بالا
لامپ رشد گیاه

 دانلود نمونه سوالات کارشناسی ارشد پیام نور با پاسخنامه

 دانلود نمونه سوالات فراگیر پیام نور

 فروشگاه پایان نامه و مقاله


 تایپ متن و مقاله و پایان نامه





 دانلود نمونه سوالات نیمسال دوم 93-94 پیام نور

 دانلود نمونه سوالات آزمونهای مختلف فراگیر پیام نور

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 از مجموع 5

موضوع: جهانى سازى، فناورى اطلاعات و تضاد بين كشورهاى جهان

  1. #1
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    Icon140 جهانى سازى، فناورى اطلاعات و تضاد بين كشورهاى جهان

    جهانى سازى، فناورى اطلاعات و تضاد بين كشورهاى جهان


    بابكسيف - توضيح: مقاله حاضر، برداشتى آزاد، از تحقيقات معتبر انجام گرفته توسط«اى. جى. ويلسون» تحت عنوان «جهانى سازى، فناورى اطلاعات و تضاد بين كشورهاى جهان هاى دوم وسوم» است كه بنا به يافته هاى نويسنده اين سطرها، در آن تغييراتى داده شده است.
    كليه منابعى كه داخل كروشه به آن ها ارجاع داده شده درپايان بخش دوم مقاله در سايت روزنامه خواهد آمد.
    •••
    • مقدمه

    ازآنجا كه هر فعاليتى در حوزه فناورى اطلاعات متاثر از روند هاى جهانى و نيز شرايطحاكم است بنابراين نمى توان بدون داشتن يك تصوير «جهانى» فعاليت ثمربخشىرا پى گرفت. روند هاى متعددى را مى توان در سطح بين المللى يافت كه تاثيرات بسيار زيادى درزندگى بشر امروز دارند.
    اخبار روزانه كه در جهان منعكس مى شود حاكى از تضاد هاىاجتماعى در كشورهاى در حال توسعه آسيايى، آفريقايى و يا كشور هاى از بند كمونيسمرها شده است. اينتضادها در بسيارى از كشورها نظير اسرائيل، بوروندى و يا ليبريا تبديل به حركت هاى قهرآميزشده است. از ديگر روندها، فرآيند جهانى شدن است. جهانى سازى در اقتصاد، توليد و حتى فرهنگ درقالب اين مقوله قرار مى گيرند. در حدود يك تريليون دلار در روز در سراسر جهان جابه جا مى شود و اتومبيلى كه يك فرد در عراقسوار مى شود، مى تواند در برزيل مونتاژ شده باشد كه در ساخت آن حدود ۵كشور ديگر دخيل باشند. بعضى بيكارى هاى محلى مى توانند منشاء جهانى داشته باشند وبعضى اعتراضات سياسى مثلاً در ايران مىتواند داراى اهميت بسيارى براى سران كشور هاى بزرگ باشد.
    روند ديگرى كه چهره جهان را تحت تاثير خود قرار دادهاست، «انقلاب اطلاعاتى» است. اين انقلاب اطلاعاتى ديگر چنان شناخته شده است كه نياز به شرح فراوان در مورد ابعاد آننيست.
    سه «كلان روند» انقلاب اطلاعاتى، تضاد هاى سياسى قومى وجهانى شدن هر يكمى توانند بر آينده جهان تاثير بسيار زيادى باقى گذارند. تصميم گيرىبراى آينده،كاملاً متكى بر اين سه كلان روند خواهد بود. تعامل اين سه روند، مبحث اصلى اين نوشته را بهخود اختصاص مى دهد.
    تحقيقات نشان مى دهند كه بر خلاف ادعاى بعضى ازهواخواهان فناورى اطلاعات، اين فناورى بر روى جوامع با توسعه كمتر تاثيرگذارىكمترى دارد.[۱] در مطالعه ادبيات موضوع فناورى اطلاعات، در بسيارى اززبان هاى غيرانگليسى به عباراتى نظير «خواهد شد»، «ممكن است»، و«بايد»، برمى خوريم. به عبارت ديگر، مطالعات، بيشتر حولآنچه كه قرار است بشود است، تا آنچه كه شده است. نكته ديگر كه به دست آمده آنكه، جامعهبر فناورى اطلاعات مسلط است و برعكس آن صحت ندارد. فناورى اطلاعات يك نيروى مجزا و برتراز جامعه نيست بلكه ابزارى تحت تسلط گروهى است كه در دسترس بودن و تمايل به آن وسيله توزيع قدرت و ثروت در يك جامعه معينمى شود.
    نكته حائز اهميت آنكه، دو مقوله «فناورى اطلاعات بهعنوان رسانه» و«فناورى اطلاعات به عنوان عامل عجين شده با توليد» بايكديگر متفاوتند. مطالعات نشان مى دهند كه دومى تاثيرات بسيار بيشترى بر روى جامعه مى گذارد. به عنوان مثال، توليد تراشه هاىبا سرعت بالاتر تاثيرات عميق ترى برروى شغل و وضعيت اقتصادى افراد نسبت به تلويزيون و فيلم هاىهاليوودى دارند.
    جنبه مهمتر آنكه، جهان گرايى در فناورى اطلاعات، پايههاى حكومتى را هرچهبيشتر از گذشته سست و ناپايدار خواهد كرد و اين به دليل دسترسى مردمبه اطلاعاتى استكه در گذشته تنها مخصوص دولت ها و حكومت ها بوده است. اكنون بررسى اثر فناورى اطلاعات بر زندگى بشر، از بحثسلامت گرفته تا حمل ونقل، از حوزه دفاع گرفته تا آموزش چندان ناشناخته نيست.
    اگر بخواهيم تعريفى از جهانى شدن به دست دهيم مى توانگفت: «جهانى شدن بسطو گسترش كمى و كيفى جريان هاى فعال و نيز عقايد و ايده ها درفرامرزها است.»
    اين پديده مى تواند شامل جريان هاى اقتصادى و يا فرهنگىباشد. البته استدلال هايى نيز وجود دارند كه جهانى شدن را يك مرحله بعد از «بين المللى شدن» در نظر مى گيرند. بعضىديگر تفاوتى بين «بين المللى سازى» و جهانى شدن قائل نيستند.
    در اين بررسى «جهانى شدن فناورى اطلاعات» براى انتقال دوبعد از موضوع بهكار مى رود: جريان بين مرزى از مضامين اطلاعات نظير فيلم، ديسك هاىفشرده، پخشراديويى، نوار هاى ويدئويى و نظاير آن و ديگرى توزيع گسترده سخت افزارى كه به صورت ملى ومنطقه اى توليد، توزيع و مصرف اطلاعات را بر عهده دارد. بنابراين منظور از جهانى سازى در حوزه فناورىاطلاعات به دو بخش مضامين و سخت افزار اشاره دارد.
    يك مفهوم ديگر كه در اين نوشته به آن اشاره خواهد شد آناست كه در بسيارىاز نوشته ها سه منظر مشخص و جدا از فناورى اطلاعات معمولاً بايكديگر يكسان درنظر گرفته مى شوند. اين سه منظر عبارتند از : «فناورى اطلاعات به عنوان رسانه»، «فناورىاطلاعات به عنوان عامل عجين شده با توليد» و در نهايت «فناورى اطلاعات به عنوان محرك تغييراتساختارى».
    استفاده از «فناورى اطلاعات به عنوان رسانه» به اين معنااست كه فناورىاطلاعات را به عنوان يك مضمون در نظر گرفته ايم. تحليلگران سعى مىكنند خبر هاىآشكار و صريح را ارائه كرده و خبر هاى تلويحى را تفسير كنند و آن را از طريق سيستم هاى اطلاعرسانى به مخاطب برسانند. ممكن است براىبسيارى، چنين فعاليت هايى به عنوان اثر فناورى اطلاعات كافى باشداما بسيارى ازكارشناسان تاثير اين اطلاعات بر تصميم گيرى و رفتار مخاطب را به عنوان اثر فناورى اطلاعات درنظر مى گيرند. بررسى اين رفتارها باعث مى شود كه بتوان تعاملات، همكارى ها و يا تشكل هايى كهايجاد مى شوند را ارزيابى كرد.
    «فناورى اطلاعات به عنوان عامل عجين شده با توليد»، اينفناورى را به عنوان يك منبع، همانند سرزمين، نيروى كار و نظاير آن در نظر مى گيرد كه در كنار عوامل ديگر موجب رشد درتوليد و نيز اقتصاد مى شود. فناورى اطلاعات مى تواند در «بازساخت» منابع و نيز دسترسى و توزيعآنها موثر باشد. توسعه سيستم هاى ارتباطى در كشور هاى در حال توسعه يكى از مصداق هاى اين تعريف است.
    منظر سوم، «فناورى اطلاعات به عنوان محرك تغييراتساختارى» است كهنمايانگر ارتباط درونى و بيرونى سلسله مراتب مختلف از سازمان هاىعمومى، خصوصى،دولتى و يا غيردولتى است. اين روابط سبب بازتعريف سازمان ها خواهد شد.
    نكته مهم آنكه، استفاده از مفاهيم مختلف نبايد باعث شودكه اين منظرها ازفناورى اطلاعات با يكديگر اشتباه شوند و بايد توجه داشت كه هر يك ازاين رويكردهامكانيسم هاى مخصوص به خود را به كار مى گيرند.


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  2. # ADS
    نشان دهنده تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    محل سکونت
    -
    ارسال ها
    -

     دانلود نمونه سوالات نیمسال دوم 93-94 پیام نور با پاسخنامه تستی و تشریحی
     

  3. #2
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    • بعضى تلقى هاى مشترك در فناورى اطلاعات

    برخلاف تفسير هاى متنوع در مورد فناورى اطلاعات سئوالات مشتركى وجود دارد كههريك از تفسيرها بايد به آن پاسخ دهند. به عنوان مثال بين «فناورى اطلاعات» و «جامعه» آيا مىتوان اولويت بندى كرد؟ در رشد يك جامعه،«فناورى اطلاعات» بيشتر تاثيرگذار است و يا مشخصه هاىاجتماعى آن؟عده اى كه اولويت را به فناورى اطلاعات مى دهند معتقدندكه اين فناورى يكمتغير مستقل است كه كنش ها، نحوه رفتار، فرآيند ها و ساختار هاىبعدى جامعه راشكل مى بخشد. با توسل به اين عقيده، فناورى رايانه ها در يك كشور و يا سازمان، سلسله مراتباجتماعى و روابط سياسى را تغيير مى دهد.
    در طرف روبه رو عد ه اى با شدت مخالف اين عقيده هستند. آنها بيان مى كنندكه ساختارها و فرآيند هاى اجتماعى است كه اثربخشى فناورى را شدت وضعف مى بخشد.
    دسته سومى نيز وجود دارند كه هرچند اثرات اجتماعى وفناورى اطلاعات رامتقابل در نظر مى گيرند اما بر اين عقيده هستند كه تاثيرات فناورىاطلاعات عميق ترو گسترده تر است. («الوين تافلر» در بين اين دسته قرار مى گيرد.)
    سئوال ديگرى كه مطرح است آنكه، اثرات فناورى اطلاعاتمثبت يا منفى است؟بيشتر مولفان و نويسندگان خوشبين نظير « جورج گايلدر» تاثيراتفناورى اطلاعاترا تقريبا در همه جا مثبت ارزيابى مى كنند. اما ديگرانى هم نظير «استال» نسبت به«مهره مارسيليكون» به خوانندگان خود هشدار مى دهند.[۲] البته رويكرد هاى مختلف كه در ادبيات موضع مطرح هستندنمى توانند يك شرحيكسان از فناورى اطلاعات ارائه دهند.
    يكى از تفسير هاى خلاصه و روشنگر، به وسيله «امانوئلمستنه»، رئيس گروهفناورى دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۶۰ ارائهشده است. وى سه وجه فناورى را معرفى كرد كه اولى عبارت بود از آنكه فناورى يكنعمت ناخالص براى بشر و اجتماع است و موتور هرگونه پيشرفت و توسعه جوامع براى عبور از مشكلات محسوب مى شود و نيز كمك مىكند كه اشخاص از محدوديت هاى موجود در يك جامعه با ساختار پيچيده رها يابند. در واقع فناورى منبعكامياب هاى هميشگى درنظر گرفته مى شود.[۳] دومين تفسير، با توجه به عبارت «نعمتناخالص» چنداناميدوارانه نيست. وى معتقد است كه فناورى مى تواند همچنين خطرى براىزندگى خصوصى وحتى حقوق اساسى انسان امروزى باشد. اين پديده همچنين مى تواند به صورت غيرقابل كنترلى ارزش هاىمادى را حاكم برسرنوشت بشر كرده در گشايش يك جامع ديوانسالارانه و فن سالارانه عقايد و دينافراد را مورد تهاجم قرار دهد. نكته سومى كه «مستنه» بيان مى كند آنكه هر چند فناورى اطلاعات نهايتاً يك فناورى است اماتاثيرات اجتماعى آن مى تواند فراتر از فناورىهاى ديگر باشد. در نهايت وى نتيجه گيرى مى كند كهاين سه منظر (يا تفسير) از فناورى اطلاعات ما را با فهم عميق ترى از رابطه فناورىاطلاعات، تضادهاو دموكراسىدر كشور هاى روبه رشد رهنمون مى شود. يك فناورى نو فرصتى را براى جوامع به وجود مى آورد اما در همان موقعمسائلى را نيز پيش روى جوامع نمايان مى كند. اين دو جنبه از فناورى ملازم و همراه يكديگرند.
    چنين تفاسير خوش بينانه و در عين حال شكاكانه اى نسبت بهفناورى اطلاعات توسط «باربر» و يا «بارستين و كلاين» نيز ارائه شده است.

    • فناورى اطلاعات و جوامع در حال توسعه: يك نظرگاه

    يكتحقيق توسط «كاهين» و «نسان» بيان مى كند كه انقلاب اطلاعاتى بيش از هر پديدهديگرى تاكنون اثر اثربخشى در زندگى داشته است. اين اثربخشى خود داراى كيفيتى منحصر به فرد همبوده است. البته هنوز توافق كمى بر اثرجهانى شدن فناورى اطلاعات در كشور هاى در حال توسعه وجود دارد. دركشور هاى بسيارپيشرفته نظير آمريكا نيز چنين علامت سئوال هايى كاملاً از بين نرفته است. به عنوان مثال باهمه تحقيقاتى كه سال هاى متوالى انجام شدهاست و برخلاف به ظاهر انبوهى از شواهد، يك اجماع دراينكه آيا خشونت هاى به نمايش در آمده در تلويزيون بر رفتار هاى تهاجمى اطفال در آمريكا تاثير داشته است يا خير وجودندارد.[۴]
    بنابراين نبايد چندان تعجب كرد كه جنبه هاى مختلف فناورىاطلاعات بر روابطحاكم بر ملت ها و يا بين ملت ها چندان مشخص نيست هرچند در اين موردسعى و تلاش هاىمتعددى به صورت سازماندهى شده براى اندازه گيرى اثرات فناورى اطلاعات انجام گرفته است.[۵] _ [۶]
    • فناورى اطلاعات و توازن بين تمركز و يا توزيع قدرتآيا فناورى اطلاعات مى تواند توزيع قدرت را افزايش و ياكاهش دهد؟ نويسندگانى نظير تافلر در كتاب«موج سوم» عقيده دارند كه اين فناورى مى تواند يك رابطه مثبت بينشهروندان و حكومت ايجاد كند.[۷] در يك مقاله خوش بينانه، «جان كتز» بيان مى كند كه جريان اطلاعات مى تواند بسيارى از تابوها، هزينه ها و محدوده را بشكند و شنوندگانشهروندان بيشتر شده، كه اين خود به خود منجر به دموكراسى مى شود.[۸]
    بعضى ديگر از نويسندگان از جمله «اسنايدر» بيشتر به جنبههاى مستقيم فناورى اطلاعات بر ساختار اجتماعى از جمله «همايش هاى اجتماعى الكترونيكى» توجه نشان دادهاند.[۹] حتى«اسلاتون» با استفاده از مفهوم «راى گيرى الكترونيكى» راهى براى دخالت بيشتر شهروندان در حكومت ارائه داده است.[۱۰]البته در دهه ۱۹۵۰ اثرمثبت رسانه هاى مكتوب و ديدارى - شنيدارى بر فرآيند دموكراسى بررسى شده است.[۱۱]
    فناورى اطلاعات و گسترش شبكه هاى ارتباطى، به جوامع اينفرصت را مى دهد كهدر فرآيند هاى سياستگزارى و تصميم گيرى مشاركت بيشترى داشته باشند. دسترسى بيشتر بهاين فناورى جوامع را مطلع تر از منازعه قدرت در سطح حكومت مى كند.[۱۲] بعضى شكاكانمعتقدند كه: به نظر مى رسد در مقدار اين تاثيرگذارى تا حدى مبالغه شده باشد.[۱۳] آنها معتقدند كه حكومت ها از فرصتى كه اين فناورى در اختيار آنها گذاشته استمى توانند براى تحكيم خود بهره برند.[۱۴]
    مولفان بدبين و نيز افراطى فناورى اطلاعات بر اين عقيدهاند كه اين فناورىمى تواند تاثير خوب يا بد در حكومت هاى مردم سالار يا اقتدارگرا رابه يكسان داشتهباشد.
    البته دموكراسى مى تواند تحت تاثير اطلاعاتى قرار گيردكه در درون يك كشوردر جريان است. سوق پيدا كردن اين جريان اطلاعات به خارج از مرزها،مى تواند بهتوليد نيرويى براى كنترل حكومت از خارج منجر شود.[۱۵] فناورى اطلاعات مىتواند بر تمركز و يا توزيع قدرت تاثيرگذارد كه اين قانون را مى توان به شكل وسيعى به جوامعتعميم داد.
    «باربر» نشان داده است جهانى شدن فناورى مى تواند روىديگرى داشته باشد. وى بيان مى كند كه فناورى ارتباطات، توانايى تقويت جوامع متمدنرا دارد اما علاوه بر آن ظرفيتى بى نظير براى نظارت و ممانعت از دسترسى به اطلاعات در اختيار قرار مى دهد.[۱۴] البته نويسندگانى نظير «بل» [۱۶]، «تافلر»[۱۷]، «نورا» و «مينك»[۱۸] و «روسنا»[۱۹] ادعا مى كنندكه فناورىباعث توزيع قدرت و اختيار بيشتر شهروندان شده است. اين اجماع در بين آنها وجود دارد كه فناورى هاى نوفرصت مغتنمى را براى سازماندهى داخلى سازمان هاى غيردولتى ايجاد كرده است،[۲۰] به طورى كه بين خودشان و نيز با حكومت، مى توانند ارتباط سودمندترىبرقرار كنند. «گيلدر» نيز از دسته نويسندگانى است كه اعتقاد به اثر مثبت فناورى اطلاعات برتمركززدايى قدرت دارد.[۲۱]
    «كدزى» تاثيرات متقابل فناورى اطلاعات و ارتباطات ودموكراسى را در يكمقاله به عنوان «موج سوم» بررسى كرده است. او از آثار تافلر و «هانتينگتون» كهقبل از او اين عبارت را استفاده كرده اند با اطلاع بوده است.[۲۲]، [۷] وى متذكر مى شود كه هر چند عنوان هاى استفاده شده در نوشته هاى «هانتينگتون» و «تافلر» با يكديگر فرق دارند، اما مفاهيم آنها به طور مثبت با يكديگر همبسته هستند. «كدزى» در نامه اى به «اسكولنيكوف» ازدانشگاه ام اى تى بيان مى كند كه: «فناورى اطلاعات محدوديت هاىزيادى را براىتمركز قدرت سياسى ايجاد مى كند.» بيل كلينتون (رئيس جمهور سابق آمريكا) نيز ادعايى شبيه بهاين دارد كه: «انقلاب اطلاعاتى- ارتباطى، فناورى و توليد، چيز هايى هستند كه دموكراسى راامكان پذيرتر مى كنند.»[۲۲]
    «كدزى» سپس براى بررسى و محك اين فرضيه، تاثير توسعهاينترنت را در فرآينددموكراسى مطالعه مى كند. وى به طور واضح درستى نظريات «تافلر» و «هانتينگتون» رااثبات مى كند و نشان مى دهد كه هرگونه «اتصال ارتباطى»، يك پشتيبانقدرتمند براى دموكراسى است. به عنوان يك متغير مستقل اين ارتباط، همبستگى بسيار زيادى از هر متغير ديگر بادموكراسى دارد.[۲۳] بنابراين به نظر مى رسد، فناورى اطلاعات بر دموكراسى و مظاهر سياسى (پايين به بالا) ازراه هاى مختلف تاثير مى گذارد. به طور خلاصه:
    *تعداد كانال هايى كه افراد مى توانند وجود خود را ابرازكنند توسط فناورى اطلاعات متنوع مى شوند.
    *فناورى اطلاعات باعث گريز از كنترل هاى حكومتى مى شود.
    *فناورى اطلاعات موجب رشد رقابت بين كانال هاى مختلف خواهدشد.
    *اين فناورى باعث تشويق در توليد مضامين و مفاهيم توليدشده توسط گروه هاىمختلف شده، به طورى كه با هزينه هاى ساده تر توليد و با قيمتى ارزانتر توزيع شود.
    اين فناورى به گروه هايى كه داراى ايده آل ها، اهداف وعلايق سياسى مشتركهستند اما داراى فاصله جغرافيايى هستند، مجال تعامل و تفكر مى دهد.
    نتيجه اين روندها نيز توسط اسكولنيكوف پيشنهاد شده استكه فناورى اطلاعات فرصت هاى دموكراسى را گسترش مى دهد.

    • فناورى اطلاعات و توسعه اقتصادى

    بسيارىاز دلايل تضادها در جوامع كمترتوسعه يافته، مرتبط با ساختار اقتصادى آنها است. داشتن اقتصادبر مبناى كشاورزى و يا صنعتى پيشرفته، بر مبناى منابع زيرزمينى و يا مبتنى بر خدمات، بادرآمد سرانه بالا و يا پايين، بر الگوى تضادها و نيز الگوى سياسى تاثير زيادى دارند.
    طبيعت تضاد هاى سياسى در كشور هاى با اقتصاد صنعتىپيشرفته، اتحاديه هاىبا سازماندهى مناسب، منابع توليد متنوع و بخش خدمات معتبر، با اكثركشور هاى بااقتصاد كشاورزى متفاوت است. بنابراين فناورى اطلاعات كه مى تواند بر شكل ساختار اقتصادى تاثيرگذارد، اين تاثيرات را نيز بر تضاد هاىاجتماعى از اين طريق اعمال مى كند.
    البته روابط بين اوضاع اقتصادى، فناورى اطلاعات و همچنينمشخصات اجتماعىچندان ساده نيست. اما «نلسن» در سال ۱۹۹۸ نشانداده است كه نوع رشد از نوع كشاورزى و يا صنعتى است كه مى تواند تاثيرات فناورىاطلاعات را جهت دهد. چندان تعجب آور نخواهد بود اگر متوجه شويم كه كانون توجه، در كشورهاى جهان سوم به تدريج به سوى فناورى اطلاعات و اثرات اقتصادى، سياسى و اجتماعى آن معطوف شده است. توسعه روزافزون و نيز تجارت رو به گسترش، سرمايه گذارى در بخش فناورى اطلاعات در كشور هاى درحال توسعه را شتاببخشيده است. بعضى از مراجع نظير بانك جهانى مدعى هستند كه فناورى اطلاعات مهمترين عامل توسعه است. اينموضوع نه تنها باعث توسعه بهره ورى اقتصاد محلى شده بلكه باعث مى شود كه توان رقابت كشور هاىكمترتوسعه يافته در بازار جهانى ارتقا پيدا كند. «شوير»[۲۴]، « موسا وشوير»[۲۵]، «هانا»[۲۶] و «پول»[۲۷] بر اين عقيده هستند كه فناورى اطلاعات يك عامل اساسى براى رشد و توسعهاقتصادى است.


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  4. #3
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    نكته

    هانتينگتونبه شدت نسبت به ظرفيت هاى فناورى اطلاعات وارداتى از طرف غرب براى تاثير بر رفتار و آراىافراد در ديگر تمدن ها مشكوك است. همچنين بيان مى كند كه دلايل قانع كننده اى براى اثبات اينفرضيه كه سيستم هاى ارتباطى باعث همگرايى آرا و نظرات و عقايد هستند در دست نيست. مايكل ولاهوس نيز بر اين عقيده استكه «سرگرمى ها» باعث تبديل و تغيير در فرهنگ نمى شود. هانتينگتون بيان مى كند كه مردم از طريقارزش هاى خود در مورد آنچه كه در صفحات بزرگ يا كوچك (سينمايى يا تلويزيونى) مى بينند ابراز نظر مى كنند. به عنوان مثالبمباران بغداد داراى انعكاس هاى مختلف در تمدن هاى غربى و اسلامى بوده است.

    برمبناى عقايد «تالرو» اگر «زيربناى اطلاعاتى ملى» يا nii،متشكل از دو بخش شبكه هاى ارتباطى و سيستم هاى اطلاعات راهبردى باشد، در اين صورت اين زيربنا ارزش و اهميت فوقالعاده اى را به توسعه ملى خواهد داد. Nii ابزارى جديد است كه با استفاده ازآن كشورها با مشكلاتى كه در پيش روى دارند دست و پنجه نرم مى كنند. از اين منظر، nii بسيار اساسى تر از مثلاً ايجاد امكانات با پهناى باند زياددر منازل جهت بالابردن درآمد اقتصادىآنها است.[۲۸]
    «تالرو» به عنوان يك متخصص پيشرو در زمينه فناورىاطلاعات و توسعه، سپس به بعضى از چالش هايى كه فناورى اطلاعات در كشور هاىفقير مورد هدف قرار مى دهد اشاره مى كند كه موارد قابل اشاره عبارتند از: جنگ فقير و غنى، كاهش انزوا در محيط هاى روستايى،آموزش بيشتر مردم و حمايت از دوره هاى يادگيرى در طول زندگى، بالابردن كارآمدى حكومت از طريق قابلبررسى و شفاف كردن آن و افزايش اثربخشى در اصلاحات اقتصادى، حفاظت و «ديدبانى» محيط، رشد شركت ها و سازمان هاى كوچك و متوسطو مشاركت در تجارت جهانى.[۲۸]
    به نحو ديگر «هانا، گاى و آرنولد» نشان داده اند كه دربين همه فناورى هاىرو به رشد، بدون شك فناورى اطلاعات بزرگترين تجلى را در اقتصادجهانى داشته ووسيله آن فرآيندها و انتقال اطلاعات با هزينه كم و بهره ورى افزوده، با كيفيت بالاتر در همه بخش هاى صنعت وخدمات نمايان مى شوند. اين انقلاب تنها به بخش اطلاعات ختم نمى شود بلكه به نحو آشكارى در همه بخش ها، موجب انقلاب شده است.[۳۳]
    تمامى فعاليت هاى اقتصادى (نظير كشاورزى، منابعزيرزمينى، بانكدارى، تجارت و حمل و نقل) با سرعت بيشتر و انعطاف ناشى از تمركزبر اطلاعات به جريان افتاده اند كه اين خود سبب تغيير در توليد، توزيع دانش و انديشه در همه حوزه ها و تضعيف مهارت هاىموجود شده و ساختار سلسله مراتبى را با چالش روبه رو خواهد كرد.[۲۹]
    انقلاب فناورى اطلاعات بسيارى از سطوح خرد و كلان را تحتتاثير قرار مىدهد. در سطح خرد، يك شركت و يا يك مزرعه، بسيارى از سلسله مراتب هاكاهش يافته (مخصوصاً شغل هاى ميانى) و فرصت هاى جديد ايجاد مى شوند. همچنين در روابط بين دو شركت و ياسازمان و يا روابط بين شركت و مشتريانش سبب تحول مى شود. روش هاى تجارت الكترونيكى و يا تعاملالكترونيكى داده ها به نحو چشمگيرى حجم هزينه ها را كاهش مى دهند و حتى ممكن است باعث حذف بعضى شغل ها در يك شركت و افزايشموقعيت شغلى در شركت ديگر شوند.
    فناورى اطلاعات سبب صرفه جويى در زمان و غلبه بر موقعيتو فاصله مكانى شدهو باعث مى شود كه تجارت از راه هاى دورتر موقعيت اقتصادى تر بيابد.[۳۰]
    اين فناورى اطلاعات سبب حركت بيشتر شده[۳۱] و همچنين باعث تنوع تعاملات بين اشخاص مى گردد[۳۲] كه هردو اين مشخصات سبب توسعه اقتصادى مى شوند.
    با اين حال بايد به هشدارها در مورد اين فناورى و نيزتوسعه توجه كرد. گاهگسترش اين فناورى براى بعضى از سازمان ها و شركت ها قابل تحمل نيست،زيرا اين گسترشسبب مى شود كه بعضى تغيير ساختار هاى اساسى به سازمان ها تحميل شود، كه بالاخص در كشور هاىكمترتوسعه يافته چندان مورد استقبال قرار نمى گيرد. تنها با قراردادن چند كامپيوتر در يك ساختارقديمى نمى توان سبب بهبود كارايى شد.[۲۶]، [۳۳]، [۳۴]، [۳۵]
    از طرف ديگر هيچ ضمانتى براى تاثيرگذارى يكنواخت فناورىاطلاعات در سازمانها و كشورها وجود ندارد. بنابراين براى غلبه بر اين ناهماهنگى ها و بالابردن كارايى فناورى اطلاعاتنياز به آن است كه آن به نحو مطلوب وهوشيارانه مورد استفاده قرار گيرد. با استفاده از اين ذهنيت پويااست كه كميسيونتوسعه علم و فناورى سازمان ملل(uncstd) توصيه مى كند كه تاكيداتسياستگزارى در كشور هاى كمترتوسعهيافته، بايد بر استفاده از اطلاعات وتغييرات سازمانى جهت ايجاد فرصت هاى يادگيرى و مهارتى بوده به طورىكه يك رابطهمنطقى و اثربخش بين كاربرد هاى فناورى اطلاعات و ارتباطات و اولويت هاى توسعه ايجاد شود.
    يكى از مولفه هاى اصلاحات اقتصادى، آزادسازى اقتصاد است. مخصوصاً آزاد سازى ارتباطات از عوامل مهم اين آزاد سازى و اصلاحات خواهد بود. عقايدى وجود دارند كه كشور هاى درحال توسعه بايد سرمايه گذاران را براى خصوصى سازى صنعت فناورى اطلاعات تحت فشار قرار دهند.[۳۶)، [۳۷]
    اما ديگرانى نيز بر اين عقيده هستند كه مدرنيزاسيون باسرمايه گذارى و خدمات بهتر براى كشور هاى كمترتوسعه يافته بهتر است.[۳۸]

    • فناورى اطلاعات و فرهنگ

    يكىاز داغ ترين مباحث سياسى در تاثيرات فناورى اطلاعات بر جامعه، ايجادارتباطات فرهنگى از طريق اين فناورى است. سئوال اينجاست كه آيا چنين ارتباطاتى وجود دارد؟ در صورتوجود، اين ارتباط قوى يا ضعيف است، اينارتباطات سودمند است يا مضر؟ پاسخ به اين سئوالات در اينجا مورد نظرنيست اما برآنيمكه بعضى از خطوط كلى آن را شفاف كنيم.
    به دليل آنكه فرهنگ براى بيشتر شهروندان و خصوصاًرهبران، مقوله اى مهماست بنابراين حفاظت از آن بسيار اهميت داشته و حتى داراى جنبه هاى سياسى است. شايد اولين بحثى كه بهنظر مى رسد به طور جهانى همه گير شده است حقوق و ظرفيت دولت ها براى حفاظت از فرهنگ و ارزش هاىبومى در مقابل آنچه آنها همسان سازى فناورى اطلاعات با جامعه مصرفى مى نامند است. بسيارى از نقطه نظرات حاكى از آن هستند كهفرهنگ هاى بومى مورد تهاجم وجه جهانى فناورى اطلاعات قرار گرفته اند. نظرات مخالف نيز اذعان مىدارند، به رسميت شناختن حق مردم در انتخاب، مى تواند اثرات مثبتى را بر توليدات فرهنگى نظير سينما داشته باشد. اثرات فرهنگى بهيك سرى از منطق ها و فرضيات مرتبط است. فناورى اطلاعات مفاهيم فرهنگى را درمعرض مفاهيم متعددى قرار مى دهد و تغيير در ارزش ها سبب تغييرات در رفتار خواهد شد كهچنين تغييراتى احتمالاًدر تضاد با فرهنگ و سلامت جامعه بومى خواهد بود. «ونگ» در مطالعات بر كشور هاى آسيايى نشان داده است هنگامىكه شنوندگان (يا مخاطبان) فرصت انتخاب بين برنامه هاى ملى يا خارجى داشته باشند، آنها به نحو چشمگيرى مضامين ملى رابرمى گزينند.[۳۹] البته وى بيان كرده است كه چنين ترجيحى در بين كشور هاىمختلف داراى سطوح متفاوتى است.


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  5. #4
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    از جنبه سياسى نيز اين موضوع در كشور هاى كمتر توسعهيافته بسته به آن استكه حكومت ها چگونه با چالش ها روبه رو مى شوند. بعضى از آنها به شدتدر مقابل مضامينوارداتى محدوديت ايجاد مى كنند و بعضى ديگر نيز براى تشويق به رجوع به فرهنگ محلى سعى در توليد متنوع محصولاتفرهنگى بر مبناى فرهنگ سنتى و با كمك فناورى اطلاعات دارند.
    افراد مشهورى نظير «ساموئل هانتينگتون» و «بنجامينباربر» در اين موردانديشه هاى خود را منتشر كرده اند. هانتينگتون در كتاب معروف خود باعنوان «برخورد تمدن ها و تفسير نظم جهانى» اعتقاد دارد كه شكاف بين يكدولت _ ملت با دولت و ملت ديگر در دوره مدرن در حال از بين رفتن است.[۴۰] زيرا چنين مدل هايى مخصوص زمان جنگ سرد بود. با از بين رفتن بلوك هاى كمونيستى، شكافى كه در صحنه سياست بينالملل رخ نمود، بيشتر در لايه بين تمدن ها وجود داشت. از نظر «هانتينگتون» تمدن هاى اسلامى،هند، بودايى و ارتدوكس از جمله تمدن هاى مبتنى بر دين هستند. وى ديگر تمدن ها را مبتنى بر نوعى رابطه جغرافيايى به صورت تمدنغربى، آمريكاى لاتين، آفريقايى، چينى وژاپنى تقسيم بندى كرد. در جهان هانتينگتون گروه بندى نه گانه تمدنها قديمى تريننوع تقسيم بندى است. امروز (علاوه بر چنين هويت هاى قديمى) بيشتر از فناورىاطلاعات، پول و ايدئولوژى ها، سرنوشت جهان را تحت تاثير قرار داده است. بر طبق نظر وىفناورى اطلاعات بزرگترين حلال مشكلات تمدن ها نيست. با همه اهميت فناورى اطلاعات، آن را تنهاابزارى در دست تمدن ها در نظر مى گيرد و نه سازنده و يا نابودكننده آن.
    وى به شدت نسبت به ظرفيت هاى فناورى اطلاعات وارداتى ازطرف غرب براى تاثير بر رفتار و آراى افراد در ديگر تمدن ها مشكوك است. همچنين بيان مى كند كه دلايل قانع كننده اىبراى اثبات اين فرضيه كه سيستم هاى ارتباطى باعث همگرايى آرا و نظرات و عقايد هستند در دستنيست. «مايكل ولاهوس» نيز بر اين عقيده است كه «سرگرمى ها» باعث تبديل و تغيير در فرهنگ نمى شود.[۴۰] هانتينگتون بيان مى كند كه مردم از طريق ارزش هاى خود در مورد آنچه كه درصفحات بزرگ يا كوچك (سينمايى يا تلويزيونى) مى بينند ابراز نظر مى كنند. به عنوان مثالبمباران بغداد داراى انعكاس هاى مختلف در تمدن هاى غربى و اسلامى بوده است.
    برخلاف چنين عقايدى امور حوزه فناورى اطلاعات مى تواندتوسط نخبگان دستكارى مى شود. زيرا كه اين حوزه يكى از كليد هاى تمدن هاى غربى است كه باعث شود كه در كشور هاىغيرغربى به تقبيح فرهنگ (امپرياليستى) غربى ها پرداخته و افراد به پاى فشارى بر فرهنگ سنتى خودتشويق شوند. به عبارت ديگر، فناورى اطلاعات منبع اصلى خشم و دشمنى مردم غيرغربى برعليه كشور هاى غربى در نظر گرفته شده است.[۴۰]
    يك رويكرد ديگر توسط «بنجامين باربر» در اثر معروفش بهنام «جهاد در مقابلمك جهان» ارائه شده است. همانند «هانتينگتون» وى نيز مبانى مشاهداتخود را بر تعاملو رقابت جوامع و فناورى ها قرار داده است. وى چندان به اثرات چنين شكاف هايى در زندگى بشر خوش بين نيست. دستاوردهاى فناورى، اقتصادى و حتى زيست محيطى باعث شده است كه مردم در بسيارى از نقاط جهان به سمت يك تجمع و يا يكسان سازى در بعضىرفتارها مانند گرايش به «آهنگ تند»، كامپيوترهاىسريع و «غذا هاى آماده» (با سه نماد «ام تى وى»، «مكينتاش» ومك دونالد) تحت فشار قرار گيرند.[۱۴]
    البته حجم درآمد سرانه افراد و اين كه كشورها چقدر تواناقتصادى براى توليد و انتشار اطلاعات بر مبناى فرهنگ ملى دارند مى تواند بر حفظ و تاثيرگذارى اين فرهنگ هابسيار موثر باشد.

    • فناورى اطلاعات: جنگ ها و امنيت ملى

    شكىنيست كه نمى توان از جنبه هايى از فناورى اطلاعات كه بر امنيت ملى كشورهاتاثيرگذار است به راحتى عبور كرد. البته در بسيارى از كشور هاى كمتر توسعه يافته يك رابطهمنسجم و معقول بين اين فناورى و امنيت ملى برقرار نيست.
    در دهه اخير كلماتى مانند «جنگ اطلاعات» و نيز «جنگ ازراه دور» در مقالاتو كتاب ها بسيار ديده مى شوند. چنين ادبياتى نشانگر چند موضوع است. مهمترين موضوع آنكه،فناورى اطلاعات به نحو بسيار مشهودى بر ظرفيت ها و توانمندى هاى جنگى كشورها مىافزايد. اما از طرف ديگر به عنوان يك شمشير دو لبه باعث مى شود كه آشوبگران و نيز تروريست هاابزارى در اختيار گيرند كه تاكنون در دسترس آنها نبوده است. به ديگر سخن علاوه بر ايجاد روابط مستمر بين گروه هاى تروريستى،آنها مى توانند از طريق شبكه هاى اطلاعاتى و ارتباطى به بسيارى از شبكه هاى امنيتى و حتىاقتصادى حمله ور شده و ضايعات گسترده ايجاد كنند.
    در حوزه راهبردهاى كلان، در اين مورد در «كانون هاىتفكر» نظير «بنگاهرند» توجه ويژه اى به اثرات فناورى اطلاعات در امنيت ملى نشان دادهشده است.[۴۱]در كتاب «انقلاب اطلاعات و امنيت ملى» كه توسط «استوارت شوارتزستين» تدوين شده، به ويژه كشور هاى در حال توسعه مورد بررسى قرار گرفته است. وى در كتاب خود «تروريسم سايبر» گروه هاو يا حكومت هاى كشور هاى در حال توسعه را يكى از خطر هاى مهم بر عليه كشور هاى غربى به طور اعم و آمريكا به صورت اخص برشمردهاست. وى در اين مطالعه كشور هاى چين وخاورميانه را با عمق بيشترى بررسى كرده است.
    «آونز» و «ناى» بزرگترين قدرت آمريكا را در قالب «قدرتنرم» و فراتر از «جنگ از راه دور» مدل كرده اند و بر اين عقيده اند كه اين برترىموجب مى شود بسيارى از كشورها و گروه ها خواهان آنچه كه آمريكا مى خواهد، هستند.[۴۲]
    البته مطالب منتشره در مورد اثرات فناورى اطلاعات برظرفيت سازى امنيت ملىچندان متعدد نيستند، اما به نقل از بعضى سخنگويان كشور هاى كمترتوسعه يافته،نگرانى زيادى در آزادسازى بازار بين المللى ارتباطات در جهت تضعيف حاكميت دولت ها در داخل مرزهاى ملى وجود دارد. بسيارى از چنين نگرانى هايى ناشى از قوانين تجارت جهانى است.[۳۸] البته نبايد از نظر دور داشت كه حدود ۹۰درصد ثبت اختراعات توسط تنها ده كشور ثبت و كنترل مى شود، كه بسيارى، آن را مديون توسعه فناورىاطلاعات و نيز تجارى سازى آن مى دانند.

    • فناورى اطلاعات و استقلال

    ازديگر ريشه هاى تضادها و فرهنگ ها، تابع استقلال ملت ها در عصر اطلاعاتاست. البته حجم وسيعى از مطالب منتشره بر اين مطلب تاكيد دارند كه انقلاب اطلاعاتى باعث ضعفاستقلال دولت هاى تقريباً همه جوامع به ويژه در جوامع در حال توسعه شده است.
    استقلال دولت در اين متون به مفهوم آن است كه اعتبار،اقتدار و اثربخشىقدرت حاكمه بر شهروندان و نيز بازيگران قدرتمند بين المللى باعثاقتدار آنان درعرصه بين المللى است.
    جهانى شدن و تهديد آن عليه استقلال از طريق نيرو هاىپايين به بالا و بالابه پايين كه توسط فناورى اطلاعات و ارتباطات ايجاد شده است اعمال مىشود. فناورى اطلاعات زمينه تضعيف دولت ها را از طريق ارتباطات فرامرزى كه شهروندان مىتوانند برقرار كنند ايجاد مى كند كه اين نمونه اى از حمله «بالا به پايين»است.
    به عنوان مثال، كشور هايى نظير مالزى و يا مكزيك دراواسط دهه ۹۰ ميلادى با متصل شدن به شبكه جهانى اقتصاد، متحمل زيان هايىشدند كه كنترلى بر آن نداشتند.


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




  6. #5
    javad jan آواتار ها
    • 28,451
    • 19,067
    مدیر بخش

    عنوان کاربری
    مدیر کل تالار فنی و مهندسی
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    کارشناس کنترل پروژه
    رشته تحصیلی
    مدیریت اجرایی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    11,406
    پست های وبلاگ
    564

    پیش فرض

    در جهانى شدن از «پايين به بالا»، فناورى اطلاعات داراىنقش موثرى است. بازيگران غيرحكومتى نظير «سازمان هاى غيردولتى»، كسب و كار هاىكوچك و افراد، به نحو فزاينده اى اين فناورى را به كار مى گيرند. چون اين فناورى روز به روز ارزان تر مى شود،راحت تر در دسترس قرار مى گيرد. بنابراين براى انتقال «پيام» خود با هزينه كمترى روبه روهستند و اين يعنى داشتن شانس بسيار بيشتر در برقرارى ارتباط با ديگران و نيز ايجاد و دريافت خدماتآسان تر و بهتر) است كه در نهايت سبب افزايش قدرت افراد در تعامل با دولت است.
    اين نظريه با مصاحبه هايى كه «ارنست ويلسون» با بسيارىاز سازمان هاىغيردولتى در غرب آفريقا انجام داده است تاييد شده است.[۱] پايين رفتنهزينه و افزايش حجم توليد در بخش فناورى اطلاعات، سازمان هاىغيردولتى را قدرتمندكرده و حركت هاى اجتماعى، در جهت تضعيف دولت ها با سهولت بيشترى انجام مى گيرد، و جلوگيرى ازانتقال پيام و يا تندكردن قدرت مانور از سوى دولت ها با هزينه زياد صورت خواهد گرفت.[۴۳]، [۱۵]
    چنين تسهيلاتى داراى اثرات متعددى است، زيرا سازمان هاىغيردولتى و ياحركت هاى اجتماعى داراى اهداف متفاوتى هستند. بعضى از بخش هاىغيردولتى به دنبالمثلاً پايين آوردن بودجه دفاعى و بعضى ديگر به دنبال افزايش آن و يا بعضى به دنبال كنترل مواليد وبعضى ديگر مخالف آن هستند. از طرف ديگرارتباطات با سرعت بالاتر تغييرات سياسى را شتاب مى بخشد. به ويژهزمانى كه عكسالعمل و پاسخ صريح دولت در كوتاه ترين زمان مورد نياز باشد. اين موضوع سياستگزاران را وادار بهتصميم گيرى سريع تر و حسابگرى دقيق تر مى كند. اگر واكنش دولت به موقع نباشد در اينصورت مردم از آن نااميد شده و ممكن است واكنش هاى نامشخصى از خود نشان دهند و از طرفديگر اگر اين پاسخ دولت با سرعت ولى بدون فكر باشد سبب پايين آمدن كارآمدى و بالارفتن ريسك سياسى مى شود. نشان داده شده است كهپايدارى دولت ها با توان پاسخگويى مناسب رابطه دارد.[۴۴]
    فراتر از تهديد هايى كه استقلال دولت ها با آن مواجهند،فشار هاى ديگرى برحكومت ها از ناحيه بحران بودجه و «چند صدايى» بودن جامعه وجود دارندكه از طريق گسترشخصوصى سازى و تجارى سازى به ويژه در فعاليت هاى ارتباطى تحميل مى شوند. به طور كلى گسترشخصوصى سازى باعث محدوديت براى دولت ها مى شود.[۴۵] لذا با گسترشفناورى اطلاعات در شركت هاى خصوصى و سازمان هاى غيردولتى، دولت ها مجبور بهتاثيرپذيرى سياست هاى خود از تصميمات و فعاليت هاى آنها هستند. اين مشكل هنگامى بيشتر نمايان مىشود كه سازمان ها و شركت هاى فرامرزى نيز در اين فشار براى تغيير دخالت كنند. (

    • نتيجه گيرى

    دراين مقال، جنبه هاى مختلف كلان اثرات فناورى اطلاعات بر جوامع بررسى شد. نكتهحائز اهميت آنكه بسيارى از مولفين «فناورى اطلاعات به عنوان رسانه» را با « فناورى اطلاعات به عنوان عاملى عجينشده با توليد» يكسان فرض مى كنند. در حالى كه در اين نوشته نشان داده شد كه اين دو بخش داراى جنبه هاى متفاوتى هستند. همچنين متوجه شديم كه پاسخ به سئوالاتى نظير تاثيرات مثبت يا منفى فناورى اطلاعات بر جوامعچندان واضح و در دسترسنيستند.
    به عنوان مثال مقدار تاثيرات جهانى شدن فناورى اطلاعاتبر جوامع تا چه حدىاست؟ پاسخ آن است كه تاثير آن در كشور هاى مختلف در سطوح متفاوتقرار دارند. دركشور هاى در حال توسعه و يا كمتر توسعه يافته اين اثراتكمتر از كشور هاى توسعه يافته است.
    حال پاسخ به سئوال بعدى اندكى ساده تر مى شود كه از بينفناورى اطلاعات ومشخصات اجتماعى كداميك تاثيرگذارى بيشترى بر ديگرى دارد؟ يافته هانشان مى دهند كهمشخصه هاى اجتماعى داراى اثربخشى بيشترى است.
    حال بايد اين سئوال را مطرح كرد كه اثرات فناورى اطلاعاتمثبت است و يامنفى؟ پاسخ كوتاه و صريح مثبت است. پاسخ عميق تر آنكه چنين پديده اىدر بعضى از حوزهها مثبت و در بعضى ديگر منفى است. به عنوان مثال ممكن است در بعضى از مناطق سبب توليد شغل شده، موجب آزادى هاىاجتماعى و سياسى شده و يا سطح آموزش را ارتقا دهد، اما از طرف ديگر ممكن است سبب تضاد هاى اجتماعى شده و يا سبب تغييراتكنترل نشده فرهنگى شود. البته نبايد اين نكته را از نظر دور داشت كه ارزش گذارى مثبت و يامنفى بر مبناى ارزش هاىحاكم بر هر جامعه اى تغيير مى كند.
    از نكات ديگر كه توسط « ريچ» و بعضى ديگر مطرح شده استآنكه، در جهانى شدنفناورى اطلاعات كارمندان و كارگرانى كه آموزش سطح بالاترى دارندكارايى بيشترىپيدا مى كنند و اين در حالى است كه كارگرانى كه متكى بر نيروى بدنى هستند چندان تحت تاثير اينفناورى داراى عملكرد بهترى نخواهند شد. از طرف ديگر فناورى اطلاعات قدرت مانور مردم را براى عكسالعمل، رد و يا قبول پديده ها افزايش مى دهد. اين مورد در كشور هاى توسعه يافته داراى جلوهبيشترى است. البته با افزايشحجم مضامين غربى در سطح سيستم هاى اطلاع رسانى، بدبينى و عكس العمل منفى همراه با عصبانيترا در كشور هاى غيرغربى بر عليه مادى گرايى، فردگرايى غربى و نظاير آن موجب شده است. به طور خلاصه فناورى اطلاعات بسيار فراتراز يك فناورى معمولى بر زندگى امروز تاثير گذاشته است كه بدون هرگونه پيشداورى بايد اثراتمثبت و منفى آن را بر سرنوشت ايران به دقت پيگيرى كرد. چنين فناورى اى موجب تاثيرگذارى بر ديگرروندها است و بنابراين چالشها و فرصت هايى كه اين فناورى در پيش روى قرار مى دهد چندبعدى است.


    اطلسATLAS ( از القاب حضرت عباس به معنی بسیار شجاع )




برچسب برای این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •