی برکسی سجده کند ، امر می کردم زن بر شوهرش سجده کند »(وسایل الشیعه ،ج ،14ص،115)

مورچه‌خوار
06-26-2011, 05:19 PM
مقام زن در ايران باستان

مقام زن در ايران باستان در ايران باستان هميشه مقام زن و مرد برابر و در كنار هم ذكرشده است، حتي گروهي از ايزدان مانند آناهيتا زن هستندو در ميان امشاسپندان ، امرداد و خرداد و سپندارمذ ، كه صفات اهورامزدا است زن ميباشند. وآنچه در اوستا آمده است همه نشانه اي از همبستگي زن و مرد است، در فروردين يشت چنين آورده شده : اينك فروهر همه مردان و زنان پاك را می ستائيم آنان كه روان هايشان در خور ستايش و فروهر هايشان شايسته است اينك فروهر همه مردان و زنان پاكدين را مي ستائيم. در زمان شاهنشاهي هخامنشيان ، براساس لوح هاي گلي تخت جمشيد زنان هم دوش مردان در ساختن كاخ هاي شاهان هخامنشي دست داشتند و دستمزد برابر دريافت مي نمودند، پيشه بيشتر زنان در دوره هخامنشيان صيقل دادن نهائي سنگ نگاره ها و همچنين دوخت و دوز و خياطي بوده است. بنابراين در شاهنشاهي بزرگ هخامنشي با برابري و تساوي حقوق زنان با مردان سر و كار داريم. بايد خاطرنشان كرد كه زنان در زمان بارداري و با بدنيا آوردن كودكي براي مدتي از كار معاف ميشدند ، اما از حداقل حقوق براي گذران زندگي برخوردار مي گشتند و علاوه بر آن اضافه حقوقي بصورت مواد مصرفي ضروري زندگي دريافت مي نمودند، همچنين در گل نوشته هاي تخت جمشيد شاهد آن هستيم كه در كارگاههاي خياطي ، زنان بعنوان سرپرست و مدير بودند و گاه مردان زيردست زنان قرار مي گرفتند. اما زنان خاندان شاهي از موقعيت ديگري برخوردار بودند ، آنان مي توانستند به املاك بزرگ سركشي كنند و كارگاه هاي عظيم را با همه كاركنانش اداره و مديريت مي كردند و درآمدهاي بسيار زياد داشتند ، اما بايد خاطرنشان كرد كه حسابرسي و ديوان سالاري هخامنشي حتي براي ملكه هم استثنا قائل نمي شد و محاسبه درآمد و مخارج از وي مطالبه مي كرد. در يكي از گل نوشته ها ( لوح هاي گلي ) رئيس تشريفات دربار داريوش بزرگ دستور تحويل 100 گوسفند را به ملكه صادر مي كند تا درجشن بزرگ تخت جمشيد كه 2000 مهمان دعوت شده بودند ، بكار روند. دريكي از مهرهاي بدست آمده از تخت جمشيد زني بلندپايه در صندلي تخت مانندي نشسته و پاهايش را روي چهارپايه اي گذارده و گل نيلوفري در دست دارد و تاجي برسرنهاده كه چادري روي آن انداخته شده است و به تقليد از مجلس شاه ، نديمه اي در برابر او ايستاده و عود سوزي در آن ديده مي شود. اين مهر يكي از زنان ثروتمند دربار هخامنشي است كه نقش مهمي در مديريت جامعه داشته است و دستورات خود را به اين مهر منقوش مي كرده است. بنابراين با كمك گل نوشته هاي تخت جمشيد تصويري كاملا نو از زنان و ملكه هاي هخامنشي بدست مي آوريم كه برخلاف ادعاي نويسندگان يوناني ، كه آنها را عروسكهايي محبوس در حرم سراها مي دانستند، نه تنها همدوش مردان در آئين هاي مذهبي شركت مي كردند ، بلكه در صحنه زندگي و در اداره امور كشور هم نقش و شخصيت مستقل خويش را حفظ مي كردند . بررسي دقيق لوح هاي ديواني تخت جمشيد نشان مي دهد، كه زن در دوران فرمانروائي هخامنشيان بويژه در زمان شاهنشاهي داريوش بزرگ از چنان مقامي برخوردار بودند كه در ميان همه خلق هاي جهان باستان نظير نداشت . به امید آن روزی که برابری ها جای نابرابری ها را بگیرد. مینا صفا ئی منابع : 1- از زبان داريوش : خانم پروفسور هايدماري كخ 2- زن در ايران باستان : هدايت ا... علوي

alamatesoall
06-26-2011, 06:46 PM
«قال فاطمه(ع): خیر النساء ان لا یرین الرجال و لا یراهن الرجال. فقال رسو الهه صلی الله علی و آله: انها منی»
فاطمه زهرا(س) فرمود:
بهترین زنان کسانی هستند که نه آنها مردان را و نه مردان آنها را ببینند.

حضرت محمد فرمودند:
زنان را در غرفه و بالا خانه جا ندهيد و چيزي نوشتن به ايشان نياموزيد و سوره يوسف را به انها تعليم ندهيد و چرخ رشتن به انها بياموزيد وسوره نور را به انها تعليم دهيد.
(حليه المتقين.باب4.فصل6) (تاليف علامه محمد باقر مجلسي)


در این حدیث پیامبر (ص) با توجه به روحیه و فطرت مرد ،لزوم احترام و تواضع زن را نسبت به مرد بیان نموده است:

«اگر بنا بودامر می کردم کسی برکسی سجده کند ، امر می کردم زن بر شوهرش سجده کند »(وسایل الشیعه ،ج ،14ص،115)



خیلی متاسفم واسه همچین طرز تفکری که بعضیا از احادیث مجعول دارن


http://pnu-club.com/imported/2011/06/688.jpg
از آنجايى‏كه شمار دانشمندان زن در تاريخ نظام آموزش اسلامى در مقايسه با مردها كمتر است، بعضى‏هاپنداشته‏اند در اسلام محدوديتى درباره تحصيل زنان و دختران وجود دارد. زنان دانشمندى كه كم و بيش‏نامشان در تاريخ برده شده به طور غير رسمى تحصيل كرده‏اند و شيوه آموزشى اسلام ويژه مردان است.

براى رفع اين پندار طرح دو سؤال و پاسخ به آن‏ها ضرورت دارد:

1 - آيا در اسلام تحصيل علم و دانش تنها به مردان اختصاص دارد و يا شامل زنان هم مى‏شود؟

2 - آيا آموزش در ميان زنان و دختران مسلمان در طول تاريخ - به ويژه در صدر اسلام- يك شيوه رايج‏بوده‏است؟

زن و تحصيل علم

اسلام مرد و زن را در تدبير شؤون زندگى به وسيله اراده و كار، مساوى مى‏داند از اين‏رو هر دو در تحصيل‏احتياجات زندگى و آن‏چه مايه قوام حيات انسانى است‏يكسان مى‏باشند.

زن مى‏تواند همانند مرد مستقلا كاركند و مالك نتيجه كار و كوشش خود شود.

در صدور فرمان الهى فرقى بين زن و مرد نيست مگر در احكامى كه‏ويژه يكى از ايشان است.

تحصيل علم و كسب دانش نيز از احكامى است كه زن و مرد در آن مشترك مى‏باشند و هرگز دين اسلام جنس راسد راه دانش اندوزى نمى‏داند.

مرحوم علامه طباطبائى در تفسيرالميزان، پس از نقل سرگذشت تاسف‏بار زن درطول تاريخ مى‏گويد:

زن در تمام احكام عبادى و حقوق اجتماعى با مرد شريك است و در هر امرى كه مرداستقلال دارد، مانند: ارث، كسب، معامله، تعليم و تربيت و دفاع از حقوق و غيره زن هم‏مستقل است، مگر در مواردى كه با مقتضاى طبيعتش مخالف باشد.(1)

بررسى آيات و روايات

تمام آيات و رواياتى كه درباره تحصيل علم و دانش وارد شده، همانند «ياايهاالناس‏» و «ياايهاالذين آمنوا» عمومى است.

و شامل زن‏ها هم مى‏شود.

اسلام «علم‏» را نور و «جهل‏» را ظلمت وعلم را بينايى و جهل را كورى مى‏داند.

در قرآن آمده است:

«قل هل يستوى الاعمى والبصير ام هل تستوى الظلمات والنور... (2) »;

بگو آيا چشم نابيناى جاهل و ديده بيناى عالم يكسان است؟

آيا ظلمات و تاريكى جهالت‏بانور علم و معرفت مساوى است؟

در آيه ديگر آمده است:

«هل يستوى الذين يعلمون والذين لايعلمون انما يتذكر اولوا الالباب‏» (3)

آيا آنان كه به سلاح علم مجهزند با آنان كه با جهل و نادانى دست‏به گريبانند، با هم برابرند؟فقط انديشمندان تفاوت اين دو گروه را درك مى‏كنند و امتياز آنان را باز مى‏يابند.

پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله نيز فرموده‏اند:

«طلب‏العلم فريضة على كل مسلم‏»

وقتى علم در ديدگاه اسلام نور و بينايى است دستيابى به آن بر هر مسلمانى فرض است.

آيامى‏توان گفت كه از نظر اسلام تنها بر مردها لازم شده كه از ظلمت‏خارج شوند و به روشنايى‏برسند، اما زنان چنين وظيفه‏اى ندارند و بايد همچنان در ظلمت جهل و نادانى باقى بمانند؟!

آيه ديگرى درباره پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله مى‏فرمايد:

«يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب والحكمة... (4) »

پيامبر آمده است كه آيات قرآن را بر مردم بخواند و روح آن‏ها را تزكيه كند و به آن‏ها كتاب‏و حكمت‏بياموزد.

در آيه «تزكيه‏» و «تعليم‏» با هم ذكر شده و به صيغه مذكر آمده است.

آيا مى‏شود يزكيهم ويعلمهم را منحصر به مردان دانست؟!

فقها مى‏گويند بعضى عمومات و كليات از «تخصيص‏» ابا دارد و لحن و بيان به گونه‏اى است كه‏قابل تخصيص نيست و مطلب آن‏چنان است كه براى عقل قابل تبعيض نمى‏باشد.

مثلا درباره علم‏و تقوى آمده است:

آيا كسانى‏كه دانا و عالم هستند با كسانى‏كه نادان و جاهلند، مساوى هستنددرباره «تقوا» هم گفته شده:

«ام نجعل الذين آمنوا و عملوا الصالحات كالمفسدين فى‏الارض ام نجعل المتقين كالفجار (5) ».

آيا آنهايى‏كه ايمان دارند و عمل صالح انجام داده‏اند، آن‏ها را مانند فساد انگيزها قرارمى‏دهيم و آيا پرهيزگاران و فاسقان را مانند هم قرار مى‏دهيم؟

و باز فرموده:

«ان اكرمكم عندالله اتقاكم (6) ».

در همه اين موارد صيغه‏ها مذكر است.

آيا مى‏توان ادعا كرد، آنچه درباره «تقوا» گفته شده‏اختصاص به مردها دارد و شامل زنان نيست؟

در اين صورت زن‏ها بايد از كليه احكام و فرايض‏معاف باشند.

همچنين آيا مى‏توان گفت فرموده پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله: «طلب العلم فريضة على كل مسلم‏» چون‏«مسلم‏» مذكر است تعبير «كل مسلم‏» شامل زنان نمى‏شود؟ هرگز.

زيرااولا در بعضى نقل‏هايى كه در كتب شيعه وارد شده كلمه «مسلمه‏» نيز قيد شده است:

«طلب‏العلم فريضة على كل مسلم و مسلمة‏» (7)

تحصيل علم براى تمام مردان و زنان مسلمان واجب است.

ثانيا: اين تعبيرات اطلاق دارد و مقيد به رجوليت نيست و اختصاص از آن فهميده نمى‏شود.

«مسلم‏» يعنى: مسلمان، چه مرد باشد چه زن.

علاوه بر آن در همه نمونه‏هايى كه شبيه اين تعبيرهست، همين‏طور عموميت دارد.

مثلا در حديث:
«المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه‏»مسلمان آن است كه ساير مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند.

بديهى است كه مقصود روايت اين نيست كه فقط مرد مسلمان اينطور باشد.

همچنين در روايت «المسلم اخ المسلم‏»نمى‏توان گفت: چون نفرموده: «المسلمة اخت المسلمة‏» پس دستور مخصوص مردها است.

گرچه كلمه «مسلم‏» دو مفهوم دارد: يكى مسلمان بودن و ديگرى مرد بودن اما بر همگان روشن‏است كه در اين موارد جنسيت مورد نظر نيست و در معنا دخالت ندارد. (8)

تنها در مجموع روايات كتب حديثى دو روايت (9) آمده كه از آموزش كتابت و سوره يوسف نهى‏كرده است. اين دو روايت اولا: از حيث‏سند داراى اتقان نيستند و ثانيا: جنبه ارشادى و اخلاقى‏دارند.

علاوه بر آن در هر دو روايت‏به آموزش سوره «نور» سفارش شده است كه خود گواه تاكيد برآموختن است.

استاد شهيد مطهرى نيز درباره آموزش زنان مى‏فرمايند: «خداوند فكر و استعداد درس خواندن‏را و ميل و شوق به آن را همان‏طور كه در مرد قرار داده در زن هم قرار داده و منع او چيزى جزجلوى استعداد خدا دادى را گرفتن
نيست‏».

آموزش زن در عصر پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله جهاد مقدس پيكار با بى‏سوادى را از خانه خود آغاز كرده بود.

بلاذرى با سندروايت مى‏كند كه هنگام ظهور اسلام در مكه تنها هفده نفر با سواد بودند.

وى پس از شمردن‏اسامى آن‏ها، از يك زن قرشى نام برده كه در دوره جاهليت مقارن ظهور اسلام خواندن و
نوشتن‏مى‏دانست.

نام او «شفا» و دختر عبدالله بن عبد شمس بود.

اين زن مسلمان شده بود. و از مهاجران‏اوليه و از زنان فاضله به شمار مى‏رود (10).

بلاذرى مى‏گويد:

اين زن همان است كه به دستور پيامبرصلى الله عليه وآله به حفصه همسر پيامبر كتابت‏آموخت (11).

بلاذرى آنگاه چند زن از زنان مسلمان را نام مى‏برد كه در دوره اسلام، هم مى‏خواندند و هم‏مى‏نوشتند و يا تنها مى‏خواندند.

او نام «حفصه‏» دختر عمر، «ام‏كلثوم‏» دختر عقبة بن ابى معيط‏«عايشه‏» دختر سعد، «كريمه‏» دختر مقداد و بالاتر از همه «شفا» دختر عبدالله بن عدويه رامى‏نگارد.

شفا به حفصه درس مى‏داد و پيامبر از او خواست تا به حفصه پس از زناشويى با پيامبرهمچنان درس بدهد.

پس حفصه، خواندن و نوشتن مى‏دانسته است و نام او را جزء دارندگان‏مصاحف ضبط كرده‏اند (12).

از اين جريان معلوم مى‏شود كه پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله براى زنان خود معلم زن انتخاب كرده بودند اين‏عمل پيامبر براى آموختن به دختران و زنان الگو و نمونه‏اى شد و ديرى نپاييد كه در مدينه افراد باسواد رو به
فزونى نهادند و آمار باسوادها به‏طور چشمگيرى بالا رفت، در ميان زنان و دختران‏كسانى پيدا شدند كه خواندن و نوشتن را فرا گرفتند.

تعليمات دينى پيامبرصلى الله عليه وآله براى زنان پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله بخشى از اوقات خود را به آموزش زنان در مسايل دينى اختصاص داده بود.بخارى به سند خود روايت كرده است كه زنان به پيامبر گفتند:

مردان در استفاده از محضر شما بر ما پيشى گرفته‏اند.

پس خود، روزى را به‏ما اختصاص بده.

آن حضرت قبول كرد و روزى را به ايشان اختصاص داد و در آن روز به وعظ و ارشاد زنان‏پرداخت (13) و مرتب آنان را براى آموختن و دلگرم ساختن ديدار مى‏كرد.

دختر پيامبر اكرم و همسران او در زمان حيات و پس از رحلت آن حضرت مرجع در مسايل‏دينى و فقهى بودند و «خانه هريك از ايشان به منزله مدرسه‏اى بود كه طالبان دانش و حديث در آن‏اجتماع مى‏كردند و به فراگرفتن احكام شريعت و انواع دانش و حكمت‏سرگرم مى‏شدند.

بين مردم‏و همسران پيامبر نيز پرده‏اى آويخته بود تا كسى نتواند ايشان را ببيند». (14)

بزرگان صحابه بسيارى مسايل دقيق و مهم را از زنان پيامبر مى‏پرسيدند.(15)

با اين ترتيب زن درروزگار پيامبر و صدر اسلام يكى از مصادر دانش و مورد تاييد دين و پذيرش جامعه بود (16)
رفتن زنان‏به مساجد براى اداى نماز در آن زمان كارى عادى و معمول بود.

و اين رفت و آمد فرصت مناسبى‏بود تا در مجالس علمى كه از سوى بزرگان صحابه در مساجد برپا مى‏شد حضور يابند.

داستان آن‏زن كه پيشنهاد عمر را درباره پايين آوردن ميزان مهريه‏ها رد كرد و عمر پس از شنيدن دليل وى،رجوع به حق كرد، مشهور است و اين خود دليلى است‏بر اينكه آزادى انديشه براى مردها و زن‏هايكسان بوده است.(17)

زنان معلم و محدث

برخى از زنان در تعليم مردم به همسران پيامبر اقتدا مى‏كردند.

بنا به گفته ابن خلكان مادر حسن‏بصرى كه در سده اول هجرى زندگى مى‏كرده براى زنان داستان‏هاى دينى تعريف مى‏كرد و باسخنان پندآميز آنان را موعظه و ارشاد مى‏كرد و اين در زمانى بود كه پسرش حسن به نقل‏داستان‏هاى دينى و تشكيل مجالس درس براى مردها مى‏پرداخت (18) .

