بالا
 دانلود نمونه سوالات کارشناسی ارشد پیام نور با پاسخنامه

 دانلود نمونه سوالات فراگیر پیام نور

 فروشگاه پایان نامه و مقاله




 دانلود نمونه سوالات نیمسال دوم 93-94 پیام نور

 دانلود نمونه سوالات آزمونهای مختلف فراگیر پیام نور

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 از مجموع 7

موضوع: بررسی ادیان تاریخی

  1. #1
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    filish بررسی ادیان تاریخی

    ادیان غیر آسمانی

    الف)دوره پیش از تاریخ

    مطالعات باستان شناسی نشان میدهد انسان نئاندرتال به نوعی متدین بوده واعتقادان دینی داشته انان اموات خود را با سلاح وغذا دفن می کردند تا احتمالا بعد به کار این اموات بیاید
    انسان کرومانیون که پیشرفته تر از قبلی ها بوه وکلک نسل قبلی انسان ها را کنده بود و از جمجمه بزرگتری هم برخوردار بود علاوه بر کار انسان های نئاندرتال شروع به نقاشی نقاشی روی در دیوار جایی که زندگی میکرد کرد و روی ابزار خودش خط وشکلی کشید وخیال کرد که این شکلها درشکار و جنگ کمکی به او میکند( هنوز این فکر در میان انسان ها وجود داره تعویذ ها نظر قربانی و...)
    اما در بین همه ادیان اولیه چند ویژگی مهم وجود دارد که نشان دینی مشترک بین ادیان بدوی به شمار می اید
    1)اعتقاد به توتم(شی مقدس)
    در بین همه اقوام بدوی مکان شئ ویا شخص خاصی وجود دارد که دارای حرمت وتقدیس خاصی در قبیله است وکسی حق دست زدن یا نگاه به ان را ندارد مگر زییس قبیله یا جادوگر قبیله( هر کسی دارای توتم خاص خودش است که اگر از ان جدا بشود برایش بسیار سخت است یکی مقام یکی پول سومی سجاده بعدی سیگار هرکسی توتم خاص خودش را دارد...) توتم در اکثر موارد روح قبیله هم هست وهمینطور نیا وجد ان قبیله برای مثال گاو در نزد بسیاری از قبیله ها توتم محسوب میشد مثل هند ایران مصر ویا عقاب شیر خرس سنگهای آسمانی ودر بسیاری ازموارد خود رئیس قبیله

    2)اعتقاد به مانا

    مانا لغتی است مالایی به معنای یک نیروی غیبی وناپیدا که در اجسام مختلف وجود دارد ودارای ویژگی جادویی است

    3) تابو
    اعتقادبه نجس وحرام بودن جیزی وممنوعیت دست زدن به ان این اجسام وافراد دارای نیرو مخرب هستند ودست زدن به انان زیانبار است
    اعتقاد به تابو با شذت وقدرت زیادی در جهان به ظاهر متمدن ما وجود دارد و به راحتی میتوان در هرگوشه مشاهده کردش

    4)فیتیش
    به معنای کمک گرفتن از قوای موجود در اجسام بیجان مثل سنگ های اسمانی استخوان و چوبها که دارای نیروی مفید برای صاحب ان ونیروی مضر برای برای دشمان ان فرد است در بین قبایل ابتدایی به چشم میخورد

    5) شمنیسم

    لغتی سیبریایی است که به معتلی تسخیر قوای طبیعت وکمک گرفتن از ان در راستای اهداف فرد(شمن)
    6) انیمیسم

    اعتقاد به وجود روح در تمام اجسام موجود در جهان که دارای احساس وعواطف هستند وهمینطور قدرت واراده انها درصورت خشمگین شدن دارای ضرر میشوند

    تتمه: دربین مردمان بدوی جهان ابتدا وانتها ندارد در دیدگاه انان جهان همواره پایدار است و ابتدا وانتهایی برای ان متصور نیستند( بیچاره ها عقلشان به همین حد بیشتر نمی رسیده )


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  2. # ADS
    نشان دهنده تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    محل سکونت
    -
    ارسال ها
    -

     دانلود نمونه سوالات نیمسال دوم 93-94 پیام نور با پاسخنامه تستی و تشریحی
     

  3. #2
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    ب)ادیان تاریخی
    نگاهی به دین های چند خدایی: درا بتدا انسان یگانه پرست بود او بصورت قبیله ای زندگی میکرد وهمه قبیله یک خدا ویک روح را می پرستید وزندگیش بصورت شکار میگذشت بنابراین مالکیت تمام جهان برای همه بود و همه مالک همه چیز بودند بعد انسان کشاورزی را یاد گرفت وبحث مالکیت زمین واب به وجود امد وانسان قبیله به دو دسته تقسیم شد دارندگان زمین و افراد فاقد زمین . وقتی جدایی وضعیت بوجود امد خدای قبیله هم دو تا شد خدای غلاب و خدای مغلوب خدای حاکم ومحکوم خدای غنی وفقیر هر نامی که ذوست دارید برای ان بگذارید واقیعیت این بود که مای انسانی به من تبدیل شده بود وانسان هایی که تادیروز برادر بودند حالا به دشمن هم تبدیل شدند
    ازیاینجا ثنویت در دین مردم پیدا شد
    بعد هرکس سعی کرد که خود را به طبقه بالا برساند ودیگران را پایین بکشد برای همین طبقه حاکم برای حفظ برتری خودش از 3عامل سیاسی اقتصادی اعتقادی استفاده کرد وقدرت را برای خوش حفظ کرد طبقه حاکم به سه بخش جدا ولی پیوسته تبدیل شد طبقه سیاسی که وظیفه حاکمیت سیاسی جامعه را برعهده داشت حاکم رئیس شاه و.... همه نامی برای این طبقه بود که جان مردم را به بندگی گرفته اند
    طبقه اقتصادی این افراد مالکیت کلیه اموال مهم در اختیارشان بود وسایل تولیدثروت مال این افراد بود این طبقه حاکم بر مال مردم است
    طبقه سوم طبقه اعتقادی بودکه پیشوایان دینی مردم بودند
    اینجا محل بوجود آمدن تثلیث در دین بود 3 خدای متحد که یکی هستند
    اما قبایل و شهر ها تنها نیستد انها کنار هم رشد میکند باهم ادغام می شوند میحنگند و مهاجرت میکنند وخدایان خود را با هم میبرند دین پلی تئیسم اینگونه بوجود می اید

    1) سومروبابل باستان

    سومریها اعتقاد به چند خدایی (پلی تئیسم) داشتند یعنی اعتقاد بوجود خدایان گوناگون که هرکدام بخیشی از مقدرات جهان را رقم میزدند
    انها صاحب 4 خدای برتر ومهم بودند که به نامخدایان خلاق می شناختندشان به نامهای کی الهه زمین.آن خدای آسمان.انلیل خدای خدای هوا وانکی خدای آبها
    خدایان مرتبه دوم شامل اوتا خدای خورشید ونانا خدای ماه و اینانا ملکه ی آسمان میشد اینانا مادر دو خدای دیگر بشمار میامد والهه عشق وجنگ هم بشمار می آمد
    نین اورتا خدای خشم وباد مخرب شرقی نیز جزء خدایان مهم این سرزمین بشمار میرفت

    سومریان ماه اول تابستان (تموز ) را جشن میگرفتند به انواع کارهای خلاف شرع میپرداختند که یاداور بازگشت دومزی خدای مردانگی وتابستان بود
    سومریها برای هر کوه ودشت و رود معتقد به خدایی بودند که برای راضی کردن او باید قربانی رشوه وتملق میدادند تا او از انان خوشنود شود
    افسانه خلقت
    افسانه های سومری بیان میکنند که انکی جهن را بشکل شبیه به معبد ساخته است بعد از آن نینورتا خدای دیگر سومری بر پرنده غول پیکر جهان را از نو می سازد
    او خدای دریا را در نبرد دیگری شکست داده و جهان از زیر اب پدیدار می شود
    اینانا ملکه اسمان عشق به دومزی خدای بهار و گیاهان میبندد اما پیش از وصال اندو ارشکیگیل الهه ی مرگ دوزی را میرباید وزمین گر زمستان میشود اینانا به سراغ خواهر رفته واو را باز پس میگیرد ودر روز اول تابستان انها به روی زمین باز میگردند وزمین دوباره گرم وبارور میشود سومریان هفته اول تابستان را برای یاد اوری این واقعه جشن میگرفتند به انواع کارهای دینی شامل شراب خواری جشن وصال کامگیری قربانی انسانی و.... میپرداختند
    افرینش انسان: بنا بر افسانه ها انکی ونینماه انسان را بوجود اورده اند
    سومریان معتقد بودند که خدایان آنان را از خاک رس و مخلوطی از خون خداییی افریدند که نسبت به انان خروج کرده بود برای انکه انسان مطیع شود خدایان مرگ را برای انسان حتمی کردندبنا بر افسانه ها انکی سیل وطوفانی فرستادن تا نژاد انسان را که بسیار پر جمعیت وپر سرو صدا بود منقرض کنداما خدایان ناگهان خود را گرسنه وتشنه یافتند چرا که دیگر انسانی نبود که برایشان قربانی کند
    ارواح سومری بعد از مرگ به سرزمین شمالی میرفت وتا ابد در آنجا باقی میماند

    تتمه: سومر باستان اثری مهم در بین النهرین داشت انان شروع تمدن وقدیمی ترین دولت شهر های متحد درتاریخ بشر هستند دین انان روی بابل اشور ارمنستان قدیم وآکدی اثری مستقیم داشد ودین انان مشابه با سومر ولی با نامی محلی بود
    خدایان سومری به یونان ومصز هم مهاجرت کردند و دین این اقوام را هم متاثر کردند

    2)اسیای صغیر

    هیتیها:مردمی از اقوام ساکن اسیای صغیر(اناطولی) از اقوام قدیمی ساکن این منطقه هستند انان ساکن سرزمینی سرد کوهستانی وغیر قابل کشت بودند پس برای ادامه زندگی مردم اقوام دیگر را
    آنان هم پیرو چند خدایی بودند در دین صحبت از هزار خدا است که مهمترینشان تیشاب الهه طوفان و اب و هوا بود خدایان هیتی به صورت انسانی نمود دارند همراه با سری از شیر یا گاو نر وعصایی در دست پدیدار میشوند
    همانند اشوریان حاکم بالاترین مرتبه دینی جامعه هم بود
    افرینش: خدایان هیتی با کشتار اژدهایان جهان را بوجود می اورند ار فلسش اسمان ار گوشتش زمین از خونش ابها و از موی اژدها جانوران و از دندانش گیاهان خلق میشوند
    افساه های هیتیایی از نبردی بی پایان در میان خدایان حکایت دازد بدین صورت که هر دوره یک نسل از خدایان پدران خویش را کشته وحاکم دنیا میشوند احتمالا هیتیهای مهاجر به یونان منشاء داستان نبرد اورانوس کرونوس وزئوس در افسانه های یونانی هستند(با توجه به قدمت بیشتر هیتی ها نسبت به یونانیان)
    سوری فلسطینی (فینیقیه): سرزمینهای سوریه وفلسطین که از نظر جغرافیایی یک منطقه بشمار می ایند منطقه مهمی بشمار میرود شهر های بزرگی چون تیر سودین وبعلبک جزء قدیمیترین شهرهای حوزه مدیترانه بشمار میایند
    این منطقه هم دارای دولت شهر های گوناگون ودر نتیجه چند خدایی بود
    سفال نوشته ها ی گوناگونی از این منطقه بدست امده که اطلاعات زیادی در رابطه با اعتقادات این سرزمین در اختیار ما قرار می دهند
    افسانه ها نشان میدهد که دو خدای ال و همسرش اشرا خدایان خالق سوری بودند با شکست دولت شهر حامی ال توسط دولتشهر حامی بعل. بعل خدای اصلی این مردم شد (در کتاب تورات بارها از بعل و اناث به عنوان خداییان فلسطینی نام برد شده وقران کریم در سوره صافات ایات123 تا130 از الیاس(ع) نام میبرد که قومش را از پرستش بعل بار میدارد)او خدای اسمان وباران است و بصورت گاو نر و رعد نمود پیدا میکند زندگی ومرگ او با دوره خشکسالی وپرمحصولی مشخص میشد اناث همسر وخواهر بعل الهه باروری وعشقوجنگ دومین خدای مهم سوری بشمار میرفت که بعد بوسیله عشتاروت شکست خورده وجایگزین میشود واو الهه جنگ وباروری وعشق میشود (از توصیف ایشان میگذریم چون بداموزی دارد)
    این مردم اعتقاد به تثلیث بعل عشتاروت و ملکارت سه خدای شهرهای صور صیدون و تیری داشتند که مهمترین شهر های این سرزمین بودند
    سوریها برخلاف مردم مصر ویونان وبین النهرین معابد بزرگی نداشتند و زیارتگاه های کوچک زیادی از این قوم پیدا شده که اغلب بدون سقف ودارای قربانگاه هستند
    قربانیان شامل انسان حیوانات نشاندار وگیاهان کشاورزی میشد
    افرینش
    بنا بر افسانه های سوری بعل با پیروزی بر یام خدای دریا جهان را از زیر اب خلق کرد
    وبنا بر افسانه دیگر او با موت خدای مرگ مبارزه میکند ولی شکست خورده ومیمیرد
    و عشتاروت در روز اول بهار او را باز میگرداند سوریان در این روز جشن میگرفتند وبه کار های خلاف می پرداختند
    سوریان اعتقاد به به تناسخ داشتند و معتقد بودند هرکس بعد از مرگ دوباره ودوباره به دنیا باز میگردد وتنها افراد بدکاز بصورت حیوانات وحشی برگشت داده میشوند

    تتمه:ادیان اسیای صغیر با توجه به اثر زیاد خود روی مصر یونان وهمینطور همنشینی با دین یهود ویافته های باستان شناسی بسیار مورد توجه قرار دارند وهر روز به اطلاعات ما در مورد دین مردم این منطقه بیشتر میشود


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  4. #3
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    3)مصرباستان
    تمدن مصر مدیون رود نیل است طولانیترین رود جهان به طول 4500 کیلومتر که تمدن را به مصر هدیه کرده است
    مصر، يكى از كهن ترين سرزمينهاى مسكونى جهان مى باشد كه آثار عصر حجر در آن فراوان ديده مى شود
    مصر باستان دارای دو نژاد متفاوت در شمال وجنوب خود بود مصر علیا و سفلی دو ساختار متفاوت ودرنتیجه خدای متفاوتی بودند ست وایرس خدایان اصلی دومنطقه بودند
    بنا بر افسانه ها رع خالق جهان است او ازمیان گلی پدید میاید او دارای قدرت نام گداری است در حالی که کسی نام او را نمیداند اما اورا به نام امون_ رع می شناسند او دریا را نام گذاشت وجهان دریا شد وبعد خواست تا زمین باشد وزمین از میان دریا برخواست او سپس به افرینش گیاهان حیوانات ودر انتها با خواست خود انسانها را افرید تا او را بپپرستند ودستیارانی هم برای خود برگزید او نماد خورشید بود وهر شب با اژدهای تاریکی نبرد میکرد و صبح هنگام او را میکشت و طلوع میکرد اما اژدها هرشب باز میگشت او 4 فرزند اورد که هرکدام تبدیل به خدای چیزی شدند شو و جب مرد و وتونف ونوت زن بودند
    شو وتونف نماد جو شدند جب تبدیل به زمین شد ونوت به الهه اسمان بدل شد ورع بر تمام انان جکومت میکرد که نماد خورشید بود پیشگوییها میگفت که فرزندان جب ونوت حاکمان جهان میشوند بنا بر این رع دستور داد تا در هیج روزی ازسال نوت صاحب فرزند نشود نوت در قمار اوکابیس (نمادماه) را میبرد وازو نورش را میگیرد و5روز به سال میافزاید
    وتقویم مصر 365روزه میشود و نوت صاحب 4 فرزند میشود ایریس و اسیریس ست و نفتیس اسیریس نام رع را میداند ودر گوش او میگوید رع به آسمان رجوع کرده وسلطنت زمین را به فرزندان نوت و جب میدهد مصر علیا به ایریس و اسیریس ومصر سفلی به ست ونفتیس (در میان مصریان رسم بر این بود که خواهر خود را به همسری میگرفتند وایریس و اسیریس هم خواهر برادر بودند هم همسر) ست به برادر خود کینه میگیرد وبرای او تابوتی میسازد واو را به میهمانی دعوت کرده میگوید هرکس که تابوت اندازه او باشد تابود متعلق به اوست اسیریس درون تابوت قرار گرفته وتابوت درست به اندازه اوست ست در تابوت را بسته واو را میکشد وبدنش را به 7 تکه تقسیم میکند ایریس با کمک انوبیس (شغالواره وخدای مومیایی) قطعات بدن او را جمع اوری کرده مومیایی میکند اسیریس به یاری همسر در سرزمین مردگان برخواسته وتبدیل به خدای سرزمین مغرب (نماد اخرت) میشود ایریس از شوهر صاحب فرزندی میشود که نامش هوراس است وبنا بر پیشگویی او بر ست پیروز میشود اما ست مکان او را بکمک کفتاری مییابد واو را درحالی که کودکی کوچک است میکشد اما هوراس به صورت ققنوسی دوباره به زندگی باز میگردد وست ولشگریانش را در نبردی سهمگین شکست میدهد ولی موفق به کشتن او نمیشود ست میگریزد برای نبردی بعد اماده خواهد شد وهوراس تبدیل به پادشاه مصر کامل میشود وفراعنه از نسل او هسنتد
    (افسانه بالا اسطوره افرینش وزندگی مردم مصر باستان بود باران نیل نبرد مصر سفلی وعلیا تقویم همه قطعاتی از پازل فرهنگی مردم مصر باستان بوده که به صورت افسانه واسطوره در امده است)
    معاد: بعد از مرگ اگر کسی مومیایی شده باشد به سرزمین مغرب میرود وگرنه روحش نابود میشود او سپس به نزد اسیریس میرود که ترازویی دارد که قلب او را وزن میکن اگر قلبش سبک باشد( منظور این است که گناه کمی داشته باشد و از پیروان اوباشد)
    راهی سرزمینی میشود که هیچ بیابانی ندارد وپرآب است اما اگر قلب او سنگین باشد قلب او به پایین میرود تا سرانجام بوسیله اژدهای اپوفیس خورده شود وفرد تا ابد در مکانی تارک وبد بو زندانی میشد مصریان برای راهنمایی مردگان خود کتابی به نام کتاب مردگان داشتند که ان را درکنار مرده قرار می داشتند که شامل سروده مقدس واعتراف بود اگر این کتاب بدون غلط نوشته شده می شد او به سلامت به سرزمین مغرب میرسید
    پایان دوران: پس از انکه ست لشگر کافی را جمع میکند به سراغ هوراس میرود وا و را شکست داده محاصره میکند در این هنگام اسیریس از دنیای مردگان برخواسته برادر را باخود می برد ونسل انسان در زمین به پایان میرسد
    دین مردم مصر مخلوطی پیچیده است انان هم دارای ثنویت هم تثلیث هم توتم پرستی هم انیمیسم حیوانات بسیاری در مصر مقدس بودند شاهین کبری سوسک شغال لک لک وگربه خدایان مصری به صورت نیمه حیوان نیمه انسان ظاهر میشده اند فراعنه خود را به درجه خدایی رسانده بودند برای زندگی بعد از مرگ تلاش زیادی میکردند وشدیدا به دین خود پای بند بودند دین مردم مصر با وجود اتفاقان گوناگون و اشغال این کشور بوسیله ادیان گوناگون تا زمان ورود اسلام باز هم پایدار باقی مانده بود
    راجع به انخ اتون:در 14 قرن قبل از میلاد مسیح فرعونی به نام امونهوتب 4 تلاش کرد که دینی تازه را در مصر بنا کند او پرستش امون را ممنوع کرد وبه جای ان دستور داد تا اتون را که به شکل دایره ای تصور میشد (دایره نماد کمال و بیپایانی است) پرستش کنند او شهر تبس را ترک کرد وشهر جدیدی را بنا کرد ودستور داد تا نشان امون را از همهی معابد پاک کنند اما عمر او کوتاه بود وپس از مرگ او در 29 سالگی جانشین او هورم هوب دوباره پرستش امون را رواج داد
    راجع امون: امون لغتی مصری به معنای پنهان استکه خدای مردی وکارهای بدبد است که به صورت انسانی با سر قوچ تصور میشود او در اصل خدای مردم تبس بودهکه با توجه به مرکزیت این شهر بدل به خدای اصلی مصر میشود امون همینطور به صورت مشترک با رع خدای خورشید هم بود او پدر خدایان نام گذار خالق ومالک همه چیز بود امون درکرت به زئوس مبدل شد مه بعد خدای یونانیان هم شد

    تتمه: مصر اولین تمدنی است که اعتقاد به معاد زندگی بعد از مرگ نبرد پایان جهان دارد وپیشگویی پایان زندگی بشر بر زمین را دارد دلیل این امر چیست محیط خشک بیابان ؟یاطبیعت خیال پرداز مردم مصر ؟ من به شخصه فکر میکنم که این قوم پیامبرانی داشتند اما بعد با تحریف انان به این گونه دین دچار شدند چرا که شباهت دین مصر باستان با ادیان سامی(اسلام مسیحیت یهود) غیر قابل انکار است خلقت از روی نام
    بیرون امدن زمین ازدریا زندگی بعد از مرگ پایان جهان همه نشانه هایی از توحید وایدئولوژِی ادیان سامی را درخود دارد


