بالا
لامپ رشد گیاه

 دانلود نمونه سوالات کارشناسی ارشد پیام نور با پاسخنامه

 دانلود نمونه سوالات فراگیر پیام نور

 فروشگاه پایان نامه و مقاله


 تایپ متن و مقاله و پایان نامه





 دانلود نمونه سوالات نیمسال دوم 93-94 پیام نور

 دانلود نمونه سوالات آزمونهای مختلف فراگیر پیام نور

صفحه 6 از 6 اولیناولین ... 456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 از مجموع 60

موضوع: بیا یه صفحه از این کتاب رو تو بنویس

  1. #51
    mojgan77 آواتار ها
    • 1,034
    • 761

    عنوان کاربری
    مدير بازنشسته بخش پاتوق باشگاه
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    832
    پست های وبلاگ
    20

    پیش فرض

    پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم که ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت کنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم
    تا اينکه يک روز اون اتفاق افتاد..

    حال دختر خوب نبود..
    نياز فوري به قلب داشت..
    از پسر خبري نبود..
    دختر با خودش ميگفت :ميدوني که من هيچوقت نميذاشتم تو قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا کني..
    ولي اين بود اون حرفات..
    حتي براي ديدنم هم نيومدي…
    شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم..
    آرام گريست و ديگر چيزي نفهميد…
    چشمانش را باز کرد..
    دکتر بالاي سرش بود.
    به دکتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دکتر گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.
    شما بايد استراحت کنيد..
    درضمن اين نامه براي شماست..!
    دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاکت ديده نميشد.

    بازش کرد و درون آن چنين نوشته شده بود:
    سلام عزيزم.الان که اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.
    از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري که قلبمو بهت بدم..
    پس نيومدم تا بتونم اين کارو انجام بدم..
    اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.(عاشقتم تا بينهايت)
    دختر نميتوانست باور کند..
    اون اين کارو کرده بود..
    اون قلبشو به دختر داده بود..
    آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره هاي اشک روي صورتش جاري شد..

    و به خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نکردم…
    کاربر مقابل پست mojgan77 عزیز را پسندیده است: MAHBOOBEH

  2. # ADS
    نشان دهنده تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    محل سکونت
    -
    ارسال ها
    -

     دانلود نمونه سوالات نیمسال دوم 93-94 پیام نور با پاسخنامه تستی و تشریحی
     

  3. #52
    mojgan77 آواتار ها
    • 1,034
    • 761

    عنوان کاربری
    مدير بازنشسته بخش پاتوق باشگاه
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    832
    پست های وبلاگ
    20

    پیش فرض

    گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم

    گفتی اگر بيند کسی، گفتم که حاشا می کنم

    گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقيب آيد ز در

    گفتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم


    گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا

    گفتم که با نوش لبم آن را گوارا می کنم

    گفتی چه می بينی بگو، در چشم چون آيينه ام

    گفتم که من خود را در او عريان تماشا می کنم


    گفتی که از بی طاقتی دل قصد يغما می کند

    گفتم که با يغماگران باری مدارا می کنم

    گفتی که پيوند تو را با نقد هستی می خرم

    گفتم که ارزان تر از اين من با تو سودا می کنم


    گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گويم برو

    گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

    گفتی اگر از پای خود زنجير عشقت وا کنم

    گفتم ز تو ديوانه تر دانی که پيدا می کنم

    از: سیمین بهبهانی
    کاربر مقابل پست mojgan77 عزیز را پسندیده است: MAHBOOBEH

  4. #53
    mojgan77 آواتار ها
    • 1,034
    • 761

    عنوان کاربری
    مدير بازنشسته بخش پاتوق باشگاه
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    832
    پست های وبلاگ
    20

    New5 آرزو مي كنم در تنهايي تنهاييت تنها بماني

    تو مي تواني دوستي مرا نپذيري . مي تواني مرا از خود براني . مي تواني روي از من بگرداني و براي هميشه مرا از ديدار خود محروم كني ... منهم مي توانم تو را نبينم . مي توانم روز ها و شبها بدون ديدار تو بسر برم . مي توانم چشمانم را از سر راه تو بگردانم و به سوي تو خيره نشوم . مي توانم زبانم را وادارم تا نام تو را بر خود جاري نكند . مي توانم گوشم را از شنيدن آهنگ صدايت بي نصيب نمايم . ولي ....قلبم.... او ديگر در اختيار من نيست . او تا زنده ام بياد تو خواهد طپيد او در درون خود بخاطر تو خواهد ناليد.


    مگر ترانه هاي آسماني عشاق و سرودهاي ملكوتي دلباختگان بگوش تو نمي رسد؟
    تمام هستي من ، چرا دوستم نمي داري؟
    وسيله اي جز رابطه اي كه قلب ها را به يكديگر نزديك مي كند ندارم. تصور مي نمايم كه گه گاه به كمان احساسات كسي كه مدتهاست او را فراموش كرده اي پي ببري و اندكي او را بخاطر بياوري.
    نمي دانم آيا سزاوارم كه به اين دستاويز اميدوار باشم؟
    مگر نمي گفتي قلب تو جايگاه عشق و آرزوي منست؟
    مگر نمي گفتي نگاه تو مرا به بهشت مي رساند؟
    مگر نمي گفتي زندگاني خويش را براي تو مي خواهم؟
    پس چه شد؟ چرا در تاريكي زندگي رهايم ساختي؟


    فرشتگاني كه سوگند عشق و وفاداري ترا شنيده اند هنوز با انديشه هاي من بازي مي كنند. بلبلاني كه در كنار دلهاي ما نغمه سرائي كرده اند هنوز در گوشه و كنار زمزمه مي كنند و بر دل دور افتاده من سلام مي گويند.
    راستي ، آن همه لطف و پاكدلي به كجا رفت؟ چرا سعادتي كه بر هستي من سايه افكنده بود ، بدين زودي در تاريكيهاي سرشك و اندوه پنهان گرديد؟ مگر ممكن است دليكه به نور عشق و فضيلت ، گرمي و روشني يافته است بدين زودي سرد و خاموش گردد؟
    آيا بياد مي آوري آن روزهاي گذشته و آن عهد و پيمان هايي را كه دلهاي ما را بهم پيوست ؟ بدانگونه كه اگر كسي مي گفت اين رابطه را روزگار برهم مي زند ، بر او مي خنديديم. مگر تو بمن نمي گفتي كه زندگي را دوست مي داري زيرا من زنده ام ؟
    از آنچه بر ماگذشته تو را چيزي نمي گويم....ولي متاسفم بر آن نهالي كه با چه اميدهايش كاشتم و چون زمان گلش ، در رسيد آن گل را باد سوزاني خشكاند. آري غنچه عشق ما نشكفته پژمرده شد. اگر فرشته مي تواند آدمي را كيفر كند اين منتهاي شدت كيفر است.
    اي كاش گذشته را فراموش مي كردم و به دلخوشي پيشين باز مي گشتم . آيا بياد مي آوري آن روز را كه مي گفتي تو اين لبخند را از لبان فرشته ربوده اي ؟ اينك كجايي كه ببيني آن لبخند چه بر سرش امده.


    خداحافظ
    امروز ديگر تو را ترك خواهم گفت . اصرار نكن ديگر نمي مانم. بعد از اين همه كه مرا آزردي حالا در اين دقايق آخر با من مهرباني مي كني؟
    اين اشكهاي گرم و سوزاني كه در چشمانم غلتانست با تو چه مي گويند و از من چه مي خواهند؟ جز اينكه تنها وفاداري را آرزو مي كنند؟ ولي من آنها را مايوسانه از خودم مي رانم چون وفايي در تو نميابم. آري مي روم خداحافظ . دوست دارم دور از تو جان بسپارم تا صداي قهقه خندهايت را بگوشم نشنوم.
    بگذار بروم و از تو فرسنگها دور باشم . نمي دانم به من چه خواهند گفت در حاليكه با دلي شكسته و پريشان باز مي گردم و با تو چه خواهند كرد آن ناز و عشوه هايي كه تو را مجذوب كرده است. بر دل ها آتش مي زني اما باز گناه را به من نصبت خواهند داد و تقصير را بر گردن من خواهند نهاد . راست است كه يك دل و يك عشق تو را كافي نيست. توبايد دلها بسوزي . بدبخت من ، كه جز يك دل و يك عشق نداشتم.
    خداحافظ ، گريه نكن كه باور نمي كنم مرا دوست بداري . شايد اين اشكها بخاطر تنهايي باشد ولي نترس تو را تنها نمي گذارند . اين من هستم كه بايد بگريم . تنها من هستم كه جز تو ندارم ، و تو هم مرا نمي خواهي .
    من بايد آه بكشم و اشك بريزم ولي كجا در تو اثر خواهد كرد؟ مي خواهم بروم ديگر اين سوگندها كه در پيشم ياد مي كني و قسم ها كه پي در پي بر زبان مي آوري نخواهد توانست مرا از رفتن باز دارد .
    فراق تو برايم زياد سخت است زياد ، ولي بيش ازاين تاب بي وفايي و بي مهري هايت را ندارم. كجا برايم عزيز و دوست داشتني تر از كنار تو بود اگر با من كمي مهربان مي بودي؟ حال كه مرا دوست نمي داري ، حال كه با من بي وفايي مي كني ، حال كه من پناه گاهت نيستم ، حال كه.... ديگر خداحافظ .


    آن زمان كه دوستمان مي داشتند ، دوستشان نداشتيم. آن زمان كه قدرمان را مي دانستند ، قدرشان را ندانستيم و آن زمان كه ما را گرامي مي داشتند ، گراميشان نداشتيم . و حال كه به قدر وارزششان پي برديم آنها هستند كه ما را ترك خواهند گفت . زيرا كاسه صبر هر چه قدر هم كه بزرگ باشد سرانجام روزي لبريز خواهد شد.

  5. #54
    mojgan77 آواتار ها
    • 1,034
    • 761

    عنوان کاربری
    مدير بازنشسته بخش پاتوق باشگاه
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    832
    پست های وبلاگ
    20

    Icon Gol دو جای پای نرفته


    دو جای پای نرفته دو سایه یک دیوار

    مرا به دغدغه های شبانه ام بسپار

    به تارهای ظریفی که عشق می بافد

    به زخم های عمیقی که خورده ام بسیار

    به ناتمامی این روزهای بارانی

    به این گلایه که هرروز می شوم تکرار

    رسیده ایم به مرز ستاره ها امشب

    رسیده ایم ولی روز می شود هربار

    ومن برای خودم ازتو شعر می خوانم

    ومن به جای خودم از تو می شوم سرشار

    دو جای پای نرفته به سمت یکدیگر

    یکی به نیت عشق و یکی به قصد فرار

    یکی برای خودش شعر تازه می خواند

    و تند و تند نفس های ممتد و

    - سیگار؟

    : نمی کشم…

    و دو سایه به راه خود رفتند

    وگم شدند در انبوه کوچه و بازار…

    …….

    …….

    دگر چگونه بگویم که دوستت دارم؟

    مرا به هرچه شبیه نگاه خود بسپار

  6. #55
    mojgan77 آواتار ها
    • 1,034
    • 761

    عنوان کاربری
    مدير بازنشسته بخش پاتوق باشگاه
    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    832
    پست های وبلاگ
    20

    Icon Gol شمع...

    کلبه ای قدیمی،شمع سوخته ای را دید که از عمرش لحظاتی بیش نمانده بود. به او پوزخندی زد و گفت:

    دیشب تا صبح،خودت را فدای چه کردی؟


    شمع گفت: خودم را فدا کردم تا که او در غربت شب غصه نخورد.


    خورشید گفت: همان پروانه که با طلوع من تو را رها کرد!


    شمع گفت: یک عاشق برای خوشنودی معشوق خود همه کار می کند و برای کار خود هیچ توقعی از او ندارد زیرا که شادی او را شادی خود می داند


    خورشید به تمسخر گفت: آهای عاشق فداکار،حالا اگر قرار باشد که دوباره به وجود آیی،دوست داری که چه چیزی شوی؟

    شمع به آسمان نگریست و گفت: شمع...دوست دارم دوباره شمع شوم


    خورشید با تعجب گفت:شمع؟؟


    شمع گفت: آری شمع...دوست دارم که شمع شوم تا که دوباره در عشقش بسوزم و شب پروانه را سحر کنم،

    خورشید خشمگین شد و گفت: چیزی بشو مانند من تا که سالها زندگی کنی،نه این که یک شبه نیست و نابود شوی!


    شمع لبخندی زد و گفت: من دیشب در کنار پروانه به عیشی رسیدم که تو در این همه سال زندگیت به آن نرسیدی...من این یک شب را به همه زندگی و عظمت و بزرگی تو نمی دهم.


    خورشید گفت: تو که دیشب این همه لذت برده ای پس چرا گریه می کنی؟


    شمع با چشمانی گریان گفت: من از برای خودم گریه نمی کنم،اشکم از برای پروانه است که فردا شب در آن همه ظلمت و تاریکی شب چه خواهد کرد و گریست و گریست تا که برای همیشه آرامید
    2 کاربر پست mojgan77 عزیز را پسندیده اند . MAHBOOBEH, sevenstar

  7. #56
    sarun آواتار ها
    • 30
    • 26

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شغل , تخصص
    دانشجو
    رشته تحصیلی
    حقوق
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    23

    پیش فرض

    قشنگ نازنین من که تو باشی دیگر از هیچ نگاه هراسانی هراس ندارم

    دیگر از اینهمه هیچ مکدر نمی شوم ودل دل قشنگ دوست داشتن را


    سرمشق دلها می کنم
    2 کاربر پست sarun عزیز را پسندیده اند . MAHBOOBEH, mojgan77

  8. #57
    عکس آواتار ها
    • 5
    • 8

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل تحصیل
    ایران
    شغل , تخصص
    دانشجو
    رشته تحصیلی
    کشاورزی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    2

    پیش فرض

    بشنو همسفر من ،با هم رهسپار راه دردیم،با هم لحظه ها را گریه کردیم،ما در صدای بی صدایی کریه کردیم،ما از عبور تلخ لحظه قصه ساختیم،شاید دراین راه اگر با هم بمانیم،وقت رسیدن شعر خوشبختی بخوانیم
    2 کاربر پست عکس عزیز را پسندیده اند . MAHBOOBEH, mojgan77

  9. #58
    عکس آواتار ها
    • 5
    • 8

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل تحصیل
    ایران
    شغل , تخصص
    دانشجو
    رشته تحصیلی
    کشاورزی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    2

    Icon10

    [quote=عکس;130604]
    بعضی ادمها را باید نخوانده دور انداخت ،بعضی از ادمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند ،بعضی ادمها را باید چند بار بخوانیم تامعنی انها را بفهمیم ،از روی بعضی از ادمها،باید مشق نوشت وازروی بعضی از ادمها باید جریمه نوشت،بعضی از ادمها تیتر دارند،فهرست دارند،وروی پیشانی بعضی از ادمها نوشته اند:حق هرگونه استفاده ممنوع ومحفوظ است.
    کاربر مقابل پست عکس عزیز را پسندیده است: MAHBOOBEH

  10. #59
    عکس آواتار ها
    • 5
    • 8

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل تحصیل
    ایران
    شغل , تخصص
    دانشجو
    رشته تحصیلی
    کشاورزی
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    2

    پیش فرض

    بعضی ادمها را باید نخوانده دور انداخت،بعضی از ادمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند،بعضی از ادمها تیتر دارند،فهرست دارند،از روی بعضی از ادمها باید مشق نوشت، از بعضی باید جریمه نوشت،بعضی ها قیمت پشت جلد دارند،بعضی از ادمها را باید چند بار خواند تا معنی انها را بفهمیم

  11. #60
    MAHBOOBEH آواتار ها
    • 1,324
    • 1,272

    عنوان کاربری
    مدير باز نشسته بخش گفتگوي آزاد و متفرقه
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    3,670

    پیش فرض

    هیچ به فردا نیندیش.فردا اندیشه ای برای خود دارد،رنج هر روز برای آن روز کافیست.
    کوروش کبیر
    در آن سوی این دلتنگی ها خدایی هست...
    که داشتنش
    جبران تمام نداشتنهاست

صفحه 6 از 6 اولیناولین ... 456

برچسب برای این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •