بالا
لامپ رشد گیاه

 دانلود نمونه سوالات کارشناسی ارشد پیام نور با پاسخنامه

 دانلود نمونه سوالات فراگیر پیام نور

 فروشگاه پایان نامه و مقاله


 تایپ متن و مقاله و پایان نامه





 دانلود نمونه سوالات نیمسال دوم 93-94 پیام نور

 دانلود نمونه سوالات آزمونهای مختلف فراگیر پیام نور

صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 از مجموع 58

موضوع: امتحان و ابتلا

  1. #1
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض امتحان و ابتلا

    حمدوستایش

    آفرینش هدفمند

    امتحان چیست

    فلسفه امتحان

    زمینه ها و عوامل بلا

    انواع امتحانات

    همگانی بودن بلا

    علل دور شدن بلایا

    راهکارها در هنگام بلا

    نتیجه گیری


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  2. # ADS
    نشان دهنده تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    محل سکونت
    -
    ارسال ها
    -

     دانلود نمونه سوالات نیمسال دوم 93-94 پیام نور با پاسخنامه تستی و تشریحی
     

  3. #2
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    حمد و ستايش

    ستايش خداوندي را سزاست که حمد و ستايش را به نعمت ها ، و نعمت ها را به شکر گذاري پيوند داد ! خداي را بر نعمت هايش آن گونه ستايش مي کنيم که بر بلاهايش . و براي به راه آوردن نفس سرکش که در برابر اوامر الهي سستي مي کند و در ارتکاب زشتي ها که نهي فرمود ، شتاب دارد ، از خدا ياري مي خواهيم ، و از گناهاني که علم خدا به آنها احاطه دارد و کتابش آنها را برشمرده و ثبت کرده ، طلب آمرزش مي کنيم . علم خداوندي که کمترين نارسايي نداشته و کتابي که چيزي وانگذاشته است .[1]

    خدايا ! آبرويم را با بي نيازي نگهدار و با تنگدستي ، شخصيت مرا لکه دار مفرما ، که از روزي خواران تو روزي خواهم ، و از بدکاران عفو و بخشش طلبم ! مرا در ستودن آن کس که به من عطايي فرمود ، موفق فرما و در نکوهش آن کس که از من دريغ داشت آزمايش فرما ، در صورتي که در پشت پرده ، اختيار هر بخشش و دريغي در دست تواست و تو بر همه چيز توانايي .
    [2]
    نهج البلاغه مرحوم دشتي 114/1

    [1]نهج البلاغه مرحوم دشتي 114/1
    [2]نهج البلاغه مرحوم دشتي 225/2


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  4. #3
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    آفرينش هدفمند




    آفرينش هدفمند است

    هدف از خلقت

    سنت خلقت

    قوانين خلقت


    آفرينش هدفمند است



    نخست نگاهي داريم به بزرگي آفرينش و در پي آن هدفمند بودن هستي را بيان مي كنيم.ابتدا به بزرگي و عظمت خلقت از كلام امام علي عليه السلام مي پردازيم وآن سخن سديد را مقدمه ي موضوع اصلي قرار ميدهيم. آن حضرت مي فرمايند:



    سُبْحانَكَ!ما أعْظَمَ ما نَري‍‍‍‌‌‌ مِنْ خَلْقِكَ.وَما أصْغَرَ عِظَمَهُ في جَنْبِ قُدْرَتِكَ. وَماأهْوَلَ ما نَري مِنْ مَلَكُوتِكَ.وَ ما أحْقَرَ ذلِكَ فيما غابَ مِنْ سُلْطانِكَ.



    پاك ومنزهي تواي خداوند!چه عظيم است آن چه كه درآفرينشت مي بينيم و چه كوچك است اين بزرگي وعظمت در برابر قدرت تو؛و چه هول انگيز و هراسناك است انچه كه از ملكوت تو مي بينم و چه حقير و پست است آن ملكوت هولناك در برابر آن چه از سلطنت تو كه بر ما پوشيده و پنهان است.[1]



    دور از تصور است كسي به اين زيبايي و گويايي در عظمت هستي بتواند سخن بگويد.

    حال اين سوال پيش مي آيد كه آيا اين خلقت و آفرينش با اين همه عظمت بيهوده و بي هدف است؟

    خداوند كه آفريننده ملك وملكوت و پيدا و پنهان هستي است، در آيات شريفه اي از قرآن، صريح و روشن به اين مطلب مهم تأكيد ميكند كه خلقت، بي جهت و بي هدف نيست:



    وَ ما خَلَقْنَا السَّمواتِ وَ الأرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبينَ



    ما، آسمان ها و زمين و آنچه ميان آنهاست را بيهوده و بازيچه نيافريديم.[2]



    خداوند،پندار پوچ وپست بيهودگي خلقت را به كافران نسبت مي دهد و مي فرمايد:



    وَ ما خَلَقْنَا السَّماء وَ ما بَيْنَهُما باطِلاً ذلِكَ ظَنُّ الَّذينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذينَ كَفَرُوا مِنَ النّار



    ما، آسمان و زمين و هر چه در آن است باطل و بي جهت نيافريديم.اين،پندار كافران است و واي بر كافران از آتش دوزخ.[3]



    اين كافران همانها هستند كه مي گويند:



    إنْ هِيَ إلّا حَياتُنَا الدُّنيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثينَ



    جز همين حيات دنيا چيز ديگري وجود ندارد.همين جا زندگي مي كنيم و مي ميريم و ديگر مبعوث نخواهيم شد.[4]



    اما خداوند، از زبان مؤمناني كه در دل شب بر مي خيزند و به عظمت آسمانها و زمين مي نگرند و به بزرگي آنها مي انديشند و نماز مي گزارند و خداي را عبادت مي كنند، چنين مي فرمايد:



    رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّارِ



    پروردگارا!تو اين آسمان و زمين را بيهوده نيافريده اي.پاك و منزهي كه چنين كني،پس ما را از آتش دوزخ حفظ فرما.[5]



    روشن است كه وقتي آفرينش خلقت،هدف دار باشد،خلقت انسان هم بي جهت نخواهد بود.خداوند در اين باره با لحن پرسش انكاري، مي فرمايد:



    *أفَحَسِبْتُمْ أنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أنَكُمْ إلَيْنا لا تُرْجَعُون*فَتَعالَي الله الْمَلِكُ الْحَقُّ لا إلهَ إلّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَريمِ



    آيا پنداشته ايد ما شما را بيهوده آفريديم و شما به سوي ما باز نميگرديد؟!بسي بزرگ و بلند مرتبه است خداوندي كه صاحب اختيارراستين آفرينش است.معبودي جز او نيست و او خداوند عرش است،عرشي كه بلند مرتبه و گرامي است.[6]



    و نيز در خطابي عتاب آميز مي فرمايد:



    أيَحْسَبُ الْإنْسانُ أنْ يُتْرَكَ سُديً



    آيا انسان چنين مي پندارد كه او را به حال خود رها مي كنيم؟!





    [1]
    نهج البلاغه صبحي صالح خ 108

    [2]
    دخان 38 – انبياء 16

    [3]
    ص 27

    [4]
    مومنون 37

    [5]
    آل عمران 121

    [6]
    مومنون 115-116



    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  5. #4
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    هدف از خلقت




    حال كه فهميديم آفرينش بي هدف نيست،هدف از خلقت را بررسي مي كنيم: نخست بايد مطلب مهمي را ياد آوري كنيم.بايد بدانيم كه هيچ كس قادر نيست با تكيه بر عقل خرد،هدف خلقت را حقيقتا در يابد.زيرا آدمي اگر بتواند با عقل خويش هدف و خواسته خداوند را از خلقت كشف كند،درحقيقت به نوعي،نسبت به خداوند، سيطره ي علمي يافته است.يعني توانسته است نه تنها خود خداوند را به تصوير بكشد و به تصور در آورد،بلكه قادر شده تا اراده خداوند را هم بيابد و كشف كند و بي ترديد چنين پنداري پوچ است.



    ما هرچه در اين باره بانديشيم و هر تصوري در اينگونه امور( كه به ذات خداوند باز مي گردد)داشته باشيم،آن انديشه و تصور در دقيقترين صورت و باريك ترين حالت، مخلوق و مصنوع ذهن و انديشه ماست.[1]



    بنابرآنچه كه به اشارت گفتيم،در اين گونه امور،اگر از جانب خداوند منان مطلب يا مطالبي بيان شده باشد،با تكيه و استناد به آنها، ميتوانيم در مباحثي از اين دسته، وارد شويم و بيش از آن نخاهيم توانست از جانب خويش به تجزيه و تحليل و تبيين اراده ي خداوند از خلقت، بپردازيم.

    پس از مقدمه اي لازم و مهم، اينك ببينيم خداوند خود، هدف از خلقت را چه چيز بيان فرموده است؟

    بايد بدانيم كه ابتلا و امتحان،سنت خلقت است .



    چرا خداوند آزمايش مي کند ؟[2]



    اين سوال براي بسياري پيش مي آيد که آزمايش به خاطر اين ا ست که اشخاص ، يا چيز هاي مبهم و ناشناخته را بشناسيم و به وسيله آن نقاط تاريک و مبهم را روشن سازيم ، و از ميزان جهل و ناداني خود در مقابل اشخاص و اشياء بکاهيم و مسلما اگر هيچ نقطه تاريک و مبهمي در چيزي نباشد آزمايش مفهومي نخواهد داشت ، بنابراين خدا که علم بي پايان او همه چيز را در بر گرفته و از اسرار درون و برون همه کس و هم چيز آگاه است و غيب آسمان و زمين را مي داند چرا امتحان مي کند ؟ مگر چيزي بر او مخفي است که با امتحان آشکار شود ؟



    پاسخ اين سوال را بايد در اينجا جستجو کرد که مفهوم آزمايش در مورد خدا با آزمايش در مورد ما فرق بسيار دارد . آزمايش خداوند در واقع براي پرورش و تربيت بشر است .



    در قرآن متجاوز از 20 مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است ، اين يک قانون کلي و به اصطلاح سنت دائمي است براي پرورش دادن( و از قوه به فعل رساندن ) استعدادهاي نهفته . و مفهومي جز اين براي امتحان خداوند نيست ، يعني همان طور که فولاد را براي استحکام در کوره مي گذارند و به اصطلاح آب مي دهند ، آدمي را هم در کوره حوادث گوناگون و مشکلات پرورش مي دهند .



    امتحان خدا همان رويدادهاي پيش بيني شده يا پيش بيني نشده اي است که گاهي دامنگير انسان مي شود و انسان را تحت فشار مي گذارد که براي رهايي خود تصميمات تازه ايي بگيرد و نيروهاي خود را بسيج کند .



    و اگر همين صحنه در دفعه دوم براي او اتفاق بيفتد براي رهايي خود آمادي بيشتري دارد و راه را صحيح تر از اول پيدا مي کند و در هر صورت آثاري از خود بروز مي دهد که معرف حقيقت اوست روحيات نهفته او جلوه مي کند .



    چنانچه در نهج البلاغه آمده است :



    « لتظهر الافعال التي يستحق بها الثواب و العقاب » .



    « امتحان خدا براي آن است که کارهاي خوب و بد که از انسان سر مي زند و معرف روحيات و کمالات اوست و با آنها پاداش داده مي شود ظاهر شود ».



    قرآن نيز به اين حقيقت تصريح مي کند :



    « و ليبتلي الله ما في صدورکم و ليمحص ما في قلوبکم والله عليم بذات الصدور » .



    « با اين که به نهفته هاي انسان آگاه است وي را امتحان مي کند تا آنچه در درون خود دارد کاملا خالص و ظاهر گردد »[3]



    در واقع امتحان خدا به کار باغباني پرتجربه شبيه است که دانه هاي مستعد را در سر زمين هاي آماده مي پاشد . اين دانه ها با استفاده ازمواهب طبيعي شروع به نمو و رشد مي کنند ، تدريجا با مشکلات مي جنگند ، و با حوادث پيکار مي کنند ، و در برابر طوفان هاي سخت ، و سرماي کشنده و گرماي سوزان ايستادگي به خرج مي دهند ،تا شاخه گلي زيبا يا درختي تنومند و پر ثمر گردد .



    اگر آزمايش الهي نبود استعدادها به فعاليت نمي رسيد و اعمالي که مقياس پاداش و کيفر است ظاهر نمي شد زيرا تنها به صفات دروني و استعدادها نمي توان پاداش داد بلکه بايد اين صفات و کيفيات و استعدادها بروز وظهور پيدا کنند تا مستحق ثواب و عقاب شوند .



    وهمچنين امير المومنين در کتاب گهربار خود ، نهج البلاغه مي فرمايند :



    بندگاني که با دست قدرتمند خدا آفريده شدند ، و بي اراده خويش پديد آمده ، پرورش يافتند ، سپس در گهواره گور آرميده متلاشي مي گردند . در اين چند روزه دنيا مهلت داده شدند تا در راه صحيح قدم بردارند ، راه نجات نشان داده شده تا رضايت خدا را بجويند ، تاريکي هاي شک و ترديد از آنها برداشته شد ، و آنها را آزاد گذاشته اند تا براي مسابقه در نيکوکاري ها ، خود را آماده سازند ، تا فکر و انديشه خود را به کار گيرند و در شناخت نور الهي ، در زندگاني دنيا تلاش کنند .[4]







    [1]
    بحار 66/293

    [2]
    تفسير نمونه ج 1 ص 384

    [3]
    آل عمران 154

    [4]
    نهج البلاغه مرحوم دشتي خ 83/17


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  6. #5
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    سنت خلقت




    .خداوند همه هستي را براي امتحان بشر آفريده است.اين،يكي از سنت ها و هدف هاي حتمي آفرينش است.قرآن كريم در اين باره مي فرمايد:



    وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّمواتِ وَ الْأرْضَ في سَتَّهِ أيّامٍ وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَي الْماءِ لِيَبْلُوَكُمْ أيُّكُمْ أحْسَنُ عَمَلاً



    او كسي است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد در حالي كه عرش او بر آب قرار داشت،تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتر هستيد.[1]



    مرگ و زندگي را هم براي همين قرار داده است:



    الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أيُكُمْ أحْسَنُ عَمَلاً



    آن كس كه مرگ و زندگي را آفريد تا شما را بيازمايد كه كداتان نيكوكارتريد.[2]



    زينت و زيبايي هاي اين دنيا را هم خداوند براي همين منظور آفريده است:



    إنّا جَعَلْنا ما عَلَي الأرْضِ زينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أيُّهُمْ أحْسَنُ عَمَلاً



    ما هر آنچه را كه در زمين است زينت و زيبايي آن قرار داديم تا ايشان را بيازماييم كه كداميك نيكوكارتر هستند.[3]



    همين مطلب را حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در وصيت خود به امام حسن مجتبي عليه السلام چنين گوشزد مي فرمايد:



    وَإنَّ الدُّنْيا لَمْ تَكُنْ تَسْتَقِرَّإلاّ عَلي ما جَعَلَ الله عَلَيْها مِنَ النَّعْماءِ وَ الْإبْتُلاءِ وَ الْجَزاءِ فِي الْمَعادِ وَ ماشاءَ مِمّا لانَعْلَمُ



    و اين دنيا جز بر اين اساس استوار نگشته است كه خداوند،نعمت و ابتلا در آن قرار دهد و در قيامت و روز بازگشت،جزا و پاداش عطا فرمايد و البته چيزهاي ديگر از آفرينش جهان،خواست خداست و ما نمي دانيم.[4]



    پس،آفرينش آسمان ها و زمين و مرگ و زندگي و زيبايي هاي چشمگير و دل فريب اين دنيا،همه و همه به خاطر ابتلا و آزمايش انسان ها است.به عبارت دقيقترو درست تر، يكي از اهداف مهم و اصلي خلقت،آزمايش و ابتلاست.

    روشن است كه وقتي خداوند،آسمان ها و زمين و مرگ و زندگي را براي امتحان بشر آفريده باشد،خود او را هم به همين منظور خلق كرده است. چنانكه قرآن كريم اين حقيقت را به روشني بيان مي فرمايد:



    إنّا خَلَقْنَا الْإنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أمْشاجٍ نَبْتَليهِ....



    ما اين انسان را از نطفه اي آميخته آفريده ايم تا او را بيازماييم.



    فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً



    پس او را شنوا و بينا گردانيديم.[5]



    يعني:آدمي با دو وسيله اصلي كسب معرفت(گوش و چشم)حقايق حستي را مي بيند و مي شنود و با موهبت الهي عقل،مي انديشد.خداوند با لطفي دوباره،راه را از بي راهه به او مي نماياند تا وي،به خواست خود راه را برگزيند:



    إنّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إمّا شاكِراً وَ إمّا كَفُوراً



    ما راه را به او نمايانديم،حال ميخواهد سپاسگزار باشد يا ناسپاس.[6]



    دانستيم كه به يقين، خداوند همه ي آدميان را مي آزمايد. اصلا او را آفريده است تا آزمايشش كند. دنيا را هم براي همين آزمودن انسان خلق فرموده است.تمامي كاينات را هم به همين منظور آفريده است.

    با همين بيان مختصر،اهميت مطالب به روشني پيدا مي شود. ابتلا و آزمايش انسان آن قدر مهم است كه خلقت به خاطر آن است.


    آزمايش الهي يک سنت جاويدان



    در ابتداي سوره عنکبوت بعد از ذکر حروف مقطعه به يکي از مهمترين مسايل زندگي بشر که مساله شدائد و آزمون هاي الهي است اشاره مي کند .



    نخست مي گويد : « آيا مردم گمان کردند همين اندازه که اظهار ايمان کنند و شهادت به توحيد و رسالت پيامبر دهند به حال خود واگذارده خواهند شد و امتحان نمي شوند ؟! » ( احسب الناس ان يترکوا ان يقولوا آمنا و هم لايفتنون )[7]



    بعد بلافاصله به ذکر اين حقيقت مي پردازد که امتحان يک سنت هميشگي و جاوداني الهي است ، امتحان مخصوص شما جمعيت مسلمانان نيست ، سنتي که در تمام امت هاي پيشين جاري بوده است . مي فرمايد : « ما کساني را که قبل از آنها بودند آزمايش کرديم » ( و لقد فتنا الذين من قبلهم )



    آنها را نيز در کوره هاي سخت امتحان افکنديم ، آنها نيز همچون شما در فشار دشمنان بي رحم و جاهل و بي خبر و متعصب و لجوج قرار داشتند ، هميشه ميدان امتحان باز بوده و گروهي در اين ميدان شرکت داشته اند .

    بايد هم چنين باشد چرا که در مقام ادعا هر کس مي تواند خود را برترين مومن ، بالاتريت مجاهد ، و فداکارترين انسان معرفي کند ، بايد وزن و قيمت و ارزش اين ادعاها از طريق آزمون روشن شود ، بايد معلوم گردد تا چه اندازه نيات دروني و آمادگي هاي روحي با اين گفته ها هماهنگ يا ناهماهنگ است ؟



    آري « بايد خدا بداند چه کساني راست مي گويند ، و چه کساني دروغگو هستند .»

    ( فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الکاذبين )



    بديهي است خدا همه اينها را مي داند ، حتي قبل از خلقت انسان ها ، منظور از علم در اينجا همان تحقق عيني مسائل و وجود خارجي آنها است ، و به تعبير ديگر ظهور آثار و شواهد عملي است ، يعني بايد علم خدا درباره اين گروه عملا در خارج پياده شود ، و تحقق عيني يابد ، و هرکس آن چه را در درون دارد بيرون ريزد ، اين است معني « علم » هنگامي که در اين گونه موارد در مورد خداوند به کار مي رود.

    دليل اين مساله نيز روشن است زيرا نيات دروني و صفات باطني تا در عمل انسان تحقق و عينيت پيدا نکند ثواب و جزا و کيفر مفهوم ندارد .



    آزمايش براي تحقق بخشيدن به نيات و صفات دروني است .



    و به عبارت ديگر اين عالم همچون يک « دانشگاه » يا يک مزرعه است ، برنامه اين است که در دانشگاه استعدادها شکوفا گردد ، لياقت ها پرورش يابد ، و آنچه در مرحله « قوه » است به « فعليت » برسد .

    بايد در اين مزرعه نهاد بذرها ظاهر گردد ، و از درون آنها جوانه ها بيرون آيد ، جوانه ها سر از خاک بردارند ، پرورش يابند ، نهال کوچکي شوند و سرانجام درختي تنومند و بارور ، و اين امور هرگز بدون آزمايش و امتحان ممکن نيست .

    و از اينجا مي فهميم که آزمايش هاي الهي نه براي شناخت افراد است ، بلکه براي پرورش و شکوفايي استعدادها است .

    بنابراين اگر ما آزمايش مي کنيم براي کشف مجهولي است ، اما اگر خداوند آزمايشي مي کند براي کشف مجهول نيست که علمش به همه چيز احاطه دارد بلکه براي پرورش استعدادها و به فعليت رسانيدن قوه ها است .[8]


    آزمايش خدا عمومي است



    از آنجا که نظام هستي ، نظام تکامل و پرورش است و تمام موجودات مسير تکامل را مي پيمايند حتي درختان استعدادهاي نهفته خود را با ميوه بروز مي دهند ، کوه ها استعدادات خود را توسط معدن هاي گوناگون نمايان مي سازند ، همه مردم نيز از انبياء گرفته تا ديگران طبق اين قانون عمومي مي بايست آزمايش شوند ، و استعدادهاي خود را بروز دهند .

    گرچه امتحانات الهي متفاوت است : بعضي مشکل ، بعضي آسان و قهرا نتايج آنها هم با هم فرق دارد ، اما به هر حال آزمايش براي همه هست .



    قرآن مجيد به به امتحان عمومي انسان ها اشاره کرده مي فرمايد :



    « احسب الناس ان يترکوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون ؟»



    « آيا مردم گمان مي کنند رها مي شوند بدون امتحان ؟ نه ، بلکه همه بايد امتحان دهند .»



    مخصوصا امتحانات پيغمبران را نيز بيان کرده است :



    و اذ ابتلي ابراهيم ربه



    خداوند حضرت ابراهيم را امتحان کرد .[9]



    و در جاي ديگر آمده است :



    فلما رآه مستقرا عنده قال هذا من فضل ربي ليبلوني ءاشکر ام اکفر ؟[10]



    هنگامي که يکي از پيروان سليمان تخت بلقيس را در کمتر از يک چشم به هم زدن از راه دور براي سليمان حاضر کرد سليمان گفت : اين لطف خداست براي اين که مرا امتحان کند آيا شکر گذاري مي کنم يا کفران ؟[11]



    و چه زيباست سخن مولايمان که مي فرمايد :



    پس اگر خداوند عافيت و سلامتي بخشيد ، قدرشناس باشيد و اگر به بلا و گرفتاري مبتلا گشتيد ، شکيبا باشيد . ( که همانا سرانجام ، پيروزي با پرهيزکاران است )[12]






    [1]
    هود 7

    [2]
    ملک 2

    [3]
    کهف7

    [4]
    نهج البلاغه صبحي صالح نامه31

    [5]
    انسان2

    [6]
    انسان3

    [7]
    «يفتنون » از ماده «فتنه » در اصل به معني گذاشتن طلا در آتش براي شناخته شدن ميزان خلوص است ، سپس به هر گونه آزمايش ظاهري و معنوي اطلاق شده است .

    [8]
    تفسير نمونه ج 16 ص 204

    [9]
    بقره 124

    [10]
    نمل 40

    [11]
    تفسير نمونه ج 1 ص 386

    [12]
    نهج البلاغه مرحوم دشتي خ98/4


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  7. #6
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    قوانين خلقت



    حضرت علي عليه السلام مي فرمايند :



    خدا هرگز جباران دنيا را در هم نشکسته مگر پس از آن که مهلت هاي لازم و نعمت هاي فراوان بخشيد ، و هرگز استخوان شکسته ملتي را بازسازي نفرمود مگر پس از آزمايش ها و تحمل مشکلات . مردم ! در سختي هايي که با آن روبرو هستيد و مشکلاتي که پشت سر گذارديد ، درس هاي عبرت فراوان وجود دارد . نه هر صاحب قلبي ، خردمند است ، و نه هر دارنده ، گوشي شنواست ، ونه هر دارنده چشمي بيناست .[1]



    و همچنين در جاي ديگر مي فرمايند :



    بر بهترين افراد اين امت از عذاب الهي ايمن مباشيد ، زيرا که خداي بزرگ فرمود : « از کيفر خدا ايمن نيستند جز زيانکاران » و بر بدترين افراد اين امت از رحمت خدا نوميد مباشيد زيرا که خداي بزرگ فرمود : « همانا از رحمت خدا نوميد نباشند جز کافران » .[2]





    [1]
    نهج البلاغه مرحوم دشتي خ88/1-2

    [2]
    نهج البلاغه مرحوم دشتي ح 377


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  8. #7
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    امتحان چيست ؟




    معني لغوي

    ضرورت

    انواع




    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  9. #8
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    معني لغوي

    مکر الهي چيست ؟[1]



    « مکر » در لغت عرب با آنچه در فارسي امروزي از آن مي فهميم تفاوت بسيار دارد : در فارسي امروز « مکر » به نقشه هاي شيطاني و زيان بخش گفته مي شود ، در حال که در ريشه هاي لغت عرب « مکر » هر نوع چاره انديشي را مي گويند که گاهي خوب و گاهي زيان آور است .

    در کتاب مفردات « راغب » مي خوانيم : المکر صرف الغير عما يقصده : « مکر اين است که کسي را از منظورش بازدارند » ( اعم از اينکه منظورش خوب باشد يا بد )



    در قرآن مجيد نيز گاهي مکر با کلمه « خير » ذکر شده مانند والله خير الماکرين : خداوند بهترين چاره جويان است . و گاهي با کلمه « سي ء » (بد) آمده است مانند ولايحيق المکرالسي ء الا باهله: نقشه و انديشه بد جز به صاحبش احاطه نخواهد کرد .



    [1]
    تفسير نمونه ج2-ص 492


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  10. #9
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    ضرورت امتحان



    اميرالمومنين عليه السلام مي فرمايند :



    آگاه باشد ! که خداوند از درون بندگان پرده بر ميگيرد ، نه آن که بر اسرار پوشيده آنان آگاه نيست ، و بر آنچه در سينه ها نهفته دارند بي خبر است ، « بلکه خواست آنان را آزمايش کند تا کدام يک ، اعمال نيکو انجام مي دهد .» و پاداش ، برابر نيکوکاري و کبفر مکافات در خور بدي ها باشد .[1]



    امام صادق عليه السلام فرمود : هيچ قبض و بسطي ( تنگي و فراخي ، بستن و گشودني ) نباشد جزآن که براي خدا نسبت به آن خواست و حکم و آزمايش است .[2]



    و فرمود : از آنچه خدا به آن امر کرده يا از آن نهي فرموده چيزي که در آن قبض و بسطي باشد نيست مگر آن که يراي خداي عزوجل نسبت به آن آزمايش و حکمي است .[3]



    شرح – قبض و بسط تقريبا مانند حرکت و سکون است و داراي معني عامي است که بيستر اوضاع و احوال خلق را شامل مي شود زيرا قبض و بسط خدا نسبت به دارايي مردم فقر و غناي آنهاست و نسبت به نفوسشان غم و شادي آنهاست و نسبت به بدنشان مرض و تندرستي آنها و نسبت به کردارشان خذلان و توفيق ايشان و نسبت به دعايشان اجابت و عدم اجابت آنست و همچنين ساير جهات انسان هم از معني قبض و بسط خارج نيست ولي چون در روايت دوم اين قبض و بسط مقيد به امر ونهي خدا شده مختص مي شود به اموري که مربوط به شرع و دين باشد و خدا در آن فرمان يا نهيي داشته باشد مانند فقر و غني و صحت و مرض ، که انسان در حالت فقر و مرض امر به صبر و شکيبايي دارد و در حال صحت و ثروت امر به پرداخت حقوق واجب و به دستگيري از فقرا و صله رحم و مانند آن را دارد پس تمامي اين گونه احوال بندگان اولا به خواست و احکام خداست و ثانيا خدا به وسيله همين امور بندگانش را آزمايش و امتحان مي کند نه براي آن که خودش از حال آنها باخبر شود زيرا او علام الغيوب است ، بلکه براي آن که استحقاق ثواب يا عقاب را به خود آنها بفهماند و حجت را بر آنها تمام کند .




    [1]
    نهج البلاغه مرحوم دشتي خ 144/2

    [2]
    اصول کافي ج 1 – ص 210

    [3]
    اصول کافي ج 1 – ص 210


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  11. #10
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    انواع امتحان



    ابتلائات دو گونه اند:گاهي آدمي به امور نيك و خوشايند آزموده مي شود و زماني ابتلايش به امور دشوار و ناپسند مي باشد.



    خداوند در اين باره چنين آگاهي مي دهد:



    وَبَلَوْناهُم بِالْحَسَناتِ وَ السَيِّئاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون



    ايشان را با (امور نيك)و نيز با سيئات (امور ناپسند)مي آزماييم. شايد (به خود آيند) و باز گردند.[1]



    در جايي ديگر و خداوند با بياني ديگر چنين هشدارمان مي دهد:



    وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةًوَ إلَيْنا تُرْجَعُون



    شما را با شر و خير ميازماييم و در پايان،به سوي ما باز مي گرديد.[2]



    مرحوم شيخ طبرسي در تفسير خود،ذيل اين آيه شريفه، حديث جالبي را نقل مي كند، تا موردي از خير و شر را بيان كرده باشد:

    امام صادق عليه السلام نقل مي فرمايد:حضرت امير المؤمنين عليه السلام بيمار شده بود. عده اي از دوستان و برادران،به ديدار و عيادتش شتافتند. به عنوان احوال پرسي از آن حضرت پرسيدند:حال شما چطور است؟ايشان پاسخ دادند: بد و ناخوشايند!

    حاضران باشگفتي گفتند:اين سخن از شما شايسته نيست!



    اما حضرت فرمود:خداوند در قرآن مي فرمايد:



    وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً



    از مصاديق خير،سلامتي و ثروت و بي نيازي است،و از مصاديق شر،بيماري و فقر و ناداري .[3]



    علاوه بر آيات شريفه اي كه به روشني بيان مي دارند ابتلائات به خير و شرهر دو صورت مي گيرد،آيات ديگري نيز از ابتلاي اين خيرات و خوشي ها خبر مي دهند:

    خداوند بيروزي مسلمانان در جنگ بدر را ابتلائي نيك براي آنان مي شمرد و مي فرمايد:



    وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤمِنينَ مِنهُ بَلاء اًحَسَناً



    تا آن كه خداوند ،به وسيله ي آن پيروزي ،مؤمنين را بيازمايد ؛آزمودني نيكو و حسن.[4]



    و نيز خداوند درباره كسي كه نعمت فراوان به او داده است مي فرمايد:



    فَأَمّا الانسانُ إذا ما ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبّي أكْرَمَنِ



    آدمي زاده چنان است كه چون پروردگارش او را مبتلا سازد بدانسان كه گراميش بدارد و نعمتش را فزوني بخشد ( از خود بيخود شده) ميگويد:آري،پروردگار من،مرا گرامي داشته و كرامت بخشيده است.[5]



    خداوند درباره ي زينتهاي زيبا و فريبنده و دل رباي دنيا مي فرمايد:



    إنّا جَعَلْنا ما عَلَي الارضِ زينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أيُّهُمْ أحْسَنُ عَمَلا



    ما آن چه را كه روي زمين است زينت آن قرار داديم ، تا آنان را بيازماييم كه كداميك نيكو كارترند .[6]



    آيات ديگري هم حكايت از آن دارند كه خداوند با شر و بدي ها،ناراحتيها و ناخوشيها و دشواريها،انسان را ميازمايد:



    وَ لَنَبْلُوَنَْكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الامْوالِ وَ الانفُسِ وَ الثَّمَراتِ



    حتما شما را با اموري مانند ترس،گرسنگي،كاستي در داراييها و جانها و نيز آسيب در محصولات كشاورزي ،مي آزماييم.[7]



    لِتُبْلَوُنَّ في أمْوالِكُمْ وَ أنْفُسِكُمْ وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذينَ اُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الَّذينَ أشْرَكوا أذيً كَثيراً وَ إنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الامُورِ



    "بي ترديد شما در مال و جانتان آزموده مي شويد و بي ترديد از كساني كه پيشتر به ايشان نعمت داده ايم و نيز از مشركان ، آزار بسيار مي بينيد و البته اگر صبر و بردباري و پرهيز پيشه كنيد، اين ، از استواري و پايداري شما در امور است.[8]



    وَ أمّا إذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقولُ رَبّي أهانَنِ



    و اما آن گاه كه خداوند آدمي را با تنگ گرفتن روزي بر او، مي آزمايد، مي گويند:پروردگارم مرا خوار و كوچك شمرده است.[9]



    يكي از ابتلائات بسيار مهم،آزمايش به مال و فرزندان است.



    وَ اعْلَموا أنَّما أمْوالُكُمْ وَ أوْلادُكُمْ فَتْنَةٌ وَ أنَ الله عِنْدَهُ أجْرٌ عَظيمٌ



    آگاه باشيد! بي ترديد دارايي ها و فرزندان شما وسيله ي آزمايش است.و نيز آگاه باشيد كه البته پاداشي بس بزرگ نزد خداوند است.[10]



    علاوه بر دارايي و فرزندان امور ديگر نيز آدمي را به فتنه مي اندازد.بدين سان كه انسان ميان رضايت و خوشنودي خدا و خواسته ِ خودش يكي را بايد برگزيند.



    قُلْ أنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أبْناؤُكُمْ وَ إخْوانُكُمْ وَ أزْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ أمْوالٌ اقْتَرَفْتُموها وَ تِجارَةٌ نَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أحَبَّ ألَيكُمْ مِنَ الله وَ رَسولِهِ وِ جِهادٍ في سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّي يَأْتِيَ الله بَأمْرِهِ وَ الله لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ



    اي پيامبر به مسلمانان بگو:اگر چنان است كه پدران و فرزندان و برادران و همسران و خيشاوندان شما و نيز ثروت و اموالي را كه كسب كرده ايد و تجارتي كه از بي رونقي آن مي ترسيد و خانه هايي كه از آنها خرسنديد نزد شما از خدا و رسول و جهاد در راهش محبوب تر است، پس منتظر باشيد تا خداوند فرمان عذاب خود را بياورد. و البته خداوند گروه بدكاران را هدايت نمي كند.[11]



    پس تا اينجا بطور اجمال دانستيم كه خداوند،انسان را به امور خير و خوشايند مانند:مال و ثروت ،سلامتي و تن درستي، فزوني نعمت، پيروزي و كامروايي، زينت و زيبايي، فرزند و ...و امور شر مانند:بيماري،ترس،گرسنگي و ... مي آزمايد.



    نكته ديگري كه جالب است بدانيم ،آن است كه اختلاف درجات و طبقات در ميان مردم خود نيز آزمايش بسيار مهمي است.اختلاف در مقام و منزلت اجتماعي،موقعيت علمي،سطح فرهنگي و... همه براي امتحان انسانهاست.



    وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ في ما آتاكُمْ



    برخي از شما را بر بعضي ديگر به درجاتي برتري داده است تاشما را در آنچه كه عنايتتان فرموده بيازمايد.[12]



    مثلاً اختلاف مالي يكي از روشن ترين موارد آزمايش است.چنانكه در حديث قدسي آمده است كه خداوند خطاب به بندگان مي فرمايد:



    إنّي لَمْ أُغْنِ الْغَنِيَّ لِكَرامَةٍ بِهِ عَلَيَّ وَ لَمْ أُفآقِرِ الْفَقيرَ لِهَوانٍ بِهِ عَلَيَّ وَ ممّاابْتَلَيْتُ بِهِ الأغْنياءَ بِالْفُقَراءِ لَمْيَسْتَوْجِبِ الأغْنياءُ الْجَنَّةَ



    من ثروتمند بي نياز را از آن رو كه حتماً كرامتي نزد من دارد بي نياز نكرده ام.و نيز نادار نيازمند را به خاطر آنكه نزد من پست و خار است فقير نكرده ام.من دارايان را بوسيله ناداران مي آزمايم و اگر نيازمندان نبودند بهشت بر بينيازان واجب نمي گشت.[13]



    حتي وجود اختلاف ديني و فكري به خاطر آزمايش انسانهاست.خداوند مي فرمايد:



    وَ لَوْ شاءَ الله َْجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَلكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ في ما آتاكُم[14]



    امير المومنين علي عليه السلام مي فرمايند :



    خدا هرگز جباران دنيا را در هم نشکسته مگر پس از آن که مهلت هاي لازم و نعمت هاي فراوان بخشيد ، و هرگز استخان شکسته ملتي را بازسازي نفرمود مگر پس از آزمايش ها و تحمل مشکلات . مردم ! در سختي هايي که با آن روبرو هستيد و مشکلاتي که پشت سر گذارديد ، درس هاي عبرت فراوان وجود دارد . نه هر صاحب قلبي ، خردمند است ، و نه هر دارنده گوشي شنواست ، و نه هر دارنده چشمي بيناست .[15]



    حضرت صادق عليه السلام فرمود : همانا چون خداوند خوبي بنده اي را بخواهدو آن بنده گناهي مرتکب شود خدا دنبالش او را کيفري دهد و استغفار را به ياد او اندازد و چون براي بنده اي بدي خواهد و او گناهي کند خدا دنبالش نعمتي به او دهد تا استغفار را از ياد او ببرد و با آن حال ادامه دهد و اين است گفتار خداي عز و جل : «به تدريج و آهستگي آنها را غافلگير کنيم از راهي که ندانند »[16] يعني به سبب دادن نعمت هنگام ارتکاب گناهان .[17]



    از امام صادق عليه السلام معناي استدراج را پرسيدند ؟ فرمود : آن اينست که بنده اي گناه کند پس به او مهلت داده شود و برايش در هنگام گناه نعمتي تجديد گردد پس او را آمرزش خواهي از گناهان بازدارد ، پس او غافلگير شده از راهي که نداند .



    سماعه بن مهران گويد : از حضرت صادق عليه السلام از گفتار خداي عزو جل پرسيدم که مي فرمايد : « ايشان را به آهستگي و تدريج غافلگير کنيم از راهي که ندانند » فرمود : آن بنده ايست که گناهي مرتکب شود پس براي آن بنده با آن گناه نعمت هم تجديد گردد و آن نعمت او را از استغفار آن گناه سرگرم کند .

    و آن حضرت عليه السلام فرمود : چه بسا شخصي که به نعمت هايي که خداوند به او داده مغرور گردد و چه بسا کساني که با پرده پوشي خداوند بر آنها غافلگير شوند و چه بسا مردمي که به ستايش مردم فريب خورند .[18]







    [1]
    اعراف 168

    [2]
    انبياء 35

    [3]
    تفسير مجمع البيان 7/74

    [4]
    انفال 17

    [5]
    فجر 15

    [6]
    کهف 7

    [7]
    بقره 155

    [8]
    آل عمران 136

    [9]
    فجر 16

    [10]
    انفال 28

    [11]
    توبه 24

    [12]
    انعام 165

    [13]
    اصول کافي 2/ 265

    [14]
    مائده 48

    [15]
    نهج البلاغه مرحوم دشتي خ 88 / 1

    [16]
    سوره اعراف – آيه 182

    [17]
    اصول کافي ج 4 – ص 188

    [18]
    اصول کافي ج 4 – ص 188


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین

برچسب برای این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •