بالا
 دانلود نمونه سوالات کارشناسی ارشد پیام نور با پاسخنامه

 دانلود نمونه سوالات فراگیر پیام نور

 فروشگاه پایان نامه و مقاله


خروجی آر اس اس

MAHDAVI.IR

شعر غم انگیز

دادن امتیاز به پست
دو چشم خسته اش از اشک تر بود
ز روي دفترم چون ديده بر داشت
غمي روي نگاهش رنگ مي باخت
حديثي تلخ در آن يك نظر داشت
مرا حيران از اين نازكدلي كرد
مگر اين نغمه ها در او اثر داشت ؟

چرا دل را به خاكستر نشانيد؟
اگر از سوز پنهانش خبر داشت
نخستين بار خود آمد به سويم
كه شوقي در دل و شوري به سر داشت
سپردم دل به دست او چو ديدم
كه غير از دلبري چندين هنر داشت
دل زيباپرست من ز معشوق
تمناي نگاهي مختصر داشت
نگاهش آسماني بود و افسوس
كه در سينه دلي بيدادگر داشت!
پر پروانه اي را سوخت اين شمع
كه جانان را ز جان محبوب تر داشت
به پايش شاعري افتاد و جان داد
كه آفاق هنر را زير پر داشت
نمي داند دل پر درد شاعر
چه آتش ها به جان زين رهگذر داشت
ولي داند : « فريدون » تاج سر بود
اگر غير از محبت سيم وزر داشت!

مرا گويد مخوان شعر غم انگيز
كه حسرت عقده گردد در گلويم!
خدا را ، با كه گويم كاين ستمگر
غمم را هم نمي خواهد بگويم
برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته ها
دسته بندی نشده

نظرات

  1. زمستانه آواتار ها
    slm shere ghamgineta didam goftam ta bekhay beri donbale shere adamak hey hat
    va3t goza6tam
    آدمک آخرِ دنیاست! بخند
    آدمک مرگ همینجاست، بخند
    آن خدایی که بزرگش خواندی
    به خدا مثل تو تنهاست، بخند
    دستخطی که تو را عاشق کرد
    شوخی کاغذی ماست، بخند
    فکر کن درد تو ارزشمند است
    فکر کن گریه چه زیباست، بخند
    صبحِ فردا به شبت نیست که نیست
    تازه انگار که فرداست، بخند
    راستی آنچه به یادت دادیم
    پر زدن نیست که درجاست، بخند
    آدمک نغمۀ آغاز مخوان
    به خدا آخر دنیاست، بخند
    (فریدون مشیری
  2. MAHDAVI.IR آواتار ها
    مرسی
  3. sunyboy آواتار ها
  4. زمستانه آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط MAHDAVI.IR
    مرسی
    قابل نداشت.