    4)یونان باستان

    یونان سرزمین مردم دروغگو وخالی بند سرزمینی که به عنوانمهد دموکراسی شناخته میشود اما دموکراسی دریونان تنها مربوط به اتن وانهم یک دوران کوتاه است که در ان غیر اتنی ها وزنان حق رای ندارند وبقول بعضی چیزی نیست جز حکومت یک اقلیت ازاد به اکثریتی برده یونان باستان سرزمینی دولت شهری بود وبخاطر همین نوع دینداری مردم پلی تئیسم مردم هر شهر قویتر خدایشان هم قوی بود ومهمتر. بییاید به سراغ این مردم خالی بند برویم وببینیم که جهان خود را چگونه تصور میکردند
    چون سیستم حکومت یونان مرکزیت نداشت پس دینداری انان هم دارای منابع وماخد گوناگون بود یک خدا را از بابل دیگری را از فنیقیه سومی را از مصر دزدیده بودند برایش افسانه ساخته بودند و به عنوان خدای خودشان به بقیه غالب میکردند برای مثال زئوس خدایی کرتی مصری بود یا افرودیت خدایی سوری و پوزیدیون خدایی بابلی وهفتاسوس خدایی هیتیایی یونانیان به سبب تاجر بودن ملتشان این خدایان را از دگر ملت ها وام گرفته بودند وحتی افسانه های انان را میتوان در منابع سومری بابلی یونانی مصری وهیتی دید که قدمتی به مرتب بیشتر دارند اما از حق نگزیم این ملت هوشمند وزیرک بودند که در این سرزمین کوچک وخشک یک تمدن ساختند تمدنی که هیچگاه جهانی نشد ولی ملتهای زیادی وامدار انند
    افسانه خلقت
    افسانه های یونای بسیار گوناگون ومتنوع هستند خدایی که در یک شهر به خوبی معروف بود برای شهر دیگر یک خدای مهاجم و ازار رسان به حساب می امد دو منبع اصلی برای افسانه های یونانی هست که اولی به قرن 8 قبل از میلاد ودومی به 2 قبل از میلاد برمیگردد
    بنا بر افسانه ها خدای چواس( اشوب) منبع پیدایش همه چیز است از او گایا (زمین) که عمیقترین بخش ان تارتاروس است وهمینطور اروس(هوس و از) بوجود میاد سپس چواس شب را پدید میاورد و اولین فرزند گایا اورانوس خدای اسمانهاست سپس او کوه وتیتان ها را بوجود میاورد(این بخش از میتولوژی یونان مربوط به دوران مادر سالاری است وگایا به عنوان مادر زمین نماد افرینش تنهایی است) تیتانها قوی وبزرگ بودند وبسیار جاه طلب وازار رسان جوان ترین ومهمترین فرزند گایا کورونوس(زمان) است که حکومت مادر را برنمی تابد و او را خلع کرده وخودش خدای خدایان میشود واوست که سیکلوپ(غول شاخدار یک چشم) را می افریند(این بخش مربوط به تغییر حکومت از مادر سالاری به مرد سالاری است) همچنین او اورانوس را شکست داده و به دورترین نقطه اسمان تبعید میکند در جنگ میان کرونوس واورانوس خون اورانوس به دریا میچکد که افرودیت(الهه عشق) را بوجود می آورد بنا بر افسانه ها ی یونانی پسران جای پدران را در حکومت میگیرند( ترسی ناخوداگاه نسل قبل نسبت به نسل بعد و کودتاهای پدرکشانه در دولت شهر های یونانی منبع این اعتقاد است) وکورونوس نسبت به فرزندان خود ترسی در دل دارد بنابراین همهی 5 فرزند اول خود درهنگام تولد را میبلعد اما رئا همسر او در مورد ششمین فرزند او را فریب داده وسنگی را قنداق کرده به جای زئوس فرزند ششم به کرونوس میدهد(همیشه عشق مادر به فرزند از همسر بیشتر است) او زئوس را به کرت میبرد وبزی او را شیر داده تا بزرگ می شود بنا بر افسانه ای زئوس شاخ بز را در هنگام بازی میشکاند و بعد به تلافی او را در میان ستارگان جای داده صورت فلکی جدی را میسازد( یونانیها به ستاره شناسی علاقه داشته و برای هر صورت فلکی افسانه ای داشتند) زئوس به سراع پدر رفته و 5 خواهر وبرادر خود را که پدر بلعیده بکمک مادر برمیگرداند (شامل هستیا دیمتر هادس هرا و پوریدیون) وبا کمک انان وسیکلوپ ها تیتان ها را شکست داده و انان را در تارتاروس زندانی میکند
    او سیستم حکومتی جدیدی را بنا میکند پوزیدیون خدای دریا میشود هادس خدای زیر زمین و زئوس خدای اسمان میشود دیمتر خدای کشاورزی وهستیا خدای اتش خانه(اتشی که همواره باید روشن میماند ونماد خانواده بود و ما به آن میگوییم اجاق)
    هرا همسر زئوس والهه ازدواج ومحافظ کودکان شد



    خدایان اولمپ
    زئوس حکومتش را در کوه اولمپ بنا کرد ودوازده نفر حاکمان این منطقه بودند علاوه بر 6 خواهر وبرادر بهمراه آرس خدای خشونت آتنا خدای خرد ونبرد اپولو خدای خورشید وکمان
    ارتمیس الهه شکار وماه هرمس خدای دزدی پیامرسانی و درمان وهفتاسوس خدای اهنگری 12 خدای اصلی اولمپ بودند ازدیگر خدایان عیر اولمپی میتوان به دیزونیوس خدای شراب که تراژدی وکمدی از نوادگان مراسم مخصوص او هستند پرسوفنه الهه بهار هم فرزند دیگری از زئوس است همچنین او صاحب 9 دختر(موز)از الهه یاد شدکه هرکدام مسئول یک هنر بودند
    یونانی ها همچنین به موجودات قرقاطی اعتقاد زیادی داشتند ساتیر که نیمه بز نیمه انسان بود سناطور که نیمه اسب نیمه انسان بود گورگن که نیمه مار نیمه ادمی بود
    سیرن ها که پرندگانی ناسر زن بودند وکنار دریا آواز میخواندند تا ملوانان را به صخره ها بکوبند از جمله موجودات شتر گاو پلنگی یونان بودند
    افرینش انسان)
    اینجا هم افسانه ها گوناگون است برای مثال تبثیها معتقد بودند که انسان از کاشته شدن دندان اژدهایی در زمین افریده شده اما مهمترین افسانه بدین صورت است که
    که تیتانی بنام پرومنته(به معنای پیش آگاه )انسان را از آب وزمین افرید انسان در پیش خدایان میزیست وخوشوقت بود تا انکه زئوس حاکم اولمپ شد او انسان ها را به انواع بدبختی الوده کرد(جعبه پاندورا) وتنها امید را برای انسان باقی گذاشت انسان در زمین سرد وتاریک تنها بود تا انکه پرومنته آتش را از کوره هفتسوس دزدیدوبرای انسان اورد زئوس به خاطر اینکار او را به کوه های قفقاز تبعید کرد تا در انجا کرکسی هر روز از جگر او بخورد و تا فردا جگر او دوباره بروید
    پس از مرگ روح انسان به زیر زمین میرود و وارد سرزمین هادس میشود او باید از رود یاس عبور کند و وارد رود مرگ شود و روح او تا ابد درانجاست افرادی که بر علیه خدایان قیام کنند در تارتاروس به بند کشیده شده وشکنجه میشوند مثل سیزف که سنگی را باید از روی کوه بغلطاند وتا بالا ببرد یا اطلس که زمین روی دوش اوست
    تتمه: یونان جزو تمدن های مهم تاریخ است بدلیل علاقه اروپایی ها به داشتن ریشه و اصلی اروپایی وقبولاندن این موضوع که تمام ویژگی های تمدن جدید از اروپاست یونان را پرچم کرده و سعی میکنند به زور همه تمدن جهان را به یونان ربط بدهند این با تو جه به این که ما دشمن تاریخی یونان بودیم برای تمدن ما خیلی گران از اب در امده است
    (بخش مربوط به یونان با کمی کینه نوشته شده است شرمنده ام اما دشمن خیلی نامرد است و من هم به عنوان یک ایرانی شرقی مسلمان وظیفه زیرآبزنی دارم)
    تمدن روم هم با دزیدن خدایان یونانی وغالب کردن آن با نام جدید که الان مردم بیشتر با ان اشنا هستند نشان داد که دست بالای دست بسیار است در حال حاضر مردم جهان با مارس بیش از آرس و با ونوس بیش از افرودیت اشنا هستند در حالی که اینان یکی هستند


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  5. #4
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    5)مردم نورس(اسکاندیناوی)
    در میان اروپای قبل از مسیح بی شک مردم منطقه اسکاندیناوی دارای اعتقادات جالبی بودند این مردم دارای یک میتولوژی قوی یک اعتقاد راسخ و روحیه سلحشوری بالا بودند (طفلکی ها بخاطر سرما 6 ماه سال رو خونه بودند باید هم می نشستند و داستان و افسانه برای خودشان می ساختند)
    ساختار قبیله ای وپدر سالاری این منطقه نیاز به دین ساختمانی ودارای سلسله مراتب را نشان میدهد درساختار دینی مردم نورس اودین خدای جنگ شعر خرد و جادو مهمترین خدا وپدر خدایان بود وهمسر او فیگی الهه ی خانه بود سپس تور خدای صاعقه وحامی سایر خدایان در برابر هیولا ها بود فری و فریا دو خواهر وبرادر الهه پیروزی وقدرت هم جزء خدایان مهم بودند در برابر آنها خدایان بد وخبیپ هم وجود داشتند که لوکی پسر ادین مهمترینشان بود دینداری نورس ها دارای ساختار خاصی است در این دین حیوانات نقش مهمی دارند گرگ کلاغ خرس هرکدام جزء حامیان یک خدا بودند وحیواناتی مثل اژدها هم بوفور در این دین دیده میشود والیکری ها هم افراد مهمی بودند که توضیح لازم را در بخش اخرالزمان در موردش خواهم داد میتولوژی نورسی شامل دورف ها(کوتوله) الف ها(جن یا پری جنگلی) وهمینطور 3 نورن است که این 3 خواهر عمر انسان ها را در دست دارند همچنین نورسی ها اعتقاد به وجود 2 بخش روحی در وجود هر فرد بودند فیلیجا یا بخش خوب روح و هامینیجیا یا بخش بد روح(ممکن است این ویژگی دین نورسی بعد ها توسط کلیسای کاتولیک در مورد ارواح دزدیده شده باشد) خدایان نورسی هم به دو بخش تقسیم میشوند آسیر یا بخش خوب و وانیر یا روح بد اودین در رهبر آسیرها بود که بعد به صورت خدای خدایان در می اید خدایان آسیر که شامل 12 نفر میشدند در آسگارد زندگی میکردند
    افسانه خلقت
    اغاز دوران با چدین دوره آشوب ودرهم برهمی همراه است(این ویژگی قابل توجه در تمام ادیان دارای ساختار وجود دارد) ابتدا غولها بوجود میایند بعد از نسل انان خدایان نورسی افریده میشوند(براندازی نرم وخیانت از داخل که باز هم در ادیان تاریخی زیاد دیده میشود) جین آن گاگاب دهانه دنیا است جوت ان هیم سرزمین غول ها نیفلهیم منطقه سردو موثپلشیم منطقه گرم زمین است درخت بزرگ زندگی یاگداسیل در تمام زمانها و مکان ها ریشه دوانیده اما این درخت بوسیله اژدها ی نیدهوگ زیر حمله است چشمه خرد هم زیر یکی از ریشه های درخت زندگی است(با توجه به جنگلی وبرفی بودن منطقه این افسانه ها قابل توجیه اشت اما چرا در تمام افسانه های خلقت یک مار دشمن وجود دارد نمیدانم)
    بنا بر افسانه های نورسی اولین انسان و پدر نژاد انسانی بوسیله خدایان ساخته شده بنا بر همین افسانه ها اودین هونیر ولوکی الف ها دورف ها وانسان ها را برای کمک به خود در نبرد با غول ها افریدند دورفها از سنگها الفها از بخار ومه جنگل ها وانسان از خاکستر درخت کاج(توتم مردم نورس) افریده شد اولین انسانها اسک والمبا بودند
    پایان دوران بنا بر افسانه های نورسی در محلی به نام واهالا بربالای کوهی اتشفشان نبرد پایان دوران بنام راگنوراک رخ خواهد داد در این نبرد خدایان وغولها به جنگی سهمگین خواهند پرداخت وهمه در پایان کشته خواهند شد ودوره ارامش وصلح در جهان شروع خواهد شد در این جنگ خدایان نورسی میکشند وکشته میشوند برای کمک به خدایان والیکری ها (دختران باکره جنگجو ) از طرف تور مامورند تا ارواح جنگجویان کشته شده را جمع کرده وبه والاها بیاورند تا در نبرد پایان دوران شرکت کنند بخاطر همین نورس ها علاقه خاصی به نبرد وکشته شدن داشتند

    تتمه:میتولوژِی نورس تاثیر خود را روی دنیای معاصر گذاشته است کافی است به روز های هفته در انگلیسی نگاه کنید موندی(دوشنبه) روز مون خدای کار تورزدی (5شنبه) روز تور خدای صاعقه و محافظ مردم فریدی(جمعه ) روز فری خدای پیروزی وموفقیت

    6) هندوییسم
    هندوستان محل ترکیب دین های گوناگونی است بودا از این سرزمین برخواست اما پیرو چندانی نداشت هندویسم یا دین برهمایی دین مردم اریایی مهجر به این سرزمین است اسلام ار قرن دوم هجری شروع به نفوذ در این سرزمین کرد ومسیحیت هم از قرن 16 میلادی با اروپایی ها وارد این سرزمین شد سیک ها هم جایی برای خود پیدا کردند زردشتی های ایران هم پعد از جارو شدن توسط مسلمانان در گوشه این سرزمین اقلیت کوچکی را تشکیل دادند و جینیمیست ها هم جزء اقلیت های پولدار این سرزمین هستند اما مهمترن دین این سرزمین هندو یا برهمایی است که دارای ریشه ای 3000 ساله در این سرزمین است یک نگاه کوتاه میتواند ما را با دین جالب مردم هزار فرهنگ وهزار ایین
    لغت هندو از رود ایندوس در هندوستان گرفته شده است و لغتی انگلیسی است درحالی که مردم ایران به سبب همسایگی و نزدیکی با این مردم به انان برهمن میگوین که نام یکی از خدایان مهم هند است ولی خود مردم هند برای اعتقادات خود از لغت سانسکریتی سانتادا دراهما استفاده میکنند که به معنای ترس درونی دینی وجدانی دین مقدس است(دراهما در سانسکریت به معنای وظیفه .دین .مقدس و...است)
    دین هندو پیروانش را ترقیب میکند تا هر چیز قوی و قدرتمندی را که دید بپرستد (بنا بر این یک هندو ممکن است صبح پدر ومادرش را بپرستد ظهر آشپز را غروب صاحب کارش و شب خانه خود را واین حقیقت است وشوخی نیست)دلیل این امر این است که دین هندو از مردمش می خواهد تا حقیقت برتر را بپرستد اما بعد این حقیقت برتر تبدیل به واقعیت قویتر شد اما مردم هند برترین وقویترین حقیقت را (که در ادیان دیگر به خدا معروف است)را بانام برهما میشناسند
    در دین هندو تعداد راهنمایان (پیامبران )بی حد وحصر است هرکس که از جایش بلند میشد ادا میکرد که راهنمای مردم است ودین هندو منبع ثابتی مثل قران انجیل یا کتاب مردگان وجود ندارد ودین هندو راه های گوناگونی برای رسیدن به حقیقت برای پیروانش گذاشته است محدوده دین هندو شامل هند نپال وبالی اندونزی است واقلیت هندو در سریلانکا بنگلادش فیجی وافریقای جنوبی(مهاجر هندی پذیر ترین نقطه دنیا) دیده میشود دین هندو شامل 900 ملیون نفر پیرو است که سومین دین بزرگ دنیا یعد از مسیحیت و اسلام است هندویسم تاثیر قابل توجهی روی فلسفه ایران ویونان باستان دارد دین هندو بکمک مدیتیشن ویوگا و جادو بهمراه ریاضت کشیدن نفوذ قابل توجهی در غرب بعد از مسیح دارد ( حتی این نفوذ را میتوان در کتاب فروشی های خودمان هم دید)

    دراهما چیست؟ توضیح دین هندو بسختی خوردن غذاهای تند هندی است هرکسی معتای ان را درک نمیکند و اکثر مواقع نامفهوم است وبرای درک این دین باید فرهنگ وزبان مردم هند را بلد بود(که بنده نیستم) مفهوم دین واعتقاد در هند با انچه ما از دین داریم خیلی متفاوت است در ایین هندو هر فرد دارای یک روح ابدی است وبصورت متوالی به دنیا باز میگردد تا برای رسیدن به ارامش وهمراهی با راه دراهما تلاش کند و کسانی که به این ارامش برسند در شیوا حل شده و به ابدیت میرسند (همان فنا الی الله)در دینهای سامی(اسلام مسیحیت ویهود) تنها یک دین صحیح وجود دارد وتنها یک راه دینی وجود دارد که هرکه از ان خارج است از دین هم خارج است اما دین هندو همانند رودخانه پر از شاخه راه متفاوتی برای رسیدن به دین وجود دارد
    درهما مهمترین بخش از تصورات دین هندو را تشکیل میدهدو تمام تلاش برهمایان بر این است تا طبق این عقیده زندگی زندگی کنند هرکس این روش را دنبال کند پیرو ساناتانا دراهماست
    برهما حقیقت بی پایان: مدارس بسیاری عقیده هندو را تدریس میکنند هر مدرسه سبک خاص خودش را دارد اما سبک مدرسه ودانتا به عنوان راه رسمی دین هندو شناخته میشوندبنا بر سیستم ودانتا بالاترین حقیقت وجودی جهان که اتمن است حقیقت بیپایان در پشت نام مخفی است اما ان را به نام برهمن میشناسند
    این حقیقت بی پایان فاقد خواست بد یا خواسته های نفسانی است او فاقد هر ویژگی محدود کننده از قبیل سن جنس قیافه و.......است
    اما برای ذهن محدود انسانی این مفهوم غیر قابل لمس است پس یک برهمای محدود مورد نیاز است که به نام ایشوارا(بمعنی ارباب) معروف است برهما ی محدود در سه وجود متجلی میشود برهما ویشنو وشیوا که به صورت یک حلقه دینا را در بر گرفته است برهما روح سازنده جهان است که سازنده همه چیز را از عدم بوجود میاورد
    ویشنو خواست است هرچه او بخواهد همان خواهد شد و شیوا نابودگر است همه چیز را به عدم می فرستد همچنین ایشوارا به صورت شاکی الهه قدرتمند هندی و گانیشا فیل سر نمود پیدا میکند همچنین برهما ممکن است بصورت انسانی هم نمود پیدا کند کریشنا که اواتور(عروسک جسم بیجان صورت) ویشنو است وراما در رامایانا(راه راما)نمود هایی از خدای هندی در حهان است
    برهما همچنین به 3 صورت سات(حقیقت)سیت(فهم شعور)اناما(شادی)نمود دارد
    برهما 10صورت عمده دارد که در سانسکریت به پوران(احتمالا از پور به معنای پسر فارسی)معروفند:ماتسیا(ماهی)ک ورما (لاک پشت)واراها(گراز) ناراسیمها(شیر نر)
    وامانا(کوتوله) پاراشنا(مرد تبر دار)راما (مرد کماندار)کریشنا (انسانی امدادگر) بودها(روشنگر) وکاکیل(انسان اینده)
    از انجا که دین هندو به فردیت اهمیت میدهد پس برهما بهصورت گوناگون به انسان های گوناگون ظاهر میشود
    جهان برهمایی مدام در حال تغییر است مثل خود برهما وهیج چیز در ان جز برهمن ابدی وازلی نیست انسان هم مثل جهان ناپایدار است وهی به دنیا بر میگردد ودنیا متعلق به برهماست همانطور که نور ماه متعلق به خورشید است ماری که دم خود خود را میبلعد نماد کاملی از تصور هندویسم از دنیاست
    تتمه: هندویسم یک دین زنده است کتاب دارد دین هندو بصورت یک دوره بیپایان است انتها وابتدا ندارد سروته هم ندارد مرگ پایان زندگی نیست شروع زندگی دیگری است تناسخ وتماسخ در بین انها معمولی است حیوانات مقدس هستند یک فسیل دینی زنده در دنیاست با ترکیبی از توتم وتابو قهرمان اساطیری فلسفه رنج ویکسری عقاید اولیه دیگر هرکس از سر وته آن چیزی فهمید بقیه را هم خبر کند


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  6. #5
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    7)زردشت
    دین مردم ایران باستان پیش از ورود اسلام که اکنون بصورت یک خاطره دینی وفسیلی باستانی درامده است که پیدایش ان مربوط به سه هزار وهفتصد سال بیش است کتاب مقدس زردشت اوستا است که شامل گاث ها یسنا یشتها ویسپارد وخرده اوستا است
    زندگی
    تولد زردشت را در 6 فروردین در دو سرزمین اتروپاتران(ارومیه )و گی (ری)نقل کرده اند داسان های اساطیری زیادی راجع او وجود دارد اما خلاصه انکه انکه در سن پانزده سالگی از مردم کناره میگیرد ودر بیست سالگی خانه پدر را ترک میکندو در سی سالگی اعلام پیامبری میکند وپسر عمویش مدیماه به وی میگرود ودر دریاچه چی چست به اب فرو میرود و فره ایزدی بر او فرود می اید و اینگونه صاحب دانش میشود
    چنانچه رسم تمام پیامبران است در سرزمین خودش پیرو چندانی نمی یابد پس بهسرزمین شرقی ایران میرود ودین خود را به گشتاسب عرضه میکند وی میپذیرد و همه را به این دین فرا می خواند بخاطر همین جنگ با ترکان در میگیرد که پیامبر ازادمرد ایرانی در این جنگ کشته میشود
    افرینش
    بنا بر اعتقادات زرتشتی مادر جهان سالها به قربانی وصدقه میپردازد تا او صاحب فرزندی شود در اخرین روز ها شک میکند که ایا این همه قربانی فایده ای هم دارد یا نه پس از شک اور اهریمن واز امید او اهور امزدا افریده میشود مادر زمین نذر میکند که کودکش سرور جهان باشد اهریمن برادر را باز پس زده نخست به عالم وجود میاد وسپس هورمزد وارد عالم میشود پس قرار میشود که3000 سال حکومت با اهریمن باشد 3000 نبرد باشد و3000 سال اخر دنیا متعلق به هورمزد است پس هرکدام از دو برادر شروع به خلق موجودات میکند هورمزد 6 امشاسپند را می آ فریند واهریمن هم دیوها را امشاساسپندان فرهور ها را بوجود می آورندو دیوان پاپریکا ها را
    هور مزد زندگی را آفرید و اهریمن مرگ را هورمزد آب را واهریمن خشکسالی را
    خلاصه هرکدام چیزی می افرید دیگری ضد ان را
    انسان بنا بر افسانه ای هوشنگ بخستین انسان بود که از ساقه نی ای درکنار رود سیحون همراه با گاوی وارد جهان شد(گاو حیوان مقدس ایرانیان وتوتم ایرایان بوده)
    و اهریمن تمام تلاش خود را میکند تا تیرگی وپلیدی را بر او غلبه کند
    وانسان برای نبرد با دیو ها واهریمن باید بر 3 اصل پندار نیک گفتار نیک و رفتار نیک پیروی کند
    سیر جهان
    جهان در دیدگاه زردشتی محل نبرد میان خوبی وبدی است و هرکس به سمتی میرود یا به خوبی یا بدی اما پیروزی نهایی با خیر است سیر جهان بدین صورت است دوره اول پیروزی با بدی است دوره دوم نبرد میان خیر و شر شروع میشود که زردشت در میان این دوره متولد میشود در دوره نهایی پیروزی با خیر است که با ظهور سوشیانت از میان دریاچه چیچست و نبرد نهایی میان خیر وشر اهریمن نابود میشود وجهان سرشار از خیرو نیکی میشود
    پس از مرگ : بعد از مرگ روح انسان 3 روز در میا ن خانه خویش است سپس عازم چینوت شده ودر مقابل 3 قاضی مخاکمه میشود انان اعمال خوب وبد او را به ترازو میشند سپس او از روی پلی عبور کند اگر فرد نیکوکار بشد پل برایش فراخ میشود و و اگر فرد بدکار پل برایش بارک واو به میان تاریکی وسرما سقوط میکند و روح افراد نیکوکار وارد انهوو هیشت (بهشت) میشود در پایان دوران سوشیانت ظهور کرده ارواح را دوباره محاکمه میکند سپس زمین از نسل انسان پاک خواهد شد
    تتمه: بعضی آیین زردشت را متهم به ثنویت و اتش پرستی میکنند بخصوص این مهم در میان اعراب زیاد دیده میشود در حالی است که بنا بر نوشته گاث ها (که بخش رسمی منتسب به زردشت در اوستا است) اهورا مزدا انگره مینو (اندیشه پلید) و سپند مینو (اندیشه نیک را) آفریده است که بعد انگره مینو بدل به اهریمن شد و سپند مینو نام اهورا مزدا را به خود گرفت در ضمن هیچ زردشتیی اهریمن را نمیپرستد یا برایش قربانی وحق حساب نمیدهد (همانطور کهما شیطان را بد میدانیم و یزید را پیرو شیطان) درمورد امشاسپندان هم که شش یاور هورمزد هستند به چهار فرشته مقرب خدا نگاه کنید که بعضی از امورات جهان مثل فبض روح پیام رسانی نزول بارا ن بواسطه انان انجام میشوند وعامل اصلی خداست در مورد آتش هم اولا ایین ژردشت هر آتشی را نمیپرستد بلکه آتش گیاه خاصی که در جای خاصی است را به عنوان محراب قرار داده ودر برابر ان هور مزد را ستایش میکندثانیا ما مسلمانان هم بر خاک سجده میکنیم در مسجد وبر روی سجاده نماز میخوانیم و به دور کعبه طواف میکنیم و در میان هجر اسماعیل ورکن یمانی(مقدس ترین نقطه دنیا طبق بعضی روایات شیعه ) وزیر ناودان طلا حاجت میخواهییم حال شما بگویید ایا ما مسلمانان خاک مسجد کعبه مهر وسجاده وناودان طلا را میپرستیم یا خدا را؟ تازه در قرآن خداوند بواسطه درختی مشتعل در کوه طور با موسی(ع) سخن میگوید و از درخت آواز می آید که((انا ربک اعلی)) ایا درخت خدانیست و ما نباید این درخت را بپرستیم؟ یا انکه این درخت یک تلفن بیش نیست قضاوت با خود خواننده است

    8)چین باستان

    چین سومین سرزمین پهناور جهان است وپهناورترین دریاها وبزرگترن بیابان ها ان را در بر گرفته بنا بر افسانه های چین پان کو (نخستین انسان) جهان را در هجده هزار سال در مدت 2ملیون سال پیش به دنیا شکل بخشید
    او درحالی که کار میکرد از نفسش ابروباد از رگهایش رود از گوشتش زمین
    ا ز استخوانش فلزات از عرقش باران پدید امد وانسان هم از از حشرات روی بدنش بوجود امد (وحدت کل جهان) در زمان او مردم چون ددان زندگی میکردند
    دین مردم چین مخلوطی است از عناصر مختلف بخش اصلی ان شامل فلسفه ای است بدین مفهوم که تمام چیز ها در جهان از دو عامل متضاد بنام یانگ ویینگ یانگ نماد مردانگی گرما ونور است یینگ نماد زنانگی وتولید وباروری است وپنج حالت ماده شامل اب انش خاک چوب وفلز حاصل تعامل این دو عامل است
    در طول زمان مردم چین از دوره انمیسم فیتیش وتوتمیسم گذشته اند یادگاری هم از ان دوره با خود دارند برای مثال انان معتقدند که ارواح نیاکان انان پیوسته مراقب انان است و خواهان اسایش انان است
    تائوئیسم(تائو مسیرش اینگونه بود): عبارت است از مجموعه ای از اعتقادات وجادو و اوهام که پایه فکری و دینی مردم چین است که تعریف ان این ست : مرد دانا حواس خود را برای درک اشیا خسته نمیکند بلکه او نظر به مسیر دنیا دارد
    تائو دارای ویژگی تقدیس ارواح گوناگون است
    این دین امروز در چین مرده اما جنبه جادویی ان هنوز در جین هواخواه زیاد دارد
    کنفیسیوس:بیش از که یک دین باشد یک منش و رفتار ویک ویژگی دینی است او چهار کتاب به نام های انالکت و تاهسوئه ومین و منسیوس دارد که توسط شاگردانش نوشته شده است دارد که تعالیم او را منتقل میکند
    او میگفت مردم از جاده مکارم اخلاقی که بواسطه پدرانشان نظم داده شده است دور شده اند و او وظیفه دارد تا انان را دوباره به طریقه لی(سنت) باز گرداند(کنفسیوس نماد سنت گرایی وپیامبر سنت است و عاشق اسلاف وگذشتگان ) در جهان او قانون شو حاکم است که به قانون سیمین معروف است "انچه برای خود نمیپسندی برای دیگران هم نپسند"(شبیه این جمله را امام علی(ع) را هم گفته است ) وقانون دوم این است "احسان را به نیکی وبدی را به عدالت پاسخ ده" و "حکومت یعنی هرچیز براساس لی سر جای خودش باشد" و "زندگی نیک وقتی است که انسان خودش نیک باشد" هدف کنفیسیوس این است که به انسان کامل برسد درنظر او پسری است که به والدین محبت کند پدری که با فرزندانش با عدالت باشد حاکمی که به زیر دستان خود عدالت کندو او به پنج خصلت خوب مزین است عزت نفس علو در همت خلوص در نیت شوق در عمل ونیکی در نشست وبرخواست( در کل چینی ها خیلی عشق گذشته بودند و دوست داشتند تا اینکه هر روزشان مثل دیروز باشه با این وصف معلوم نیست چطور انقلاب کرده اند؟)
    تتمه: دین چینی مخلوطی است از انیمیسم توتم بت پرستی واحترام به قهرمانان اسطوره ای وبا توجه به عزلت گزینی وتنهایی تاریخی این ملت دین انها خیلی تغییر نکرده تنها بودا و اسلام با سختی زیاد توانسته اند یک اقلیت کوچک را از چینی ها بگیرند


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  7. #6
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    9) ژاپن باستان (شینتو)
    ژاپن شرقی ترین منطقه اسیا است در حال حاضر یک دولت سکولار در این کشور حاکم است که کاری با دین مردم ندارد اما پیش از جنگ جهانی دوم اینگونه نبود امپراطور حکم فرزند خورشید را داشت و مردم مجاب به پرستش او بودند در زمان حال غلبه با شینتو و بودا است شینتو(به معنای راه خدایان) مخلوطی از اعتقادات باور ها واعمال دینی به اتفاق باور های اسطوره ای دین شینتو برخلاف بسیاری از ادیان دیگر نه اموزشگاه مذهبی منسجم دارد نهپیشوای و پایه گذار تاریخی ونه کتاب دینی مشخص در عوض به پرستش طبیعت و اجداد وارواح(خدایان)مقدس کامی که جزئی از طبیعت است میپردازد که شامل آسمان زمین باران وطوفان مقدس می شود ومراسم ساده ای شلمل اهدای هدایا مانند شمشیر و زره و لباس میشد وهمینطور توبه از گناهان وبدیها تا قرن 6 دین شینتو دارای نام و انسجام قابل توجهی نبود ( به دلیل ساختار جزیره ای و سیستم فئودال حکومت ژاپن) اما به دلیل ورود فزاینده بودا وکنفیسیوس از شرق و نیاز به یک دین منسجم برای ایجاد وحدت احساس میشد دین شینتو به سرعت جایگزین بودیسم در ژاپن شد( البته با کمک حاکمان ویک کشتار مذهبی و بستن مرز )و خدایان بودایی بدل به الهه های شینتو شدند معبد بودا با تغییری کوچک بدل به پرستشگاه شینتو و راهب های بودایی به محافظان معبد شینتو تبدیل شدند در اواخر قرن 8و اوایل قرن 9 میلادی یک معلم وراهب دینی به ام کوکایی(بعد به نام کوبوداشی) بودا و شینتو باستان را باهم همراه کرد و ریوبو شینتو(شینتوی دوم) را پدید اورد بله بودا شینتو را ضربه کرده بود تعلیمات قدیمی شینتو عقب نشینی کردند و تنها توانستند در قصر سلطنتی وتعدادی از معابد بزرگ باقی بمانند با وجودی که در این زمان امپراطور ژاپن بودایی شده بود اما راهبان شینتویی باقی مانده بدل جادوگران وپیشگویان این سرزمین شده بودند
    در اغاز قرن 18 میلادی شینتو بواسطه اموزش مناسب معلمانی چون مابوچی مووتوری نوریناگا و هیراتا اتسوتانا بدل به یک دین ملی قدرتمند شد درسال 1886 امپراطوری ژاپن نظام شوگان( فئودال وحاکم محلی) را در ژاپن بر انداخت بنا بر اموزه های شینتویی امپراطور فرزند خورشید وحافظ حکومت اموساترا (الهه خورشید) است مه او پدید اورنده ملت ژاپن است تعلیم بدی این بود که "ژاپن سرور دیگر ملت هاست"
    دنیا وارواح
    دردین شینتو توتم پرستی رواج خاصی دارد این قوم روباه خرس ببر برنج ارواح نیاکان وارواح جنگل رود بیابان وخورشید را میپرستند
    پرستش نیکان جایگاه خاصی در بین مردم ژاپن دارد انان مشکلات خود را با اتکا به این ارواح حل میکنند ومعتقدند که ارواح در میان مردم زندگی مینند تا مادامی که کسی بیاد انان باشد وگرنه تبدیل به خشم طبیعت شده البته ارواح کودکان از رود فراموشی گدشته و دنیا را فراموش میکنند در ژابن به ارواح کامی گفته میشود(به ارواح خوب ودارای قابلیت دوستی) که درای اقسام گوناگونی از قبیل رود اشپز خانه کوه امپراطوران مرده........(نشانه ای از انیمیسم) هیرانا مفسر مذهب شینتو در قرن 18 میگوید"همه مردگان به صورت خدایان جلوه گر میشوند وحوادث جهان بر اثر کار انهاست پدید اوردن انسانها حصول 4 فصل قحطی وپر محصولی همه حاصل کار انان است اگر انان را فراموش کنیم با سختی ومصیبت زیادی روبه رو خواهیم شد ارواح پاداش میدهند ومجازات میکنند انان به زندگان احتیاج دارند پس باید مایحتاج انان را روی قبورشان بگذاریم "ژاپنی ها برای روح مرد شمشیر و برای روح زن ایینه میگذارند
    خلق دنیا: بعقیده ژاپنی ها جهان بوسیله دو نیرو نرو ماده ایزاناگی وایزانامی بوجود امده است جهان ابتدا دریایی مواج بود تا ایزاناگی از دریا بدر شد واز گوشه چشم خود اموساترا(خورشید والهه ان)را پدید اورد ودر دفعه بعد توکی یومی(ماه وخدای ان) را وسوسانو(طوفان وخدای ان)را خلق کرد واین سه بهمراه هم پادشاهی جهان را دارند
    هرکدام از این 3 دارای بشانه ای هستند آینه وشمشیر نشان اموساترا تیر وکمان نشان توکی یومی وروباه وگرگ نماد سوسانو بودند
    دین شینتو ده ویژگی ومنسک خاص دارد که شامل پرستش خانواده پرستش ارواح اجداد مرده تعهدبه ویژگی های اخلاقی تعلیم صحیح فرزندان پاکیزگی خواندن ارواد
    رقص و آواز مقدس دوشیزه گان (ساکره های ژاپنی) تقدیم هدایا وفدیه به خدایان اعتقاد به برتری ژاپن به تمان ملت ها واعتقاد به اینکه امپراطور ژاپن از نوادگان اموساترا است را شامل میشود شینتو اعتقاد به وجود چندین بهشت وجهنم را داراست ومردگان بر اساس نوع زندگی خود ومرگشان به یکی از انان میروند همچنین به نظر انان کامی ها هر 100 سال یکبار به زندگی باز میگردند
    احتماال شینتو خرافی ترین دین زنده جهان در یک سرزمین متمدن است دریافت خوبی وبدی کاری بوسیله سوزاندن استخوان وکاسه لاک پشت وخاندن خطوط پشت لاک از جمله کار های عادی مردم است یکی از مشتقات مذهب شینتو اییان دلاوری بوشیدو است که برای سربازان ودلاورن این کشور نگاشته شده است مرکز مذهبی ژاپن شهر ایزه است که به شهر معابد معروف است وهمچنین شهر نارا که معبد هزار بودا در آنجاست
    تتمه" اوضاع ژاپن بعد از شکست در جنگ جهانی دگرگون شد دیگر کسی امپراطور را نمیپرستد بازار جادوگران تخته شده وعقاید خرافی تبدیل به کتاب فیلم و بازی شدند فیلم های ترسناکی مثل حلقه و بازی وحشت افرینی مثل رزیدنت اویل(پایگاه شیطان ) و سایلنت هیل (تپه خاموش) شاهکار های ناشی از دین شینتو است(شاید ما هم کمی مرده پرست باشیم رفتن به مزار نیکان خیرات کردن غذا دادن بعد از فوت کسی تلقین کفن دعا وآیه نویسی شده حنوط قرار دادن تربت و وقف کردن مال واموال برای مردگان شاید نشانه های باقی مانده از دوران تابو وتوتم در میان ماست)


    10)بودا
    دین بودایی محصول دوران حماسی تاریخ دهند است بنوعی میتوان بودا را نواده هندوییسم دانست که بنا بر شرایط حاکم بر او باعث برداشت متفاوت او از زندگی تبدیل به ایینی جدید شد بودیسم در هند پدید امد وبنا بر قانون دین مهاجر در سرزمین خودش با بیمهری مواجه شد ولی شروع به مهاجرت کرد ودر چین اسیای جنوب شرق مغولستان تبت افغانستان وحتی شرق ایران پیش از اسلام جایگاه مستحکمی یافت در حال حاضر بودا دین چهارم جهان بعد از مسیحیت اسلام وهندوییسم است نگاهی کوتاه داریم به این دین که رئیسش بدنبال آرامش بود
    زندگی بودا: نام اصلی او سیدارتا یک شاهزاده بنارسی بود پیری در روز تولد او گفت که اگر او مرگ بیماری وپیری را ببیند از دنیا خواهد رفت پس پدرش قصری برایش فراهم کر د ودستور تا هیچ کدام از موارد بالا به این قصر نزدیک نشود بودا در انجا بود تا 23 ساله شد روزی برای شکار به صحرا میرود در راه پیر مردی را میبیند از او شگفت زده سوالاتی میپرسد و میفهمد که عاقبت جوانی پیری است سپس بیماری را میبیند ومیفهمد که سرانجام سلامتی بیماریست در انتها مرده ای را میبیند و در میابد که پایان زندگی مرگ است (طفلک یک نفر هم که در ناز ونعمت است رو ول نمیکنند ) پس شبانه قصر راترک میکند و به دنبال حقیقت زندگی به راه میافتد شش سال در بر و یابان هند شرقی آواره میشود ومشغول به ریاضت وتذهیب نفس میشود اول سراغ برهمن ها میرود اما فایده ندارد در منطقه کایا زیر درخت انجیری به نام بودهی هفت روز متوالی با شیطان میجنگد تا سرانجام نور علم بر او فوران میکند اورا بودا نامیدند که معنای رها شده میدهد او بقیه عمرش را به دعوت مردم پرداخت وشاگردان زیادی پیدا کرد او در سن هشتاد سالگی زیر درختی دیگر جان سپرد درحالی که اخرین کلامش این بود " هر ترکیبی را انحلال است و عاقبت هر کس عدم است" بعد ازمرگ بنا به رسم هندیان جسدش را سوزاندند و خاکستر او را در ده نقطه هند چال کردند که امروزه بر روی هرکدام یک معبد بنا شده است
    بودا یی دین نیست هیچ خدایی را نمیپرستد وخود بودا هم یک پیامبر نیست او یک رهبر ومصلح است کخ راه بیداری ومعرفت را نشان میدهد کتاب مقدس بودایی تریپیناکا(3زنبیل دانش)بزبان سانسکریت است که شامل 3 کتاب است که اولی شامل قوانین رهبانیت دومی شامل راه نجات وسومی شامل مطالب فلسفی وروان شناسی است ایین بودا شامل 4 اصل است اول اینکه جهان پر از رنج است دوم اینکه ریشه رنجها در خواستن ولذت است سوم انکه باید رنج ها را از بین برد واخر ین اصل طریقه ازبین بردن رنج است که شامل تعالیم بوداست هر بودایی باید هشت امر را رعایت کند بخشندگی وطیفه شناسی تسلیم بودن معرفت خواهی دلیری شکیبایی حقیقت پرستی وبی اعتبایی به دنیا را شامل می شود 5دستور دینی دین بودا شامل قتل نکن دزدی نکن عفت مند باش دروغ نگو ومستی نکن است
    مراسم دین بودایی شامل لباس زرد پوشیدن(بیانگر اضطراب) تراشیدن سر و صورت ارامش وتامل درونی وکشکول بدوش گرفتن است(مثل ای کی یو سان)
    نیراناوا: عبارت است ار حالتی که روح به ابدیت میرسد و دیگر طالب هیچ چیز در دنیا نیست هر فرد بودایی در زندگی خود تلاش میکند تا از بند چهار یوغ(یوگا) رهایی یافته و به ارامش نیراناوا برسد که این از طریق ارامش و ریاضت است
    اینگونه مطلب ما هم به اخر میرسد وبه عنوان حسن ختام یک جمله از امام علی(ع):((چون عقل کامل گردد سخن نقصان گیرد)).


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  8. #7
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    11) ادیان امریکای جنوبی بیش از ورود اروپاییها
    قاره امریکای بدلیل دوریا ز سایر قاره های جهان تا قبل از قرن 15 از هرگونه تماس با دینهای قاره کهن مبرا بود برای همین دینهایی ابتدایی در این سرزمین رشد قابل توجهی داشتند در بخش جنوب این قاره با سه تمدن مایا ازتک واینکا به عنوان بزرگترین ادیان این منطقه طرف هستیم هرکدام از این سه تمدن بطور ازاد از هم مشغول پیشرف وگسترش بودند دوتا در مکزیک دیگری در اند با این وجود بخاطر محیط زندگی مشترک ویژگی های دینی این کشورها هم مشترک بوده است
    انه اعتقاد داشتند که دنشا تشکیل شده از سه بخش اسمان سطح زمین و زیر زمین
    که سطح زمین هم به 4 بخش تقسیم شده است و باز هم مانند همه سرزمین های دنیا اینها هم اعتقاد داشتند که کشورشان مرکز زمین وبهترین کشور دنیاست
    شمن ها در این سرزمین ها نقش اصلی را به عنوان رهبران دینی برعهده داشتند وپادشاه هر کشور هم رهبر مذهبی انجا بشمار می امد
    مایا ها ازتک ها واینکا ها بدون شک بهتری ستاره شناسان زمین در عهد خودشان بودند انها علاوه بر مشاهده دقیق سیارات وستاره ها حرکت اسمان را هم بطور دقیق مطالعه میکردند بسیاری از این اجرام اسمانی در طول زمان تبدیل به خدایان انها شدند که دارای قدرت های ماورا الطبیعه هم بودند به احتمال زیاد نوع قدرت ها واعتقاذات در مورد خدایان در هرکدام از این سه تمدن متفاوت بوده است ولی همانند بسیاری از ادیان ابتدایی نوع انه یکسان بوده روز وشب نر وماده و مرگ وزندگی در همه دنیا نمادهایی دارند برای مثال قویترین خدای ازتک ها اومتیوتل (ارباب ومادر قدرت بود )که ترکیبی از دوخدای قدیمیتر اومتکاتلی وامیسلایلاهو بوده است
    همانند بسیاری از جاهای دنیا در این سه سرزمین هم پادشاهان رئیس دینی ورابط خدا با مردم بودند این رهبر های(......مق)خیال میکردند که خودشان هم خدا یا نیمه خدا هستند در انها هم سیستم فئودالی خدایان بر قرار بود هر خدا محدوده خاص خودش را داشت برای مثال برای کشاورزی باید پیش خدای محصول سهام میدادند خدایان ازتکی ویژگی جالبی هم داشتند اگر کسی از انها حمایت نیکرد یا فراموشان میکرد انها ارام ارام ضعیف میشدند ودر نهایت میمردند طریقه حمایت از خدایان ازتکی هم اوردن فدیه انسانی وقربانی کردن انها بود
    بنا برا اعتقادات انها ارواح بعد از مرگ بر پایه رفتار وزندگی خودشان در رنج یا شادی بودند
    اما ارواح پادشان با پارتی بازی تمام با هر رفتاری وهر نوع زندگیی بخاطر اینکه نیمه خدا بودند از همه بیشتر در شدای ولذت بودند
    اطلاعات ما از ادیان باستانی امریکای لاتین از دو را باستان شناسی ومطالب مکتوب بدست میاید منابع مکتوب به سه بخش عمده تقسیم میشود وقایع نگاری اسپانیایی ها از مردم وزندگی مکزیکی ها اینکا ها اطلاعات حکومتی کلنی های اسپانیایی وکارهای حود این مردمان در مورد مایا ها تنها تعدادمحدودی کتابچه وطومار باقی مانده که اطلاعات ذی قیمتی در اختیار ما قرار میدهد متاسفانه هیکدام از مطاالب مایایی مربود به دوره کلاسیک انها (بین سالهای300تا 900 میلادی ) نیست و تماما مربوط به دوران بعد از ان میشود در حال حاضر مطالب عمده اطلاعات ما از طریق سنگ نگاره ها سفالها ومجستمه های مایایی بدست میاد
    مایا ها معتقد بودند که دنیا وزمین در طول زندگی خود بارها ساخته شده ودوباره نابود میشوند اما هر دوره از این ساخت ونابودی دست کم 5000 سال طول میکشد بنا بر تخمین انها دوره فعلی زمین از 3114 قبل از میلاد شروع شده وتا 2012 باید نابود شود انها میگفتند این چرخه ساخت ونابودی تا ابد ادامه دارد وهر دوره زمین هم موفقتر از دوره قبلی است انها دارای تقویم های متفاوتی بودند یک تقویم 365 روزه یک تقویم 260 روزه یک تقویم584 روزه که با گردش زهره هماهنگ است و.... تقویم مایایی علاوه بر کاربرد معمول وظیفه پیشگویی هم برعهده داشتند
    مایا ها معتقد بودند که زمین بر پشت یک مار اژدها قراردارد که در حوضی شناور است
    پشت ماراژدها صاف و دارای 4 بخش بود هر گوشه به رنگی بود سفید برای شمال قرمز برای شرق زرد برای جنوب سیاه برای غرب و سبز برای مرکز اسمان هم 13 تکه بود 7 تا بالا رونده 6 تا پایین رونده (برای حرکت خورشید ) زیر زمین هم 9 طبقه قرار داشت دنیا بوسیله یک درخت سبز در مرکز دنیا بهم متصل شده بود که شاخهایش در اسمان وریشهایش در زیر زمین بود شهر های مایایی که دارای معابد بهتری بودند ممکن بود یک تکه از این درخت را مشاهده کنند که به معبد انها قدرت خارق العاده میداد
    شاختار خانوداگی خدایان مایا شامل چندین خدا والهه متفاوت بد وخوب بود که هرکدام بر بخشی یا چیزی حکومت میکردند برای مثال ایت زامنا الهه مادر این سرزمین بود که او الهه مردم واموختن بود کینیچ اهوا پسر او بود ایکس چل وایکس چاپ هم بخش های جدید وقدیم الهه ماه بودند
    برای مایا ها مسئولیت رهبری دینی جامعه برعهده پادشاه وافراد خاص بود یکی از کارها ی اصلی رهبران جامعه پیدا کردن راز های زمان بوسیله گفت گو با ارواح اجداد خودشان و خدایان بواسطه جذبه واحضار بود وسیله احضار وخوشحال کردن اینان هم معلوم است که خون قربانی بود دیدن خون باعث ایجاد توهم در انسان میشود که امر مهمی برای احضار بود در دین مایا ها خدایان چرخه مرگ و زندگی داشتند بسیاری از سفالینه ها داستان مرگ وتولد دوباره خدایان مایایی را حکایت میکردند در میان انها رسم بود کهپادشاه یا بزرگانی که در جنگ اسیر شده بودند بوسیله دشمان با لباس خدایان ورنگ ابی پوشانده میشدند وبه عنوان قربانی تقدیم میشدند به اسارت گرفتن یک شخص بلند مرتبه وتقدیم او به عنوان قربانی از دلایل اصلی جنگ مابین سرزمین های مایایی بود
    برای بسیاری از مایایی ها دنیای بعد از مرگ جای ترسناکی بود ارواح مردگان به سرزمین زیرین (که به ان دنیای وحشت میگفتند) وارد میشد انجا سرد تاریک بدبو ونمناک بو د وبوسیله حاکمی بد و ترسناک سروری میشد و برای بسیاری از ارواح هیچ راه فراری وجود نداشت تنها اندکی از حاکمان مایایی میتوانستند از مرگ بازگردند و به صورت خورشید ماه و ستارگان در بیایند بدن انها به زیر افق دوباره بالا میامد
    اغاز بازگشت از مرگ بوسیله دو پادشاه ابتدایی مایایی صورت گرفته بود دو برادر دوقلو
    با زیرکی پادشاه زیر زمین را در مسابقه دو شکست میدهند و اندو در ازای این پیروزی تبدیل به صورت های ماه و خورشید میشندند
    بطور کلی مایاها عشق اسمان بودن برای همه اجرام اسمانی قابل دیدن خدایی را تصور میکردند و معتد بودند که پادشاهان از طرف این خدایان منسوب شده اند انها میگفتند در هربار نابودی زمین این خدایان اسمانی میایند ونسل بشر را از نابودی نجات میدهند این ویژگی ورود خدایان از اسمان تقریبآ در تمام ادیان دیده میشود انگار که این پادشاه ها برای رسیدن به اهداف خودشان احتیاج به یک نیروی حامی غیبی هم داشتند خدایی که وضع موجود را تایید میکرد بهترین نوع خداوند بشمار میرفت اصولا نیروهای حاکم بر جامعه از نوع محافظه کار بشمار میاند و تمایل دارند تا دین فرهنگ واقتصاد حامعه را هم بهمین صورت در بیاورند نکته دیگر نوع خدایان اسمانی مایا است مایا ها باری بازگشت خدایان اسمانی تقویم داشتند و منتظر امدن او بوند برایش ساختمان غذا و راه اماده کرده بوند خیلی جالب است انان چرخ نداشتند ولی در سرتاسر قلمرو خودشان راه درست کرده بودند وقتی هم که این خدای اسمان نیامد انها نا امیدانه شهر ها وروستا های خودشان را ترک کردندوناپدید شدند
    ب)ازتک ها
    برخلاف مایا ها مردم ازتک مورد تهاجم فوری اسپانیا قرار کرفتند انها مجبور شدند بسرعت الفبای لاتین را یاد بگیرند و بهیم خاطر منابع مکتوب بیشتری از مردم ساکن مکزیک نسبت به اندی ها بدست امده است
    همانند مایا ها ازتک ها هم اعتقاد به چرخش دایره نابودی وتولید دنیا داشتند اما با یک فرق مهم انها فکر میکردند در پنجمین واخرین دوره تولد دنیا زندگی میکردند انها اینگونه مینامیدنش "پنجمین خورشید" انها میگفتند که بعد از دوره پنجم دیگر تولیدی در کار نیست و با نابودی کامل دنیا حیات پایان میگیرد انها میگفتند نابودی دنیا قابل پیشگیری نیست اما میتوان ان را به تاخیر انداخت ازتک ها خورشید را دوست داشتند خورشید از نظر انها جنگجویی بود که هر روز ددر پهنه اسمان به نبرد با سپاه تاریکی میپرداخت انها میگفتند که تازمانی که این خورشید قوی باشد دنیا هم پایدار است وانها میتوانستند خورشید را تقویت کنند برای تقویت خورشید هم نیاز به یک منبع انرژی بود خون انسا بخصوص خون جنگجویانی که در نبرد به اسارت در میامدند برای ازتک ها جنگیدن و قربانی کردن انسانها یک وظیفه دینی بود که هرگز نباید ترک میشد وزندگی دنیا به ان وابسته بود
    بخاطر متحد بودن با خورشید ازتک ها خیال میکردند که در مرکز دنیا قرار دارند دنیا ازتک ها هم به 4 بخش تقسیم میشد امه این چهار بخش با تقسیمان مایایی متفاوت بود این چار بخش در معبداصلی تنچوتیان پایتخت ازتکها به هم میرسدند معبد اصلی شهر همچنین محل نمود نیروهای فوق طبیعی اسمان و زیر زمین هم بود اسمانها از نظر انها به 13 طبقه تقسیم میشد طبقات پایین مخصوص خورشید ستاره ها وماه بود وطبقات بالا هم متعلق به بادها طوفانها رنگها وخدایان دور بود زیر زمین هم به 9 طبقه تقسیم میشد که همگی ترسناک و خطرناک بودند
    ازتکه مردمی مهاجر به سرزمین مکزیک بودن انها همراه با خودشان خدایانشان را هم اورده بودند و با غلبه به بومی های این سرزمین خدایان انها را هم تصاحب کرده بودند ( در غالب سرزمین ها خدایان سرزمین های مغلوب تبدیل به موجودات دست دوم و یا خدایان شرور بد میشوند ) بهمین خاطر پانتئون خدایان ازتکی مخلوطی از خدایان بومی این سرزمین مثل تلالوک خدای باران خدایان مهاجر ازتکی مثل کواتلیک الهه زمین وهمینطور قهرمانهای اسطوره ای این سرزمین مثل کوئتزالکوتال( مار پردار) و تزکاتلیپوکا (خدای شرور که در اینه دودزا اسیر است) که دوران جدید این سرزمین را رقم زده اند است خدای حامی ازتک ها هویتزیلوپوچتیل (خدای جنگ وخورشید ) است که مدافع جهان ویک خونخوار است معبد اصلی شهر های ازتکی هم متعلق به اوست که در انجا برایش قربانی انسانی میاورند
    پادشاه سرزمین ازتک ها هم باید حتما پسر خورشید باشد او بنا به رسم تمام دنیا رابط جهان مادی ومعنوی هم هست ومهمترین فرد در دنیا هم بشمار میرفت اما اوبندرت برای وظیفه قربانی میامد بجایش راهبان معابد کار قربانی را به انجام میرساندند رییس راهبان بوسیله شورا انتخاب میشد او وظایف مهم مانند ادم کشتن برای خورشید را برعهده داشت راهبان جوان از میان جوانان وبعد از تمرین های مستمر انتخاب میشدند همه کارهای ازتک ها شامل قربانی خون بود برای بعضی از مراسم هم باید خودکشی میشد و شخص خودش را قربانی میکرد ولی در موارد خاص بطور شدید قربانی باید تقدیم میشد برای مثال در 4 روز در سال 1487 میلادی حداقل 10000 اسیر کشته وخونشان فدیه خورشید شد بطور کلی ازتک ها عاشق قربانی کردن انسان بودند و این رسم وحشتناک را در سراسر مکزیک گسترش دادند
    غیر از پادشاهان که فرزند خدا بشمار میرفتند سایر مردم زندگیشان در دنیای ارواح بستگی به نوع مردنشان داشت قربانیان فدیه و جنگجویان کشته شده در نبرد روحشان به خورشید متصل میشد تا او را در نبرد هر روزش یاری کنند بعد از 4 سال انها دوباره به صورت انسان یا پروانه برمیگشتند( پروانه در منطقه مکزیک فروان است واحتمالا این مردم هم انها را توتم خودشان میدانستد ) دختر بچه هایی که در کودکی میمردند هم به خورشید میپیوستند ولی بعد از 4 سال بصورت ارواح خبیثه شبانه بر میگشتند اما ارواح عمده ازتکها به زیر زمین میرفت ویک مسافرت 4 ساله را برای رسیدن به انتهای دنیا شروع میکرد بعد از 4 سال او هم به پایین ترین نقطه دنیا میرسید ودر انجا وارد سرزمین مردگان میشد ودر خاموشی وفراموشی فرو میرفت
    ج ) اینکا ها با وجودی که مردمان ساکن فلات مکزیک نوشتن را بلد بودن ولی آندی ها ان را بلد نبودند( خوش بحال دانش اموزانشان مشق نداشتند) بهمین خاطر تنها 2 منبع مکتوب در مورد انها موجود است هردوشان هم در قرن 17 میلادی نوشته شده ومخلوطی از اسپانیایی وزبان بومی اینکا هاست هیچکدام از نویسنده ها هم اینکا نبودند وردوشان متعلق به قبیله ای بودند که اینکاها شکست داده بودند کتاب 1200 صفحه ای نامه ای به پادشاه که برای پادشاه اسپانیا بوسیله فلیپو گوامان نوشته شده است جالب است بدانید که این کتاب برای مدت 300 سال گم شده بود عاقبت در کتابخانه کپنهاگ دانمارک در سال 1906 پیدا شد منبع دوم هم حساب قدیمی های پرو است که بوسیله جان د سانچز نوشته شده است
    مانند ازتک ها ومایا ها اینکا ها هم اعتقاد به افرینش و نابودی چندباره دنیا داشتند
    اما برایشان تاریخ این افرینش ونابودی چندان مهم نبود در عوض انها اسمان را به تکهای مقدسی تقسیم کرده بودند قسمت حیاتی اسمان بنام هواکا معروف بود تکه هی مختلف اسمان بنا بر نظر اینکا ها دارای دنیاهای حاص خودش با رنگ ها کوه ها و موجودات متفاوت بود در اسمان اینکا ها بینهایت هواکا وجود داشت
    باز هم مانند همه دنیا کوذکو پایتخت اینکایان مرکز دنیا بود ( شده داستان ملا نصرالدین که میگفت مرکز دنیا زیر پای چپ خر خودش است و هر کس باور ندارد میتواند اندازه بگیرد ) بیش از 300 هواکا در اطراف این شهر بود که بوسیله 41 خط بهم متصل میشد که به این خط ها سیکویض میگفتند این خطوط از معبد اصلی شهر خارج مشد تا افق یا فراتر از ان ادامه داشت باز هم مانند ازتکها ومایا ها اینکاها هم دنیا را 4 بخشی میدانستند
    هز کدام از این خط ها یا هوکانا های مقدس هم متعلق به بخش خاصی بود حفاطت از ان هم امری مهم ومقدس بشمار میامد بدین ترتیب سیکوض ها باعث ارتباط میان اقوام میشد اسمان اینکاها هم بالای سرشان و زمینشان هم زیر پایشان بود اما بر خلاف مکزیکی ها جامعه اسمان انها بی طبقه بود ولی در عوض یک جغرافیای خفن داشت مانند زمین اسمان هم چهار بخشی بود که بوسیله راه شیری تقسیم میشد حرکت اجرام اسمان در این 4 بخش هم تقویم کشاورزی واجتماعی انها را رقم میزد راستی سیکوض ها به عنوان نشانه های نجومی هم کاربرد داشتند انگار که انها را براساس محاسبات نجومی کشیده بودند
    مانند سایر تمدن های قاطی اینکاها هم دارای ساختار چند خدایی با روش تقسیم قدرت در میان خدایان بودند طبقه بالای جامعه خدایان اینکه شامل ویروکوکا خدای افرینده انتی خدای خورشید وپدر پادشاه اینکا وایلاپا خدای طوفان واب وهوا میشد سه الهه برتر اینکا هم پاچاماما الهه زمین (مشابه گایا در افسانه های یونانی) ماماکوچا الهه دریا وماماکویلا الهه ماه بودند
    پایه دین و ایین اینکا را مرده پرستی تشکیل میداد اجداد ونیاکان اینکاها بعنوان ارواح محافظ وبدن مرده ها ومقبرشان به عنوان اشیا ومکانهای متبرک ومقدس بشمار میامد بسیاری از هوکا ها هم روج وتوتم جد بزرگ یکی از قبایل یا شهر های اینکایی بشمار میامد بدن پادشاهان مرده به عنوان مقدس ترین هوکا ها در معابد اصلی پایتخت نگهداری میشد اینکا ها هم بدن مردگان خودشان را مومیایی میکرند بدن مومیایی شده پادشاهان قدیم به عنوان واسطه انها با خدایانشان بود وانها بشدت از این مومیایی ها محافطت میکردند
    رهبر اینکا ها مقدس ترین فرد روی زمین بود او که فرزند ماه وخورشید هم بشمار میامد
    اینکا ها به خدایانشان پارچه غذا وگیاهاان خاصی را بعنوان فدیه تقدیم میکردند که مهمترین بخش ان در معبد مقدس شهر اصلی انجام میشد این لباس ویژه باید توسط راهب بزرگ معبد دوخته میشد قربانی انسانی تنها در مراسم مذهبی خاص حاضر میشد که عمدتا بعد از خشکسالی شدید یا بیماری واگیر دار بود معبد اصلی شهر پر از مومیایی بود انها در وضعی قرار داده میشدند که انگار زنده اند شخصی در انجا مینشست وهمانند پیشگوی معبد دلفی به او خبرهایی میرسید( احتمالا بخاطر بوی شدید مرده ها ) این شخص بسیار محترم بود برایش قربانی میاوردند غذایش را تامین میکردند احتیاحاتش را رفع میکردند بیمارانشان را نزد او میاوردند تا شاید بهبود پیدا کند و.........
    اینکاها بهترین دیگاه را نسبت به بعد از مرگ داشتند انها فکر میکرند که ارواح مردگان بعد از مرگ به صورت هوکاه ها وظیفه محافظت از دنیا را بر عهده داشتند انان مگفتند ارواح مردگان از نور خورشید لذت میبرند وعلاقه به خوردن واشامیدن دارند ولی ارواح انسانهای بد به انتهای زیر دنیا میرود جایی که تاریک است وغذایی برای خوردن بجز سنگ نیست
    تتمه: مردمان سرزمین امریکای لاتین دارای اعتقادات خاص خودشان هستند ولی چند مورد بخصوص باید مورد بررسی قرار بگیرد چرا انها چودشان را فرزندان خورشید میدانستند؟ چرا مایا ها و ازتک ها منتظر نابودی دنیا بودند؟ علاقه شدید ازتکها به کشتن بخاطر چه بوده است؟ واینکه چرا اینقدر دین مردم اینکا با دین مصر باستان شباهت دارد؟ معبد ماچوپیچو جرا اینقدر شبیه اهرام مصری است؟ چرا انها هم اجساد را مومیایی میکردند ؟ وچرا همانند مصری ها انها هم خودشان را فرزندان خورشید میدانستند؟


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




برچسب برای این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •