بالا
 دانلود نمونه سوالات کارشناسی ارشد پیام نور با پاسخنامه

 دانلود نمونه سوالات فراگیر پیام نور

 فروشگاه پایان نامه و مقاله




 دانلود نمونه سوالات نیمسال دوم 93-94 پیام نور

 دانلود نمونه سوالات آزمونهای مختلف فراگیر پیام نور

صفحه 2 از 24 اولیناولین 123412 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 از مجموع 238

موضوع: گذر زندگی

  1. #11
    fr.chemi3t آواتار ها
    • 7,477
    • 5,387
    مدير بازنشسته

    عنوان کاربری
    مدير بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    محل تحصیل
    تهران
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    2,486
    پست های وبلاگ
    359

    پیش فرض

    به چی فکر میکنی ؟ به انسانیت مردم جهان ! یا به سهم بزرگت از این دنیای کوچیک



    حذر از عشق میسر بود؟آری! آندم...

    که جهان را بتوان دید به چشمان عدم!!!


    http://www.ayehayeentezar.com/galler...9572229400.gif
    3 کاربر پست fr.chemi3t عزیز را پسندیده اند . baran bala, عاطفه خانم

  2. # ADS
    نشان دهنده تبلیغات
    تاریخ عضویت
    -
    محل سکونت
    -
    ارسال ها
    -

     دانلود نمونه سوالات نیمسال دوم 93-94 پیام نور با پاسخنامه تستی و تشریحی
     

  3. #12
    fr.chemi3t آواتار ها
    • 7,477
    • 5,387
    مدير بازنشسته

    عنوان کاربری
    مدير بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    محل تحصیل
    تهران
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    2,486
    پست های وبلاگ
    359

    پیش فرض

    حذر از عشق میسر بود؟آری! آندم...

    که جهان را بتوان دید به چشمان عدم!!!


    http://www.ayehayeentezar.com/galler...9572229400.gif
    کاربر مقابل پست fr.chemi3t عزیز را پسندیده است:

  4. #13
    fr.chemi3t آواتار ها
    • 7,477
    • 5,387
    مدير بازنشسته

    عنوان کاربری
    مدير بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    محل تحصیل
    تهران
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    2,486
    پست های وبلاگ
    359

    پیش فرض

    می خندم حتی اگر اشک هایم آنقدر باشد تا دنیا را سیل ببرد ....یادت باشد

    سرطان پایان زندگی نیست






    حذر از عشق میسر بود؟آری! آندم...

    که جهان را بتوان دید به چشمان عدم!!!


    http://www.ayehayeentezar.com/galler...9572229400.gif
    4 کاربر پست fr.chemi3t عزیز را پسندیده اند . baran bala, SHaDLiN, عاطفه خانم

  5. #14
    fr.chemi3t آواتار ها
    • 7,477
    • 5,387
    مدير بازنشسته

    عنوان کاربری
    مدير بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    محل تحصیل
    تهران
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    2,486
    پست های وبلاگ
    359

    پیش فرض

    دیـشـب گـرسـنـه بـود
    دخـتـری کـه مُـرد ...
    چـه آسـان بـه خـاک پـس دادیـمـش ؛
    و هـمـسـایـه اش ، زیـارتـش قـبـول ...
    دیـشـب از سـفـر رسـیـد
    مـکـه رفـتـه بـود !





    حذر از عشق میسر بود؟آری! آندم...

    که جهان را بتوان دید به چشمان عدم!!!


    http://www.ayehayeentezar.com/galler...9572229400.gif
    3 کاربر پست fr.chemi3t عزیز را پسندیده اند . baran bala, عاطفه خانم

  6. #15
    fr.chemi3t آواتار ها
    • 7,477
    • 5,387
    مدير بازنشسته

    عنوان کاربری
    مدير بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    محل تحصیل
    تهران
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    2,486
    پست های وبلاگ
    359

    پیش فرض

    اگر مرگ حق تمامی آدم هاست؛


    کاش خوشبختی هم حقشان بود.





    حذر از عشق میسر بود؟آری! آندم...

