PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده می باشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمی کنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : بیوگرافی رضا صادقی



MIN@MAN
08-20-2010, 02:00 PM
اینروزها دیگر همه مرد مشکی پوش را می شناسند. کسی که کارهای زیبایش چشمهای همه را خیره کرده. او اعتقاد خاصی به رنگ مشکی دارد و حالا این رنگ را تبدیل به یک اعتقاد کرده. او با وجود ۲۶ سال سن بسیار پخته و زیبا صحبت می کند. او با تمام بی ادعایی به افق های روشن می نگرد به هر حال نوبتی هم که باشد نوبت سلطان مشکی است که با او بیشتر آشنا شویم:

بیو گرافی خودتان را برای ما بگویید.
رضا صادقی هستم متولد ۲۵ مرداد ۱۳۵۸. دقیقه دقیق در ساعت ۷:۲۰ دقیقه در شهر آنامیس بندرعباس به دنیا آمدم.
چطور شد که وارد عرصه مسیقی شدید؟

از طیق یکی از فامیل ها به نام آقای غلام بهرامی بچه که بودم با ایشون از طریق موسیقی کلاسیک آشنا شدم که با مطالعه فراوان به روش خاصی برای خودم رسیدم.
مشوق اصلی شما چه کسی بود؟

مشوق خاصی نداشتم ولی خانواده ام به نوعی در این موفقیت سهم داشتند.
کدام یک از کار هات رو بیشتر دوست داری؟

دلم برات تنگ شده را واقعا دوست دارم.
بزرگترین هدف زندگی رضا صادقی؟

در عین بدی ها سعی کنم خوب باشم.
بزرگترین آروزوی دوران کودکی؟

گل فروش شوم.

چرا گل فروشی؟
آخه گل را خیلی دوست دارم.چون گل فروش خیلی آرام حرف می زند.
گل ها هم بایند مشکی باشند؟

اگر باشند بد نیست.
عشق چه رنگیست؟

خب معلومه مشکی.
معیار شما برای زندگی مشترک؟

من زن نمی خواهم. من می خواهم یکی بودن را نه در شعار بلکه در عمل ثابت کنم.

کی ازدواج می کنی؟
معلوم نیست.فکر می کنم یکی دو سال دیگر.البته من هنوز آن خانم مشکی پوش را پیدا نکرده ام.
باید حتما مشکی پوش باشد؟

بله من کسی را می خواهم که حتما شب عروسی به جای لباس سپید لباس مشکی بپوشد البته مطمئنم کسی همچین کاری نمی کند.

از کجا این مشکی آغاز شد؟
از ۱۲ یا۱۳سالگی به حکم خوشایندی دایی ام مشکی می پوشیدم ولی بر حسب عادت نبود بر حسب تفکرات این عشق را ساختم و دیدم که بهترین رنگ دنیاست.
...اگر مشکی نبود چه رنگی می شد؟

مشکی
چطور شد که پایتان مشکل پیدا کرد؟
دو سالم بود که دکتر آمپول زد توی اعصاب پایم و زانو هایم ضعیف شد
آلبوم جدیدت کی به بازار می آید؟

اگر خدا بخواهد حدود دو ماه دیگر.آلبوم جدیدم کار بسیار نویی است که امیدوارم دوستدارانم آن را پسند کنند.
خیلی با محبت با طرفدارانت برخورد می کنی دلیل این کار چیست؟
ما باید به مردم نزدیک شویم نه اینکه تا به آنها نزدیک شدیم دور شویم.
حرف آخر؟
ما به هر حال می پریم بی چشم و دل بی پر و بال
ما به مشکی دلخوشیم دورنگیارو بی خیال