PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده می باشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمی کنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دموکراسی دیجیتال



Y@SiN
01-07-2011, 02:15 PM
۱ـ پیدایش جامعه شبکه ای
انقلابی که در فناوری اطلاعات ازدهه ۱۹۷۰ در آمریکا پا گرفت، انگاره تازه ای را به دنبال داشت که به سرعت بر همه عرصه های نظری سایه انداخت. ایجاد نخستین شبکه های اطلاع رسانی در کالیفرنیاسرانجام به تکوین جامعه شبکه ای در جهان انجامیده است که از خصوصیات مهم آن فعالشدن جنبش هایی بوده است که هویت های حذف شده یا به حاشیه رانده شده ای را می جویند،در این فرآیند کالاهای فرهنگی به جای کالاهای مادی اهمیت یافته اند و دفاع از منزلتانسانی و کنش فرهنگی در برابر منطق دیوان سالاری و بازار حتی تا حدودی به جایمبارزه های طبقاتی نشسته است. به این ترتیب، انقلابی به مراتب موثرتر از انقلابصنعتی قرن هجده شکل گرفته و بر اقتصاد، جامعه و فرهنگ عمیقاً تاثیر نهاده است. «ویژگی بارز انقلاب تکنولوژیک کنونی، نه محوریت دانش و اطلاعات بلکه کاربرد ایندانش و اطلاعات و انتقال آنها در یک چرخه بازخورد فزاینده میان نوآوری و کاربردهاینوآوری است.»
انگاره جدید ویژگی هایی دارد: نخست این که ماده خام آن اطلاعاتاست، دوم این که همه فرآیندهای حیات فردی و جمعی را فرا می گیرد سوم این که معطوفبه نظام ها یا مجموعه های روابط شبکه ساز است که ریخت شناسی آن توام با پیچیدگیفزاینده تعامل و اندر کنش است. چهارم این که انعطاف پذیری دارد و فرآیندهای آن نهتنها برگشت پذیر هستند، بلکه سازمان ها و نهادها را نیز به اتکای آنها می توان باآرایش مجدد اجزای آنها اصلاح کرد و حتی به طور اساسی تغییر داد، پنجم این کهفناوری های خاص درون یک نظام بسیار منسجم همگرایی دارند.
جامعه شبکه ای با تحولبزرگی در عرصه ارتباطات نیز همراه بوده است. ارتباطات (مکتوب، شفاهی و دیداری ـشنیداری) در جامعه شبکه ای با هم و به صورت یک پارچه عمل می کنند، در شاهراه هایاطلاعاتی یک پارچگی بالقوه متن، تصویر و صدا در یک نظام از چندین نقطه و در زماندلخواه ـ زمان واقعی یا با تاخیر ـ و در شبکه ای جهانی و آزاد و قابلدسترس بایکدیگر تعامل دارند و همین ویژگی سبب شده است که ماهیت ارتباطات دچار دگرگونی هایبنیادی شود.
در جامعه شبکه ای، مخاطبان و مصرف کنندگان اطلاعات صرفاً گیرندگانمنفعل پیام نیستند بلکه کنش گرانی به حساب می آیند که ارتباط متقابل برقرارمی کنند. از این رو، شاید رسانه های نوین را دیگر نتوان به مفهوم سنتی کلمه،رسانه های همگانی دانست که پیام های محدودی را برای انبوهی از مخاطبان متجانس پخشمی کنند. در واقع، به دلیل تعدد پیام ها و منابع انتشار آنها، مخاطبان از قدرتانتخاب بیشتری برخوردار شده اند، به این سبب در فرآیند جهانی شدن و در دهکده جهانی،می توان این واقعیت را نیز پذیرفت که هرکس می تواند کلبه هایی فراخور حال هر منطقهو محل داشته باشد. به عبارتی دیگر، جامعه شبکه ای خانه الکترونی و فردگرایی راتقویت کرده است، از محیط امن خانه، فرد با سراسر جهان ارتباط برقرارمی کند.
«انقلاب دیجیتالی، تحولات بنیادینی را در زندگی اجتماعی و اقتصادی بهوجود آورده است، آن هم با سرعتی نزدیک به سرعت نور، ۳۸ سال برای رادیو و ۱۳ سالبرای تلویزیون طول کشید تا این رسانه ها در دسترس ۵۰ میلیون نفر قرار گیرند، اماهمین تعداد از انسان ها فقط ظرف ۴ سال اینترنت را به خدمت گرفتند. اینترنت امروزهبیش از هر وسیله ارتباطی دیگری که بشر اختراع کرده است، متقاضی دارد، اما از یادنبریم که در حال حاضر فاصله دیجیتالی بزرگی در جهان به چشم می خورد. در ایالاتمتحده آمریکا، بیش از کل بقیه جهان کامپیوتر وجود دارد، تعداد تلفن در توکیو بهاندازه کل آفریقاست. این شکاف دیجیتال را می توان و باید پر کرد.» سرمایه ای که درانقلاب دیجیتال ارزش روزافزون پیدا می کند، «سرمایه فکری » است و محصول اصلی آن که «اطلاعات» است تفاوت های اساسی با کالاهای تمام شدنی دارد. به طور کلی، در جهاندیجیتال همه کارکردهای سرمایه ای و عوامل موثر از بدترین تا بهترین، ازنخبه ای ترین تا مردمی ترین گردهم آمدند. در ابرمتنی بزرگ، گذشته، حال و آینده بهصورت بین اذهانی جلوه می کنند و زمینه تعامل را فراهم می آورند. محیط فرهنگینمادین، یعنی فرهنگ مجازی واقعی شکل گرفته است که در آن واقعیت کاملاً در نمادها ومجازها غرق می شود.

Y@SiN
01-07-2011, 02:15 PM
۲ـ پیامدهای جامعه اطلاعاتی
تحولات فن شناختی کهسامان دهنده این عصر بوده اند، البته مانند هر تحول عظیم دیگر در عرصه فناوری وصنعت، نویددهنده فصلی تازه از آزادی و گشایش امکان های حیاتی تازه رویاروی انسانعصر جدیدند، اما با این همه، هر دوران الگوهای خاص خود را نیز در باز تولید واستمرار عدم برابری و فقدان فرصت مساوی برای همگان به همراه آورده است. تجربه زندگیهمه ما حاوی خاطره اندیشه هایی است که تحت عنوان «مارکسیسم» نابرابری غیرانسانیجامعه سرمایه داری را هدف گرفته بودند. قطع نظر از صدق و عدم صدق آن آموزه ها، جایهیچ تردیدی نیست که نابرابری گران بار نظام سرمایه داری لیبرال، از اواخر قرننوزده به این سو، شرایط پذیرش جهانی آن آموزه ها را فراهم ساخته بود. پیدایشموقعیت های عینی و ذهنی جدید که اساساً امکان بقای «فضاهای بسته» و «بسته بودنفضاها» را تضعیف می کرد، چشم اندازهای گفت وگوی جدیدی را در عرصه های بین المللی وملی می گشود. پدیده «جامعه اطلاعاتی» برآمده از این موقعیت جدید است. به این ترتیبمی توان گفت جامعه اطلاعاتی به لحاظ ویژگی های متفاوت فناوری اقتصادی، شغلی، مکانیو فرهنگی مورد ارزیابی مفهومی قرار گرفته است. تفسیرهای فن شناختی آن که تا حدودیبر نزدیکی و هم سویی ارتباطات راه دور و رایانه ای متمرکز است، نوعی جبرگراییفن شناختی و ساده سازی فرآیندهای تغییرات اجتماعی را مدنظر دارد. ظهور «اقتصاداطلاعات»، «تغییرات شغلی» و «فشردگی فضا، مکان و زمان» اساساً کمیت و کیفیت زندگیرا در عصر ما دگرگون کرده اند.
از مهم ترین آثار پیدایش جامعه اطلاعاتی،شکل گیری نوع خاصی از دموکراسی است که دوره های پیش از آن مسبوق به سابقه ای چنیننیست. این دموکراسی که اکنون اصطلاحاً «دموکراسی دیجیتالی» نام گرفته است، در حیطهتاثیرگذاری شبکه ای انواع دیگر دموکراسی را نیز تحت تاثیر قرار داده است. مجموعهگسترده ای از اندیشه های جدید بر این باورند که تحولات اخیر در فناوری اطلاعات وارتباطات از این توانش برخوردارند که راه جهش های عظیم را در عرصه سیاست دموکراتیکهموار کنند.
در حال حاضر، مفهوم دموکراسی دیجیتال می تواند به طیف نسبتاً وسیعیاز کاربست های فناورانه و از جمله «پارلمان های مردمی» تلویزیونی و یا «هیات هایمنصفه شهروندان» اطلاق شود که از طریق پست الکترونی به گروه های مباحثه الکترونی وباجه های اطلاعات دسترسی دارند.
در این جا مسئله نخست این است که یک «دموکراسینیرومند» که بر استفاده گسترده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی مبتنیاست، احتمالاً چه شکلی خواهد داشت. دموکراسی نیرومند تعریف جدیدی از دموکراسی استکه بر تفاوت خود نسبت به دموکراسی های لیبرال و نمایندگی تاکید دارد. دوم این که،تاثیرهای احتمالی وضعیت اقتصادی و سیاسی بر آن «دموکراسی دیجیتالی» که ما در عمل بهآن دست می یابیم، چیست. سوم این که، تجارب جهانی در خصوص تاثیرهای کنونی فناوری هایاطلاعاتی و ارتباطی بر شیوه عمل دموکراتیک فارغ از ادعاها و بیم و امیدهای رایج چهبوده است. چهارم این که، چه موانعی بر سر راه تحقق «دموکراسی دیجیتالی» وجود داشتهو دارد؟
برای پاسخگویی به این پرسش ها مناسب است که به ویژگی های اساسیرسانه های دوطرفه که برای توسعه نوع تازه ای از دموکراسی توانایی دارند، اشارهکنیم:

Y@SiN
01-07-2011, 02:16 PM
دو طرفه بودن: کاربران می توانند با انبوه کاربراندیگر براساس دوطرفه بودن ارتباط ها تماس و ارتباط برقرار کنند. شبکه جهانی، مرزهایدولت ـ ملت ها مانعی بر سر راه ارتباطات برقرار نمی کنند.
آزادی بیان: کاربرانمی توانند عقایدشان را ابراز کنند و در این مورد سانسور دولتی محدود شدهاست.
آزادی ایجاد انجمن ها: کاربران شبکه می توانند به جامعه ها و تشکیلاتیمجازی بپیوندند که منافع مشترکی را پیگیری می کنند. تولید و انتشار اطلاعات: کاربران شبکه ها می توانند اطلاعات تولید کنند و در اطلاعات سهیم شوند. این اطلاعاتمشمول بررسی و یا تایید و تصدق رسمی نیستند.
به چالش کشیدن دستاوردهای حرفه ای ورسمی: اطلاعات دولتی و حرفه ای را می توان به چالش کشید.
تضعیف نقش هویت دولت ـملت ها: کاربران می توانند هویت های جهانی و محلی اختیار کنند.
از آنجا کهدموکراسی فقط رای دادن و یا تدارک اطلاعات عمومی بهتر برای شهروندان نیست، لذا همهپرسی های الکترونی و باجه های اطلاعات عمومی نیز شرط کافی برای تایید موجودیتدموکراسی دیجیتال نیستند. حق تعیین سرنوشت، مشارکت، خودمختاری و اظهارنظر است کههسته اصلی دموکراسی را می سازند. از این رو، دموکراسی یک فرهنگ سیاسی است که طیفبسیار وسیعی از ساخت ها را برای «خودافزایی» و بیان جمعی متقابل، شاملمی شود.

Y@SiN
01-07-2011, 02:16 PM
ادامه پست قبل


برای آن که شکل پیشرفته ای از دموکراسی دیجیتالی پدیدار شود، می توان آنرا به صورت قالبی در نظر گرفت که خود جمع کننده عناصر اساسی نهفته در صورت بندی هایدموکراسی مشارکتی و صورت بندی های دموکراسی نمایندگی است. مفهوم «خودمختاریدموکراتیک» در بسط دادن این نوع استدلال، کارساز است. در این صورت، «دموکراسینیرومند» باید برای مشارکت شهروندان در همه تصمیم های مرتبط با مسایلی که برآنانتاثیرگذارند، فرصتی فراهم کند. این فرصت مبتنی بر وضعیتی است که در آن دموکراسی بهعنوان پدیده ای دوسویه دوباره طرح ریزی شود. پدیده ای که در یک طرف به شکل دهیدوباره قدرت دولت ـ به مفهوم عام آن ـ مربوط می شود و از طرف دیگر دغدغه بازسازیجامعه مدنی را دارد.
در جامعه شبکه ای می توان از امکان تحقق این نوع دموکراسیدیجیتال سخن گفت، بی آن که با شیفتگی از موانع سخت افزاری و نرم افزاری آن در جهانکنونی غفلت کرد. انگاره «گفت وگوی تمدن ها» که اساس آن «دیالوگ» یعنی گفت وگو است،چارچوب مناسبی برای یافتن ارتباط میان «دموکراسی نیرومند» و «دموکراسی دیجیتالی» است.

۳ـ گفت وگوی تمدن ها و چشم اندازهای دموکراتیک
با مفروض دانستنهمبستگی مثبت میان ساختار گفت وگوهای بین المللی و تحولات در فناوری های ارتباطی،می توان گفت: فناوری های ارتباطی موجب شده اند که هم گفت وگو در کانون گفتمانبین المللی قرار گیرد و هم ساختار زبان بین المللی در جهت تکثر و پذیرش ضرورتگفت وگو میان هویت های متکثر در عرصه جهانی گشوده تر شود. بررسی تحول ساختارهایگفتمانی در سطح بین المللی مبین آن است که گفت وگو برحسب دو ضرورت بنیادین در اینعرصه موضوعیت یافته اند: نخست، برحسب الگویی که اجماع نظر میان طرف های برابر رابرای تحقق صلحی جهانی ضروری فرض می کند و لازمه آن را تحقق گفت وگویی می داند کهمحورآن باور به طرف های دارای نفع، معطوف به تامین منافع ملی و در جست وجوی صلحاست. این الگو بیشتر با مقولات نظری لیبرالی سامان می یابد، الگوی دوم که مقولهگفت وگو را در عرصه بین المللی و حتی ملی، عنصر ضروری یک محیط زیست جهانی می انگاردو براین باور است که در شرایط تضعیف نقش دولت ـ ملت ها ضرورت استقرار یک زبانبین المللی، ساماندهی به یک نظام اخلاق بین المللی، ترجیحات متکی بر منافع عمومبشری و غیره، همه طرف ها را به گفت وگو برمی انگیزد.
تحول در عرصه گفت وگویبین المللی عملاً تمایل به الگوی دوم را برمی انگیزد که براساس آن موقعیت و معنایگفت وگوی تمدن ها بسیار فراتر از الگوی لیبرالی دیده می شود. برمبنای الگوی دومجریان گفت وگوی تمدن ها به سوی ساماندهی به یک زبان بین المللی پیش می رود که بهتدریج حتی به صورت زبان هنجارآفرین در عرصه ملی نیز در می آید. این زبان نیز همانندهر زبان مشترک دیگری در عرصه جهانی منجر به استقرار الگویی از برابری و نابرابریخواهد شد. میزان و نحوه مشارکت حوزه های مختلف فرهنگی در ساماندهی به این زبان درساختار زبان بین المللی، موقعیت کانونی یا حاشیه ای را تعیین خواهد کرد. تحول درزبان ارتباط بین المللی نشانگر کاسته شدن از نقش و جایگاه دولت ها نیز هست. بهعبارتی، بازیگر فعال در عرصه گفت وگوی بین المللی به تدریج از واحد دولت به واحدهایکوچک تر انتقال می یابد و ضروری است به این معنا که تصور یک سخنگو برای وارد شدن درعرصه گفت وگو جای خود را به سخنگویان متکثر و نمایندگان عرصه های متنوع یک فرهنگ وتمدن بسپارد. گفت وگو در عرصه جهانی بر نقش محوری عنصر آموزش متکی است. به ایناعتبار می توان عنصر آموزش را به مثابه یک رهیافت ملی و جهانی مورد توجه ویژه قرارداد و در همین جاست که می توان به طور خاص مقوله های «جامعه اطلاعاتی»، «دموکراسیدیجیتالی» و میزان نیرومندی آنها را مورد مطالعه قرار داد.
تحولات گفتاری نوین بر انتقال مفهوم حقیقت از امری عینی و بیرونی به امری بیناذهانی و حادث شده در فرآیند گفت وگو دلالت دارند. به بیان دیگر، شرایط گفتاریجدیدی که به وجود آمده است، حاکی از آن است که مفهوم صدق بیش از آن که مبتنی برعینیتی بیرونی باشد (عین گرایی) و یا در حد یک ذهنیت منفصل از عین و دیگران (ذهن گرایی) تعریف شود، اکنون همچون امری بین ذهنی و گفت وگویی قلمداد می شود. بهاین ترتیب، اکنون همراه و همزمان با تحول در نظام بین المللی، ارتباطات و تحولاتفنی، ساختار گفتار بین المللی و حتی ملی نیز از صورت ساختار تک ذهنی و متصلب پیشینخارج می شود و به سوی ساختار چندذهنی، متکثر و منعطف در حال تحول حرکت می کند و اینچشم انداز با مفهوم های جامعه شبکه ای و صورت بندی های جدیدی سازگار است که در قالب «دموکراسی دیجیتالی» به وجود می آیند


منبع : روزنامه همشهری