    که جهان را بتوان دید به چشمان عدم!!!


    http://www.ayehayeentezar.com/galler...9572229400.gif
    3 کاربر پست fr.chemi3t عزیز را پسندیده اند . baran bala, عاطفه خانم

  7. #16
    farzin hp آواتار ها
    • 128
    • 89

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    كارمند
    رشته تحصیلی
    برق صنعتي درجه 2
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    118

    پیش فرض

    کاربر مقابل پست farzin hp عزیز را پسندیده است: baran bala

  8. #17
    farzin hp آواتار ها
    • 128
    • 89

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    كارمند
    رشته تحصیلی
    برق صنعتي درجه 2
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    118

    پیش فرض

    اگه باز بشکنه غرورم پات، میمونم هر روز هر جا باهات
    نگو میری نگو نه من بی تو نمیتونم نه نگو نمیمونم
    اشکام باریدن بر اثر غم،از خواب پریدم با خبر بد
    هر چی قسم بود به اون که نفس بود منو گذاشت و رفت
    منو تو تا الان رشد کردیم،یادته به زمان پشت کردیم
    یادته اون دغدغه هامون، که ما وایستادیم رفت عقربه ها زود
    خاطرات من عاشقانه هست، ولی ظالمانه بست درو با یه نامه رفت
    نقاشیم من تو حواشیم، ثابت مثل یه نقاشیم
    روزها گذشت و که شب شه تو ذهنم، هفته به هفته اون رفته تو فکرم
    این جمعه رفت و شنبه شد، هر چی که رشته بودم من پنبه شد
    اگه باز بشکنه غرورم پات، میمونم هر روز هر جا باهات
    نگو میری نگو نه من بی تو نمیتونم نه نگو نمیمونم
    3 کاربر پست farzin hp عزیز را پسندیده اند . baran bala, fr.chemi3t, RAHA Vampire

  9. #18
    farzin hp آواتار ها
    • 128
    • 89

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    كارمند
    رشته تحصیلی
    برق صنعتي درجه 2
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    118

    پیش فرض

    _سلام
    _سلام
    _چطوری؟
    _خوبم
    _اسمت چیه؟
    _کرشمه
    _چیکار می کنی کرشمه؟
    _دارم فال می فروشم
    _فال می خری؟
    _آره آره یه دونه بده

    اشک حافظ ، کرشمه ، ام سی خاک

    می خوام واست رو کنم از دریای فقر یه چشمه
    دخترک فال فروش پمپ بنزین کرشمه
    دختری که توی این سن تنها کسش حافظه
    به جای دستای پدر توی دستاش حافظه
    دستای سرخ و کوچیک دخترک هفت ساله
    خسته و زخمی و سرده و این برام یواله
    سوالی که جوابشو هیچ کسی نمی دونه
    چرا باید وضع دخترک این جوری بمونه؟
    چرا باید توی پمپ بنزین بکشه انتظار؟
    وسط ماشینایی که پشت هم شدن قطار
    چرا باید زمستونا توی سرما بشینه و
    بخار شیشة ماشینای گرمو رو ببینه
    چرا باید سرشو زمین بذاره گرسنه؟
    تو رخت خوابی از درد و اشک و آه و غصه
    چرا باید برسه به اونجایی که از نیاز
    همه توهینی بشنوه و نکنه اعتراض
    چرا باید سهم اون از دنیا انقد کم باشه
    تموم آرزوی اون یه آغوش گرم باشه
    چرا باید واسه فروش فال کنه التماس
    چون که پولای خورد ما واسه اون مثه طلاست
    پمپ بنزین تعطیله و همه ماشینا رفتن
    کرشمه رو فراموش کردن و آسوده خفتن
    غیر از فال حافظ تو پاکت کسی پیشش نیست
    از اشک حافظ توی پاکت ، پاکت میشه خیس

    _کرشمه اگه الان همین الان خدا بگه اگه یه آرزو داشته باشی بر آورده می کنم
    بزرگ ترین چیزی که الان از خدا می خوای چیه؟
    _یه غذای دست نخورده
    3 کاربر پست farzin hp عزیز را پسندیده اند . baran bala, fr.chemi3t, RAHA Vampire

  10. #19
    farzin hp آواتار ها
    • 128
    • 89

    عنوان کاربری
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    محل تحصیل
    تهران
    شغل , تخصص
    كارمند
    رشته تحصیلی
    برق صنعتي درجه 2
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    118

    پیش فرض

    گفتم بگو به من بگو بگو آرزوت چیه
    توی این دنیای بزرگ بت آرزوت کیه؟
    کی تو دنیا بیشتر از همه چی دلتو برده
    نگام کرد و خندید و گفت یه غذای دست نخورده
    خندید و از تلخیه نگاهش وجودم سوخت
    از تلخیه آرزوش همة تار و پودم سوخت
    جامعة اطرافمون پر از این کرشمه هاست
    لبخند هر کدومشون یه ضجة بی صداست
    دستای من و تو باید اشکاشونو پاک کنه
    حضور ماست که باید غصه هاشونو خواب کنه
    به حرمت صداقت بچگونه تو صداش
    به حرمت ترکای عمیق روی دستاش
    به حرمت چشای از می مصیبت مستش
    به حرمت غزلای حافظ توی دستش
    به حرمت اشکاش که خون روی این دل شده
    به حرمت خاک گونش که از گریه گل شده
    به حرمت قدرتی که خدا به دست تو داد
    به حرمت اون نونی که سر سفرت فرستاد
    کاری نکنید که دل کرشمه ها بشکنه
    یا که دل از فال غزلای حافظ بکنه
    کاری نکنین که از فکر شرافت بیفته
    که به فکر یه کار کثیف و راحت بیفته
    غیر از فال حافظ تو پاکت کسی پیشش نیست
    از اشک حافظ توی پاکت ، پاکت شده خیس

    _حالا فال می خری؟
    _آره عزیزم یه دونه فال بده ، بیا
    _بقیة پولت
    _نمی خوام عزیزم واسه خودت
    _نه نمی خوام
    _مال خودت عزیزم
    3 کاربر پست farzin hp عزیز را پسندیده اند . baran bala, fr.chemi3t, RAHA Vampire

  11. #20
    fr.chemi3t آواتار ها
    • 7,477
    • 5,387
    مدير بازنشسته

    عنوان کاربری
    مدير بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    محل تحصیل
    تهران
    راه های ارتباطی
    تشکر ها
    2,486
    پست های وبلاگ
    359

    پیش فرض

    چـه سـَختــ شُد نـوشتـن مـن...دیگــر قلـم هـم در دستـم نــآز مے کنـَد چــه سـَختــ شد جـآے گـذآرے کلمآتــ کــنآر هـَ ـم
    تــآ کـَسے به ریـشـَم نخنـدد و نگویــد شــآدے!! یـآ نـآرآحتــ!!... و دیگــر چـرآهـآ آغــآز مےشود
    چــرآ هــمه مے پُرسـَند چرآ؟! چرآ همه مے گویند چــــرآ؟! چـرآ همیشه در زنـدگےـ چـرآ هستــ؟!
    بــآز هم کــه گفتـم چـرآ!!!
    دیگــر خُــودم به چــرآ هـاے کـه هیچ پـآسخے دریـآفتــ نکـرده آم عـآدتــ کـَرده ام!
    {شـآید خدآ مے گوید نپُـرس و حرکـتــ کن}
    نـمے دآنـم آز درد بگـویـم یـآ از ظوآهـر زیبـآ...
    بهتـر است دیگر هیچ نگویم تـآ نـَیندیشے در پے کلمـآتم چیستــ!!
    حذر از عشق میسر بود؟آری! آندم...

    که جهان را بتوان دید به چشمان عدم!!!


    http://www.ayehayeentezar.com/galler...9572229400.gif
    کاربر مقابل پست fr.chemi3t عزیز را پسندیده است: baran bala

صفحه 2 از 24 اولیناولین 123412 ... آخرینآخرین

برچسب برای این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •