PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده می باشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمی کنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دلم گرفته...



Fahime.M
10-03-2009, 11:33 AM
http://pnu-club.com/imported/mising.jpg


دلم گرفته به اندازه ي وسعت تمام دلتنگي هاي عالم.

شيشه قلبم آن قدر نازک شده که با کوچکترين تلنگري مي شکند.

دلم مي خواهد فرياد بزنم ولي واژه اي را نمي يابم که عمق دردم را در فرياد منعکس کند.

فريادي در اوج سکوت که هميشه براي خود سر داده ام .

کاش مي شد سرنوشت را با آرزوهاي شيرينم عجين کنم .

دلم به درد مي آيد وقتي سرنوشت را به نظاره مي نشينم .

کاش مي شد پرواز کنم ، پروازي بي انتها به ابديت....

کاش مي شد در هجوم بي رحمانه درد، خودم را پيدا کنم.

نفرين به بودن وقتي با چاشني درد همراه است.

بغض کهنه اي گلويم را مي فشارد به گوشه اي پناه مي برم

Fahime.M
10-03-2009, 11:36 AM
http://pnu-club.com/imported/2009/10/42.jpg
سيرم از زندگي و از همه كس دلگيرم
آخر از اين همه دلگيري و غم مي ميرم
پرم از رنج و شكستن، ‌دل خوش سيري چند ؟
ديگر از آمد و رفت نفسم هم سيرم
هر كه آمد، دل تنهاي مرا زخمي كرد
بي سبب نيست كه روي از همه كس مي گيرم
تلخي زخم زبان و غم بي مهري ها
اينچنين كرده در آيينة هستي پيرم
بس كه تنهايم و بي همنفس و بي همراه
روزگاريست كه چون ساية بي تصويرم
دلم آنقدر گرفته است، خدا مي داند
ديگر از دست دلم هم به خدا دلگيرم!

Fahime.M
10-03-2009, 11:41 AM
http://pnu-club.com/imported/mising.jpg


این روزها بغض همدم همیشگی من شده است...


دلم می‌خواهد با رنگ سیاه هر چه سفیدی است، خط خطی کنم...


ای کاش نبودم ...


از همان ابتدا .

Fahime.M
10-03-2009, 11:44 AM
به دادم برس اي اشك دلم خيلي گرفته
نگو از دوري كي نپرس از چي گرفته

منو دريغ يك خوب به ويروني كشونده
عزيزمه تا وقتي نفس تو سينه مونده

تو اين تنهايي تلخ منو يك عالمه ياد
نشسته روبرويم كسي كه رفته برباد

............................

چه درديه خدايا نخواستن اما رفتن
براي اون كه سايه ست هميشه رو سر من

كسي كه وقت رفتن دوباره عاشقم كرد
..............................

به دادم برس اي اشك دلم خيلي گرفته
نگو از دوري كي نپرس از چي گرفته

Fahime.M
10-05-2009, 12:29 PM
دلم گرفته است
دلم گرفته است

به ايوان ميروم و انگشتانم را
بر پوست کشيده ي شب مي کشم

چراغ هاي رابطه تاريکند
چراغ هاي رابطه تاريکند

کسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد کرد
کسي مرا به ميهماني گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را بخاطر بسپار
پرنده مردني ست

Fahime.M
11-10-2009, 04:31 PM
دل من از تبار دیوار های کاهگلی است
ســـــــــاده می افتد
ســـــــاده می شکند
ســــــــــاده میمیرد


دل من تنهـــــــــا سخت می گرید...

ahoo
11-11-2009, 05:36 PM
دست از دلم بدارکه تنهاست همچو ن من
دریایی است وبسته ی صحراست همچو من
این قطره خون تلخ که درسینه می تپد
زخمی ترین پرنده ی دنیاست همچومن

Fahime.M
11-12-2009, 12:18 PM
http://pnu-club.com/imported/2009/11/1534.jpg
دلم گرفته
دلم عجیب گرفته
دستگیره ی پنجره ی اتاقم زنگ زده
و من بی سبب امیدوار
بی سبب خندان
بی سبب ....
شده ایم شبیه یک جاده ی بی پایان
خوش به حالت کولی
خوش به حالت که ماندگار نیستی
دلتنگی هایت را اینجا می بافی و می روی
می روی و دلتنگی هایت را جا می گذاری
دلم عجیب گرفته است
خیال خواب ندارم
مرا سفر به کجا می برد
به نا کجا آباد
ببرد بگذارید ببرد
آنجا راحت ترم...آنجا!!

Fahime.M
11-25-2009, 03:25 PM
دلم برای کسی تنگ است
که چشم های قشنگش را
به عمق آبی دریای واژگون می دوخت
دلم برای کسی تنگ است
که همچو کودکی معصومی
دلش برای دلم می سوخت
و مهربانی را
- نثار من میکرد
دلم برای کسی تنگ است
که تا شمال ترین شمال با من رفت
و در جنوب ترین جنوب با من بود
کسی که بی من ماند
کسی که با من نیست
کسی...
- دگر کافی است!حمید مصدق

Fahime.M
11-25-2009, 03:26 PM
اگر بغض گلویم را گرفته است تنها یک آرزو برای خالی شدن خودم دارم ، آرزوی غروب و باران را دارم..... http://pnu-club.com/imported/2009/06/91.gif

Fahime.M
11-25-2009, 03:36 PM
انگار باید برای همه چیز دلیلی وجود داشته باشد !

شاید هم دارد و من نمی دانم !

اما من می گویم ...

بعضی چیزهای بدون دلیل خودش دلیلی برای روزهاست ...

مثلاً همین دلتنگی ...

من دلم تنگ است

و نمی دانم برای چه دلتنگم ؟!!!

Fahime.M
12-01-2009, 05:13 PM
ما که می ترسیم از هجرت دوست
کاش میدانستیم
لحظه هایی که به هم نزدیکیم
چه صفایی دارد؟!...
کاش میدانستیم
حس دل تنگی هرروز غروب
چه دلیلی دارد؟!...

sheez
12-02-2009, 12:30 AM
جالب بود:226:

Fahime.M
12-02-2009, 03:46 PM
خنده هایم شکلاتی شده اند ... زیادی خالص ... تلخ !

می دانی ، هوای بهشت به سرم زده است ...

غمی که مرا فرا خواهد گرفت

وقتی بوی گل هایش نفس هایم را آلوده باشند ...

و من بغض خواهم کرد

و غرق در لذت خواهم شد ...

می گویند

آدمی به خدا نزدیک است ...

بسیار نزدیک ...

هر گاه که اندوهگین باشد ...

هرگاه به شدت اندوهگین باشد ...!

Fahime.M
12-03-2009, 11:38 AM
دلـــم گرفته آســـمون نمــی تونم گریه کنم

شکنجه می شم از خودم نمی تونم شکوه کنم

انـــگاری کـــوه غصــه ها رو سینه ی من اومده

آخ داره بــــاورم مــــی شـــه خنده به مــا نیومده

دلـــم گرفته آســـمون از خودتم خسته تـرم

تـــــو روزگــــار بی کــــسی یه عـمره که دربه درم

حتی صدای نفسم می گه که توی قفسم

من واســــه آتیش زدن یــــه کوله بار شب بسـم

دلم گرفته آسمون یه کم منو حــوصله کـــن

نگــــو کــــه از این روزگـــار یه خورده کمتر گله کن

منو به بازی میگیرن عقربه هــای ســـاعتم

برگه تقـــویم می کـــنه لحظــه به لحظــه لـــعنتم

آهــای زمین یــــه لـــحظه تـــو نفـــس نــزن

نچــــرخ تا آروم بگیــــره یـــــه آدم شکستـــه تـــن

دلـــم گرفته آســـمون نمــی تونم گریه کنم

شکنجه می شم از خودم نمی تونم شکوه کنم

Fahime.M
12-07-2009, 11:22 AM
آه…
بار دگر چمدانم را باید…
باید…
ببندم
سوی کجا؟
چه می دانم
شاید دلم برای کجا تنگ است…
شاید…
چه می دانم من…
من چه می دانم…
شاید…
شاید دلم برای خدا تنگ است
شاید دلم برای شما...

Fahime.M
12-07-2009, 11:26 AM
می روی و می دانم

هرگز کسی را نخواهی یافت که

چون من دوستت بدارد !

این گونه عمیق وزلال ...

کسی نخواهد بود که

روح خسته ات را درآغوش گیرد ...

نگرانی هایت رانوازش کند ...

برای دلواپسی هایت ،لالایی بخواند !

تا تو آرام گیری ...

دستانم از نگه داشتن تو ناتوانند !

آسمان برایم اشک می ریزد ...

من سردم است و انگار هیچ وقت گرم نخواهم شد ...

دیگر هیچ نخواهم گفت ...

....صبر ... صبر ... و صبر !

و روزه سکوت ...

نمی دانم این روزه را با چه افطار خواهم کرد ...

شاید .............

MAHBOOBEH
12-13-2009, 03:06 AM
كسي ديگر نمي كوبد در اين خانه ي متروك و ويران را
كسي ديگر نمي پرسد چرا تنهاي تنهايم
و من چون شمع مي سوزم و ديگر هيچ چيز از من نمي ماند
و من گريان و نالانم و من تنهاي تنهايم
درون كلبه ي خاموش خويش اما
كسي حال من غمگين نمي پرسد
و من درياي پر اشكم كه توفاني به دل دارم
درون سينه ي پر جوش خويش اما
كسي حال من تنها نمي پرسد
و من چون تك درخت زرد پاييزم
كه هر دم با نسيمي ميشود برگي جدا از او
و ديگر هيچ چيز از من نمي ماند

من دوست دارم
12-13-2009, 09:53 AM
سالهاست عشقی در درونم نهفته است عشقی که ازصدسال است
پیروکهنه اما پاکه پاک هست تقدیم به تو:121:

من دوست دارم
12-13-2009, 10:02 AM
سالهاست عشقی در درونم نهفته است عشقی که ازصدسال است
پیروکهنه اما پاکه پاک هست تقدیم به تو:121:
پروانه ی توبودم درباغ وبوستانت پرمیگشودم به هرسودرآسمان رویایت دیوانه ی توهستم سرگشته ی خیالت گویی که دربهشتم ازرخ زیبای توست این رویای من عشق توباور کردنیست چهره یتو دیدنیست عاشق توبودن ازهمه دنیا برترست باتوام که شادم برپای خود ایستاده ام گرتونباشی پیشم نمیخواهم بمانم دراین عالم تموم هستی من تویی میخوام بدونی تمام حرف های منواینهارو گفتم تا بدونی نگی که عشقت رو پنهون میکنی توستاره ی منی تواسمون دنیا.

elili
12-13-2009, 08:54 PM
دلم براي کسي تنگ است که آفتاب صداقت را به ميهماني گلهاي باغ مي آورد و گيسوان بلندش را به باد مي داد و دست هاي سپيدش را به آب مي بخشيد و شعر هاي خوشي چون پرنده ها مي خواند

Fahime.M
12-17-2009, 11:43 AM
...
ليلي در پرده
غوکها در مرداب
همه باهم ، همه باهم يکريز
تا سپيده دم فرياد زدند :
" ماه ف اي ماه بزرگ ..."

در تمام طول تاريکي
ماه در مهتابي شعله کشيد
ماه
دل تنهاي شب خود بود
داشت در بغض طلائي رنگش ميترکيد

Fahime.M
12-23-2009, 03:48 PM
سکوت

دلا شب ها نمی نالی به زاری
سر راحت به بالین می گذاری
تو صاحب درد بودی ناله سر کن
خبر از درد بیدردی نداری
بنال ای دل که رنجت شادمانی است
بمیر ای دل که مرگت زندگانی است
میاد آندم که چنگ نغمه سازت
ز دردی بر نیانگیزد نوایی
میاد آندم که عود تار و پودت
نسوزد در هوای آشنایی
دلی خواهم که از او درد خیزد
بسوزد عشق ورزد اشک ریزد
به فریادی سکوت جانگزا را
بهم زن در دل شب های و هو کن
و گر یاری فریادت نمانده است
چو مینا گریه پنهان در گلو کن
صفای خاطر دل ها ز درد است
دل بی درد همچون گور سرد است

مشیری

ehsantrader
12-24-2009, 05:05 PM
انسان پوك ، انسان پوك پر از اعتماد!

نگاه كن كه دندانهايش چگونه وقت جويدن سرود مي خوانند و

چشمهايش چگونه وقت خيره شدن مي درند و او چگونه از كنار درختان خيس مي گذرد :

صبور ، سنگين ، سرگردان .

در ساعت چهار ، در لحظه اي كه رشته هاي آبي رگهايش مانند مارهاي مرده

از دو سوي گلوگاهش بالا خزيده اند و در شقيقه هاي منقلبش آن هجاي خونين را تكرار مي كنند

سلام .... سلام

آيا تو هرگز آن چهار لاله ي آبي را بوئيدي ؟...

زمان گذشت!

زمان گذشت و شب روي شاخه هاي لخت اقاقي افتاد

شب پشت شيشه هاي پنجره سر مي خورد و با زبان سردش

ته مانده هاي روز رفته را به درون مي كشيد

من از كجا مي آيم ؟

من از كجا مي آيم ؟
كه اين چنين به بوي شب آغشته ام ، هنوز خاك مزارش تازه است!

مزار آن دو دست سبز جوان را مي گويم...

چه مهربان بودي اي يار ، اي يگانه ترين يار ، چه مهربان بودي وقتي دروغ مي گفتي!

چه مهربان بودي وقتي كه پلك هاي آينه ها را مي بستي

و چلچراغ ها را از ساقه هاي سيمي ميچيدي ودر سياهي ظالم مرا به سوي چراگاه عشق مي بردي

تا آن بخار گيج كه دنبال حريق عطش بود بر چمن خواب مي نشست...!

ehsantrader
12-25-2009, 02:05 PM
شاکي روزگار منم، تموم اين شهر متهم

يه حادثه چند ساعته با من مي‌آد قدم قدم

زخما دهن وا مي‌کنن، وقتي دل از دشنه پره

دست من‌و بگير که پام رو خون عشقم مي‌سره

بگو که از کدوم طرف مي‌شه به آرامش رسيد

وقتي تو چشم هر کسي برق فريب‌و مي‌شه ديد

راه ضيافت‌و به من دستاي کي نشون مي‌ده

وقتي که حتي گل سرخ اين روزا بوي خون مي‌ده

وقتي زندگي با چاقو قسمت مي‌شه

وقتي رفاقتا خيانت مي‌شه

محکمه‌تو تو خيابون بر پا کن

وقتي که عشق همرنگ نفرت مي‌شه

تمرين مرگ مي‌کنم تو گود اين پياده‌رو

يه چيزي انگار گم شده توي نگاه من و تو

دارم به داشتن يه زخم تو سينه عادت مي‌کنم
دارم شبام‌ و با تن يه مرده قسمت مي‌کنم

Fahime.M
12-28-2009, 11:00 AM
از کجا آمده ام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟
به کجا می روم آخر ؟ ننمایی وطنم.
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
با چه بود است مراد وی از این ساختم.

Fahime.M
01-16-2010, 01:45 PM
خودم تنها، تنها دلم
چو شام بی فردا دلم

چو کشتی بی ناخدا
به سینه دریا دلم

تو ای خدای مهربان
تو ای پناه بی کسان

بسنگ غم مشکن دگر
چو شیشه مینا دلم

تو هم برو ای بی وفا
مبر بر لب نام مرا

دل تنگم بیگانه شد
نمی خواهد دیگر تو را

نشان من دیگر مجو
حدیث دل دیگر مگو

دلم شکسته زیر پا
نمی خواهد دیگر تو را

تو ای خدای مهربان
تو ای پناه بی کسان

بسنگ غم مشکن دگر
چو شیشه مینا دلم

Fahime.M
02-22-2010, 12:25 PM
http://pnu-club.com/imported/mising.jpg






چشم من بگو چی دیدی غصه خوردی


چیکه چیکه،چند تا ناودون و شمردی
چشم من، تو پا به ماه چند تا بغضی
دیگه داد هر چی ابر در آوردی
می دونی چندتا نمازتو شکوندی
چندتا ربنای نیمه کاره خوندی
شونه های آسمون تر شده ،بس کن
می بینی خدارو تا گریه کشوندی
آخه چشم من،دنیا به دیدن نمی ارزه
قصه هاش که به شنیدن نمی ارزه
اما گنگی واسه تا وقتی غریبی
قلب آسمونا از غصه می لرزه
چشم من حرمت اشکاتو نگه دار
می دونی چندتا غروب گریه کردی
قطره قطره آب شدن ثانیه هامون
بس که ثانیه های خوب و گریه کردی
تو میگی خیابونا شکنجه گاهن
آینه های دلشکسته رو سیاهن
کاشکی باورت بشه ابرک خیسم
هنوزم چندتا ستاره بی گناهن
هنوزم یکی نشسته روی ابرا
نگران کفترای یاکریمه
دیگه وقت خنده های بی بهونس
چشم من گریه نکن خدا کریمه...

Fahime.M
04-12-2010, 02:48 PM
بغض

ابر آبستن يك باران است
آسمان بغض غريبي به گلو دارد و امشب ديگر
از ستاره خبري نيست كه چشمك بزند.

***
گرچه باران پاك است
گرچه باران زيباست
اما دل من از باران مي گريد
***
در گلويم بغضي ست
كه فرو دادن آن ممكن نيست
و مرا مي كشد اين بغض به درگاه جنون.
***
كاش با هق هق گريه‘ گره بغضم را
مي توانستم بگشايم و آرام شوم.
اما من به اين ابر سياه
هديه دادم همه اشكم را
كه ببارد چون سيل.
كاسه چشم من اينك خشك است
و دلم بي صدا مي گريد.
***
رعد فرياد من است
گرچه لب بسته و خاموشم من
اما
ابر و باران همه در كار دل تنگ منند
كه بگويند حديث من سرگردان را.