مساجد، مراكز تعليمات عمومى بود كه زنان نيز مى‏توانستند به آن رفت و آمد كنند و درمجالس علمى آن حضور يابند.

زنان در صدر اسلام نه تنها از حق تحصيل دانش برخوردار بودندبلكه اين حق را هم داشتند كه به تعليم و نشر
دانش بين زنان و مردان بپردازند و در بين آنان معلمان‏و استادانى در بخش‏هاى مختلف علوم اسلامى وجود داشت، به ويژه در زمينه علم حديث كه‏زنان مى‏توانستند در آن رشته به درجه استادى نايل شوند و در اين‏باره با محدثان و حافظان بزرگ‏به قابت‏برخيزند و نمونه بارزى در امانت و عدالت‏باشند.

كار زنان محدث به جايى رسيد كه‏علما و ناقدان حديث اعتبار و اعتماد كاملى براى آنان قايل شدند كه بسيارى از بزرگان از بين‏دانشمندان مشهور اسلام نتوانستند به اين مرتبه از اعتماد نايل شوند.

ذهبى در كتاب ميزان‏الاعتدال فى‏نقدالرجال كه آن را به نقد راويان حديث و ميزان صداقت و جايگاه‏علمى ايشان اختصاص داده، در باب زنان محدث مى‏گويد:

من از بين زنان محدث كسى را نمى‏شناسم كه در اين زمينه متهم و متروك‏شده باشد. (19)

استادان زن غالبا در مساجد و يا اماكن عمومى به تدريس و بيان حديث مى‏پرداختند و شنيدن‏حديث و مسايل علمى در محضر زنان در خانه‏ها و با اجازه از همسران ايشان صورت مى‏گرفت (20) .

ابن حجر عسقلانى در كتاب خود الاصابه از تعداد 1552 نفر (21) ابن اثير در كتاب «اسدالغابة‏» بيش‏هزار از نفر از زنان صحابه رسول خدا نام مى‏برند، كه مصادر فقه و حديث و تفسير و تاريخ و سيره‏بوده‏اند (22) و هر كدام
مانند مردها به علوم مختلف وارد بوده‏اند.

مشهورترين دانشمندان زن از صحابه

ام سلمه

او داراى منزلتى والا در علم و روايت‏حديث مى‏باشد و پس از خديجه فاضل‏ترين وپرهيزگارترين زنان پيغمبرصلى الله عليه وآله و داناترين آن‏ها به كتاب و سنت است.

تا جايى كه عايشه به او گفته‏است:

تو نخستين بانوى مهاجر از زنان رسول خداصلى الله عليه وآله مى‏باشى و تو بزرگ مادران‏مؤمنان هستى و جبرئيل بيشتر در خانه تو مى‏بود. (23)

ام سلمه از فقهاى زنان صحابه به‏شمار مى‏رفت (24) درباره علم و اجتهاد او كافى است كه بگوييم‏جابربن عبدالله انصارى صحابى بزرگوار با همه شكوهى كه در ميان صحابه داشت‏به او مراجعه‏مى‏كرد و به فتواى او عمل مى‏نمود. (25)

احاديثى كه ام‏سلمه از پيغمبر روايت كرده است، بالغ بر 378 حديث مى‏باشد (26) و روايات او درفضيلت على‏عليه السلام معروف است (27) و اشعارى كه مورخان از اين بانوى گرانقدر ذكر كرده‏اند درباره‏ولايت اهل بيت‏عليهما السلام مى‏باشد. (28)

ام اسلم

او از زنان صحابه بوده و زمان امام سجادعليه السلام و فيض حضور آن حضرت را نيز درك كرده بود.

ايشان كتب بسيارى خوانده و به همين جهت‏به «قارية‏الكتب‏» موصوف بوده همچنين به جهت‏روايت قضيه سنگ ريزه (29) به «صاحبة‏الحصاة‏» نيز معروف شد.

و به مدلول همين روايت‏بسيار باجلالت و مورد توجه خاندان عصمت‏بوده است. (30)

ام جميل

فاطمه دختر مجلل بن عبدالله بن قيس، از فضلا و ادباى زنان و از سابقين به دين مقدس اسلام‏بود. او با حاطب بن حارث بن مغيره ازدواج كرد و دو پسر به‏نام‏هاى محمد و حارث از وى‏به‏وجود آمد.

ايشان با شوهرش به حبشه رفته و بعد از مرگ شوهر با پسرهايش به مدينه برگشته‏است.

او براى بهبودى پسرش محمد كه به آتش سوخته بود، شرفياب حضور مبارك پيامبرصلى الله عليه وآله‏گرديد و تقاضاى دعاى خير كرد و در اثر دعاى آن حضرت پسرش شفا يافت.(31)

ام رعله قشيريه

وى از زنان صحابه و عالم و شاعر و بسيار فصيح بود و از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله روايت نقل كرده است.

روزى به خدمت پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله رسيد و عرض كرد:

السلام عليك يا رسول‏الله و رحمة‏الله و بركاته انا ذوات الخدور و محل ازرالبعول و مربيات الاولاد و ممهدات المهاد و لاحظ لنا فى الجيش الاعظم فعلمناشيئا يقربنا الى الله عزوجل.

پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله در جواب او فرمود:

اگر شما زنان از ذكر خدا غافل نباشيد و چشم خود را از نامحرم ببنديد و به گونه‏اى صحبت‏نكنيد كه مرد اجنبى بشنود، شما ماجور و مثاب خواهيد بود.(32)

ام رعله بعد از رحلت پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله، حسنين‏عليهما السلام «در برگرفته و كوچه‏هاى مدينه را گرديده واشك مى‏ريخته است و چون به در خانه فاطمه‏عليها السلام رسيد اين بيت را انشا كرد:

يادار فاطمه المعمحور ساحتها هيجت لى حزنا حييت من دار (33)

نسيبه بنت الحارث ام عطيه

ايشان از زنان فاضله صحابه پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله شمرده مى‏شد كه در بيعت رضوان و جنگ‏هاى‏پيامبرصلى الله عليه وآله شركت داشته و مجروحين را مداوا مى‏كرد.

جمعى از صحابه و علماى تابعين در بصره‏«غسل ميت‏» را از او گرفتند و از پيامبر اكرم روايت نقل كرده است.(34)

معاذه غفاريه

از زنان فاضل و عالم عصر خود و انيس رسول خدا در سفرها بود.

وى مى‏گويد:

من با رسول خدا انس بسيارى داشتم -يعنى به خانه‏اش رفت و آمد مى‏كردم- چون در سفرهابراى مداواى زخميان و پرستارى بيماران با وى مى‏رفتم.

روزى داخل خانه عايشه شدم، ديدم‏على‏عليه السلام بيرون مى‏آيد و رسول خدا در غياب على‏عليه السلام به عايشه مى‏گويد:

«ان هذا احب الرجال الى و اكرمهم على فاعرفى له حقه و اكرمى مثواه‏».

اين مرد، محبوب‏ترين و گرامى‏ترين مردان است نزد من.

حق او را بشناس و احترامش راداشته باش. (35)

ام حكيم بيضا، دختر عبدالمطلب و عمه رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله‏او از زنان فاضله و خردمند بنى هاشم و اديب و فصيح و بليغ بود و به هر يك از «بيضا» و«قبة‏الديباج‏» موصوف و ملقب و در نظم شعر نيز طبعى وقاد داشته است، حسب‏الامر پدر در حال‏حياتش مرثيه‏اى براى او گفته كه از ابيات آن است:

الا يا عين جودى و استهلى و بكى ذا الندى والمكرمات الا يا عين و يحك اسعدينى بدمع من دموع‏هاطلات (36)

ام الدرداء

خيره دختر ابو حدرد اسلميه و زن ابوالدرداء عامربن حارث از فضلا و محدثين زنان صحابى‏بوده كه احاديث‏بسيارى از رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله و شوهرش استماع و روايت كرده است. (37)

ام‏الدرداء هجيمه دختر حبى زن ديگر ابوالدرداء او نيز محدث و عالم و زاهد بوده از سلمان و شوهر خود روايت مى‏كرد.

پيوسته به نماز وعبادت اشتغال داشت و دوستدار مجالس علما بود.

شش ماه در بيت‏المقدس و شش ماه دردمشق اقامت مى‏كرد (38) .

اسماء بنت عميس

خواهر ميمونه همسر رسول‏خداصلى الله عليه وآله:

او از زنان فاضل و بزرگوار روزگار خويش و از اولين گروندگان به اسلام بود كه همراه همسرش‏جعفر طيار، براى پيشبرد اسلام به حبشه مهاجرت كرد و در سال فتح خيبر در سال هشتم به مدينه‏بازگشت او پس از شهادت جعفر، در سال هشتم با ابوبكر ازدواج كرد.

اسما، اين صحابى جليل‏القدر و راوى موثق رسول خداصلى الله عليه وآله مادر محمدبن ابى‏بكر است كه‏درباره او گفته‏اند: نجابت محمدبن ابى‏بكر از جانب مادرش بود. (39)

اسما از شهود و از تكذيب كنندگان حديث جعلى «نحن معاشر الانبياء لانورث، ما تركناه‏صدقة‏» (40) و از راويان معروف حديث «ردالشمس‏» براى على‏عليه السلام در زمان پيامبر است. (41)

اسما ازراويان حديث غدير است.

قريب سى تن از بزرگان حديث‏شيعه و سنى از اسما روايت نقل كرده واو را توثيق كرده‏اند (42) .

شيخ صدوق نيز در «فقيه‏» از ايشان رواياتى نقل كرده است.

در كتب روايى‏تعداد رواياتى كه از ايشان نقل شده به شصت عدد مى‏رسد.

اروى دختر حارث بن عبدالمطلب

صحابى رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله و از بانوان فصيح و بليغ بود.

وى در برابر معاويه، ناحق بودن خلافت اوو اسلام نياوردن او را (تا فتح مكه) به رخش كشيد و از امانتدارى على‏عليه السلام و عمل آن حضرت به‏احكام الهى سخن گفت و عمر و بن عاص و سعيد بن عاص و مروان را مفتضح ساخت و شعرى‏در فضايل اميرالمؤمنين سرود و صفات آن حضرت را برشمرد. (43)

ام سنان

او دختر جشمه يا خيثمة و از شعرا و فضلاى عرب و موصوف به حسن ادب است و در نظم ونثر مهارت داشت.

لطافت معانى را با فصاحت الفاظ توام مى‏داشت، اشعار او، كه در مدح اهل‏بيت طهارت‏عليهما السلام سروده و قبيله خود «بنى مذحج‏» را به نصرت و يارى ايشان ترغيب نموده برهان‏قاطع اين مدعا است.(44)

اينها نمونه‏هايى بودند از زنان صحابه كه در زمان پيامبر اكرم به فضل و دانش معروف بودند.

طبق گزارش‏هاى مورخان بسيارى از زنان در عصر پيامبر در كهولت‏سواد آموختند. (45)

اسلام براى پيكار با جهل و بى‏سوادى، روزنه‏اى تازه و وسيع به سوى افق‏هاى بى‏كران دانايى وآگاهى گشود و زنجير از پاى درك و شوق انسان‏ها برگرفت.

دانستن و علم آموختن براى همگان‏نه‏تنها آزاد كه يك «فريضه‏» شد.

به بركت تعاليم اسلام و دستور پيامبر خيرانديش اسلام بود كه زنان همدوش مردان به‏دانش‏آموزى روى آوردند.

اين‏كار، با توجه به شرايط دشوار و ناسازگارى كه آن زمان فراروى زنان‏قرار داشت‏به راستى يك انقلاب بود، روش
نوين پيامبرصلى الله عليه وآله در آموزش زنان و يكسان شمردن آنان‏با مردان يك انقلاب عظيم فرهنگى بود كه جهان اسلام را فرا گرفت و فضا را عطرآگين ساخت. (46)

آموزش زنان در دولت علوى

در دولت علوى نيز مبارزه با جهل و بى‏سوادى در اولويت‏بود.

اصرار امام به اين بود كه جهل راريشه‏كن كند و علم را به‏جاى آن در مغزها جايگزين سازد.

جهان اسلام همه آشيان علم گردد وگرنه دست كم مراكز حكومت اسلامى كانون علم باشد.

و درس نخوانده و تحصيل نكرده شاغل‏شغلى در دولت نباشد.

امام على‏عليه السلام در خطبه‏اى كه ذكرى از آل محمدصلى الله عليه وآله و آشيانه آن‏ها مى‏كندمى‏فرمايد:

«فانهم عيش العلم و موت الجهل. هم‏الذين يخبركم حكمهم عن علمهم و صمتهم عن‏منطقهم...» (47)

آنان حيات علم و مرگ جهل‏اند، آنان كه حكمشان شما را از علمشان و خاموشى‏شان ازگفتارشان و ظاهرشان از باطنشان آگاه مى‏سازد.

بر اهل دقت فرق عبارت «عيش علم‏» با تعبيرات ديگر مثل عالم‏اند و ذوعلم‏اند، پوشيده‏نيست.

كسى «عيش علم‏» خواهد بود كه تمام زندگيش مصروف علم شود و وسايل تحصيل علم رافراهم كند، اهل علم را تشويق كند و آن‏ها را بزرگ شمارد و راه به كوى علم براى همه باز كند.

از اين رو دربار كوفه در عهد امام‏عليه السلام غلغله‏اى از علم و تعلم بوده و شعاع علمش تا امروزمى‏تابد.

چه نشانى بهتر از «نهج‏البلاغه‏» كه جمع‏آورى اندكى از بسيار كوفه است و تاكنون مانده و هنوزستاره‏وار
مى‏درخشد و بر همه تفوق دارد.

به‏طور كلى، اين خاندان معدن علم و معارف و گنجينه حكمت‏بوده‏اند وابستگان به اين بيت‏نيز عمدتا همه از فضل و كمال آنان بهره‏مند بوده و همسران و دختران اين خاندان عالم‏ترين وفاضل‏ترين زنان زمان خود بوده‏اند كه چند نمونه از آنان را در زير مى‏آوريم:

ام كلثوم

او كه دختر اميرالمؤمنين‏عليه السلام و فاطمه زهراعليها السلام است در سال ششم هجرى به‏دنيا آمد و در سال‏54 هجرى در حال حيات برادرانش امام حسن و امام حسين‏عليهما السلام در مدينه رحلت فرمود.

صاحبان‏كتب انساب و سيره، او را زينب صغرى، ام‏كلثوم كبرى و رقيه ناميده‏اند. (48)

ام‏كلثوم را در زمره اصحاب رسول خدا نيز ذكر كرده‏اند. (49)

ليكن ابن سعد او را از جمله كسانى نام‏برده كه از غير رسول خداصلى الله عليه وآله روايت كرده‏اند. (50)

مرحوم مامقانى درباره او مى‏نويسد:

«زنى جليل‏القدر زيرك و بليغ بود و من او را از ثقات مى‏دانم‏» (51)

زينب كبرى

دختر اميرالمؤمنين‏عليه السلام و فاطمه زهراعليها السلام است و يكى ديگر از راويان حديث از امير مؤمنان‏است كه در زمان حيات پيامبر اكرم به دنيا آمد و به سال 61 يا 62 بدرود حيات گفت، از ايشان به‏صديقه صغرى، عقيله بنى‏هاشم، عالمه غير معلمه و غير مفهمه ياد شده است اين بانوى بزرگواردر فصاحت و بلاغت، زهد و تقوا، عبادت و تهجد همانند پدر و مادر گرامى‏اش بود.

هر گاه لب به‏سخن مى‏گشود چنان بود كه گويا على‏عليه السلام سخن مى‏گفت.

مرتبه عقل و دانش و عفت و عصمت آن‏حضرت بر همگان مشهود است.

سخنان زينب كبرى پس از شهادت برادرش و خطبه‏هاى او دربازار كوفه و مجلس يزيد همگان را به حيرت واداشت.

امام سجادعليه السلام خطاب به ايشان فرمود:

«انت‏بحمدالله عالمة غير معلمه و فهمة غير مفهمه‏» (52)

امام سجادعليه السلام و جابربن عبدالله انصارى، فاطمه بنت‏الحسين، محمدبن عمرو، عطاءبن
سائب‏و عباد عامرى از زينب كبرى روايت نقل كرده‏اند و آن حضرت از مادرش و پدرش و اسماء بنت‏عميس وام ايمن روايت كرده است. (53)

مؤلف كتاب «خصايص زينبيه‏» مى‏نويسد:

حضرت زينب مجلس تعليم و تدريس داشته و در زمان اقامت پدرش در كوفه براى زنان تفسيرقرآن مى‏گفت، يك روز در تفسير «كهيعص‏» صحبت مى‏كرد كه پدرش وارد شد و فرمود مى‏شنيدم‏براى زنان تفسير «كهيعص‏» مى‏گويى، عرض كرد بلى فرمود:

نور ديده من اين رمزى است‏براى مصيبتى كه بر عترت رسول خدا وارد مى‏شود.

عرض كرد آن مصيبت چگونه است، امام‏عليه السلام شرح داد و زينب كبرى سخت گريست. (54)

خطبه‏هاى ايشان قطره‏اى از درياى بيكران علوم و معارف اهل بيت‏عليهما السلام است.

فاطمه بنت على‏عليه السلام او كه مادرش زن ديگرى غير حضرت فاطمه‏عليها السلام بود، يكى ديگر از راويان اميرالمؤمنين است‏كه طبق گفته مورخان در سال 117 هجرى دنيا را وداع كرد. (55)

وى از بزرگانى چون حضرت على‏عليه السلام‏و اسماء بنت عميس و محمدبن حنفيه و... روايت كرده و جمعى از بزرگان حديث چون: حارث‏بن كعب كوفى، رزين بياع الانماط ابوبصير و... از او حديث نقل كرده‏اند. (56)

از ايشان به عنوان «عالمه‏» و «محدثه‏» و «مجاهده‏» ياد شده است.

به گفته مرحوم كلينى در«كافى‏» امام حسين‏عليه السلام كتابى نزد ايشان به امانت گذاردند تا آن را به امام سجادعليه السلام بسپارند. (57)

ازايشان خطبه‏اى فصيح و بليغ كه آن را در كوفه در مجلس ابن‏زياد ايراد فرمود به يادگار مانده است.

سكينه دختر امام حسين‏عليه السلام

مادر ايشان «رباب‏» دختر امرء القيس است.

امام حسين‏عليه السلام علاقه زيادى به ايشان داشت اين‏علويه شريفه در كربلا حضور داشت و حوادث كربلا
را با چشم خود ديده و در زمره اسراى كربلابود.

اشعار بلند ايشان در رثاى پدر بزرگوارش در تاريخ ثبت است.

ابن خلكان در وفيات الاعيان در ترجمه او مى‏نويسد:

سكينه بزرگترين زنان عصر خود بود و زيباترين و ظريف‏ترين و نيكوترين‏آن‏ها در اخلاق و فضيلت‏به‏شمار مى‏رفت (58).

آرى سكينه از زنان فاضله و دانشمند عصر و از شخصيت‏هاى علمى و ازمفاخر علم و كمال بود، كه منزلش پايگاه اديبان و شاعران شده و آنان از پشت‏پرده سخنان منظوم خود را به گوش آن بزرگوار مى‏رساندند و او قضاوت‏مى‏كرد (59).

مامقانى او را از راويان حديث مى‏داند.

خديجه دختر امام محمدباقرعليه السلام‏شيخ طوسى او را راوى و از اصحاب امام محمدباقرعليه السلام شمرده است (60) و در اعلام‏النساءالمؤمنات از ايشان به عنوان فاضله و مؤمنه و متقى ياد كرده است.

ام‏الحسن دختر عبدالله‏بن محمدبن على بن الحسين‏عليه السلام ايشان نوه امام محمد باقرعليه السلام و از راويان حديث مى‏باشد و شيخ در رجال، ايشان را از اصحاب‏امام صادق‏عليه السلام شمرده است. (61)

فاطمه معصومه دختر امام كاظم‏عليه السلام او در سال 183 در مدينه متولد شد. در خاندان امامت و ولايت و در آغوش ايمان و طهارت‏پرورش يافت. القاب ايشان محدثه، عابده، عالمه، راويه و كريمه‏اهل بيت است.

جماعتى ازارباب علم و حديث رواياتى از ايشان نقل كرده‏اند و او نيز رواياتى از آباى طاهرين خود نقل كرده‏است. (62)

خديجه دختر عمربن على بن‏الحسين‏عليه السلام

ايشان نوه امام سجادعليه السلام و از بانوان فاضله و راوى حديث‏بوده است.

مرحوم كلينى در كتاب‏كافى از ايشان روايت نقل كرده است.

مرحوم مامقانى ايشان را جزء روات به‏شمار آورده است.

عليه دختر امام سجادعليه السلام

ارباب رجال درباره ايشان مى‏گويند; اين بانوى فاضله داراى كتابى بوده است كه ابوجعفرمحمدبن عبدالله بن قاسم با طريق خود از زرارة‏بن اعين و زراره از عليه بنت على بن الحسين‏عليه السلام‏اين كتاب را روايت كرده است. (63)

رقيه دختر اسحاق بن موسى‏عليه السلام

ايشان دختر اسحاق فرزند امام كاظم است. اين بانوى فاضله و جليل‏القدر،عمرى طولانى‏داشت و قبر ايشان در بغداد است.

شيخ صدوق در خصال از ايشان روايت نقل كرده است و علماى‏رجال او را از روات حديث دانسته‏اند. (64)

مشهورترين زنانى كه تحصيلات عاليه داشتند علوم اسلامى به ويژه فقه و حديث موضوعاتى هستند كه زنان به آن‏ها علاقه‏مند بودند، ازاين‏رو، در ميان محدثان و فقيهان، زنانى هستند كه از چهره‏هاى برجسته به‏شمار مى‏روند.

شرح‏حال 1543، زن حديث دان كه در كتب تراجم گنجانده شده است، حكايت از اين دارد كه در آن‏زمان براى آموزش زنان بستر مناسبى وجود داشت.

در اينجا گزارش كوتاهى از تعدادى از زنان‏سرشناس براى نشان دادن شايستگى آنان در تحصيلات عاليه، نقل مى‏كنيم:

سيده نفيسه دختر ابومحمد حسن بن زيد از تبار امير مؤمنان على‏عليه السلام

وى از زنان صالح و پرهيزگار بود و در علم حديث آنچنان تبحر داشت كه امام شافعى به هنگام‏اوج نام‏آورى خود در «فسطاط‏» مصر پاى درس او مى‏نشست و استماع حديث مى‏كرد (65) .

در حلقه درس اين بانوى با فضيلت، بسيارى از دانشمندان نامى و مجتهدان حضور مى‏يافتند.

مصرى‏ها به اين بانو علاقه‏زيادى داشتند.

هنگامى كه امام شافعى فوت كرد، جنازه او را به خانه‏سيده نفيسه بردند و او نماز خواند (66).

سيده نفيسه در سال 208 ه ق در گذشت و شوهرش اسحاق‏بن جعفرالصادق‏عليه السلام خواست جنازه او را به مدينه انتقال بدهد، كه مصرى‏ها جلوگيرى كردند. و اورا در قاهره دفن كردند.

هم‏اينك مزار ايشان معروف است.

شهده دختر ابو نصر احمدبن فرج ابرى دينورى

شيخه شهده كه «فخرالنساء» نام گرفته بود در مسجد جامع بغداد براى انبوهى از دانشجويان‏علاوه بر علوم دينى، ادبيات و فنون بلاغت و شعر تدريس مى‏كرد.

ابن خلكان درباره وى‏مى‏نويسد:

او از زنان دانشمند بود و خطى زيبا داشت و گروه زيادى نزد وى سماع حديث كردند.

ازبزرگان علما كسى به پاى او نمى‏رسيد.

وى از ابوالخطاب نصربن احمد بطروانى و ابوعبدالله‏حسين‏بن‏احمد ن طلحه نعالى و طلحة بن محمد زينبى و افراد ديگر چون ابوالحسن على بن‏حسين بن ايوب و ابوالحسن احمدبن عبدالقادر بن يوسف و فخرالاسلام ابوبكر محمدبن احمدشاشى سماع حديث كرد و شهرت و آوازه‏اش عالم‏گير شد. (67)

او در ميان علماى بزرگ اسلام‏مقامى همتاى برجسته‏ترين علما را پيدا كرد.

يكى از شاگردان اين زن ابن تيميه حرانى بود كه ازوى سماع حديث كرد.

او در سال 574 درگذشت.

عروضيه

او از موالى ابوالمطرف عبدالرحمن‏بن غليون كاتب بود.

وى در بلنسيه (والنسيا) سكونت‏داشت و از مولاى خود، نحو و صرف و لغت آموخت و در اين علوم بر وى برترى يافت و در علم‏عروض استاد شد.

او كامل مبرد و نوادر قالى را از حفظ داشت و شرح مى‏كرد.

ابو داود سليمان دوكتاب مذكور را نزد وى خواند و از او عروض آموخت.

عروضيه در سال 540 ه ق در دانيه از دنيارفت(68).

زينب دختر عبدالرحمن شعرى

اين زن عالمه در نيشابور مى‏زيست و بانويى دانشمند بود كه نزد فقهاى برجسته و بنام آن روزدرس خوانده بود و به دريافت اجازه روايت از ايشان نايل شده بود.

زينب از ابو محمد اسماعيل بن ابى‏القاسم بن ابى بكر نيشابورى قارئى و ابوالقاسم زاهر وابوبكر وجيه ابن طاهر كه هر دو شامى بودند و ابوالمظفر عبدالمنعم بن عبدالكريم‏بن هوازن‏قشيرى و ابوالفتح عبدالوهاب بن شاه شادياخى و ديگران سماع حديث كرد.

حافظ ابوالحسن عبدالغفار بن اسماعيل بن عبدالغافر فارسى و علامه محمودبن عمرزمخشرى صاحب كشاف و ديگر بزرگان از طبقه حفاظ به وى اجازه روايت دادند.

ابن خلكان مى‏گويد:

در سال 610 ه هنگامى كه دو ساله بودم زينب به من اجازه كتبى داد. (69)

دكتر شبلى مى‏گويد:

رسمى كه در آن زمان براى تشويق و دلگرمى كودكان رايج‏بود تا به كوششى‏پى‏گير برخيزند و در آينده شايستگى خود را براى داشتن اين اجازه نشان‏دهند. (70)

زينب در سال 615 در نيشابور در گذشت. (71)

فاطمه فقهيه دختر علاءالدين محمدبن احمد سمرقندى

وى از زنان دانشمند در فقه و حديث‏بود و از گروهى از فقها فقه آموخته بود وبسيارى نيز از وى كسب دانش كردند.

فاطمه خود حلقه تدريس داشت و گروهى‏از بزرگان دانش به وى اجازه روايت دادند، او آثار بسيارى در فقه و حديث تاليف‏كرد كه بين دانشمندان انتشار يافت.

وى با ملك عادل نورالدين شهيد معاصر بودو مدت‏ها در پاره‏اى از امور داخلى كشور طرف شور او بود.

نورالدين برخى ازمسايل فقهى را از وى فراگرفت و همواره در حق اين زن انعام و او را يارى مى‏كرد.

فاطمه در شهر حلب از دنيا رفت. (72)

ام‏الخير بغداديه

او از مشاهير محدثين و زنان عالم قرن هفتم بغداد مى‏باشد كه در فقه وحديث‏بسيار مهارت داشت و به تدريس علوم مشغول بود.

از ابن‏البطى وابوالمظفر كاغذى و بعضى از بزرگان ديگر اخذ علم حديث كرده است.

از اساتيدو مشايخ اجازه‏اسمعيل بن عساكر و ابن شحنه و قاضى تقى‏الدين سليمان وجمعى ديگر از فضلاى آن زمان محسوب مى‏شود.

از آن رو كه داراى اوصاف‏حميده و اخلاق پسنديده بود، به لقب «جمال‏النساء» شهرت داشت و در سال‏640 ه. ق درگذشت. (73)

فاطمه دختر شيخ امام مقرى محدث (620-708 ه. ق)

وى زنى دانشمند، حديث‏دان و صادق در نقل روايت‏بود از پدر خود وبزرگان معاصر اخذ حديث كرد و كسانى چون صفدى و ديگران از وى حديث‏آموختند.

جمعى از بزرگان علماى سده هفتم هجرى در شام و عراق و حجاز وفارس و ديگر بلاد اسلامى به او اجازه روايت دادند.

اين زن علاوه بر دانش،ثروت زيادى داشت كه آن رادر كارهاى خير از قبيل ايجاد مدارس و بيمارستان‏هاانفاق مى‏كرد. (74)

ام عبدالله دختر قاضى شمس‏الدين (624-717 ه )

ايشان نواده علامه وجيه‏الدين حنبلى و دختر عمربن سعدابن ابى‏البركات‏شامى حنبلى و از مشاهير حديث دانان قرن هشتم هجرى مى‏باشد.

او صحيح‏بخارى و مسند امام شافعى را در محضر ابوعبدالله زبيدى فرا گرفت.

بنا به‏روايت صلاح‏الدين صفدى محدثه زمان خود بود و چون وارد مصر شد اميرارغون و قاضى كريم‏الدين از وى اخذ حديث كردند.

بارها صحيح‏بخارى راتدريس كرده و مرجع استفاده جمعى از افاضل وقت‏بوده است.

و بسيارى ازدانشمندان مشهور از او روايت‏حديث كرده‏اند. (75)

چهار شوهر كرده بود او را«وزيره‏» و «ست‏الوزرا» نيز مى‏گفتند. (76)

زينب دختر يحيى سلمى (648-735 ه )

نوه دانشمند مشهور عزالدين بن عبدالسلام سلمى سلطان‏العلما بود و سبطسلفى به او اجازه روايت داد.

زينب تنها كسى بود كه كتاب «المعجم‏الصغير»طبرانى را با سماع متصل روايت كرده است و ذهبى درباره او گفته است:

وجودش آكنده از نيكى و عبادت و عشق به روايت‏بود. (77)

زينب مقدسى (646-740 ه )

معروف به «بنت‏الكمال‏» دختر احمدبن عبدالرحيم.

او را بسيارى ازدانشمندان معاصر در شام و مصر و عراق اجازه روايت دادند.

به گفته ذهبى:

او تنها كسى بود كه به قدر يك‏بار شتر از اجزاه (حديثى) اجازه روايت داشت.

زينب زن ديندار، نيكوكار و كثيرالروايه بود.

دانش پژوهان به محضر وى رفت وآمد بسيار داشتند و آثار بزرگان دانش را بر وى مى‏خواندند.

بيشتر اوقات روزرا دانشجويان حديث‏به سماع در محضر وى اشتغال داشتند.

زينب آخرين‏كسى بود كه با اجازه از سبط سلفى و گروهى ديگر از محدثان روايت كرد. (78)

ابن بطوطه - جهانگرد معروف- در كتاب خود از وى ياد كرده است.

زينب درسال 726 ه. ق در شهر دمشق به ابن بطوطه اجازه‏اى عام داد و اين جهانگرد او رابه «رحلة‏الدنيا» ستوده است. (79)

فاطمه‏ام الحسن دختر شهيد اول

وى زن عالمه و فاضله و عابده و صالحه بوده و در كلمات بعضى از بزرگان به:

زبدة‏الخواص و زينة اهل العلم و الاخلاص و فقيهه و شيخة الشيعة وست‏المشايخ.موصوف است.

از مشايخ بسيارى استماع كرده و از پدر بزرگوار خود و سيد ابن معيه استادوالدش اجازه روايت داشته است.

پدرش او را بسيار مى‏ستود و زنان را به اقتدا و مراجعه به او دراحكام امر مى‏كرد.

لفظ «ست‏المشايخ‏» كه لقب مشهور او مى‏باشد، مخفف سيدة‏المشايخ است.

يعنى: رئيس‏روات و نقله اخبار. (80)

جويريه دختر احمدبن احمد (م 782 ه )

وى از بسيارى از دانشمندان زمان خود چون ابن شحنه وست‏الوزرا و حسن بن عمر كردى وجلال بن طباع حديث‏ شنيد و بارها از شنيده‏هاى خود روايت‏حديث كرد.

جويريه عمرى طولانى‏كرد و از او روايت‏بسيار كردند.

ابن حجر درباره او گفته است:

بسيارى از استادان و همگنان ما از وى سماع حديث كردند. (81)

زينب دختر عبدالله‏بن عبدالحليم.

وى حنبلى مذهب و برادر زاده شيخ تقى‏الدين بود.

حافظ ابن حجر درباره او گفته بود:

از ابن حجار و ديگران سماع حديث كرد و خود نيز به روايت‏حديث‏پرداخت و مردم از دانش وى بهره بردند.

و من نيز از او اجازه روايت داشتم.

زينب از زنان مشهور در حديث‏بود. (82)

زينب دمشقى دختر محمدبن عثمان

وى در گفتار و فصاحت و منطق و دانش فقه و حديث از بهترين زنان زمان خود بود و شاگردان‏زيادى داشت كه‏ابن حجر عسقلانى يكى از آنان بود كه از وى اجازه روايت داشت. در حلقه درس‏حديث او كمتر از 50 دانشجو نبود.

درباره او گفته‏اند:

شنيده نشده كه زنى چون او حلقه درس بگشايد و تا اين اندازه طلاب درجلسه درس او اجتماع كنند.

زينب با اجازه عام از فخرالدين ابن حجار و ديگران‏روايت‏حديث مى‏كرد. (83) زينت دمشقى دختر عثمان بن محمد لؤلؤ (م،800 ه ق)

او از فاضل‏ترين زنان دانشمند بود و در علوم سنت دستى قوى داشت.

از حافظ ابن حجارسماع حديث كرد و ابن حجر عسقلانى از وى اخذ حديث نمود.

وى درباره فقه و سنت رسايلى‏داشت كه بسيارى از دانشمندان به آن‏ها استناد مى‏كرده‏اند. (84)

عايشه دمشقى دختر على بن محمد

او دانشمندى پركار و با كمال بود.

وى پس از تحصيل صرف و نحو و بيان و عروض و حديث،حلقه تدريس داير كرد.

وى از شوهر خود حافظ نجم‏الدين حسنى و امام ابن الخباز و مرداوى‏سماع حديث كرد و خود به روايت‏حديث پرداخت و مردم از معلومات و علوم وى بهره بردند.

ودر علم و ادب از معاصران خود برترى يافت (85)

ام‏الخير، خديجه (م، 730 ه )

از محدثين معروف بوده و در انشا و حسن خط نيز مهارت داشت، اجازه‏ها را با خط خودش‏مى‏نوشته و به «ضوءالصباح‏» ملقب بوده است. (86)

ام‏البهاء فاطمه دختر فهد

دختر حافظ تقى‏الدين محمدبن محمدبن فهد هاشمى بوده و از مشاهير محدثين و از مشايخ‏جلال‏الدين سيوطى مى‏باشد.

از بسيارى از مشايخ وقت اجازه داشته و از كثرت جلالت‏به «ست‏قريش‏» معروف بوده است. (87)

ام سعيد يا سعدونه

او دختر عصام حميرى و از ادباى زنان اندلس مى‏باشد كه در علم و فضل داراى مقامى عالى‏بود و قوه حافظه كامل داشت.

گويند در باب نعال حضرت رسول‏صلى الله عليه وآله سؤالى از اديبى كردند وچون آن اديب به زيارت آن مشرف نشده و اطلاعى در اين موضوع نداشت در جواب گفت:

سالتم التمثال اذلم اجد للثم نعل المصطفى عن سبيل سعدونه نيز ابيات زير را ضميمه آن شعر كرد:

لعلنى احظى بتقبيله فى جنة الفردوس اسنى مقيل فى ظل طوبى ساكنا آمنا القى باكواب عن السلسبيل وامسح القلب به علمه يسكن ماجاش به من غليل فطا لما استشفى باطلال من يهواه اهل الحب من كل جيل (88)

عايشه دختر عبدالهادى مقدسى (م، 816 ه )

منسوب به صالحيه و حنبلى مذهب و بزرگ محدثان دمشق بود.

وى صحيح بخارى را درمحضر حافظ ابن حجار شنيد. حافظ ابن حجر از وى روايت‏حديث كرد و كتاب‏هاى بسيار نزد وى‏خواند وى در آخر عمر خود تنها به علم حديث پرداخت و در تعليم علوم شيوه‏اى ساده داشت. (89)

آمنه مجلسى

ايشان دختر ملامحمدتقى مجلسى اول و همسر محمد صالح مازندرانى از زنان فاضله و عالمه‏عصر خويش بود و همسر ايشان با وجود آن كه خود صاحب حاشيه بر معالم و در غايت فضل وعلم بود اما در بعضى امور و قواعد الاحكام از ايشان (آمنه‏بيگم) استفسار مى‏كرد. آمنه بيگم ازشعر و ادب نيز بهره داشت و شرحى نيز بر «الفيه‏» و «شواهد» سيوطى دارد. (90)

حميده رويدشتى

او دختر شمس‏الدين محمد رويدشتى اصفهانى و از زنان دانشمند و فاضله بود،به علم رجال‏آشنايى داشت و تعليم تعدادى از زنان را به عهده داشت.

حواشى ايشان بر كتب حديث مثل‏«استبصار» شيخ طوسى و غيره گواهى بر غايت فهم و دقت و اطلاع اين بانوى دانشمند دارد ونشانه تعمق و دقت‏نظر ايشان در علم رجال است.

صاحب «رياض‏العلما» مى‏گويد:

نسخه‏اى از «استبصار» را ديدم كه حواشى بانو حميده تا آخر كتاب بر آن موجود بود و گمان‏مى‏كنم كه حواشى به خط خود وى باشد.

پدر من بسيارى از اوقات مطالب ايشان را در حواشى‏كتب حديث نقل مى‏كرد و آن را مى‏ستود (91).

صاحب «الذريعه‏» درباره ايشان مى‏گويد:

ايشان فاضل و كامل بود و كتابى رجالى به نام «رجال حميده‏» از وى به جاى مانده است.

علماايشان را از جمله مصنفين كتب علم‏رجال شمرده‏اند. (92)

فاطمة‏العكبرى

در «رياض‏العلما» آمده است:

شيخه فاطمه دختر شيخ محمدبن احمدبن عبدالله‏بن حازم العكبرى، فاضله عالمه فقيهه بود وسيد تاج‏الدين محمدبن معيه كه استاد شهيد اول مى‏باشد از وى نقل روايت مى‏كند و شهيد اول‏نيز توسط سيدابن معيه از ايشان نقل حديث مى‏كند و از مشايخ اجازه فاطمة‏العكبرى شيخ‏عبدالصمدبن احمدبن عبدالقادربن ابى‏الجيش بود. (93)

امة‏الواحد

او دختر حسين بن اسماعيل قاضى محاملى (م، 377 ه)، عالم فاضل و فقيه متفقه در مذهب‏شافعى و حافظ قرآن و مسلط به قراءآت سبع بود.

پدرش يك دانشمند سرشناس شافعى بود.

محاملى درس‏هاى رسمى را در خانه تدريس مى‏كرد.

دخترش بيش از همه بخت آن را داشت كه ازپدر و اساتيد ديگر كه در آنجا تدريس مى‏كردند، علم بياموزد.

از اين رو آن دختر يكى از نامى‏ترين‏دانشمندان روزگار خود شد و در كنار ابوعلى‏بن ابى هريره، استاد نامدار شافعى، مفتى مذهب‏شافعى شد. (94)

فاطمه دختر عباس بن ابى‏الفتح (م، 714 ه )

بغدادى از بانوان عالمه و فقيه و زبده زاهدان عصر خود بود.

مدرسه رباطيه بغداد به اومنسوب است.

در تعليم و ربيت‏بانوان بسيار جدى بود و با علماى عصر مباحثه‏ها داشت و باصدرالدين وكيل كه از علماى بزرگ آن عصر بود، در مسايل حيض مباحثه كرد و بر او غالب آمد وگفت كه شما آنچه در اين باره مى‏دانيد فقط علم است ولى من علما و عملا مى‏دانم و چون معاصرابن تيميه بود در مذهب با او مخالف بود.

ابن تيميه خواست او را از منبر پايين بكشد.

گويا شب‏رسول خدا را در خواب ديد كه او را عتاب مى‏كند و مى‏فرمايد:

ترا با فاطمه چه‏كار است كه او زنى صالحه و پرهيزگار مى‏باشد. (95)

ام‏الكرام دختر معتصم بن حماد

از اكابر ادباى اندلس به‏شمار مى‏رود و وقايعى كه ما بين او و ادباى وقت‏به ظهور پيوست‏مشهور مى‏باشد. در عروض و فنون شعرى بسيار مهارت داشت و زنان عرب به وجود وى افتخارمى‏كردند. (96)

ام عبدالوهاب، عايشه باعونى (م، 932 ه )

وى اديب مشهور و برخوردار از علم و عمل و در دانش و فضل و ادب و پارسايى از نوادرروزگار خود بود.

از بزرگان معاصر خويش دانش آموخت و به او اجازه افتاد و تدريس دادند.

وى‏چندين كتاب در ادب و تصوف نوشت.

از وى ديوان شعرى در دارالكتب مصر باقى مانده است.

ازمشهورترين آثار او «الفتح‏المبين فى‏مدح‏الامين‏» مى‏باشد.

قصيده‏اى زيبا كه خود شرح جالبى از آن‏كرده با اصل قصيده در ضمن كتاب خزانة‏الادب حموى چاپ شده است.(97)

بسيارى از اعلام‏دانشمندان از اين زن فاضله كسب دانش كردند و گروه زيادى از طالبان دانش از محضر وى بهره‏عملى گرفتند.

علاوه بر آنچه آورده شد، بسيارى از زنان دانشمند بودند كه شرح حال آن‏ها در منابع تاريخى وترجمه‏ها آمده است.

بعضى از آنان به قدرى مهم بودند كه بسيارى از دانشمندان مرد عميقا خودرا مرهون دانش و راهنمايى آنان
مى‏دانند.

به عنوان نمونه خطيب بغدادى دانشمند برجسته، شاگرد «كريمه‏» دختر احمد مروزى بود.

اوصحيح بخارى را براى خطيب شرح و تفسير كرده است. (98)

همچنين در بيان استادان بى‏شمار «على‏بن عساكر» هشت زن به چشم مى‏خورد(99).

يكى از آن‏هاعين‏الشمس دختر ابوالفرج اصفهانى است كه از زبان او به قلم خود حديث‏ها نگاشت و در«معجم‏» خويش فراهم آورد (100).

ابوحيان به هنگام شمارش استادانش به ويژه از سه بانوى دانشمندبه‏نام‏هاى:

«مونسه‏» دختر ملك كامل، «شاميه‏» دختر حافظ و «زينب‏» دختر عبداللطيف بغدادى‏ياد مى‏كند.

ابوحيان در ليست اساتيد خود از 81 زن نام برده است.(101)

سمعانى، كه درحديث‏شناسى و رجال، سرآمد روزگار خويش است، توانست دراصفهان از چهار زن حديث‏شناس اصفهان اجازه وايت‏حديث‏بگيرد. (102)

اينها نمونه‏هايى است از زنان دانشمند از صدر اسلام، تا اواخر قرن دهم.

مسلم است كه بررسى‏تاريخ هزار و چهارصد ساله اسلام و حتى ذكر اسامى و شرح حال زنان فقيه و حديث‏دان ودانشمند محتاج به تاليف كتب زيادى مى‏باشد و آنچه بيان شد براى نشان دادن ميزان برخوردارى‏و مقام والاى زن مسلمان در تعليم اسلامى است و نشانگر آن است كه هيچگونه مانعى براى‏تحصيل زنان وجود
نداشته است و زن مسلمان مقام و منزلتى را بدست آورده است كه در قرون‏وسطى براى هيچيك از زنان يونانى و مسيحى فراهم نبوده است.

چنانكه بانو اسماء فهمى نويسنده كتاب «مبادى‏التربية الاسلاميه‏» مى‏گويد:

در مقايسه زندگى زن در جامعه اسلامى با نحوه زندگى زن يونانى و مسيحى‏در قرون وسطى به روشنى مى‏توان در يافت كه زن مسلمان در آن روزگار به‏چه پايگاه بلندى از رشد عقلى و روحى و تاثير فعال در زندگى جامعه اسلامى‏دست‏يافته بود.

زيرا در بين دانشمندان يونانى چنانچه آراى اسپرطيين وافلاطون را كنار بگذاريم به‏رغم آن تمدن و پيشرفتى كه در علوم و برنامه‏هاى‏اجتماعى داشتند نسبت‏به زن و حق برابرى او در زندگى اجتماعى با مرد بخل‏ورزيده و اين طبقه را به عنوان كالايى براى كامجويى به‏شمار آورده‏اند.

زن‏مسيحى نيز در آن جهل و بى‏خبرى كه بر اروپاى قرون وسطايى سايه افكنده‏بود با مرد مسيحى شريك بود و اگر چند مورد زنانى را كه سهم قابل ملاحظه‏اى‏در تعليم داشتند در برخى از دانشگاه‏هاى جنوبى اروپا به كار تدريس‏پرداخته‏اند از بقيه جدا كنيم، در دانشگاه‏هاى شمالى براى پذيرش زن هيچگونه‏گذشتى روا نگرديده و محتمل است كه دانشگاه‏هاى جنوبى اروپا تحت تاثير آراو رسوم اسلامى قرار گرفته باشد، زيرا كه پيوند فرهنگى بين دنياى شرق و غرب‏در نقاط جنوبى اروپا شدت داشته است. (103)

زن و رشته‏هاى ديگر علوم درس‏هاى دينى اگر چه بيشتر مورد علاقه زنان بود ولى زنانى هم بودند كه به
رشته‏هاى ديگرعلوم بيشتر تمايل داشتند.

آنان در بسيارى موارد همپايه يا چه بسا فراتر و بهتر از مردان روزگارشان‏در اين راه گام برداشتند.

همسر «فرزدق‏» به قدرى اديب و نكته سنج‏بود كه شوهرش او را به داورى ميان شعر خود ورقيبش «جرير» نشاند.

داورى او در بهترين تعبيرها اين بود:

شعر جرير در شيرينى بر شعر تو چيره آمده است ولى در تلخيش با آن توانباز است (104) .

«زينب‏» و «حميده‏» دختران زياد، شاعرانى توانا بودند و در رشته‏هاى گوناگون، شعرمى‏سرودند، آنان دختران زيبا و با شرم و حيا بودند، عشق به ادبيات آن دو را به همنشينى بادانشمندانى كه پرهيزگار و نيك روش بودند
مى‏كشانيد ولى اين دو هرگز جنسيت‏خود را فراموش‏نمى‏كردند (105) .

مريم دختر ابو يعقوب انصارى شاعر و معلمى خوب در ادبيات بود و انجمن درسى ويژه‏بانوان داير كرد كه براى استفاده از دانش او گردش حلقه مى‏زدند.(106)

«بدانيه‏» كنيز پيش اربابش «ابومطرف عبدالرحمن‏» درس خواند، ولى از او برتر بود و در عروض‏استاد بود «ابو داود سليمان نجاح‏» مى‏گويد كه من دو كتاب كامل و نوادر را پيش اين زن خواندم ودانش عروض را از او آموختم (107).

زنى بنام «حفصه ركونيه‏اى غرناطه‏اى‏» دختر حاج ركونى در نجابت و استعداد زبانزد مردم بود.شعرهايى كه «ياقوت‏» و «ابن خطيب‏» از او باز نويس كرده بسيار لطيف‏اند او در كاخ خليفه «منصورعبدالمؤمن ابن على‏» آموزگار و مربى زنان دربار بود. (108)

«تقيه ام على‏» دختر ابوالفرج غيث‏بن على سلمى ارمنازى همسر حمدون معروف به فاضل‏بابويى زنى با استعداد و شاعرى برجسته بود و در علم و فضل و شعر و فصاحت‏شهرتى به سزاداشت.

وقتى در اسكندريه ملازم خدمت‏حافظ سلفى احمد بود روزى مكتوبى را ديد كه سلفى‏بدين مضمون نوشته است:

در حجره‏اى كه سابق بودم پايم به ميخى برخورد و زخم شد دخترك كوچك مقنعه خود رابپايم بست.

پس تقيه به مجرد ديدن آن مكتوب بالبداهة انشا نمود:

لو وجدت السبيل جدت بخدى عوضا عن خمار تلك الوليده كيف لى ان اقبل اليوم رجلا سلكت دهرها الطريق الحميده قصايد و قطعات فصيح و لطيف وى بسيار است.

او در شوال 579 هجرى در 74 سالگى‏درگذشت (109) خنساء، تماضر دختر عمر (ام عمر) (م، 26 ه ق) از مشاهير شعراى زنان بود و هر دودوره جاهليت و اسلام را درك كرده بود.

او با قبيله خود از بنى‏سليم شرفياب حضور مبارك رسول‏خداصلى الله عليه وآله شدند و به شرف قبول دين مقدس اسلام مفتخر شدند.

به تصديق كسانى كه در فنون‏شعرى خبره هستند، زنى شاعرتر از خنساء پيش از او يا بعد از او نيامده است.

جرير شاعر گويد:

من اشعر شعرا بودم اگر اين زن نبود.

بشار گويد:

«در اشعار هر زنى كه شعر گفته ضعفى ظاهر است مگر خنساء» .

در جنگ قادسيه با چهار پسرش حاضر بود و آنان را با تلاوت آيات قرآن و تذكر بقاى آخرت وفناى دنيا و مانند اينها تحريص به قتال مى‏كرد.

تا آن‏كه هر چهار نفر به شهادت رسيدند، خنساء به‏مجرد شنيدن گفت:

حمد خداى را كه مرا با شهادت فرزندانم معزز گردانيد و اميدوارم كه مرا نيز در آخرت با آنان‏در محل رحمت‏خود، يكجا جمع نمايد. (110)

ديوان خنساء در بيروت چاپ شده است.

او را به جهت زيبايى و شهامتش خنساء گفته‏اند.

برخى از زنان مسلمان به هنر خطاطى و خوشنويسى علاقه‏مند بودند و خط كوفى را نيكومى‏نوشتند و بعضى از آنان از اين راه امرار معاش مى‏كردند.

چنانكه در محله الرباط الشرقى در شهرقرطبه دارالملك اندلسى، 160 كدبانو كه خط كوفى خوب مى‏نوشتند به نسختگرى روزگارمى‏گذراندند (111) .

زنان و درمان بيماران

كارهاى انسانى را در بيشتر جنگ‏هاى اسلام زنان عهده‏دار مى‏شدند، چنانكه در جنگ خيبر،«اميه‏» دختر قيس غفاريه با گروهى از بانوان نزد پيامبر آمدند و از او درخواست كردند به آنان اجازه‏دهد كه با سپاه براى درمان
زخمى‏ها حركت كنند و هر كمكى كه مى‏توانند انجام دهند.

پيامبرصلى الله عليه وآله‏به آنان اجازه داد و بانوان وظايف خود را انجام دادند. (112)

گزارش‏هايى از زنان در دست هست كه بعضى از آن‏ها پزشك ماهرى بودند.

«زينب‏» دختر«بنى‏اود» چشم پزشك كاردان و ماهرى و ميان عرب بسيار مشهور بود.

حمادابن اسحاق از پدرش‏نقل مى‏كند كه مى‏گفت:

پيش زنى از قبيله «بنى‏اود» رفتم تا چشم دردم را درمان كند و او درمان كردو آنگاه گفت: كمى چشمت را فرو بند تا دارو درون آن رود، چشمم را فرو بستم‏و اين شعر را مثال آوردم:

امخترمى ريب المنون و لم ازر طبيب بنى اود على الناى زينبا

آن زن چشم پزشك تبسم كرد و گفت: مى‏دانى اين شعر درباره چه كسى سروده شده است؟ گفتم:نه!

گفت: به خدا درباره من، من همان زينبم كه در شعر است و پزشك قبيله بنى اود. (113)

«ام‏الحسن‏» دختر قاضى «ابوجعفر طنجانى‏» در همه رشته‏هاى علوم آن عصر به ويژه در طب نامداربود. (114)

خواهر «حفيد بن زهر وزير» و دخترش كه در زمان «منصوربن ابى عامر» مى‏زيستند، در پزشكى‏ماهر و زبردست‏بودند و در بيمارى‏هاى زنان تجربه و مهارت خاصى داشتند و اين‏ها پزشكانى‏بودند كه براى درمان بانوان دربار دعوت مى‏شدند. (115)

البته زنان مسلمان در ديگر زمينه‏ها هم نقش بزرگى داشتند و فرهنگشان بدان پايه رسيده بود كه به‏كارهاى سياسى و ادارى نيز مى‏پرداختند.

بنا بر آنچه گذشت معلوم شد، آموزش در ميان زنان مسلمان در طول تاريخ شيوه رايجى بوده‏است.

اشارتهايى هست كه نشانگر برپايى كلاس‏هاى ويژه و جداگانه براى دانشجويان زن است،مثلااحمدبن حنبل كه خانه خود را به يك نهاد آموزشى تبديل كرده بود، در آغاز شب در خانه‏خود براى زنان كلاس جداگانه‏اى داشت.(116)

با يك بررسى گذرا از زندگى‏نامه‏هاى دانشمندان زن به اين نتيجه مى‏رسيم كه بيشتر آنان ازخانواده‏هاى علما و دانشمندان بودند.

معمولا همه زنان اين بخت را نداشتند كه در جلسات درس‏اساتيد بزرگ شركت كنند، ولى براى زنانى كه از بستگان و خويشان استادان و دانشمندان بودند،اين امكان فراهم‏تر بود.

بدين جهت‏بعضى‏ها معتقد شده‏اند كه زن مسلمان سده ميانه، خصوصى درس مى‏خوانده است.در ديباچه ادب المعلمين ابن سحنون مى‏خوانيم:

بارها پدر به دختران خود در خانه درس مى‏دهد، چنانكه «ابن مسكين‏» (م،278 ه) عادت درنشستن به تدريس شاگردان تا نماز عصر داشت و آنگاه دو دختر برادر و نوه‏هايش را فرامى‏خواند و به آنان قرآن و دانش ديگر مى‏آموخت‏».(117)

«اعشى‏» شاعر نامى به دخترش درس مى‏داد تا اينكه زنى دانشمند شد و چنان ذوقى يافت كه‏شعرهاى تازه سروده پدر را به نقد مى‏كشيد. (118)

گاهى مربيان و آموزگاران خصوصى براى آموزش وابستگان و خويشاوندان همسر اميران وثروتمندان گمارده مى‏شدند. (119)

گرچه زنان اجازه شركت در كلاس‏هاى عمومى و خصوصى را داشتند، ولى شمار كسانى كه از آن‏بهره مى‏گرفتند، در مقايسه با مردها بسيار كم بود.

شمار كسانى كه در ميان آنان به عنوان دانشمندشهرت و آوازه به‏دست آوردند چه بسا كمتر بوده است.

دكتر منيرالدين احمد در اين باره مى‏گويد:

در برابر 7799 مرد دانشمندى كه نامشان به وسيله تاريخ بغداد در كتابش‏آمده است.

تنها نام 32 زن دانشمند گنجانده شده است.

ديگر دانشمندان،تاريخ زندگى زنان دانشمند بسيارى ثبت كرده‏اند. (120)

در كنار اينها بايد توجه داشته باشيم كه با توجه به شرايط خاص زنان و مسؤوليت‏هاى آنان درخانواده فرصت آموختن براى آنان، بسيار كوتاه بود.

زن ناچار بود حجاب داشته باشد. و از اختلاطنيز بايد پرهيز مى‏كرد.

علاوه بر اين سفرهاى دور و دراز بر آن‏ها مقدور نبود و سفرهايى كه انجام‏شده، معمولا به شهرهاى مقدس اسلام بود.

و همچنين حضور محارمى از مردان براى همراهى‏ضرورت داشت.

و علاوه بر اين كار عمده زنان آن روزها خانه‏دارى و بچه‏دارى بود و با آن همه‏مشكلاتى كه آن روزها وجود داشت، فرصت درس و بحث و مطالعه را از زن مى‏گرفت، علاوه برهمه اينها بعضى از مورخان نيز از آوردن نام و زندگى‏نامه بانوان دانشمند خوددارى كرده‏اند.

براى‏همين است كه تعداد دانشمندان زن در مقايسه با مردها كم بوده است.

در عين حال امروزه از بركت انقلاب و نظام اسلامى بستر مناسبى براى آموزش زنان چه درزمينه علوم اسلامى و علوم ديگر فراهم آمده است و تعداد محصلان و تحصيل كردگان زنان‏افزايش بسيارى يافته است.



علم آموزى زن از ديدگاه اسلام (http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,15089A34014.html)

جای تاسف داره که بعضیا کور کورانه یا یه سری احادیث مجعولی رو که با عقل و منطق جور در نمیاد باور کنن یا اینکه معنی واقعی اون رو متوجه نمیشن

alamatesoall
06-26-2011, 07:19 PM
من واقعا سر در نمیارم چی سر عقاید آفا پسرا و بابا ها اومده .تو کوچه و خیابون که میری ،دانشگاه که میری یا ...این دخترای جورو واجور رو که میبینی (البته نه همهی دخترا اکثر دخترا رو منظورمه) فکر میکنی چرا آقایونه این خانوما یا پدراشون هیچ توجهی به طرز لباس پوشیدن یا آرایش و... دختراشون یا همسرشون ندارن .آدم شک میکنه نکنه خدای نکرده خدای نکرده آقایون غیرتشونو به باد دادن یا این که نسبت به عزیزشون بی توجه شدن شاید هم دوست دارن با اونها به بقیه پز بدن که ما میتونیم میدونین که منظورم چیه؟ من فکر نمیکنم ناموس تقسیم شدنی باشه که این آقایون ناموسشونو در اختیار چشمای نامحرما میگذارن تازه ذوق هم میکنن. یکی به من بگه چرا تواین عروسی ها با این لباس هایی که خانوما میپوشن و آقیون براشون دیگه فرقی نمیکنه که زنشون یا نامزدشون یا دخترشون با آقای دیگه برقصه یا رژه بره آقا یکی جواب منو بده:169:


و اما واسه اینکه از موضوع اصلی منحرف نشیم میرم سراغ اصل موضوع

عادله جان شما فکر نمیکنی دختری که با همچین پوششی باشه اگه تو یه خانواده معتقد و اصیل رشد میکرد آیا بازم همچین پوششی رو انتخاب میکرد ؟ وقتی پدر و مادرا خودشون مشکل دارن در این زمینه پس چطور میشه انتظار داشت که به بچشون راه درست رو نشون بدن من حتی یه مادری رو میشناسم که یه دختر محجوبی داشت ولی اونقد بهش گفت امل تا دختر بیچاره بر خلاف میل باطنی خودش مجبور شد اون تیپی رو انتخاب کنه که مادره میخواست
تا زمانی که چشم و همچشمی بعضیا رو کور کرده و راه تعقل و فکر کردن رو بسته وضع به همین منوال خواهد بود اگر اسلام به همون زیبایی خودش به مردم معرفی میشد اونوقت میدیدی که مردم چطور با ذوق و شوق به انجام اون حریصن کاش همانطور که خداوند تو قرآن می فرمود هیچ اجباری در دین نبود (لا اکراه فی الدین) اونوقت میشد مسلمونای واقعی رو شناخت دیگه این همه دروغ و کلک حاکم نبود
هیچ کدوم ازین چیزایی که گفتی به ماهواره و اینترنت ربطی نداره ما انسانیم و آزاد آفریده شدیم و خدا قوه اختیار رو واسه انسان قرار داده تا بین خوب و بد مخیر باشه اما اونو مجبور به انجام کارهای خوب نکرده ماهواره و اینترنت هم استفاده درست داره و هم استفاده نادرست پس این ذات آدماس و میزان احساس حضور خداست که ما رو در استفاده درست یا نادرست از اونا مخیر میکنه

(در ضمن اصل اطلاع رسانی رو هم باید در نظر بگیریم که اینجا در موردش نمیشه بحث کرد) انسان ها وقتی مجبور به انجام کاری باشن مطمئن باش که از انجام اون سرباز میزنن یا حداقل اونو مطابق میل خودشون انجام نمیدن و اگر امری مطابق میل کسی انجام نشه مطمئنا درست و قابل انتظار اون کار انجام نمیشه در مورد امر حجاب هم همینه اگر اجبار نبود و عوضش اطلاع رسانی درست انجام میشد دیگه این وضع رو تو جامعه نمیدیدی یا حداقل میزانش کمتر بود
اسلام خیلی قشنگتر از اون چیزیه که از بچگی تو کله هامون فرو کردن ولی ای کاش...

bigbang_theo
06-26-2011, 10:00 PM
شما چه جور حکم دادین جعلی یه کتاب علامه مجلسی حليه المتقين بخرین از کتاب فروشی برسی کنید
اگه اینا جعلی پس چرا علما از کتابا حذفش نمی کنن
اینایی که ذکر کردین دانشمند بودن چی اختراع کردن رساله علمی شون چیه؟ میشه منبع بدید بریم اثار علمی شون رو بخونیم
منظورتون از علم فیزیک و شیمی یا علم حدیث؟
منظورتون از دانشمند فکر کنم همین خانومایی که الان برا خانوما کلاس قران میذارن؟

bigbang_theo
06-26-2011, 10:35 PM
http://fa.wikipedia.org/wiki/فهرست_دانشمندان_مسلمان
الان رفتم سایت ویکی پدیا فهرست دانشمندا ن مسلمان
دانشمندان

ابن بطوطه
ابن خردادبه
ابن خلدون
ابن رشد
ابن سینا
ابن هیثم
ابوریحان بیرونی
ابوعبیدالله عبدالواحد بن محمد جوزجانی
جابر بن حیان
خواجه نصیرالدین طوسی
خوارزمی
خیام
شیخ بهایی(بهاءالدین عاملی)
غیاث الدین جمشید کاشانی
فارابی
قطب‌الدین شیرازی
محمد بن زکریای رازی


اسم یک زن توش نیست
حتی ذکریا رازی خیام هم با اینکه بیخدا بوده تو فهرست مسلمونا گذاشتن
ذکریا رازی انقدر مسلمونا با کتاب زدن تو سرش تا کور شد مخترع الکل داروی ابله سرخک
دانش مندان نامبرده ایرانی هستن یا مصری هیچ کدومشون از عربستان نیستن
ایران و مصر از قدیم مردومشون اهل علم و دانش بودن

دانش در اسلام زمان خلفا عباسی رشد کرد که عقاید فلسفی ازاد تر شد نه زمان صدر اسلام اثار غربی ترجمه شد علم یه چرخشی خورد

bigbang_theo
06-26-2011, 10:45 PM
به آتش کشیدن کتاب خانه های ایران توسط مسلمانان

ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه چنین می نویسد:و علت اینکه ما از اخبار بی خبر مانده ایم،این است قتیبة بن مسلم باهلی،نویسندگان و هیربدان خوارزم را از دم شمشیر گذرانید و آنچه مکتوبات(خوارزمیان)،از کتاب و دفتر داشتند همه را طعمه آتش کرد(سال های 90 هجری) و از وقت خوارزمیان امی و بی سواد مانده اند.جرجی زیدان،ادیب،مورخ و روزنامه نگار لبنانی مسیحی در کتاب تاریخ التمدن الاسلامی (ترجمه علی جواهرکلام) که تا به حال بیش از 30 بار در جهان عرب به چاپ رسیده و در ایران در سال 1335 به عنوان کتاب برگزیده سال انتخاب شده،ده صفحه تمام را به انهدام کتابخانه های ایران توسط سعد بن ابی وقاص که دستور آن را طی فرمانی از سوی خلیفه عمر دریافت داشته بود،می پردازد. جرجی زیدان در این کتاب چنین می نویسد:خود من تا چند سال پیش که کتاب تاریخ "مصر الحدیث" (تاریخ نوین مصر) را نوشتم با نظر آنهاییکه چنین آتش سوزی را بعید میدانند موافق بودم،ولی در سالهای اخیر بر اثر مطالعات بیشتر و دسترسی به منابع زیادتر،نظر طرفداران این انهدام را بر اساس شش دلیل استوار ترجیح دادم.(تاریخ تمدن اسلامی،ترجمه فارسی،ص 434 تا 444)

ابن بطوطه جهانگرد مشهور قرن هفتم هجری در سفرنامه خود موسوم به تحفة الانظار فی غرائب الاسفار،می نویسد:ایرانیان به شیوه ای بودند که به علوم عقلی اهمیت بسیار می دادند و دایره آن علوم در کشور ایشان توسعه یافته بود.زیرا دولت های ایشان در منتهای پهناوری و عظمت بود(...)و چون کشور ایران به دست اعراب فتح شد . کتب بسیار در آن سرزمین یافتند، سعد بن ابی وقاص به عمر بن خطاب نامه ای نوشت تا درباره امر کتب و به غنیمت بردن آنها برای سلمانان کسب اجازه بکند.لیکن عمر به وی نوشت،آنها را در آب فرو افکنید،چه اگر آنها کتب راهنمایی و راستی باشند،خداوند ما را به رهبری هدایت کننده تز از آنها هدایت کرده است.دولتشاه سمرقندی در تذکرة الشعرا،(چای لیدن،30)به یکی دیگر از ماجراهای کتاب سوزی، توسط اعراب،در دوره خلافت عباسیان، می پردازد:

حکایت کنند که امیر عبدالله ابن طاهر به روزگار خلفای عباسی امیر خراسان بود.روزی در نیشابور نشسته بود،شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او نهاد.پرسید که این چه کتابی است؟گفت:این قصه وامق و عذرا است و خوب حکایتی است،که حکما به امر نوشیروان جمع کرده اند.امیر فرمود: ما قرآن خوانیم،به غیر از قرآن و حدیث پیغمبر چیزی نمی خواهیم(...)این کتاب تألیف مغان است و پیش ما مردود است(...)سپس حکم کرد که در قلمرو من هر جا که از تصانیف عجم و مغان کتابی باشد،جمله را بسوزانند.یکی از بزرگ ترین کتابخانه های ایران در شهر "ری" توسط محمود غزنوی در سال 420 هجری،ویران گشت.شاه محمود غزنوی پس از به بار آوردن خسارات فراوان به این شهر کهن و متمدن ایرانی،تمام کتب فلسفی و نجوم آن را به آتش کشید.سپس با غرور و افتخار نامه ای به خلیفه القادر نوشته و می گوید: طایفه بزرگی از بدباطنان را بر دار کشیده است.قزوینی می گوید در ری 114 هزار جلد کتاب وجود داشت که تنها فهرست آن 10 جلد تمام بوده است! نه تنها کتابخانه ی مرو بلکه اکثر کتابخانه های ایران در قرون سوم تا پنجم هجری،در جرگه ی بزرگ ترین کتابخانه های عصر خود به شمار می رفتند.به عنوان مثال کتابخانه ها و مراکز فرهنگی و علمیِ مرو، بلخ و بخارا و نیشابور از مهم ترین و بزرگ ترین کتابخانه های عصر خود بودند.علی میرفطروس پژوهشگر برجسته تاریخ ایران و جهان، در مقاله ای پژوهشی چنین می نویسد:تنها در یکی از 10-12 کتابخانه شهر مرو، هزار جلد کتاب از انواع و اقسام علوم (ریاضیات، طبیعیّات، هندسه، نجوم، ادبیات و ...) وجود داشت بطوریکه «یاقوت حَمَوی» (سیّاح معروف عرب) توانست 200 جلد کتاب از کتابخانه «مرو» به امانت بگیرد ... این در حالی است که در همان زمان (قرن سیزدهم میلادی) بقول «آدام متز»: بزرگترین کتابخانه شهر «بامبرگ» (آلمان)، فقط 96 جلد کتاب داشت.

حاج خلیفه در "کشف الظنون" (تاریخ عصر امپراتوری عثمانی) چنین می نویسد:چون مسلمانان ممالک ایران را گشودند و بر تابهای ایرانیان دست یافتند،سهد وقاص نامه به عمر نوشت و درباره این کتابها از او کسب تکلیف کرد و عمر رضی اله عنه در پاسخ وی نوشت که همه آنها را در آب یا بریز یا سوزان،چه اگر در آنها رستکاری است،خداوند ما را در قرآن به رستگاری بیشتر راهنمایی فرموده است،و اگر در آنها گمراهی است خداوند ما را با کتاب خود از گمراهی رهایی داده است،چنین بود که سعد وقاص این کتابها را در آب انداخت یا بسوزانید و به این طریق،علوم ایرانیان از میان رفت.(نقل از کتاب تاریخ تمدن اسلامی،جرجی زیدان)

bigbang_theo
06-26-2011, 10:50 PM
———————————————— ——————–
ابن بطوطه جهانگرد مشهور قرن هفتم هجری در سفرنامه خود موسوم به تحفة الانظار فی غرائب الاسفار،می نویسد:

ایرانیان به شیوه ای بودند که به علوم عقلی اهمیت بسیار می دادند و دایره آن علوم در کشور ایشان توسعه یافته بود.زیرا دولت های ایشان در منتهای پهناوری و عظمت بود(…)و چون کشور ایران به دست اعراب فتح شد . کتب بسیار در آن سرزمین یافتند، سعد بن ابی وقاص به عمر بن خطاب نامه ای نوشت تا درباره امر کتب و به غنیمت بردن آنها برای سلمانان کسب اجازه بکند.لیکن عمر به وی نوشت،آنها را در آب فرو افکنید،چه اگر آنها کتب راهنمایی و راستی باشند،خداوند ما را به رهبری هدایت کننده تز از آنها هدایت کرده است.
———————————————— ———————
دولتشاه سمرقندی در تذکرة الشعرا،(چای لیدن،۳۰)به یکی دیگر از ماجراهای کتاب سوزی، توسط اعراب،در دوره خلافت عباسیان، می پردازد:
حکایت کنند که امیر عبدالله ابن طاهر به روزگار خلفای عباسی امیر خراسان بود.روزی در نیشابور نشسته بود،شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او نهاد.پرسید که این چه کتابی است؟گفت:این قصه وامق و عذرا است و خوب حکایتی است،که حکما به امر نوشیروان جمع کرده اند.امیر فرمود: ما قرآن خوانیم،به غیر از قرآن و حدیث پیغمبر چیزی نمی خواهیم(…)این کتاب تألیف مغان است و پیش ما مردود است(…)سپس حکم کرد که در قلمرو من هر جا که از تصانیف عجم و مغان کتابی باشد،جمله را بسوزانند.
———————————————— ——–
یکی از بزرگ ترین کتابخانه های ایران در شهر “ری” توسط محمود غزنوی در سال ۴۲۰ هجری،ویران گشت.شاه محمود غزنوی پس از به بار آوردن خسارات فراوان به این شهر کهن و متمدن ایرانی،تمام کتب فلسفی و نجوم آن را به آتش کشید.سپس با غرور و افتخار نامه ای به خلیفه القادر نوشته و می گوید: طایفه بزرگی از بدباطنان را بر دار کشیده است.
قزوینی می گوید در ری ۱۱۴ هزار جلد کتاب وجود داشت که تنها فهرست آن ۱۰ جلد تمام بوده است! نه تنها کتابخانه ی مرو بلکه اکثر کتابخانه های ایران در قرون سوم تا پنجم هجری،در جرگه ی بزرگ ترین کتابخانه های عصر خود به شمار می رفتند.به عنوان مثال کتابخانه ها و مراکز فرهنگی و علمیِ مرو، بلخ و بخارا و نیشابور از مهم ترین و بزرگ ترین کتابخانه های عصر خود بودند.علی میرفطروس پژوهشگر برجسته تاریخ ایران و جهان، در مقاله ای پژوهشی چنین می نویسد:تنها در یکی از ۱۰-۱۲ کتابخانه شهر مرو، هزار جلد کتاب از انواع و اقسام علوم (ریاضیات، طبیعیّات، هندسه، نجوم، ادبیات و …) وجود داشت بطوریکه «یاقوت حَمَوی» (سیّاح معروف عرب) توانست ۲۰۰ جلد کتاب از کتابخانه «مرو» به امانت بگیرد … این در حالی است که در همان زمان (قرن سیزدهم میلادی) بقول «آدام متز»: بزرگترین کتابخانه شهر «بامبرگ» (آلمان)، فقط ۹۶ جلد کتاب داشت.

bigbang_theo
06-26-2011, 11:17 PM
در مدتی که حکومت در دست اعراب اموی بود تقریباً هیچ توجه جدی به علم نشد. اعراب تازه مسلمانان اشتغال به علم را کار موالی و بندگان میدانستند و از آن ننگ داشتند. این روند ادامه داشت تا عباسیان با کمک ایرانیان به خلافت رسیدند. ابن خلدون مورخ بزرگ دنیای اسلام در مورد تاثیر ایرانیان مینویسد:

از امور غريب يكی اينست كه حاملان علم در اسلام غالباً از عجم بودند خواه در علوم شرعي و خواه در علوم عقلی و اگر در ميان علما مردی در نسبت عربی بود در زبان و جای تربيت و پرورش از عجم شمرده ميشد و اين از آن روی بود كه در ميان ملّت اسلام در آغاز امر علم و صنعتی بنا به مقتضای سادگی و بداوت آن وجود نداشت و احكام شريعت و اوامر و نواهي خداوند را رجال بسينه ها نقل ميكردند و مأخذ آنرا از كتاب و سنّت بنحوی كه از صاحب شرع و اصحاب او گرفته بودند ميشناختند. دراين هنگام تنها قوم مسلمان عرب كه از امر تعليم و تأليف و تدوين اطلاعی نداشت و حاجتی آنان را بدين كار برنمی انگيخت و درتمام مدت صحابه و تابعين وضع به همين منوال بود... و ما قبلاً گفته ايم كه فنون نتيجه حضارت است و عرب دورترين مردم از آنند پس علوم خاص نواحی متمدن گشت و عرب از آن دور ماند و متمدنين اين عهد همه عجم و يا از كسانی بودند كه در معنی از آن دسته شمرده ميشدند يعني موالی و اهل شهرهايی كه در تمدن و صنايع و حِرَف پيرو عجمان بودند زيرا ايشان بر اثر رسوخ تمدن در ميان خود از هنگام دولت پارسيان برای اينكار بهتر و صالح تر بوده اند

تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی. ص:34. به نقل از: مقدمهء ابن خلدون چاپ مصر ص 543 – 544.

دوره شکوفایی و پیشرفت علمی در میان مسلمانان

مهمترین حرکتی که در دوره عباسی شکل میگیرد و مبنای تمام پیشرفتهای علمی میشود حرکتی است که از آن با فرنام "نهضت ترجمه" یاد میشود. نهضت ترجمه حرکتی با پشتیبانی حکومتی برای ترجمه آثار کتبی نویسندگان باستانی یونانی، هندی، ایرانی و غیره به زبان عربی بود. رواياتی ضعيف شروع ترجمه كتب علمی و فلسفی را به اواخر خلافت اموی نسبت ميدهد، اما پژوهشگران اين روايات را جعلی ميدانند.[4]شروع ترجمه را به ماجرايی در مورد بيماری منصور خليفه عباسی نسبت ميدهند. منصور به بيماری معده دچار ميشود و پزشكان كه در دربار او بودند نميتوانند او را درمان كنند به همين خاطر جورجيس بن بختيشوع كه رياست بيمارستان جندشاپور را بر عهده داشته، را احضار ميكند. جورجيس منصور را معالجه ميكند و منصور او را نزد خود نگاه ميدارد و جورجيس شروع به ترجمه كتابهايی در زمينه طب ميكند.

تاريخ علوم عقلی در تمدن اسلامی. ص: 39. به نقل از: الفهرست. ابن نديم. چاپ مصر. ص:412.


اين علم دوستی در زمينه‌های ديگر نيز ادامه يافت.

نهضت ترجمه تا دوران هارون الرشيد به همين روال ادامه يافت. تا اين دوران ديگر خلفا بر اثر مجالست با پزشكانی که با فلسفه و علوم نیز آشنا بودند، به علم علاقه‌مند شدند و ديگر اگر به شهر جديدی دست ميافتند كتابخانه‌ها را نمی‌سوزاندند بلكه به حمل و نقل آنها به عربی دستور می‌دادند. چنانكه هارون در جنگهای خود در روم كتابهای كتابخانه‌ها را به بغداد برد و طبيب خود يوحنا بن ماسويه را به ترجمه‌ی آنها مامور كرد

همان. ص:41. به نقل از: طبقات الاطباء. ج1 ص:175.

دكتر ذبيح الله صفا می‌نويسد: نفوذ ايرانيان در دستگاه حكومت اسلامی چند نتيجه داشت و از آنجمله است: 1- رسوخ تمدن و عادات و رسوم و تشكيلات اداری و اجتماعی ايرانيان در تمدن اسلامی 2- انحصار مقامات عاليه به ايرانيان 3- ايجاد نهضت بزرگ علمی و اجتماعی كه منجر به تشكيل تمدن بزرگ اسلامی گرديد.

تاريخ ادبيات در ايران.ذبیح الله صفا. تهران. انتشارات فردوس. چ دوازدهم:1378. ج1 ص:25



ترجمه كتابها در تمدن اسلامی با طب و نجوم شروع شد. بر اثر نفوذ مذهب معتزله و نياز معتزليان به بحث و استدلال توجه به ترجمه كتابهای فلسفه و منطق نيز آغاز شد. اما مطلبی كه بايد به آن توجه كرد اين است كه مترجمان و پديدآورندگان واقعی علوم از ستاره‌پرستان حران و يا از مسيحيان آرامی و ايرانی و يا از زرتشتيان و هندوان بودند و غالب آنان هم دين اصلی خود را مدتی در خاندان خويش نگاه ميداشتند و مدتها از قبول اسلام خودداری كردند و اصولا مسلمين تا مدتی چنانكه بايد اقبالی به علوم نداشتند و حتی مخالفت با علوم عقلی را مدتها به عنوان پيروی از دين و مبارزه با الحاد و مذاهب تعطيل به شكل يك سنت موروث نگاه داشته و غالباً دانشمندان خاصه فلاسفه را به كفر و زندقه متهم كرده‌اند


تاريخ علوم عقلی در تمدن اسلامی. ص:125.

bigbang_theo
06-26-2011, 11:27 PM
دوره انحطاط و پسرفت علمی در میان مسلمانان

اما به هر روی دوره ای که در بخش پیش راجع به آن سخن گفتیم طول عمری داشت و به پایان رسید. دوره انحطاط علم با از بین رفتن همان شرایط دیدگاه بدیل شروع میشود. برای نمونه پس از حمله سلجوقیان و غزنویان قدرت و اقتدار عباسیان تضعیف میشود و در نتیجه امنیت و ثبات برای مدتی از میان میرود. همین دوره با طرح بیش از پیش آراء اهل سنت و حدیث و در نتیجه رواج تعصبات دینی همزمان است. تسلط سلجوقیان و غزنویان بیشترین تاثیر را در مورد انحطاط علم در ایران دارد.

اما علت اصلی انحطاط علم احتمالاً مخالفت اهل دین با علم و تکفیر دانشمندان و فلاسفه است. در یک کلام میتوان گفت دیدگاه غزالی در میان مسلمانان پیروز شد و حتی تلاش فلاسفه ای مانند ابن رشد در ستیز با آن موثر واقع نشد و در میان مسلمانان دین خویی بر خردگرایی پیروز شد، حال آنکه در اروپا اتفاق دقیقاً برعکسی در شرف رخ دادن بود. اهل دین که همیشه افکار عمومی را در دست خود دارند، شروع به تحریک مردم بر ضد دانشمندان و فلاسفه کردند. با مطالعه تاریخ و اشعار به جای مانده از آن دوران می توان فضای ضد علم آن زمان را تصور کرد. شاعرانی مانند سنایی، خاقانی، فرغانی و جامی اشعار زیادی در تکفیر فلاسفه و دانشمندان دارند

نک: تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی. ص:137و138. و تاریخ ادبیات در ایران. ج3 بخش اول ص:233. و ج4 ص:95 و 96



در این دوران هر کس که به علوم توجه داشت را زندیق و ملحد میدانستند. چنان فضایی بود که برخی از دانشمندان از اینکه عمری در پی علم و فلسفه بودند اظهار پشیمانی و توبه میکردند. مثلا در مورد حسن بن محمد بن نجاء الاربلی که فیلسوفی شیعی و مردی مشهور در علوم عقلی بود، آورده اند که آخرین سخن او در بستر احتضار این بود که: "صدق الله العظیم و کذب ابن سینا" و روایتی نظیر این را هم در باب ابوالمعالی جوینی استاد غزالی نسبت به اشتغال وی به علم کلام گفته اند
تاریخ ادبیات در ایران. ج2 ص:275.


مردم نیز تحت تاثیر کلام رهبران مذهبی خود، نقش زیادی در این ماجرا داشتند، چنانکه آورده اند: مردم اندلس هر کس که به فلسفه و نجوم اشتغال داشت را زندیق می خواندند و اگر از وی شبهه و لغزشی دیده شود قبل از اینکه به درگاه سلطان برسد او را سنگسار می کردند یا می سوزاندند

تاریخ دانشگاههای بزرگ اسلامی. عبدالرحیم غنیمه. مترجم: نورالله کسائی. تهران. انتشارات دانشگاه تهران. چاپ سوم: تابستان 1377. ص:224. به نقل از: ابوالعباس احمد القمری. نفح الطیب. قاهره. چاپ المطبعه الازهریه. 1302 ه.ق . ج1 ص:102.


خلیفه یعقوب موحدی همه آثار علمی ابن رشد غیر از کتابهای طبی، ریاضی و فقه و هیئت را سوزاند و او را تبعید کرد. این خلیفه با مشورت فقیهان فرمانی صادر و آشکارا فلاسفه را رد کرد و مردم را از خواندن کتابهای فلسفی بر حذر داشت و دست زدن به این رشته را بر همگان حرام کرد


تاریخ دانشگاهای بزرگ اسلامی. ص:224. به نقل از: الفلسفه الاسلامیه فی المغرب. مجد غلاب. ص: 64 و 66.

bigbang_theo
06-26-2011, 11:44 PM
اتحاد خلفا و فقها و تحریک مردم به طور کلی آزادی و امنیت را از بین میبرد. جدیت این همکاری حکام در همراهیشان با فقها تا حدی بود که حاضر بودند اطرافیان خود را نیز به همین منظور به قتل برسانند. پسر وزير مهدی (خليفه عباسی) به فرمان خود مهدی کشته شد:" چون زندقه و كفر پسر وزير در ذهن مهدى استوار شد وى را نزد خود خواست، و قدرى از قرآن كريم از وى پرسش كرد، ولى پسر وزير نتوانست جواب بگويد،[...] مهدى نيز به يكى از حاضرين فرمان داد پسر وزير را بكشد، آنگاه گردنش زده شد"

تاريخ فخرى، محمد بن على بن طباطبا معروف به ابن طقطقى(م 709)، ترجمه محمد وحيد گلپايگانى، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، چ دوم،1360ش. ص:250- 249.


شيخ شهاب الدين سهروردی، ملقب به شيخ اشراق و شيخ مقتول در سهرورد زنجان به سال 549 متولد شد. ويژگی جالب اين فيلسوف اين است كه مانند رازی علاقه زيادی به ايران باستان داشته است و آراء خود را از آيين زرتشت و حكمت ايران باستان اخذ كرده است. يكی از كسانی‌ كه پيرامون اين موضوع به پژوهش پرداخته، هانری كربن است
نك به: روابط حكمت اشراق و فلسفه ايران باستان. هانری كربن. ترجمه: ع- روح بخشان. اساطير.تهران. چ اول:1382.


او در تاريخ فلسفه اسلامی مينويسد: سهروردی سعی در احيای خرد وحكمت ايران قديم داشت و احياء كننده اصول فلسفی عقايد حكيمان ايران در مورد منشاء نور و ظلمت است.
ص:254.

چون سهروردی از طرفی فيلسوف بود و از طرفی سعی در احيای حكمت مجوسان داشت، فقيهان و علمای دين كينه او را در دل داشتند. به همين خاطر مجلس مناظره‌ای ترتيب دادند: لذا او را به مناظره ديگری در مسجد بزرگ حلب فرا خواندند. در اين جلسه، رئيس فقيهان او را مخاطب ساخته پرسيد: " آيا خداوند قادر است پس از حضرت محمد (ص) پيامبر ديگری بيافريند؟". سهروردی به پاسخ گفت: " البته ، چه قدرتِ خدا مطلق است، و آنچه مطلق است حّد نميپذيرد." فقيهان جواب سهروردی را به انكار خاتميت تفسير كرده آن را سند كفر وی ‌ساختند. سند مذكور را به امضاء رسانيدند، و به حضور صلاح الدين ايوبی فرستادند، و او بيدرنگ فرمان قتل سهروردی و سوزانيدن آثار او را صادر كرد.
"مقدمه" هياكل النورِ سهروردی . ص:10-18. به خامه محمد علی ابوريان. چاپ مصر. 1968. نقل شده از:تاريخ فلسفه در ايران و جهان اسلامی. ص:359.

مورچه‌خوار
06-27-2011, 01:02 AM
رو سری به زور تو سری:39:

عنوان تایپیک خیلی با نمک کار به این ندارم حجاب خوب یا بد
نوشته چی سر اعتقاد اقایون اومده که می ذارن دختراشون...........
مگه خود خانوما نمی تون برا خودشون تصمیم بگیرن؟ زن هم انسان اگه مرد تو کلش مغز داره زن هم داره خودش میتونه برا خودش تصمیم بگیره
تو فرهنگ ما جا افتاده یه زنجزو املاک یه مرد مثل خونه ماشین فرهنگمون مرد سالار
حق طلاق بامرد
فرض کنیم یه خانوم شوهرش فوت کنه قانون بچه این زن رو میده به پدر شوهرش
زن بودن تو این جامعه خیلی سخته

donya88
06-27-2011, 01:52 AM
نظرات جالب بود . به نظر من هم فرهنگ پو شش داره عوض میشه یا شده و این دیگه بحثی و چرایی توش نیست . فقط یک نکته اینجا برام باقی می مونه که چرا خیلیا می گن : زنان بی حجاب مردان را از راه به در میکنن. البته منظورم فقط شخص شما نیستید دوست عزیز من بارها و بارها اینو از دیگران هم شنیدم . و در زندگی یکی از نزدیکانم دیدم . به نظرم مرد هم ادمه و به حکم انسان بودنش میتونه فکر کنه . انتخاب کنه و کنترل کنه و ..... همچنان که زن این گونه عمل می کنه . اینم قبول دارم که هر کسی میتونه ازادانه در مورد پوشش عمل کنه منتها یه مسئله ای هست و.اون اینه که باید قوانینی برای این پوشش باشه همانطور که همه جا هست و البته سختی و سستی داره . مثلا کشورهای غیر مسلمان برای پوشش قانون خاصی ندارن اما نمی تونی عریان هم ظاهر بشی چون خود مردم دیوانه می پندارنت .و یه چیزایی هست که بین مردم خودشون عرفه اونجا اینطوره . تو ایران هم شدت قوانین داریم چون یه کشور مسلمونه . و این موضوع سالهاست که دغدغه ی ذهنی جوانها شده و به نظرم راه حلی براش نیست جز فرهنگ سازی نه با بگیر و ببند و ازار .
مردها هم غیرتشونو از دست ندادن چون اونا هم فرهنگشون داره عوض میشه و با دیدی دیگه نگاه می کنن .
اما ازینا که بگذریم دختران و زنان شرقی به خصوص ما ایرانیها بسیار و بسیار از لوازم ارایشی استفاده می کنیم با اینکه از نظر زیبایی هم چیزی کم نداریم که بازم این یه فرهنگ تو ما ایرانیاس و درست نمیشه مگر با فرهنگ سازی .
اینا تموم اون چیزایی بود که به نظرم اومد و بیان کردم امیدوارم هیچ عزیزی توهین به نظر خودش قلمداد نکنه چون فقط یه ایده بود
موفق باشید

bigbang_theo
06-27-2011, 10:12 AM
اصل اینه که شاید تو این وضعیت که میگی حجاب یه کم سخت باشه ولی از خیلی گرماهای دیگه نجاتت میده.... اون وقت این گرمای تابستون رو با جون و دل میخری....:72:

تجاوز به نوجوان 17 ساله و اسيد پاشي به صورت الميرا! دو قرباني جنسي
مشروح مطلب :
در چند روز گذشته دو واقعه خشونت بار و رقت انگيز ديگر در کشور جمهوري اسلامي ايران رخ داد. برخلاف اظهارنظر بسياري از مسئولين جمهوري اسلامي که عنوان مي نمودند حجاب، عامل اصلي تجاوز به عنف است، اين بار پسر 17 ساله اي به طرز فجيعي مورد آزار و اذيت و تجاوز سه نفر قرار مي گيرد، حال در اين مورد چه بهانه اي مي وان داشت؟ آيا مردها هم مي بايست از اين پس حجاب داشته باشند؟

ماجرا از اين قرار بود که: هفته گذشته جوان 17 ساله با حضور در اداره آگاهي شهريار از 2 جوان آزارگر شکايت کرد و به پليس گفت: چند روز پيش در منطقه پل فرديس کرج منتظر تاکسي بودم که خودرويي مقابلم توقف کرد. در همين موقع با مشاهده راننده که پسر همسايه‌مان بود، سوار خودرو شدم. دقايقي بعد از حرکت راننده، او مرا به 2 مرد مسافر که از دوستانش بودند، معرفي کرد اما پس از طي مسافتي راننده پس از گفت‌وگوي تلفني با فردي خود را بشدت عصباني نشان داد و ادعا کرد پدرش بيمار شده و بايد به بيمارستان شهر برود. شاکي با اشاره به ربوده شدن خود از سوي 2 مسافر ـ دوستان راننده ـ گفت: راننده پس از آن از من خداحافظي کرد و با سوار شدن به يک خودروي عبوري از محل دور شد و يکي از دوستانش رانندگي خودرو را به عهده گرفت تا مرا به مقصد برساند. وي افزود: در ميانه راه، مرد جوان به بهانه اين که ترافيک است، تغيير مسير داد و به درخواست‌هاي من براي متوقف کردن خودرو توجهي نکرد و با سرعت به سمت بيابان‌هاي شهر رفت. شاکي ادامه داد: در همين موقع همدست راننده با چاقويي که در اختيار داشت، مرا تهديد به مرگ کرد. با توقف خودرو هر دو نفر مرا مورد آزار و اذيت قرار دادند و از من فيلم تهيه کردند. متهمان پس از آن در مقابل يک ساختمان نيمه‌کاره مرا از خودرو بيرون انداختند و متواري شدند. آنها چند روز بعد نيز در تماس تلفني از من خواستند چند ميليون تومان به يک شماره حساب واريز کنم، در غير اين صورت فيلم تهيه شده را در شهر پخش مي‌کنند.(تابناک) در اين ارتباط پرونده اي از سوي اين جوان 17 ساله تشکيل مي گردد ولي هنوز متجاوزين دستگير نشده اند، گويا پليس و دستگاه قضايي منتظر آن هستند که اين موضوع نيز در مطبوعات انعکاس گسترده يابد تا براي دستگيري مجرمين دست به کار شوند، هر چند مجازات اينگونه افراد با بي توجهي به نيازهاي واقعي نوجوانان و جوانان دردي دوا نخواهد کرد. اما در ماه گذشته، قرار بود چشم اسيدپاشي توسط دستگاه قضايي کور شود، اخبار مربوط به صدور اين حکم و مجازاتي که براي اين جرم در نظر گرفته شد، اين اميد را به مسئوليني که مجازات را تنها عامل براي رهايي از ارتکاب جرم مي دانند، مي داد تا ديگر شاهد ارتکاب جرم اسيدپاشي نباشيم. اما باز در جند روز گذشته فاجعه اي ديگر رخ داد: موضوع از اين قرار بود که: شامگاه چهارشنبه يکم تيرماه امسال ساکنان محله‌اي در سه‌راه جمهوري با فريادهاي «سوختم، سوختم» دختر جواني از خانه‌هايشان بيرون ريختند و اين در حالي بود که جوان موتورسوار با سرعت زياد صحنه جرم را ترک کرد و گريخت.همه ديدند که دختر 21 ساله به اطراف مي‌دود و با دست و صورتي سوخته کمک مي‌خواهد، وقتي چند زن و مرد به سمت وي دويدند و با ريختن آب روي آثار سوختگي به کنترل درد وي پرداختند، پليس و اورژانس نيز در جريان اين اسيدپاشي قرار گرفتند. ماموران کلانتري 129 جامي که اطلاع يافته بودند دختر جوان به بيمارستان سوانح سوختگي شهيد مطهري انتقال يافته با دستور بازپرس شاهنگيان از شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران به تحقيقات ميداني دست زدند. قرباني اين اسيدپاشي دختري به نام «الميرا» است که فروشنده پوشاک بوده و شب حادثه با تعطيلي محل کارش در حال رفتن به خانه‌ بوده که ناگهان هدف حمله اسيدپاشي قرار گرفته است. خانواده الميرا در تحقيقات پليسي و قضايي گفتند که دخترشان يک خواستگار سمج دارد اما مشخص نيست اسيدپاشي کار وي بوده باشد. بدين ترتيب، ماموران خود را به بالاي سر الميرا در بيمارستان رساندند و در حالي که وي از ناحيه چشم، گوش، گردن و دست چپ بشدت سوخته بود به تحقيق از اين دختر غمگين پرداختند. الميرا که بغض بشدت گلويش را مي‌فشرد، گفت: «من و پسري به نام «بشير» هر دو فروشنده پوشاک بوديم تا اينکه او به من ابراز علاقه کرد و من از همان ابتدا نپذيرفتم. دوبار هم به صورت غيررسمي از خانواه‌ام خواستگاري‌ کرد که باز قبول نکرديم و اصلا باور نمي‌کردم اين پسر دست به اسيدپاشي بزند».
وي افزود: شب بود و با تعطيلي فروشگاه من راه افتادم تا به خانه‌مان بروم، «بشير» در تعقيب من بود، خودش به تنهايي سوار موتوسيکلتي شده بود و از من مي‌خواست با او ازدواج کنم، خيلي اذيت ‌شدم.يک لحظه که به سمت وي برگشتم و با ناراحتي خواستم دست از سرم بردارد ناگهان ظرفي از زير لباسش بيرون آورد و مايعي را روي صورتم ريخت. با احساس سوزش در سر و صورتم فهميدم به صورتم اسيد پاشيده است. بشير فرار کرد و من با فرياد از همسايه‌ها کمک خواستم». (تابناک)
اينگونه جنايات و فجايع در حالي رخ مي دهد که رئيس دستگاه قضا صرفا شدت بخشيدن در اجراي احکام شرعي را توصيه مي کند و حال از پليس خواسته است که با همکاري نيرو هاي امنيتي، با اينگونه جرايم مقابله کنند. باز هم عقيده دارم تا زماني که وضعيت اقتصادي شهروندان ايراني، مشکلات کار، روابط جنسي و دغذغه هاي آينده آنها، مسکن و تفريحاتشان رو به وخامت رود و توجهي به آنها نگردد، مطمئنا باز هم در اينده شاهد اينگونه حوادث خواهيم بود. محمد مصطفايي وکيل دادگستري

adeleh 2
06-27-2011, 02:48 PM
پس چرا یوزارسف حجاب نداشت مگه زیبا و جذاب نبود دخترا دستشون رو با چاقو بریدن انقدر زیبا بود که زلیخا بیخیال شوهرش شد؟
چرا برده ها می تونن بی حجاب باشن مگه همه برده ها زشتن؟

ببین منظورم این نیست که هر کسی که زیباست باید اون طوری لباس بپوشه که حتی صورتش معلوم نشه دخترای زیبا که تقصیر خودشون نبوده که زیبا شدن. کسی که صورتی زیبا داره میتونه حجابی داشته باشه که کامل باشه مثلا موهاشو رنگ نکنه بیرون بندازه متوجه ای . صورت زیبا با روسری که کاملا موهارو بپوشونه این که بد نیست گناه هم نیست.اما درباره یوزارسیف یا مردای زیبا باید بگم دخترا بیشتر جذب خصوصیات خوب مردا میشن مثل قدرت شهامت مردانگی عرضه داشتنو...... البته زیبایی هم نقش داره اما مردا بیشتر جذب زیبایی زن میشن. اول زیبایی زن به جشمشون میاد این که گفتم زن به خاطر جذابیت بیشترش خودشو از چشم نا محرم بپوشونه به خاطر اینه که اکثریت دخترا جذابن زیبان و...راحت میتونن یه مردو به خودشون جذب کنن اما مردا نه

adeleh 2
06-27-2011, 02:55 PM
و اما واسه اینکه از موضوع اصلی منحرف نشیم میرم سراغ اصل موضوع

عادله جان شما فکر نمیکنی دختری که با همچین پوششی باشه اگه تو یه خانواده معتقد و اصیل رشد میکرد آیا بازم همچین پوششی رو انتخاب میکرد ؟ وقتی پدر و مادرا خودشون مشکل دارن در این زمینه پس چطور میشه انتظار داشت که به بچشون راه درست رو نشون بدن من حتی یه مادری رو میشناسم که یه دختر محجوبی داشت ولی اونقد بهش گفت امل تا دختر بیچاره بر خلاف میل باطنی خودش مجبور شد اون تیپی رو انتخاب کنه که مادره میخواست
تا زمانی که چشم و همچشمی بعضیا رو کور کرده و راه تعقل و فکر کردن رو بسته وضع به همین منوال خواهد بود اگر اسلام به همون زیبایی خودش به مردم معرفی میشد اونوقت میدیدی که مردم چطور با ذوق و شوق به انجام اون حریصن کاش همانطور که خداوند تو قرآن می فرمود هیچ اجباری در دین نبود (لا اکراه فی الدین) اونوقت میشد مسلمونای واقعی رو شناخت دیگه این همه دروغ و کلک حاکم نبود
هیچ کدوم ازین چیزایی که گفتی به ماهواره و اینترنت ربطی نداره ما انسانیم و آزاد آفریده شدیم و خدا قوه اختیار رو واسه انسان قرار داده تا بین خوب و بد مخیر باشه اما اونو مجبور به انجام کارهای خوب نکرده ماهواره و اینترنت هم استفاده درست داره و هم استفاده نادرست پس این ذات آدماس و میزان احساس حضور خداست که ما رو در استفاده درست یا نادرست از اونا مخیر میکنه

(در ضمن اصل اطلاع رسانی رو هم باید در نظر بگیریم که اینجا در موردش نمیشه بحث کرد) انسان ها وقتی مجبور به انجام کاری باشن مطمئن باش که از انجام اون سرباز میزنن یا حداقل اونو مطابق میل خودشون انجام نمیدن و اگر امری مطابق میل کسی انجام نشه مطمئنا درست و قابل انتظار اون کار انجام نمیشه در مورد امر حجاب هم همینه اگر اجبار نبود و عوضش اطلاع رسانی درست انجام میشد دیگه این وضع رو تو جامعه نمیدیدی یا حداقل میزانش کمتر بود
اسلام خیلی قشنگتر از اون چیزیه که از بچگی تو کله هامون فرو کردن ولی ای کاش...




منم با شما موافقم اما نقش ماهواره رو نمیشه نادیده گرفت به نظرم ماهواره یه رسانه ایه که استفاده کردن ازش بیشتر ضرر داره تا سود . هر یک از اعضای خانواده با هر سنی در کنار هم میشینن و هر برنامه ای و میببنن . دیدن هر چیزی کنار پدر و مادر یا پدر و مادر کنار بچه هاشون قبح خیلی از کارای زشتو میندازه . دیدن هر فیلمی توضمیر نا خود آگاه ما تاثیر میگذاره که بدون این که متوجه بشیم خیلی کارا برامون عادی به نظر میاد. به خاطر اینه که حالا جوونا میگن چه اشکالی داره این طوری لباس پوشیدن تقصیر ندارن دیدن هر لباس پوشیدنی برامون عادی شده

bigbang_theo
06-27-2011, 05:10 PM
ببین منظورم این نیست که هر کسی که زیباست باید اون طوری لباس بپوشه که حتی صورتش معلوم نشه دخترای زیبا که تقصیر خودشون نبوده که زیبا شدن. کسی که صورتی زیبا داره میتونه حجابی داشته باشه که کامل باشه مثلا موهاشو رنگ نکنه بیرون بندازه متوجه ای . صورت زیبا با روسری که کاملا موهارو بپوشونه این که بد نیست گناه هم نیست.اما درباره یوزارسیف یا مردای زیبا باید بگم دخترا بیشتر جذب خصوصیات خوب مردا میشن مثل قدرت شهامت مردانگی عرضه داشتنو...... البته زیبایی هم نقش داره اما مردا بیشتر جذب زیبایی زن میشن. اول زیبایی زن به جشمشون میاد این که گفتم زن به خاطر جذابیت بیشترش خودشو از چشم نا محرم بپوشونه به خاطر اینه که اکثریت دخترا جذابن زیبان و...راحت میتونن یه مردو به خودشون جذب کنن اما مردا نه

شما گفتین دخترا چون زیبا هستن باید حجاب داشته باشن منم گفتم تو داستان یوسف ایشون زیبا بود خواستین در موردش تحقیق کنید
گفته شده یوسف به قدری زیبا بوده که دخترا وقتی داشتن میدیدنش از حال رفتن دستشونو با چاقو بریدن
چرا ایشون حجاب نداشت؟

نمی دونم چرا فکر می کنین همه مردا فقط براشون زیبایی مهم مرد هم از زن باشعور با معرفت خوشش میاد

اگه دخترا از زیبایی خوششون نمیاد چرا پوستر بازیگرا مرد زیبا و جذاب رو می خرند؟ پوستر محمد رضا گلزار حسام نواب صفوی

فرض کنیم مردا تنها معارشون زیبایی و زنها اصلا به زیبایی توجهی ندارن

چرا برده ها تو اسلام میتونن بی حجاب باشن ؟
درضمن ما نفهمیدینم برده فروشی چرا حلال ولی بی حجابی حرام؟
مگه حرام وحلال همون خوبی و بدی نیست؟

bigbang_theo
06-27-2011, 05:28 PM
منم با شما موافقم اما نقش ماهواره رو نمیشه نادیده گرفت به نظرم ماهواره یه رسانه ایه که استفاده کردن ازش بیشتر ضرر داره تا سود . هر یک از اعضای خانواده با هر سنی در کنار هم میشینن و هر برنامه ای و میببنن . دیدن هر چیزی کنار پدر و مادر یا پدر و مادر کنار بچه هاشون قبح خیلی از کارای زشتو میندازه . دیدن هر فیلمی توضمیر نا خود آگاه ما تاثیر میگذاره که بدون این که متوجه بشیم خیلی کارا برامون عادی به نظر میاد. به خاطر اینه که حالا جوونا میگن چه اشکالی داره این طوری لباس پوشیدن تقصیر ندارن دیدن هر لباس پوشیدنی برامون عادی شده

به نظرم اینکه چه کاری بد چه کاری خوبه باید براش دلیل پیدا کرد و برسیش کرد چه بدیهایی داره و چه حسن هایی داره
اینکه سنت جامعه بگه یه چی بد دلیل نمیشه بد باشه
ادم باید پیش خودش فکر کنه چی خوبه چی بد ما از نسل گذشته خودمون خیلی بیشتر می فهمیم اجداد ما یه نفر تو شهر کتاب می خوند بقیه هم ازش پیروی می کردن
یه زمین لرزه می اومد میگفتن خدا غضب کرده ولی الان به لطف علم دلیل شو می دونیم در کل یه نفر از گذشتگان خودمون رو اگه بیاریم تو این زمان علم و فرهنگ امروز رو ببینه شوکه میشه
پدر من عقایدش با پدر بزرگش فرق داره من با پدرم عقیدم فرق داره شکاف بین نسل به حدی من بردار کو چیک خودم رو کاراشو در ک نمی کنم

الان شما هر مساله ای رو بخوای بدونی هزاران مقاله براش و جود داره الان جونا همه تحصیل کرده هستن نیازی ندارن پرنسیب های اخلاقی گذشته رو تکرار کنن
چه خوشمون بیاد چه نه مدرنیته سنت رو عوض می کنه
صد در صد تاثیر گذار فرض کن میشینه یه فیلم رو نگاه میکنه
میبینه تو فیلم شخصیتا فیلم انواع تفریح ها رو دارن چیزایی که ما همیشه حسرت شو داشتیم کسی هم کاری به کارشون نداره برا خودشون میرن پارتی کنسرت کنار دریا مراسم رقص تو زندگی خودشو که نگاه میکنه میبینه همه چی بو غم میده
پیش خودش میگه ما چیمون کمتر اینا بود
اخر سر هم میرن سمت اعتیاد تا چیزی حالیشون نشه تو امار اعتیاد رتبه نخست جهان هستیم

رقص یه هنر ولی حرام
موسیقی هنر ولی حرام
شطرنج یه بازی فکری ولی حرام
پاسور حرام
شراب حرام
باید هر کدومش 1000 سال طول بکشه تا حلال بشه

alamatesoall
06-27-2011, 07:32 PM
به نظرم اینکه چه کاری بد چه کاری خوبه باید براش دلیل پیدا کرد و برسیش کرد چه بدیهایی داره و چه حسن هایی داره
اینکه سنت جامعه بگه یه چی بد دلیل نمیشه بد باشه
ادم باید پیش خودش فکر کنه چی خوبه چی بد ما از نسل گذشته خودمون خیلی بیشتر می فهمیم اجداد ما یه نفر تو شهر کتاب می خوند بقیه هم ازش پیروی می کردن
یه زمین لرزه می اومد میگفتن خدا غضب کرده ولی الان به لطف علم دلیل شو می دونیم در کل یه نفر از گذشتگان خودمون رو اگه بیاریم تو این زمان علم و فرهنگ امروز رو ببینه شوکه میشه
پدر من عقایدش با پدر بزرگش فرق داره من با پدرم عقیدم فرق داره شکاف بین نسل به حدی من بردار کو چیک خودم رو کاراشو در ک نمی کنم

الان شما هر مساله ای رو بخوای بدونی هزاران مقاله براش و جود داره الان جونا همه تحصیل کرده هستن نیازی ندارن پرنسیب های اخلاقی گذشته رو تکرار کنن
چه خوشمون بیاد چه نه مدرنیته سنت رو عوض می کنه
صد در صد تاثیر گذار فرض کن میشینه یه فیلم رو نگاه میکنه
میبینه تو فیلم شخصیتا فیلم انواع تفریح ها رو دارن چیزایی که ما همیشه حسرت شو داشتیم کسی هم کاری به کارشون نداره برا خودشون میرن پارتی کنسرت کنار دریا مراسم رقص تو زندگی خودشو که نگاه میکنه میبینه همه چی بو غم میده
پیش خودش میگه ما چیمون کمتر اینا بود
اخر سر هم میرن سمت اعتیاد تا چیزی حالیشون نشه تو امار اعتیاد رتبه نخست جهان هستیم

رقص یه هنر ولی حرام
موسیقی هنر ولی حرام
شطرنج یه بازی فکری ولی حرام
پاسور حرام
شراب حرام
باید هر کدومش 1000 سال طول بکشه تا حلال بشه

خدا هیچ اجباری رو در دین اسلام قرار نداده فقط یه سری مرزها رو مشخص کرده اینکه ما شراب بخوریم یا نخوریم نفع و ضررش واسه خودمونه نه خداوند .
وقتی اسلام طلا رو واسه مرد حرام کرده دلیلش رو علم امروزه تونست ثابت کنه که استعمال اون چه خطراتی رو واسه مرد داره که در نتیجه اون استحکام خانواده رو تحت تاثیر قرار میده
ما امروز شاهد خیلی از مسائلی هستیم که چندین هزار سال پیش اسلام به اونها توصیه کرده یا انجام اونها رو منع کرده و حالا از نظر علمی ضرر و زیانشون داره واسه همه آشکار میشه ما به خاطر عمر محدودمون نمیتونیم کارهایی رو انجام بدیم که اسلام ما رو از انجام اونها منع کرده چون در این صورت این ما هستیم که ضرر میکنیم نه اشخاص دیگه
منم مثل شما کاملا با این موضوع موافقم که نباید چیزی رو کورکورانه قبول کرد و حتما باید دنبال سند و مدرک علمی واسه اون باشیم اصلا خود اسلام هم تقلید کورکورانه رو قبول نداره و گفته که همواره باید به تحقیق و تفحص راجع به مسائل پرداخت
لطفا یه سری به این لینکی که واستون قرار میدم بزنید تا اصل موضوع دستون بیاد
نماز و تبادل انرژی (http://pnu-club.com/pnu.thread55455.html)

مورچه‌خوار
06-28-2011, 12:17 AM
خدا هیچ اجباری رو در دین اسلام قرار نداده فقط یه سری مرزها رو مشخص کرده اینکه ما شراب بخوریم یا نخوریم نفع و ضررش واسه خودمونه نه خداوند .

طباطبايي، الميزان، جلد 2 ، صفحه 99 تا 100
قرآن فرمان جهاد ابتدايي داده است. اگر کسي دعوت اسلام را نپذيرفت، مي توان به زور او را مسلمان کرد. اسلام عين انسانيت است و اگر انسان کردن انسانها موقوف بر تحميل باشد،: "تحميل مي کنيم و هيچ اشکالي ندارد. .. هر چند جنگ و کشتار باشد بالاخره همه بايد به قانون عمل کنند، حال يا بطوع و رغبت خود، و يا به اکراه. علاوه بر اينکه مسأله ي اکراه و اجبار نسبت به قوانين ديني در بيش از يک نسل اتفاق نمي افتد، چون اصولاً هميشه کره ي زمين محل زندگي يک نسل است، و اين يک نسل است که ممکن است افرادي سرکش و ياغي داشته باشد و تعليم و تربيت ديني نسلهاي آتيه و بعدي را اصلاح مي کند، و او را با دين فطري بار مي آورد و قهراً همه ي افراد بطوع و رغبت خود به سوي دين توحيد رو مي آورند، و خلاصه در نسلهاي بعد ديگر اکراهي اتفاق نمي افتد


تفسير الميزان - جلد 18 - صفحه 420:
و جمله ((تقاتلونهم او يسلمون)) جمله اى است استينافى كه تنويع را مى رساند، مى فرمايد: يا اين است كه با ايشان نبرد مى كنيد و يا اينكه مسلمان مى شوند، شق سوم كه جزيه گرفتن باشد در آنان نيست؛ چون مشرک اند، و جزيه از مشرک قبول نمى شود و حكم - جزيه مخصوص اهل كتاب است. مشرک يا بايد مسلمان شود و يا جنگ كند.

اگه برا خودمونه پس اتش جهنم هم اگه شراب بخوریم برا خودمون خوبه


فواید شراب قرمز – بهبود سلامت شما

اگر شما نوشیدن مشروبات الکلی و سپس شما قطعا باید در مورد نوشیدن شراب قرمز فکر می کنم. مزایای بهداشتی بسیاری از نوشیدن شراب قرمز وجود دارد.. تجربه ای بسیار لذت بخش و نوشیدنی خواهد بود گزینه منطقی برای شما. اجازه بدهید به ما یک نگاه دقیق در فواید شراب قرمز. دانشمندان به شدت معتقدند که کلیدی است برای بهره مندی از سلامت شراب قرمز است آنتی اکسیدان ها در آن حاضر. اینها نیز به عنوان فلاونوئیدها شناخته شده. کار فلاونوئیدها نسبت به کاهش لیپوپروتئین های کم چگال LDL یا تولید. LDL است نیز به عنوان 'بد کلسترول شناخته می شود. شراب قرمز نیز نقش زیادی در افزایش تولید HDL یا لیپوپروتئین با چگالی بالا یا 'خوب کلسترول در بدن. اثرات توام کاهش LDL و افزایش HDL در کمک زیادی در جلوگیری از لخته شدن خون و افزایش چربی در مشخصات کلی.
شراب قرمز است همچنین یک منبع سرشار از فیتوکمیکال. این ترکیبات فعال بیولوژیکی یافت شده در گیاهان. پلی فنول ها فیتوکمیکال های موجود در شراب قرمز.
کاتچین و پلی فنول رسوراترول آنها دو عمده موجود در شراب قرمز. هر دو این پلی فنل ها ، آنتی اکسیدان هستند. آنتی اکسیدان ها در کاهش آسیب اکسیداتیو در بدن کمک کند. این نوع از آسیب رادیکال های اکسیژن آزاد داخل بدن ایجاد می شود است. حمله رادیکال های آزاد مولکول ها از طریق گرفتن الکترون و پس از آن تبدیل ساختارهای شیمیایی.
برخی از محققان نیز ادعا می کنند که نوشیدن شراب را ترویج سلامت قلب و عروق و تسهیل رشد تماس عادی و پیری سالم به علت حضور رسوراترول موجود در آن. پلی دیگر, کاتچین نقش مهمی در به حداقل رساندن خطر ابتلا به بیماری های قلبی. Saponin یکی دیگر از آنتی اکسیدان های موجود در شراب قرمز است. این آنتی اکسیدان نیز فراهم می کند حفاظت مطلوب به قلب. این است که به راحتی توسط بدن جذب می شود.
اما, فواید نوشیدن شراب قرمز می کند تا تنها منافع قلبی عروقی را محدود نمی کند. بسیاری از مطالعات و تحقیقات ثابت کرد که حاضر رسوراترول موجود در شراب قرمز می تواند از کاهش رشد تومورهای سرطانی را تسهیل. این آنتی اکسیدان نیز شامل خواص که ممکن است مفید باشد در تشکیل سلول های عصبی است و می تواند کمک در درمان برخی از بیماری های عصبی مانند آلزایمر و پارکینسون.
با منافع بسیاری از سلامت نوشیدن شراب قرمز, افراد ممکن است عشق را به افراط در نوشیدن بیش از حد. اما, این مهم است که بدانید که نوشیدن در اعتدال تنها ارائه مزایای فوق به سلامت. بیش از حد از شراب قرمز ممکن است اثرات سوء بر بدن دارند. شما ممکن است از شرایط سلامت مانند چاقی رنج می برند, فشار خون بالا, آریتمی قلبی, کلسترول و سکته مغزی با نوشیدن بیش از حد شراب قرمز. از این رو, شما باید بیش از مصرف شراب قرمز مقاومت در برابر.
مصرف متوسط از شراب قرمز به شما اجازه لذت بردن از تمام خواص درمانی آن را به سمت ارائه منع استعمال مشروبات الکلی. مصرف متوسط به معنای 01:59 لیوان در روز برای مردان و یک لیوان در روز برای زنان. کن, اگر شما فکر می کنم که شما می توانید از نوشیدن شراب قرمز به مدت یک هفته خودداری و پس از آن مصرف مقدار مناسب از آن را در طول تعطیلات آخر هفته. شما کاملا اشتباه است. این ناسالم است.
شراب قرمز. این سالم. آیا بیش از آن نمی کنند ،. فقط مصرف متوسط خواهد شگفتی های کار برای سلامتی شما.

مورچه‌خوار
06-28-2011, 12:26 AM
تحقیقات بسیاری پیرامون فواید نوشیدن شراب انجام شده است در ذیل مروری بر این فواید به همراه منابع آن آمده است:

1. اثرات ضدپیری
2. بهبود کار ریه
3. کاهش انسداد شریان قلب
4. کاهش حمله قلبی در مردان دارای مشکل فشارخون بالا
5. کاهش سرطان تخمدان

The Health Benefits of Wine

Cheers to Your Health

When word got out about the health benefits of wine, most wine drinkers stopped swirling for a long minute and took notice.
It was the mid 90s when story of the "French Paradox" poured from all media sources, and wine drinkers across the world swirled and sipped and rejoiced.
In case you missed it, baffled researchers launched a study of French folk, trying to determine why people with diets so high in cheese fats were not suffering from more heart attacks.
The findings? It's their moderate and steady intake of wine. Long after the discovery that the French were absurdly beating health odds, tons of research in support of wine drinking for good health continued to surface.
First, there were scores of positive studies related solely to the healing powers of resveratrol, an antioxidant found in red grape skins and therefore in red wine. However, now they're finding just as many benefits from white wines.
As a matter of fact, winemakers worldwide are even altering their production processes in order to boost the health benefits in white wine. All kinds of new findings still frequently bombard the media today.
Check out some of the most recent studies that boast the health benefits of wine:
Overall Health Benefits:
• Anti-aging effects in red grape skins (Harvard Medical School in Boston, 2004)
Lung Health Benefits:
• Improved lung function from antioxidants in white wine (American Thoracic Society, 2002)
Heart Health Benefits:
• Coronary heart disease reduced (University of California, Davis, 1995)

• Healthier blood vessels in elderly (University of Ferrara in Italy, 2004)
Ulcer Prevention:
• Ulcer-causing bacteria reduced (American Journal of Gastroenterology, 2003)
Cancer Prevention:
• Cancer cells killed by protein in red grape skins (University of Virginia Health System, 2004)
Stroke Prevention:
• Arteries kept clean by polyphenols in red grape skins (William Harvey Research Institute, 2002)
Women’s Health Benefits:
• Decreased ovarian cancer risk (The Queensland Institute of Medical Research in Australia, 2004)

• Stronger bones (Twin Research and Genetic Epidemiology Unit, St. Thomas’ Hospital in London, 2004)

• Lower risk of stroke (Centers for Disease Control and Prevention, 2001)
Men’s Health Benefits:
• Lower risk of heart attack for men with high blood pressure (Worcester Medical Center in Massachusetts, 2004)
So “What’s the catch?” you ask. Well, the catch is simple moderation. Most of these studies promote drinking in moderation in order to achieve the blissful health benefits of wine drinking.
And what’s moderation? Well, moderation is defined as a glass or two each day, and no, you can’t save them up all week and drink all of them on the weekend.
In fact, too much wine per day or per week can lead to negative health effects in many cases and rather than prevent disease, you’ll actually up your odds of acquiring such diseases.
Isn’t it great when you discover that something you enjoy could actually lead to better health? I guess this must be how vegetable lovers feel about eating.
In any case, now you can sip your favorite glass of wine with ease and even fervor tonight. After all, the health benefits of wine speak for themselves.

مورچه‌خوار
06-28-2011, 12:47 AM
موسيقي و سلامت











معمولا وقتي انسان به موسيقي مورد علاقه خود گوش مي دهد احساس لذت مي كند و حالت مطبوعي به او دست مي دهد كه اين وضع در مورد بيماران رواني نيز صدق مي كند. گوش كردن به موسيقي ملايمي كه دوست داريم به اعصابمان آرامش مي بخشد. فايده ديگر موسيقي در زمينه درمان تاثير آن در شخصيت بيمار رواني ، اجتماعي كردن آنان است . بيماران رواني كه معمولان از حيث روابط اجتماعي و مردم داري ، افراد ناتواني هستند به وسيله آوازهاي جمعي از انزوا بيرون مي آيند و دست كم بطور موقت اجتماعي مي شوند. به وسيله موسيقي مي توان بيماران را به هنگام درمان هاي دشوار و حتي عمل هاي جراحي تا حدودي از خود و رنج خود غافل ساخت . يكي ديگر از فوايد موسيقي درماني پديد آوردن احساس آسودگي و آرامش در بيمار است . از اين گذشته به بيماران ياري مي كند كه زمان را به خوشي بگذرانند و كمتر خسته شوند. همچنين اين كار براي شل كردن عضلات و كسب آرامش و نشاط مفيد است . موسيقي لذت تلقين پذيري انسان را تخفيف مي دهد، در حواس و آستانه آنها تاثير و واكنش هاي عضلاني را تقويت مي كند. روانپزشكان كه براي آرامش بخشيدن به اضطراب هاي هيجاني شديد از موسيقي به جاي دارو و آرامبخش استفاده مي كنند و
در اين زمينه موفقيت هايي كسب كرده اند، معتقدند كه موسيقي با بنيادي ترين سطح احساسات ما تماس پيدا مي كند. ترديد نبايد داشت كه موسيقي در پوسين هاي بدني و فيزيولوژيك سخت موثر است . پژوهشگران به اين نتيجه رسيده اند كه موسيقي ميزان سوخت و ساز بدن را بالا مي برد، انرژي ماهيچه ها را مي افزايد، حركات تنفسي را تند مي كند و نظم آن را مختل مي سازد و نيز در فشار خون و ترشحات داخلي بدن تاثير مي گذارد. تحقيقات بسياري نشان مي دهد كه بين احساس لذت و استراحت اندام هاي بدن و نيز بين خستگي و احساس درد رابطه بسيار نزديكي وجود دارد. از اين رو در هنگام استراحت نبايد به موسيقي ناآشنا و نامطبوع گوش دهيم . نغمه هاي دلنشين موسيقي تماس مستقيمي با دستگاه عصبي خودكار دارد. در آزمايشگاه هاي روانشناسي در سال هاي اخير آزمايش هاي دقيقي در مورد تاثير موسيقي در كار افراد به عمل آمده است . بطور كلي آنان به اين نتيجه مي رسند كه موسيقي از ملال خاطر مي كاهد و موجب مي شود كه خستگي ديرتر عارض افرادي كه سرگرم كار هستند، بشود.
توصيه هاي ساده و سودمند
افكار خود را در زيبايي آواي موسيقي رها سازيد بهتر است غم هاي خود را در قالب موسيقي بيان كنيد.
به موسيقي هاي آرام فاقد تحرك زياد گوش فرا دهيد.
دقايقي را به خود اختصاص دهيد و كاري كنيد كه به شما احساس آرامش دهد. (گوش دادن به موسيقي آرام )
در پراضطراب ترين لحظات زندگي تان به موسيقي مورد علاقه خود گوش دهيد.
در خانه موسيقي آرام بگذاريد تا محيطي آرامبخش را به وجود آوريد. با گوش دادن به موسيقي آرام ، خود را در فضا و زمان ديگري ميهمان كنيد.
هنگامي كه احساس ناراحتي مي كنيد به موسيقي آرام بدون كلام گوش دهيد.
در كنسرت موسيقي خواننده مورد علاقه خود شركت كنيد.




روزنامه اعتماد، شماره 1231 به تاريخ 16/7/85، صفحه 5 (گفتني)

saeeddinamit
07-04-2011, 03:26 AM
سلام متاسفانه مثل خیلی چیزهای دیگه در کشور ما قبل از فرهنگسازی و ریشه یابی برخی عناصر وارداتی بی مهابا تنها به مصرف و عرضه توجه میشه که این خصوصیت جوامع در حال توسعه است و اگر کمی مسایل رو عقلایی تجزیه و تحلیل کنید و نگاهی به گذشته جامعه بندازید متوجه خواهید شد که در هر برهه از تاریخ وقتی جامعه ای بخواد شتابزده مرحله ای از رشد رو در هر زمینه ای بگذراند بسیاری از اندوخته ها و ارزشهای ملی و میهنی رو از بین خواهد برد و در این مرحله از تکامل اگر آموزش و دلسوزی عناصر آگاه و نخبه و فرهیخته وارد عمل نشود فاجعه ای مثل امروز ما رخ خواهد داد . دوست عزیز متاسفانه نابودی ارزشهای ایران تنها منحصر به حجاب و مسایل جنسی نیست و اگر دقت کنید در هر بخشی از فرهنگ ما دگرگونی از نوع منفی و رو به زوال شکل گرفته که نتیجه یاد گرفتن راه رفتن کبکه که حالا راه رفتن خودمون هم یادمان رفته .